- The Union Of People's Fedaian Of Iran - http://www.etehadefedaian.org -

آیا باید مخالف تحریم ایران ار جانب آمریکا بود و آیا مذاکره ایران با آمریکا اصولی است ؟ / سیروان هدایت وزری

Posted By admin On شهریور ۱۰, ۱۳۹۷ @ ۶:۳۶ ق.ظ In دیدگاه ها | No Comments

ساختمانبندی تیتراین مطلب با سئولاتی تشکیل می شود که پاسخ دادن به این سئولات ، می توان به خیلی دیگر از سئولات و ابهامات در روابط کشورها با ساختار های گوناگون جواب  داد ،  بویژه اینکه ما به عنوان یک جریان  سوسیالیست و دمکرات چه پاسخی برای این سئولات داریم .

براستی این سئولات و پرسش ها ، هنگامی در مخیله ذهنی ما تداعی می کند ،  وقتی که در مورد مقوله ایی به نام ” برجام “، ” تحریم اقتصادی کنونی آمریکا علیه آیران” ،  “وضعیت نا هنجار و فلاکتبار اقتصادی مردم ایران” ” مداخله نطامی آمریکا ” ، ” تجزیه شدن و شقه شقه شدن ایران ” استثمار و بردگی “  شیطان بزرگ “  ” مداخله جویی ” و  ” بلاخره سلطه گری آمریکا  ” اسم برده می شود همچنانکه مشاهده می کنیم ، این واژه ها هم اینک به ادبیات سیاسی چه از جانب رژیم و اقمارش و چه از جانب اپوزیسیون سنتی راست و چپ جمهوری اسلامی مطرح می گردند و چه بسا اینکه انگار این رژیم  و جریانات هم اینک در بکارگیری این واژه ها خودبخود توافق ضمنی دارند ، اما در عین حال هریک از این آنان از جوانب مختلفی برای پاسخ دادن به این سئولات وارد معرکه می شوند . ولی آنچه که سو، ذهن را بوجود میاورد ،  از این بابت هست ، هیچ تضمینی وجود ندارد ، این واژه ها در آینده به قلمرو سیاسی نیروهای اپوزیسیون سنتی چپ و راست حتی بعد از سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی تبدیل نگردد و مشکل ساز نشود .  در هر صورت قبل از اینکه به پیش بینی ها بسنده کرد ، آنچه که منظور این مطلب نیست  ، قصد در اینجا مخالفت با به کارکیری این نوع واژه ها ست و در عین حال پرداختن به برخی از آنها.

مسئله روابط ایران با آمریکا و شکل و محتوای این روابط قدمت تاریخی طولانی در جامعه ما را تشکیل می دهد و حتی خیلی از خیزش های توده ایی ، افت و خیز های همه جانبه در جامعه ایران خوبخود به شیوه مکانیکی به این نوع روابط بستگی پیدا کرده و تعبیر شده است  ، بطوریکه هر خاطره تلخ و ناگوار جامعه و شاید هر نوع عقب ماندگی همه جانبه این جامعه ، با چالش این روابط همراه بوده است ،  و در عین حال هر حرکت غیر کلاسیک و ناموزون جامعه ، که خود این مسئله هم اینک یکی از معضلات اساسی  جامعه ما  بشمار میرود ، در توجیهه به اصطلاح   ” خود کفاهی ” و استقلال کشور سرنوشت این روابط را رقم زده  در نتیجه  روانشناسی مسلط بر قلمروهای بازار سیاست در جامعه ایران  ، قطع این روابط تحسین برانگیز بوده است . آنچه که پیداست  ، متاسفانه حالت دومی بیشتر پوپولار تر ( همه گیر بودن )  از حالت دومی می باشد .

البته مسئله روابط و یا مذاکره ایران با آمریکا از هنگام به قدرت رسیدن رژیم جمهوری اسلامی ایران بسیار برجسته تر شده است و در خودش معضلاتی را بوجود اورده است خواه نخوا این مسئله یک حالتی را در جامعه بوجود آورده که شاید همه احساس کنند ، که ضد آمریکا می باشند ، بدون اییکه خود عملا در ضد آن باشند .این حالت به نحوی در جامعه آلمان نیز به نوع دیگری احساس میشود هر فرد آلمانی احساس می کند که نسبت به همه برتری دارد و همه احساس می کنند ، یهود ستیزند ، بدون اینکه خود عملا ضد یهود باشند و اما متاسفانه این حالت یهود ستیزی و بر تری طلبی عامه می شود. البته قیاس این دوتاه به لحاظ محتلف شاید ما را از موضوع دورتر کند ، ولی نیش زدن به این نوع شباهت های روانشاسانه شاید مفاهیم را روشن ترسازد .

  آنچه که در مورد برجام می توان گفت ، بررسی وجود قراردادی همانند ” برجام ” و مشابه آن ، بدون یک بازبینی خیلی از پارمتر های سیاسی و اقتصادی در ایران بعد از به چنگ در آوردن قدرت سیاسی از سوی جمهوری اسلامی ناممکن هست از این نقطه نظر ، اساسا چرا معاهده و یا قراردادی همانند” برجام”  باید صورت گیرد و چرا باید هم اینک به لازم و ملزومات تبدیل شود  . اگر جامعه ایران و بویژه فلسفه سیاست در بعد از سال ۵۷  در یک آکس ( شاسی) درستی عمل می کرد ، مثلا روی اکس انقلاب جمهوری  بورژوا – دمکراتیک  در ایران ،  شاید مقوله ایی به نام “  برجام “  در ایران مطرح نمی بود و اگر معاهده ایی صورت می گرفت ، جزئی از بد یهیات بشمار میرفت و به قول معروف در زمره  قرارداد های به اصطلاح اسارتبار قرار نمی گرفت . در اینجا نشانه هایی از  بد و بستان هایی همچون  “برجام”  محصول اش نه یک لغزش دیپلماتیک در روابط ایران با آمریکا  ، بلکه ریشه در منحرف شدن  پروسه قیام و انقلاب در بعد از سال ۵۷  به توسط رژیم جمهوری اسلامی میباشد . از این نقطه نظر ،  چرا باید اساسا ناکامی بودن  “برجام ” و یا اینکه خاتمه یک طرفه آن از سوی آمریکا و اساسا بن بست روابط دیپلماتیک جمهوری اسلامی اشک تمساح ریخت . ما شاهد شادی و پایکوبی مردم ایران در خصوص امضای قرارداد ” برجام  ” بودیم ، با این هدف ،  مردم از بن بستی که رژیم در عرصه دیپلماتیک روبرو بود ، و این بن بست ،  به فلاکت اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی منجر شده بود ، رهایی می یابند و در نتیجه دریچه امیدی برای بهبود بخشیدن به یک زندگی استاندارد بر روی آنان  گشوده خواهد شد و صورت ظاهری جامعه ایران هما نند کشورهای کلاسیک در عرصه بین الملل به طور معمول و روتین در نظر گرفته خواهد شد . اما متاسفانه چنین امید و آرزویی در آغشته با  “جام ذهر” ی که رژیم احساس می کرد که  “نوشیده “  است از هم پاشیده شد و روزنه ها بیشتر از پیش بسته شد .  تجربه پروسه  “برجام “  نشان داد که زمین لرزه دیپلماتیک در حول و حوش  ” برجام “   به خانه خرابی هر چه بیشنر مردم  منجر کردید و در عین حال حکومت  گران رژیم جمهوری اسلامی و کلان سرمایه داران را خوش نشین کرد .

 تا آنجایی که به جنبه های معرفتی قضیه بر می گردد ، حکومت گران معاهده  ” برجام “  را غنیمت شمردند که آزادانه  به این یا آن کشورهای آمریکا و اروپا سفر کنند و پول های به جیب زده را در بازار سکس و عیاشی بکار گیرند و در عین حال  فرزندان خود را در دانشگاه های معتبر بفرستند و با خانواده های پولدار آشنایی سازند .

 تا آنجای که به مسئله سیاسی بر می گشت ، رژیم و از جمله جناح به اصطلاح  ” اصلاح طلب “  کوشیدند ، از نتایج قرارداد ” برجام ” ، موفیقعیت های سیاسی و دیپلماتیک را به حساب خویش و کلیت رژیم واریز نمایند و در عین حال در تحت پوشش این به اصطلاح   “موفقعیت ها “  ، یک جو سرکوب و اعدام ، در شهر ها وبویژه در مناطق عرب ، کرد ، بلوچ و ترک نشین افزایش دهند . هنچنانکه پیدا بود ، در طول  پروسه وجودی  ” برجام ” تعداد اعدام  و سرکوب ها بیشتر شد ، و این بیشترین ها ،  در زیر نقاب  ” برجام “  مستتر گردیدند.

تا آنجایی که به مسئله اقتصادی بر می گردد ، رژیم از قرار داد “  برجام “  نتیجه ایی جز ، ترانسفر و لوجستگی نظامی برای ارتش و سپاه نصیب مردم نکرد . بطوریکه در پروسه  ” برجام ” ، نیروهای دفاعی و تعرضی رژیم در ناشی از قراردادهای کلان با کشورهای صنعتی بازسازی شدند و از طرف دیگر قرارگاه قدس سپاه تعرضات و دخالت گریهای  خود را به حریم کشورهای مجاور افزایش داد . در پروسه برجام ، طبق آمارها ، وضعیت اقتصادی و سامانی مردم نتنها بهبود نیافت ، بلکه بدتر شد ، این مسئله را می رساند ، که فضای خوش نوا بودن  ” برجام “  اگر شنیده اند ولی  به کام و کمال  آنان نبوده است .

در هر صورت ، تجربه  ” برجام “  نشان داد که تحریم اقتصادی از جانب آمریکا ، قبل از همه رژیم را در چنبره واقعیت های سیاسی و اقتصادی  قرار می دهد و نیز  نشان بر این هست که مردم جز فلاکت اعمال شده  چیز دیگری از دست نمی دهند . خیزش های توده ایی در این اواخر و دستپاچه شدن رژیم نشانه از زمینه لرزه های دیپلماتیک به طریق دیگری است و نشان بر این هست که اگر رژیم جمهوری اسلامی تحریم نشود ، به اقدامات دیگری برای بازسازی نیروهای سرکوبگر خود دست خواهد زد و در زمینه سازی یک تحول انقلابی به سود مردم وقفه ایجاد خواهد کرد . برای جلوگیری از این اقدام ، خلع ید سیاسی رژیم در عرصه دیپلماتیک بین المللی توسط مردم و  نیروهای انقلابی سوسیالیست و دمکرات یکی از ضروریات سیاسی  جامعه می باشد  و باید بر این مسئله پافشاری نمود که رژیم جمهوری اسلامی نماینده واقعی مردم ایران نیست و دعوت این رژیم در بازگرداندن به پشت میزها ی مذاکره برای تحقق یافتن قرارداد هایی همچون  ” برجام “  با دوران انقلابی و سرنگونی رژیم در نتاقض می باشد  . برای رفع این تناقض باید خود رائسا وارد مذاکره با امریکا و سایر کشورهای موثر شد تا اینکه فضای ایران از بلاتکلیفی رهایی یابد .

اگرچه تاکنون خیلی از سازمان و گروهها در باب مذاکره با آمریکا فعال بوده اند ، ولی مفاهیم و پلاتفرم این نیروها تاکنون در مغایر با خواست و آمال مردم ایران بوده است . فرض بر این هست که آمریکا خیلی از نیروهای انقلابی و دمکرات در ایران را به رسمیت نشناسد و اساسا این نیروها آلترناتیو آمریکا محسوب نشوند ، ولی بهر حال قدم برداشتن در این راه بهتر از تناقض گویی و پاسیف شدن در نوع براندازی می باشد.

جالب توجه در اینجاست که  خیلی از نیروهای اپوزیسیون سنتی بویژه چپ  ، معیار سیاسی برای براندازی و زمینه های سرنگونی را از دریچه بحران اقتصادی می بینند و بر این باورند ، که چون رژیم جهوری اسلامی با بحران اقتصادی مواجه است ، به همان نسبت سرنگونی اش فراهم می شود ولی از جای دیگر جمهوری اسلامی را دعوت می کنند که به میز مذاکره برگردد و با آمریکا وارد سازش و مصالحه شود ، تا اینکه تحریم اقتصادی روی ایران  (بخوان رژیم جمهوری  ) برداشته شود ، به اصطلاح وضعیت مردم بهبود یابد و یا اینکه به مانعی از به اصطلاح  تک تک شدن ایران تبدیل شود اما خودشان را بصرف تماشگر این سناریو به حساب آورند .

البته تجارب تلخی که از بعد از تحولاتی همچون  ” بهار عربی” در این اواخر بوجود آمد ، خوبخود و به شیوهایی از روانشناسی اجتماعی ، میزان ،  وسعت  مذاکره و اتقاقات با امریکا و سایر دول غربی برای تغییرات سیاسی در این یا آن جامعه از جمله در ایران در ابهام قرار گرفته است و ناشی از این ابهامات ،  هم اینک در ادبیات سیاسی هم رژیم در ایران  و هم اپوزیسیون سنتی ایران در به بکارگیری واژه های فوق الذکر صراحت  بیشتری بخود گرفته است  ، ولی این  تجارب به عنوان یک ” فاکتور فیکس ” در تبادل ها می تواند به خطای سیاسی منجر شود  ، از این  نقطه نظر شاید موقعیت و برآیند سیاسی در ایران بعداز سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی مناسب تر از موقعیت کشورهایی باشد ، که در آنان به قول معروف بهار تحولات ( بهار عربی ) رخ داده است ، ولی این خوشبینی ها منوط بر این هست که کلیت جناح های درون رژیم جمهوری اسلامی جزئی از سنارویوهای سیاسی جامعه در باب مذاکرات  محسوب نگردند .   

                                 

 

 


Article printed from The Union Of People's Fedaian Of Iran: http://www.etehadefedaian.org

URL to article: http://www.etehadefedaian.org/?p=21550

Copyright © 2011 Etehade Fedaian. All rights reserved.