نوشته شده در دیدگاه ها توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

رضا پهلوی : ” کشورمان را پس می گیریم “/ سیروان هدایت وزیری

آقای رضا پهلوی در یاداشتی که در روزنامه  “ایستریت ژورنال و رادیو فردا پخش شده است از اذعان می کند که     ” کشورمان را پس می گیریم ” . آقای رضا پهلوی ابتدا در این یاداشت به یکی از تظاهرات کننده ها در کرج اشاره کرده است و این اشاره به یک مقد مه ای تبدیل می شود که  بتواند حرف اصلی خود را برای مردم ایران بیان کند .  در این یادداشت به این مسئله اشاره می کند ، که شخصی به نام رضا اوتادی ۲۶ ساله  در طی یک تظاهرات در کرج از اینکه شعار ” مرگ بر دیکتاتور ” و ” آخوند باید گم بشه ” مطرح ساخته ، از سوی نیروهای رژیم شناسایی می شود و هنگامی که راهه خانه اش می شود با ضرب گلوله کشته می شود . و همچنین به یکی  نقل نوشته هایی که این جوان در آخرین توئت خود نوشته اشاره کرده است . در این توئت نوشته شده که  ” این جوان خواهان تغییر رژیم ایران ، برای آزادی ،  زندگی بهتر ، آرامش ، امنیت اقتصادی و روانی و خنده های بدون استرس “  بوده است .

آقای رضا پهلوی در یاداشت اش همچنین نوشته است   “جنبش اعتراضی ملی در ایران ، بی عدالتی اجتماعی ، سیاسی و افتصادی زندگی زیر سایه جمهوری اسلامی را تشخیص می دهد و تقبیح می کند و آنها را نشانه های یک بیماری واحد می داند “  در  ادامه یاداشت آمده است ، ” هم میهنان من به دنبال پایان دادن به جمهوری اسلامی هستند نه فقظ به خاطر اینکه رژیمی اقتدارگرا ، فاسد و بی کفایت است بلکه به این دلیل که رژیمی است غیر ایرانی و ضد ایرانی “

در ادامه این یاداشت آمده است ” ایرانیان علاوه بر اینکه آزادی ، عدالت و فرصت می خواهند ، خواهان شکوه افتخار و احترام برای کشورشان هستند . آنها می خواهند جایگاه شایسته خود در جامعه جهانی را  ” پاز پس بگیرند” . در این یاداشت می نویسد ” در یک جمله ، هم میهنانم می خواهند ایران را از جمهوری اسلامی  ” پس بگیرند ” ( تاکید از من)  ” .  در یاداشت آمده است ” من دهه ها از بر قراری یک دمکراسی سکولار در ایران دفاع کرده ام ” و ادامه می دهد ” بعد از سقوط رژیم ، مسیر باید با بر گذاری انتخاباتی آزاد و منصفانه برای تشکیل مجلس موسسان دنبال شود و در نهایت ، باید یک همه پرسی ملی برای بر قراری یک دموکراسی سکولار برسیم که در آن ، حقوق انسانی یکایک شهر وندان تضمین شده باشد ” . در ادامه نوشته داست ” ایران مملو از میلیون ها رضای اوتادی است ، و من مطمئنم که آنها بزودی کشورشان را  ” پس خواهند گرفت” ( تاکید از من)  و آن را دوباره خواهند ساخت ”

در اینجا من به عنوان نه فقط یک فرد سیاسی ، بلکه به عنوان یک شهروند ایرانی وادار می شوم و این حق را نیز دارم  که یاداشت های آقای رضا پهلوی را زیر زربین حقایق سیاسی قرار دهم تا اینکه برایم مشخص شود که آقای رضا پهلوی چه هدف و مرامی را دنبال می کند و اساسا نقل قول های زیرکانه آن نسبت به شخص نامبرده که متاسفانه به علت شرکت در یکی از تظارات ها در کرج جان خود را از دست داده است ، بخاطر چیست . آنچه که آقای رضا پهلوی در این یاداشت نسبت به جامعه ایران و در تحت حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی بیان داشته ، حقیقتی هست که نتنها ایشان ، بلکه هر فرد ایرانی و ایران شناس بدان معطرف ،  و جامعه کنونی ایران را نیز به چالش می کشند ، اما آنچه که به جنبه اثباتی قضیه از جانب ایشان  بر می گردد ، جای تامل و مکث است .

در این یاداشت دو مسئله کلیدی  قابل سئوال از جانب آقای رضا پهلوی خودبخود برجسته میشود . یکی از مسائل ،  ایشان می خواهند  ” ایران را دوباره پس بگیرند ” و دومین مسئله این هست که   چرا هیچ گاه  از واژه  ” جمهوریت”  در این یاداشت بکار گرفته نشده است . شاید اگر ایشان جزئی از سلسله خاندان شاهنشاهی پهلوی نمی بود ، از واژه  ” پس گرفتن “  ها استفاده نمی کرد و با اینکه با توجه به  طرح  کردن جنبه های اثباتی در مورد حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی ،  به جمهوریت اذعان می کرد . از این جنبه جا دارد که مکث بیشتری روی دو واژه صورت گیرد .  آنچه که به واژه  ” ایران را پس می گیریم”  مربوط مبشود ، مفهوم را طوری می رساند  که در سال ۱۳۵۷ به اصطلاح کودتایی علیه خاندان پهلوی صورت گرفته و با این کودتا ، جامعه  ایران از چنگ خاندان پهلوی بیرون  آورده شده و اینک دست کسانی دیگر همانند جمهوری اسلامی قرار دارد  و باید دوباره پس گرفته شود . و یا اینکه منظور اقای رضا پهلوی از مفهوم   “پس گرفتنی ها “  استفاده نموده  ، شاید  اذعان  کند  ، چون رژیم جموری اسلامی ایرانی نیست و ضد ایران هست ، باید ایران را از چنگ رژیم جمهوری اسلامی دوباره  پس گرفت .  من فکر می کنم منطور اصلی در این یاداشت ،  مسئله اولی می باشد نه دومی . آقای رضا پهلوی قیام شکوهمند سال ۵۷ که به سرنگونی رژیم سلطنتی منجر گردید ، یک کودتا ارزیابی می کند و دال بر این هست که از سال ۵۷ به این طرف  ، ایران در یک  واقعه کودتا مابانه ایی  در چنگ رژیم جمهوری اسلامی قرار گرفته است و باید دوباره پس گرفته شود . با یک عمق فکری به این نوع واژه ها ، می توان به قیاس دو واقع تاریخی در ایران از نظر آقای رضا پهلوی رسید ، روانشناسی حاکم بر طرح مسئله ، همانند این هست که کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ و واقعه سال ۵۷ در یک ترازو واقعه تاریخی  قرار دارند . در واقعه اولی در ناشی از  یک کودتای که  به رهبری ارتشبرد زاهدی  علیه دولت دکتر مصدق صورت گرفت  ،  شاه  دوباره زمام امور را بدست گرفت و ایران را از چنگ  دکتر مصدق  بیرون آورد و به اصتلاح ایران دوباره پس گرفته شد ، حال نوبت به دومی خواهد رسید . در حقیقت بکارگیری  ” پس گرفتنی ها “  بیشتر استنتاجاتی از بکارگیری متدولوژی یک کودتا ، و به عبارتی دیگر دست به دست شدن ها از طریق کودتا ست .

اگر آقای رضا پهلوی خود را طرفدار مقولاتی همانند دمکراسی و سکولار معرفی  می کند ، آنچه که در یاداشت اش چندین مرتبه بدان اشاره نموده ،  قبل از هر چیزی می بایست گذشته را مورد چالش قرار می داد تا به این نتایج برسد که نظام سلطنتی در ایران در سال ۵۷  سرنگون شده و برای همیشه به تاریخ پیوسته است ، اگر چه این واقعه تلخ برای ایشان محسوب می شود. در نتیجه ایشان  میبایستی  از این زاویه قضیه را دنبال می کرد ، که قیام  بهمن یک حرکتی بود که مرحله اول ، به سرنگونی سلطنت منجر شد ، اما این قیام تا جایی که می خواست به  مرحله دومی یعنی فرارویی به یک  انقلاب تحول گرا برسد ، از جانب رژیمی مستبد و دیکتاتور همانند رژیم جمهوری اسلامی مسدود شده است  در نتیجه  وظیفه هر انسان آزادیخواه ، دمکراسی طلب و سکولار هست که این سد و موانع  که عامل اش جمهوری اسلامی باد ، از راه برداسته شود تا اینکه راه پیشرفت و سعادت کشور همراه شود .

 البته  موقیعیت  گنگ و حساس جامعه و خیزش هایی که مرتبا در این یا آن سویی از ایران رخ داد ، هر شخص صاحب نامی را بخود جلب  کرد .  از این جنبه که در این اواخر ، این  خیزش ها با توجه به نبود یک الترناتیو مقتدرانقلابی در مقابل رژیم ،  خیلی از شعار ها ، از جمله طرفداری از نظام گذشته و همچون افرادی همانند رضا پهلوی مطرح شد ، اگرچه طرح این شعارها محدود به قشر و طبقه معیین بود ولی  بالاخره برای مطرح شدن آقای رضا پهلوی در بازار سیاست کافی بود .

آقای رضا پهلوی همانند شخصیت ها و جریانات سیاسی محق هست که در تعیین سرنوشت ملت ایران دخالت داشته باشد ولی متضمن بر این هست به واقعه های تاریخی در ایران واقف بوده و بویژه قیام مردم ستمدیده ایران  در سال ۵۷علیه نام شاهنشاهی را پذیرا شود، که در این قیام ، نظام شاهنشاهی در ایران نه با کودتا ، بلکه با یک شورش همگانی عموم مردم  خاتمه و به اتمام رسید . فکر بر این هست که اگر آقای رضا پهلوی به این مسئله اعتراف کند ، همانند جریانات دیگر سیاسی به جمهوریت خواهد رسید و خودبخود از خیلی از ابهامات و سئولات پرهیز می شود  

واژه هایی همچون دمکراسی ، سکولار و مجلس موسسان  که اقای رضا پهلوی بکار می گیرد ، با توجه به اینکه  نقد نظام سلطنتی در ایران نرسیده ،  پوچ و بی معنی خواهد بود و اساسا نقطه نظرات ایشان با پروسه انقلابی مردم ایران ناسازگار می باشد . در حقیقت نظرات و گرایشات مسلط بر جامعه ایران ، ابتدا سیستم حاکمیت جمهوری میباشد و مردم  اکثزیت جریانات سیاسی مترقی  الحق به این نتیجه رسیده اند که تاریخ بر گشت ناپذیر است و با هر گونه مکانیرم سلطنت مابانه همانند ، سلطنت گذشته و هم اینک سلطنت مابانه  مذهب مخالف هستند .         

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>