نبرد ایران و ترکیه با شمشیرهای مقوائی / ژان میشل مورل / لوموند دیپلوماتیک

تنش در سنجار

اما ، در سال های اخیر اوضاع تغییر کرد با درگیری در منطقه سنجار عراق و سپس با بحران قره باغ علیا. شهر مشهور سنجار ، در شمال غربی موصل ، مکان مقدسی برای یزیدیان ، اقلیتی کرد است که مذهب آنها ریشه دراساطیر ایرانی دارد. در سال ٢٠١۴ ، جهادگران سازمان دولت اسلامی (داعش) با کافر دانستن آنها، هزاران مرد ایزدی را کشتند و زنان و کودکان را به بردگی گرفتند. مبارزان حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) پس از آزادسازی منطقه از حضور جهادی ها، به ایجاد شبه نظامیان خودمختار یزیدی کمک کردند. سپس پ.ک.ک همانند کوهستان قندیل در شمال شرقی کردستان عراق ، در سنجار ماند.

در ماه ژانویه ، درچارچوب تلاش ترکیه برای برقراری روابط خوب با عراق و دولت اقلیم کردستان (KRG) ، هولوسی آکار وزیر دفاع ترکیه از دو پایتخت بغداد و اربیل بازدید کرد. پس از بازدید ، رجب طیب اردوغان رئیس جمهور در مورد سنجار هشدار داد: « ما می توانیم یک شبه در آنجا نیرو پیاده کنیم.» این فرضیه از آنرو بیشتر محتمل است که در ١٠ فوریه ٢٠٢١ ، ارتش ترکیه در تلاشی ناموفق در منطقه گارا (همچنان در شمال عراق) برای آزاد سازی سربازان و اعضای سرویس مخفی ترکیه که زندانی پ.ک.ک بودند، با شکست مفتضحانه ای روبرو شد که با مرگ ١٣ زندانی پایان یافت.

در پاسخ به این تهدید ضمنی مداخله از سوی ترکیه ، اصحاب الکهف ، شبه نظامیان شیعه مورد حمایت ایران ، خواستار این شد که « ترکیه اقدامات خصمانه خود را متوقف کند. ما انتظار داشتیم که ترکیه خروج خود از خاک عراق را کامل کند ، نه اینکه نفوذ خود را افزایش دهد. » اصحاب الکهف ترکیه را در صورت حمله تهدید به تلافی و ویدئویی از موشک های آرش ساخت ایران پخش کرد.

برای ایرانیان ، منطقه سنجار با توجه به پروژه بزرگی برای ساخت بزرگراه متصل کننده تهران به مدیترانه ، راهبردی است. این بزرگراه قبل از بالا رفتن به سمت سنجار و رسیدن به سوریه، از استان دیالی در ۶٠ کیلومتری شمال بغداد عبور می کند و پس از عبور از مرز ، تا قامشلو و سپس کوبان ادامه یافته ، از شمال حلب عبور می کند و به بندر لاذقیه ختم می شود.

ترکها ، به نوبه خود ، سنجار را یک نقطه اتصال در شمال عراق بین قندیل ، پایگاه پشتیبانی پ.ک.ک و روژاوا در سوریه می دانندکه در دست نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) است و حزب اتحاد دموکراتیک (PYD) در آنجا نیرو و نفوذ دارد. استان نینوا همچنین سرزمینی است که شبه نظامیان شیعه الحشد الشعبی (واحدهای بسیج مردمی ، UMP) در آن حضور دارند. مداخله با نیروی هوایی ، هواپیماهای بدون سرنشین مانند گارا و نیروهای زمینی به آنکارا اجازه می دهد که با یک سنگ دو نشان را بزند.

پرونده مسموم قره باغ علیا

به مناسبت جنگ در قره باغ ، با فرستادن چند صد مزدور برای ایستادن در کنار آذری ها و همچنین هواپیماهای بدون سرنشین TB2 شرکت بایکار که دامادش ریاست آنرا بعهده دارد ، اردوغان توانست حضور خود در قفقاز را تثبیت کند و به لطف ایجاد یک راهرو بین منطقه آذری نخجوان و آذربایجان ، نوعی تداوم ارضی و ارتباط سریعتر بین دریای سیاه و دریای خزر، انتقال آسانتر گاز آذربایجان به اروپا از طریق خط لوله گاز ترانس آناتولی (Tanap ) را ممکن سازد. همچنین وی با این استدلال که ترکها و آذریها یک ملت واحد تقسیم شده بین دو کشورند ، در لفاضی های نئو عثمانی کوتاهی نکرد. یک اقلیت بزرگ آذری در ایران زندگی می کنند. آنها که ٢۵٪ از مردم ایران هستند ، نقش عمده ای در دولت ، ارتش ، اقتصاد ، فرهنگ و مذهب بازی می کنند. رئیس جمهور ترکیه برای تاکید بر مواضع اش شعری را خواند که ایرانیان آن را شعری برای آذربایجان ایران با اکثریتی آذری زبان دانستند. از این رو سیل اعتراضات از طرف تهران سرازیر شد.

رئیس جمهور ترکیه که با اصلاح قوانین در ژانویه ٢٠١٧ از اختیارات کامل برخوردار شده ، از نظر نظامی در کشمکش های شدید منطقه ای درگیر است (لیبی ، سوریه). مفهوم «میهن آبی» ، (Mavi Vatan) که توسط برخی از دریاسالار های وی ابداع شد ، او را به تقویت ناوگان دریائی ترکیه (که آخرین مانور آن در دریای اژه دقیقاً «Blue Homeland-2021» نامیده شد) واداشت و زیر سوال بردن منطقه اقتصادی انحصاری (EEZ) یونان در شرق مدیترانه ، که غنی از هیدروکربن است. پیروزی اخیر نامزد او در انتخابات جمهوری ترک قبرس شمالی (TRNC) – که توسط سازمان ملل به رسمیت شناخته نشده است – ، به اردوغان اجازه داد که به هر گونه فرضیه اتحاد مجدد جزیره پایان دهد و راه را برای الحاق کامل به ترکیه هموار کند.

الحاق خزنده منطقه عفرین

این تمایل به گسترش سرزمینی ترکیه قبلاً نیز در سال ٢٠١٨ تأئید شده بود. ارتش ترکیه طی عملیات «شاخه زیتون» علیه اعضای ارتش آزاد سوریه (ASL) تا عمق ٣٠ کیلومتری در خاک سوریه جلو رفت و با تصاحب منطقه عفرین از طریق پاکسازی قومی و خشونت علیه کردها که از قرن ١٨ در آن ساکن بودند، ١٣٠ هزار نفر از آنها را مجبور کرد به حلب پناه برند. عرب ها و ترکمن ها جای آنها را گرفتند و کسانی که باقی ماندند در سرزمین خود اقلیت شده اند. « پرچم ترکیه بر فراز ساختمان ها به پرواز در می آید ، مدارس به زبان های عربی و ترکی آموزش می دهند ، شبکه های برق و تلفن به شبکه های ترکیه متصل هستند. امامان و مبلغین مساجد توسط اداره امور دینی (دیانت) ترکیه منصوب می شوند و از آن حقوق می گیرند. لیر ترکیه به واحد پول مبادلات تجاری تبدیل شده است»(١). به تدریج ، منطقه عفرین به سمت وابستگی اداری به فرمانداری ختای در ترکیه در حرکت است ، یعنی سنجاک سابق اسکندرون سوریه که در سال ١٩٣٩ ، با توافق فرانسه و انگلیس ، آنکارا بر آن دست گذاشت.

عراق نیز با اشتهای اردوغان غریبه نیست. نه تنها منطقه سنجار ، بلکه شهرهای موصل و کرکوک نیز مورد توجه آنند. در سال ١٩٢۵ ، رأی جامعه ملل (جامعه ملل) که ولایت موصل را بیشتر به عراق متصل می کرد تا ترکیه ، توسط مصطفی کمال آتاتورک، اولین رئیس جمهور ترکیه مدرن و سپس توسط جانشینان وی مورد اعتراض قرار گرفت. اردوغان در جریان افراط و تفریط های مورد علاقه اش و با موضوع «میهن گمشده» ، مرتباً به این اعتراض اشاره می کند و ادعای الحاق ولایت موصل به ترکیه را دارد ، منطقه سنی ای که امروز ، پس از آزادی از چنگال داعش ویران شده است و بزرگترین مرکز نفتی عراق ، کرکوک ، در آن قرار دارد .

هدف های آنکارا در موصل

علاوه بر این ، همانطور که فهیم تساتکین در المانیتور خاطرنشان می کند: « حزب عدالت و توسعه تمایل داشت موصل را در چارچوب اداری عثمانی ببیند – یعنی ولایت موصل ، متشکل از مناطق موصل ، کرکوک و سلیمانیه. به عبارت دیگر ، سلیمانیه ، اربیل و دهوک ، سه منطقه ای که امروز کردستان عراق را تشکیل می دهند ، از دید آنها بخشی از استان موصل عثمانی بودند».

این «چشم انداز» اختلافات قدیمی در مورد مرزهای ترکیه و عراق را با وارد کردن کردستان عراق به آن به میزان قابل توجهی تغییر می دهد. واضح است که برای آنکارا ، تقسیم عراق یک گزینه است. امری که قبلاً نیز دو بار بطور خیلی جدی مورد بررسی قرار گرفته است. در سال ١٩۵٨ ، زمانی که عراق و اردن برای ایجاد اتحادیه دو کشور تلاش کردند و در سال ١٩٩١ که ایالات متحده عملیات طوفان صحرا را علیه صدام حسین انجام داد. اما هر دو بار واشنگتن به آن چراغ سبز نشان نداد.

بعلاوه ایرانی ها در حال حاضر در موصول در موقعیت قدرت قرار دارند که به لطف شبه نظامیان شیعه عراق است که پس از شرکت در آزادسازی شهر در سال ٢٠١٨ ، در آنجا باقی ماندند. جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران در مواجهه با چنین سناریویی در بیانیه ای در تاریخ ٢١ فوریه اعلام کرد: « ما حضور نظامی ترکیه در عراق و سوریه را رد می کنیم و معتقدیم که این کار اشتباه است.» که علیرغم فرمول دیپلماتیک سنجیده آن ، فقط می تواند به عنوان یک هشدار قوی برای آنکارا ارزیابی شود.

رویاهای عظمت در آسیای میانه

در سال ٢٠٢٠ ترکیه پان ترکیسم (یا گراند توران) را دوباره فعال کرد ، پروژه اتحاد ترک زبانان آسیای میانه که ارثیه ملی گرایانه و نژادپرستانه انور پاشا ، وزیر جنگ امپراتوری عثمانی در طول جنگ جهانی اول ، که یکی از محرکان نسل کشی ارامنه بود. با تحریک طرفداران خود با اشاره به «سیب سرخ» (Kizil Elma) ، اردوغان می داند که در حال بازی با نماد اصلی سلطه ترکیه در آسیای میانه است که براساس یک شبه همگنی قومی-زبانی ، آذربایجان ، ترکمنستان ، ازبکستان ، قرقیزستان و قزاقستان را تداعی می کند.

در سال ١٩٩٢ ، از طریق نهاد دولتی آژانس همکاری ترک زبان (Isbirligi ve Kalkinma Ajansi ، TIKA) ، ترکیه اقدام به مشارکت در سیاست های فرهنگی ، آموزشی ، تجاری و انرژی بین این کشورها کرد. مسکو ، با توجه به اینکه این کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق به حوزه نفوذ آن تعلق دارند ، مخالفت خود را به شدت به آنکارا فهماند. اما چهل سال بعد ، توازن قوا دیگر همانگونه نیست. و پان ترکیسم امروز (که اویغورها را رها می کند زیرا با چین «business is business» ، «تجارت تجارت است») می خواهد ، فراتر از پنج کشور ذکر شده ، با ایجاد نگاهی محافظانه به تاتارهای کریمه و مسلمانان بالکان دوباره ظاهر شود.

همانطور که می بینیم ، جاه طلبی های «سلطان استانبول» کم نیست. آنها همچنین در خدمت مخفی کردن وضعیت داخلی هستند که در آن تورم ، بیکاری ، کاهش قیمت لیر ، اعتراضات دانشجویان ، اقدامات امنیتی تقویت شده ، حبس نمایندگان منتخب کرد حزب دموکراتیک خلق ها (HDP) وضعیتی در غلیان را بوجود آورده است. وی همچنین با کاهش محبوبیت اش مواجه است در حالی که انتخابات ریاست جمهوری نزدیک می شود و شهردار های استانبول و آنکارا کاندیداهای بالقوه بسیار معتبری برای آن هستند.

در مقابل این وضعیت انفجاری ،تکیه بر اعتلای واقعیت دینی به عنوان عنصری از هویت ملی همچنان ادامه دارد و در سال ٢٠١٩ ، با تحقق پروژه ٩٠ میلیون دلار ی(٧۵.۴٢ میلیارد یورو) ساختن مسجد چاملیکا ، بزرگترین در ترکیه، تجلی یافته است. و اخیراً ، با تبدیل ایاصوفیه به یک مکان عبادی ، خاطره سال ١۴۵٣ را زنده کرد. زمانی که برای اولین بار ، که یک سلطان بر کل امپراتوری عثمانی سلطنت کرد و کلیسا به یک مسجد تبدیل شده بود .

تهران به متحدان خود تکیه می کند

در مواجهه با فشار توسعه طلبانه همسایه جنگ طلب خود در شرق ، ایران درگیر مچ اندازی با ایالات متحده است که از لغو تحریم ها تا زمان توافق تهران با مذاکره مجدد در مورد برجام که در سال ٢٠١۵ در وین منعقد شد ، امتناع می ورزد .ایران بدین ترتیب از همان امکانات نظامی و دیپلماتیک آنکارا برای بلندپروازی خود برای دستیابی به جایگاه بلامنازع قدرت منطقه ای برخوردار نیست.امری که از زمان انقلاب اسلامی سال ١٩٧٩، بمثابه «میهن» مرجع تشیع، ادعای آنرا دارد.

علاوه بر این ، ژئوپلیتیک تهاجمی ترکیه (ارتش دوم ناتو) از سوی دولت آمریکا فقط در معرض انگ و انتقاد است ، در حالی که ایران ، متهم به حمایت از تروریسم ، از اقدامات تلافی جویانه سنگین واشنگتن رنج می برد.

با این حال ، تهران فاقد متحدان استراتژیک (مانند ارمنستان و چین) نیست ، و همچنین نیروهای متعهدی مانند شبه نظامیان شیعه عراق یا حزب الله لبنان و تا حدودی حوثی های یمن و حامیانی مانند رژیم سوریه بشار اسد دارد. و همچنین نیروهای کمکی مطیعی مانند هزاره های شیعه افغانستان که با فرار از جنگ در کشورشان ، هنگامی که به ایران پناه می برند به زور در خدمت آن در می آیند. ایران همچنین روابط خوبی با اتحادیه میهنی کردستان (PUK) ، یکی از دو مولفه کنترل کردستان عراق ، برقرار کرده است. و همانطور که با خرسندی از سوی تهران ابراز می شود، ایران هیچ اختلافی با آذربایجان ندارد.

وضعیتی دشوار در جبهه داخلی

از طرف دیگر ، در داخل کشور، رژیم با جنبش های اعتراضی در استان بلوچستان و خوزستان ، عرب نشین و سنی و همچنین در استان کردنشین خود ، در مرز ترکیه که یکی از فقیرترین مناطق کشور است دست و پنجه نرم می کند. در آنجا ، دستگیرهای گسترده مدافعان دموکراسی و حقوق زنان صورت می گیرد و همچنین ترورهای هدفمند کولبرها ، این قاچاقچیان بی بضاعتی که کالاها را از مرزها عبور می دهند.

علاوه بر این ، وضعیت اقتصادی کشور به دلیل محاصره آمریکا و سوء مدیریت جدی همچنان نگران کننده است آنهم در چشم انداز انتخابات ریاست جمهوری برای جایگزینی حسن روحانی ،که شدیدا مورد انتقاد است. تا به امروز ، برای جانشینی وی ، لااقل هفت مدعی در خط اند ، همه «محافظه کار» که به درجات مختلف بر بی ارادگی رئیس جمهور تاکید دارند.

زمانی بود که ترک ها و ایرانی ها دوست داشتند خاطر نشان سازند که ٣٠٠ سال است با یکدیگر جنگ نکرده اند. امروز ، همه چیز نشان می دهد که ، این آتش بس سیصد ساله، شکننده شده و در حال اتمام است.

سند همکاری چین و جمهوری اسلامی، یک سر و هزار سودا! نوک پیکان اعتراض به کدام سو باشد؟

سند همکاری ۲۵ ساله میان دولت چین و جمهوری اسلامی که در تابستان ۱۳۹۹ بحثش به میان آمده بود، بالاخره و بدون انتشار هیچگونه اطلاعاتی از مفاد آن به امضای طرفین رسید. طبیعتا در رابطه با ویژگی های اقتصادی، سیاسی، ژئوپلتیک و غیره خود قرارداد منعقد شده می توان صحبت مفصلی داشت؛ اما آنچه بیشتر به کانون توجهات جامعه بدل شده نه این ویژگیها، که جدالی سیاسی و گسترده میان نیروهای سیاسی درگیر در فضای جامعه ایران است. قرارداد مربوطه، آن چنان اهمیت سیاسی پیدا کرده که از شبکه های اجتماعی تا خیابانها، بیوقفه اعتراض یا اظهار نظر در رابطه با آن را شاهد هستیم. از این روی تلاش می کنیم به صورت مختصر گوشه ای از زوایای این مساله و جدال جاری در سطح جامعه را مورد بررسی قرار دهیم:

الف: جمهوری اسلامی و دولت چین به دنبال چه هستند؟

– جمهوری اسلامی قبل از هر چیز به دنبال این است که در شرایطی که جامعه کمر به نابودی و سرنگونی تمام عیارش “همین امروز” بسته است، با بستن چنین قراردادی این چشم انداز را به جامعه دهد که گویا به مدت ربع قرن دیگر قرار است در قدرت سیاسی بماند. به موازات، همکاری بلند مدت برای جمهوری اسلامی می تواند به معنای دریافت تکنولوژی، کمکهای نظامی، تقویت زیرساختهای اقتصادی و سیاسی و خروج از بحرانهای ریشه ای و همه جانبه ای که تا خرخره در آن فرو رفته است، تصویر شود. به این معنا که حکومت اسلامی بتواند با نزدیک تر شدن هر چه بیشتر اقتصادی و سیاسی به بلوک چین و روسیه، مفری برای بحران مشروعیت سیاسی خود در داخل کشور پیدا کند؛ و در عین حال از این نزدیک شدن به چین و روسیه به عنوان برگ برنده ای در مذاکراتش با غرب استفاده کند. ما در اینجا اما این قصد را نداریم که درجه صحت محاسبات جمهوری اسلامی را به بوته آزمایش بگذاریم و تنها به معرفی آنها قناعت می کنیم.

– چین اما با وجود امتیازات گسترده سیاسی و اقتصادی که احتمالا در قبال این قرارداد از جمهوری اسلامی دریافت می کند (آنطور که در همه موقعیتهای مشابه و در کشورهای دیگر به دست آورده)، همکاری با جمهوری اسلامی را بیشتر از جنبه سیاسی و در راستای تقویت نفوذ ژئوپلیتیک خود در منطقه خاورمیانه و در توازن قوای با دولتهای غربی می بیند. کشوری که خیز برداشته و دارد به اقتصاد اول دنیای سرمایه داری تبدیل می شود، منفعت اقتصادی جدی در همکاری با جمهوری اسلامی برای خود نمی بیند؛ اما همین موقعیت ویژه اقتصادی چین در جهان است که همکاری اش با هر دولتی را مشروط می کند به آسیب ندیدن سایر روابط تجاری و سیاسی گسترده ای که با سایر کشورهای رقیب خود دارد. اوضاع جمهوری اسلامی به قدری خراب است که برای نجات خود و جلوگیری از سرنگونی بخواهد دست به هر ریسکی بزند، اما برای دولتی به قدرت اقتصادی و سیاسی چین، هر گام باید آهسته و با دقت برداشته شود.

ب: مردم ایران چه می خواهند؟

مردم ایران اما از جنبه های مختلفی به این مساله نگاه می کنند و آن را مورد اعتراض قرار می دهند که دو مورد برجسته آن عبارتند از:

– آنها قبل از هر چیز از دولت چین می خواهند که با دولتی که نه تنها نماینده جامعه ایران نیست بلکه قاتل آنها است، قطع همکاری کرده و هیچگونه قراردادی امضا نکند. از همین امروز دارند اعلام می کنند که پس از سرنگونی جمهوری اسلامی چنین قراردادی از سوی مردم ایران اعتبار خود را از دست خواهد داد. مردم ایران نه فقط به دولت چین، بلکه به هر دولت دیگری هشدار می دهند که جمهوری اسلامی را به رسمیت نشناسید و روابطتان را با آنها،‌ با قاتلین خود قطع کنند. به یک معنا خواهان بایکوت جمهوری اسلامی در میان مناسبات دولتها و در مجامع جهانی هستند.

– از سوی دیگر، از آنجا که جمهوری اسلامی تاریخا بر ثروتهای عمومی جامعه خیمه انداخته و در به تاراج بردن آنها اندکی هم درنگ نداشته، جامعه ایران حق طبیعی خود می داند که در برابر جمهوری اسلامی بایستد و در روابط پشت پرده و در راستای تامین منافع سیاسی خود، ثروتها و منابع متعلق به جامعه را به باد ندهد. به این اعتبار برای جامعه در کلیتش، اعتراض به جمهوری اسلامی در رابطه به این سند همکاری با دولت چین عمیقا نهفته است.

ج: جریانات ناسیونالیست و راست اپوزیسیون کجای کار هستند؟

مساله قرارداد همکاری جمهوری اسلامی و دولت چین، از مولفه ها و ویژگی هایی برخوردار است که خودبخود خوراک سیاسی لازم برای نیروهای اپوزیسیون راست، ناسیونالیستها و قوم پرستها را فراهم می کند که فرصت را غنیمت شمارند و ارزش های سیاسی خود را برای جامعه بازتعریف و تبلیغ کنند. به این صورت که چون می دانند مردم ایران ضرورتا نسبت به این قرارداد اعتراض دارند، نهایت تلاش خود را به خرج دهند که به چشم اعتراضات مردم “خاک پاک ایران زمین” بپاشند و مساله جنگ میان جامعه و حکومت را به آدرسی بیراهه ببرند، یعنی حفظ تمامیت و اقتدار “میهن”. در واقع چنین فرصتهایی همچون ماجراهای پیشینی چون “خلیج همیشه فارس” و جنجالهای پیرامون آن، این امکان را برای جریانات راست فراهم می کند که بر اعتراضات عمدتا به حق مردم موج سواری کنند و احساسات ساختگی “وطن پرستانه و ملی” را اشاعه دهند.

جنبه دیگری که هیاهوی پر سروصدای جریانات راست بر سر مساله مورد بحث را توضیح می دهد، نفس این واقعیت است که این قرارداد با دولت چین بسته شده و نه با فرضا دولت آمریکا یا هم پیمانان او. انعقاد قرارداد “شبه-ترکمانچای” با یک دولت “استعماری” دیگر مثلا آمریکا نه تنها عمده اعتراضات این جریانات را فروکش می کرد، بلکه حتی به مشوقین و مروجین انعقاد آن نیز بدل می کرد. دلیل این امر نیز این است که نیروهای راست اپوزیسیون (مستقل از طیف آن) که اساسا مکانیسم به قدرت رسیدن خود را در زد و بند و همکاری با دول غربی می بینند، حضور سیاسی چین در ایران را به معنای دست شستن خود از قدرت سیاسی می بینند. حال آنکه برای نیروهای رادیکال، چپ و پیشرو، ورود به قدرت سیاسی از طریق انقلاب مردم و با تکیه بر نیروی سرنگونی طلبانه آنان است و به این معنا برخورد دیگری را نسبت به قراردادهایی چون برجام یا قراداد با چین در دستور کار قرار می دهند.

د: آنچه در این رابطه باید به خاطر بسپاریم:

– جمهوری اسلامی از این سند همکاری با چین می خواهد به نحو احسن بهره برداری تبلیغاتی سیاسی کند و تصویری از ربع قرن دیگر بقا ارایه دهد.

– روند اجرایی شدن این قرارداد، پروسه ای است بسیار متفاوت از امضا شدن آن و با مخاطرات بسیار جدی برای طرفین روبرو خواهد بود.

– خواسته مردم ایران بایکوت جمهوری اسلامی توسط همه دولتها و نهادهای بین المللی است و هر گونه تعامل به این آدمکشان را مورد اعتراض قرار می دهد.

– پیشروی مبارزات مردم علیه جمهوری اسلامی برای سرنگونی اش آن فاکتور اساسی است که نهایتا مناسبات سایر دولتها با جمهوری اسلامی را تعیین می کند و به همین منظور باید در داخل و خارج کشور مبارزات علیه حکومت را گسترش داد.

– تبلیغات و تحرکات جریانات راست که اساسا از دریچه ناسیونالیسم ایرانی وارد مساله قرداد با چین می شود را باید از اعتراض مردم متمایز کرد.

منبع: دانشگاه سنگر آزادی و برابری

اخبار روز