اعدام، آخرین قطعه پازل سرکوب

فرزاد صیفی‌کاران

حدود ۹ ماه از سرکوب خشونت‌بار اعتراض‌های سراسری آبان ۹۸ که ابتدا در واکنش به گرانی بنزین شکل گرفت، می‌گذرد. علاوه بر کشته شدن تعدادی زیادی از معترضان توسط نیروهای امنیتی و بازداشت هزاران نفر، همچنان سرکوب و اعمال فشار بر بازداشت شدگان از طریق صدور احکام سنگین توسط قوه قضاییه جریان دارد. امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی، سه تن از بازداشت شدگان اعتراض‌های آبان ۹۸ اخیرا به اتهام «افساد فی الارض» به اعدام محکوم شدند. ادامه خواندن Continue reading

‘پشت دوربین’ اعترافات تلویزیونی در ایران چه می‌گذرد؟

“برادرم را که سیاسی هم نبود درست به سلول کناری آوردند، در را باز گذاشتند و شکنجه اش کردند تا من هم بشنوم. از کتف آویزانش کردند تا شانه هایش در رفت. حالا نه می تواند بخوابد و نه می تواند به تنهایی لباس بپوشد… پدرم بعدا گفت که از او پرسیده بودند می خواهی دخترت زنده برگردد یا مرده. از او پرسیدند دخترت را سالم می خواهی یا اینکه ما….ش کنیم. پدرم کلمه ای را که گفته بودند به کار نبرد.” ادامه خواندن Continue reading

زومرها کیستند و چرا برای ترامپ دردسر ایجاد می‌کنند؟

تجمع اخیر دونالد ترامپ خیلی طبق برنامه پیش نرفت. و به نظر می‌رسد که مسئولیت این کار متوجه فعالان جوان است.این تجمع به دلایلی کاملا اشتباه خبرساز شد؛ بیش از یک‌سوم ۱۹ هزار صندلی سالن اجتماعات خالی مانده بود.

حالا مشخص شده است که دلیل پر نشدن سالن این بود که کاربران نوجوان تیک‌تاک و طرفداران کی‌پاپ، موسیقی پاپ کره‌ای با استفاده از این شبکه اجتماعی هم‌قطاران و دوستان خود را راضی کرده بودند که برای شرکت در این تجمع ثبت‌نام کنند و روز برگزاری هم در محل حاضر نشوند و به این ترتیب آقای رئیس‌جمهور را اذیت کنند.تیم انتخاباتی آقای ترامپ رسانه‌ها و معترضانی را مسئول پر نشدن سالن معرفی می‌کند که بیرون سالن تجمع کرده بودند، و مدعی است که برنامه این بچه‌ها تاثیری بر تعداد شرکت‌کننده نداشته است.

با اینکه صحبت‌های زیادی درباره نقش طرفداران موسیقی پاپ کره‌ای در اذیت کردن ترامپ مطرح شده است، این اتفاق به نوعی نمایش قدرت نسل زد (یا زومرها) نیز بود – گروه جمعیتی جدیدی که قرار است دردسرهای زیادی برای او و دیگر سیاستمداران ایجاد کند.

اما نسل زد چیست؟

این یکی از القابی است که به متولدان اواسط دهه ۱۹۹۰ تا اوایل دهه ۲۰۱۰ داده شده است – هر چند که هنوز بین شخصیت‌های دانشگاهی و مفسران اجتماعی بر سر نقطه شروع و پایان این بازه بحث است.

عبارت زومر به نوعی بازی با کلمه بومر است – لقبی که به کودکان “نسل انفجار”، یعنی متولدان ۱۹۴۴ تا ۱۹۶۴، داده شده است.

اهمیت زومر چیست؟

اول اینکه زومرها دارند از نظر تعداد، دنیا را تصاحب می‌کنند. برخی از گزارش‌ها حاکی از این است که آن‌ها همین حالا نیز پرجمعیتترین نسل بشر را تشکیل می‌دهند – چیزی حدود ۳۲ درصد جمعیت دنیا.

با اینکه نسل هزاره‌ها، یعنی متولدان ۱۹۸۱ تا ۱۹۹۶، همچنان پرجمعیت‌ترین گروه بزرگسال محسوب می‌شوند – میانه سنی دنیا حدود ۳۰ سال است – بانک جهانی می‌گوید که زومرها همین حالا هم ۴۱ درصد نیروی کار دنیا را تشکیل می‌دهند.

آیا آن‌ها واقعا اینقدر فرق دارند؟

به گفته جامعه‌شناسان، زومرها از چند نظر با بقیه فرق دارند.

یکی از تفاوت‌های اساسی این است که آن‌ها نخستین نسلی به حساب می‌آیند که از بدو تولد “زندگی دیجیتالی” کرده‌اند. به زبان ساده، آن‌ها به دنیایی پا گذاشتند که به خاطر پیشرفت‌ها و ابداعات فنی، مثل اینترنت، تفاوتی اساسی کرده بود.

آمارها نشان می‌دهد که زومرها بیش از هر نسل دیگری از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند و وقتی که در روز صرف شبکه‌های اجتماعی می‌کنند در بعضی مناطق از هزاره‌ها بیشتر است. تحقیقات همچنین نشان می‌دهد که شبکه‌های اجتماعی منبع خبری اصلی حدود ۶۰ درصد زومرها است.

تفاوت دیگر آن‌ها در بعضی از کشورها این است که در مقایسه با نسل‌های قبلی علاقه بیشتری به تحصیلات دانشگاهی دارند.

علاقه آن‌ها به فعالیت‌های اجتماعی با هزاره‌ها مشترک است، اما شاید زودتر وارد این حیطه شوند. پژوهشی که در سال ۲۰۱۸ در بریتانیا انجام شد نشان داد که تعهد به خرید اخلاقی بین کودکان زومر دو برابر هزاره‌ها در سنین مشابه است.

در بین فعالان زومر دو چهره در سال‌های اخیر بسیار معروف شده‌اند: یکی ملاله یوسفزی، برنده ۲۲ ساله جایزه نوبل، و گرتا تونبرگ، شخصیت سال مجله تایم در سال ۲۰۱۹ و “مبارز اقلیمی” ۱۶ ساله از سوئد.

آیا تنوع قومی بین آن‌ها بیشتر است؟

در بعضی از کشورها چنین است. مثلا در آمریکا، زومرها متنوعترین نسل تاریخ محسوب می‌شوند.

در سال ۲۰۱۹، مرکز تحقیقات پیو تخمین زد که سفیدپوستان ۵۲ درصد زومرهای کشور را تشکیل می‌دهند، در حالی که سفیدپوستان ۶۰ درصد کل جمعیت را تشکیل می‌دهند.

تنوع قومی در بین زومرهای کشورهایی که در دو دهه اخیر شاهد ورود تعداد قابل توجهی مهاجر بوده‌اند نیز در حال افزایش است.

آیا زومرها مدارای بیشتری از نسل‌های دیگر نشان می‌دهند؟

یکی از معروفترین تحقیقات درباره زومرها در سال ۲۰۱۶ توسط بنیاد وارکی که یک سازمان خیریه آموزشی است انجام شد. در جریان این تحقیق با ۲۰ هزار نفر بین سنین ۱۵ تا ۲۱ سال در ۲۰ کشور مختلف مصاحبه شده بود.

نتایجش حاکی از نظرات گوناگون درباره مسائل مختلف بود. با اینکه آن‌ها عمدتا موافق برابری جنسی (۸۹ درصد)، حق سقط جنین (۶۳ درصد) و ازدواج همجنسگرایان (۶۳ درصد) بودند – هرچند با تفاوت‌های زیاد منطقه‌ای – فقط ۳۱ درصد از آن‌ها عقیده داشتند که دولت‌هایشان “باید زندگی و کار مهاجران را تسهیل کنند”.

رابطه زومرها با سیاست چگونه است؟

آیا زومرها علاقه بیشتری به دخالت در سیاست دارند؟ اگر ایالات متحده را معیار قرار دهیم، فعلا نمی‌توانیم نظر قطعی صادر کنیم.

میزان مشارکت در انتخابات ریاست‌جمهوری بین گروه سنی ۱۸ تا ۲۹ سال از بقیه گروه‌های سنی کمتر است، و در انتخابات ۲۰۱۶ که به پیروزی ترامپ منجر شد تنها ۴۶ درصد واجدین این گروه سنی پای صندوق‌های رای رفتند.

اما میزان شرکت در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره از ۲۰ درصد سال ۲۰۱۴ به ۳۶ درصد در سال ۲۰۱۸ افزایش پیدا کرد.

تحلیلگران می‌گویند که این تفاوت می‌تواند ناشی از رسیدن زومرها به سن رای باشد.

رای‌دهندگان جوان در بعضی از تغییرات سیاسی اخیر نیز نقش داشته‌اند، مثل انتخابالکساندریا اوکاسیو-کورتز در سن ۲۹ سالگی به مجلس نمایندگان که او را به جوانترین نماینده زن در تاریخ کنگره تبدیل کرد.

لذا حمایت او از زومرهایی که باعث شرمساری ترامپ در تولسا شدند اصلا تعجب‌آور نیست.

در انتخابات سال ۲۰۱۶، تنها ۳۷ درصد جوانترها به ترامپ رای دادند، در حالی که ۵۵ درصد هیلاری کلینتون را انتخاب کردند.

اما خیلی‌ها می‌گویند که این پیش‌فرض که زومرها ذاتا عقاید چپگرایانه دارند اشتباه است: ژائیر بولسونارو، رئیس‌جمهور راستگرای افراطی برزیل، پیروزی خود در انتخابات ۲۰۱۸ را مدیون رای ۶۰ درصدی ۱۸ تا ۲۴ ساله‌ها است.

شاید سیاست و طرفداران موسیقی پاپ کره‌ای در ظاهر نقاط اشتراک زیادی با یکدیگر نداشته باشند، اما این گروه جمعیتی مدت‌ها است که به خاطر مشغله‌های اجتماعی و سیاسی، و در عین حال ایفای نقش در کارهای خیرخواهانه، معروف شده است.

در جریان اعتراضات به تبعیض نژادی و خشونت پلیس، اتحادی جهانی بین طرفداران موسیقی پاپ کره‌ای و فعالان جنبش زندگی سیاهان مهم است شکل گرفت که هدفش تامین بودجه و بسیج مردمی از سراسر دنیا در شبکه‌های اجتماعی بود.

رشد ادامه‌دار این گروه به این معنی است که حضور آن‌ها در سیاست تاثیرگذارتر از قبل خواهد شد و دردسرهای جدیدی برای ترامپ و دیگر سیاستمداران ایجاد خواهند کرد.

بی بی سی

«قتل های ناموسی» خشونتی وحشیانه علیه زنان که زیر سایه قوانین قرون وسطائی حکومت اسلامی رواج یافته است ! / کنگره ملیتهای ایران فدرال / شورای دموکراسی خواهان ایران / همبستگی برای آزادی و برابری در ایران

طی خرداد ماه حداقل شش زن و یک دخترنوجوان در چند شهر ایران توسط پدر، همسر و یا برادر خود با انگیزه قرون وسطایی و متحجرانه « دفاع از ناموس خانواده» به قتل رسیدند. ادامه خواندن Continue reading

۴۲ کارگر آذرآب اراک به حبس، شلاق و بیگاری محکوم شدند!

محکومیت کارگران آذرآب

 

شعبه ۱۰۶ دادگاه کیفری اراک در یک حکم بی سابقه برای ۴۲ نفر از کارگران شرکت پیمانکاری آذرآب که در راهپیمایی اعتراضی سال گذشته شرکت داشتند، حکم حبس، شلاق و بیکاری صادر کرده است.

منابع کارگری استان اراک به خبرگزاری ایلنا اعلام کردند که شعبه ۱۰۶ کیفری اراک در تاریخ ۲۶ خرداد سال جاری برای ۴۲ نفر از کارگران شرکت پیمانکاری آذرآب که در راهپیمایی اعتراضی سال گذشته شرکت داشتند، حکم صادر کرده است.

بر این اساس، کارگران به ۱ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق و یک ماه بیگاری به مدت سه ساعت در روز در راه‌آهن شهرستان اراک محکوم شده‌اند.

کارگران آذرآب سال گذشته به خصوصی‌سازی شرکت و پرداخت نشدن چند ماه از دستمزدهای خود اعتراض کرده بودند.

از آنجا که این حکم بدوی است، امکان اعتراض به آن وجود دارد.

در حالی که حجت الاسلام رئیسی، رئیس قوه ی قضائیه ی می کوشد چهره ای عدالت طلب از خود نشان بدهد و در میان کارگران برای خود آبرویی دست و پا کند، چنین احکامی بیشتر از هر چیز ماهیت بدوی و ضدکارگری دستگاه قضایی جمهوری اسلامی و دیگر دستگاه ها و ارگان های آن را آشکار می کند.

انتظار می رود این حکم ضدانسانی و وحشیانه که ۴۲ کارگر را به دلیل اعتراض به حبس و بیگاری و شلاق خوردن محکوم کرده است، از سوی تشکل های کارگری در ایران و نهادهای بین المللی مدافع حقوق کارگران و حقوق بشر مورد اعتراض گسترده قرار گیرد.

حزب کمونیست ایران و انقلاب اکتبر روسیه (به‌مناسبت صدمین سالگرد تشکیل حزب کمونیست ایران) / مسعود فتحی

 



سلطان‌زاده در میان جمعی که با لنین مباحثه می کنند*
سلطانزاده (آوتیس میکائیلیان) متولد ۱۲۶۸(۱۸۸۹) در مراغه. از نظریه‌پردازان و متفکران برجسته‌ی زمان خود، از رهبران حزب کمونیست ایران، نماینده‌‌ی این حزب در کمینترن. از سال ۱۹۳۱ در اتحاد شوروی ممنوع القلم شد و سال ۱۹۳۸ در جریان تصفیه‌های استالینی اعدام گردید.*

مقدمه:
حزب کمونیست ایران سرآغاز تاریخ صد سال گذشته‌ی جنبش کمونیستی و کارگری ایران است. انتخاب‌ها و رویکردها و اسلوب آن، همواره سرمشقی برای همه‌ی جریان‌ها و احزاب بعد از خود بوده است. این حزب را اگرچه می توان محصول تلاش‌های جنبش سوسیال دموکرات و کارگری ایران از انقلاب مشروطه تا سازمان‌های کارگران مهاجر ایرانی در قفقاز دانست، اما تشکیل آن در آن مقطع، نقطه‌ی عطفی درجهت‌گیری‌های آتی جنبش کارگری و کمونیستی ایران و پیوند تنگاتنگ آن با انقلاب اکتبر روسیه بود که تاثیرات آن تا امروز هم پا برجاست. انقلاب اکتبر به عنوان اولین انقلاب پیروز کارگری سیمای جهان را دگرگون ساخت. نگاهی به بازتاب انقلاب اکتبر در کشور ما و اهمیت و جایگاه ان برای فعالان کمونیست و چپ ایران، می تواند در شناخت نقش و تاثیر حزب کمونیست ایران در تاریخ صد ساله‌ی مبارزات جنبش کمونیستی و کارگری ایران و جهت‌گیری‌های آن موثر باشد.

انقلاب اکتبر و ایران:
انقلاب اکتبر تاثیرات مهمی در تحولات سیاسی ایران در آغاز قرن بیستم داشت. اولین اقدام دولت شوراها بعد از تشکیل آن، لغو تمامی قراردادهای اسارتبار امپریالیستی بود. در بیستم نوامبر سال ۱۹۱۷ شورای کمیساریای خلق طی بیانیه ای مخالفت خود را با اشغال و تصرف سرزمین‌های دیگر اعلام نمود. در این بیانیه تاکید شد که: «قرارداد مربوط به تقسیم ایران[۱] باطل و از درجه‌ی اعتبار ساقط است… به محض قطع عملیات جنگی، قشون روسیه از ایران فراخوانده می‌شود و به مردم ایران امکان داده می‌شود که خود سرنوشت خویش را تعیین کنند.»[۲] این تخلیه در سال ۱۹۱۸ صورت گرفت و دولت شوروی در ژانویه‌ی ۱۹۱۸ به دولت ایران اعلام داشت که کلیه قراردادها و موافقتانامه‌های غیرعادلانه و نابرابر که «به نحوی از انحاء حقوق مردم ایران را در زمینه‌‌ی موجودیت مستقل و آزاد خویش محدود می‌نماید، از درجه‌ی اعتبار ساقط است».[۳]انقلاب اکتبر یک اتفاق مهم برای مردم ایران و به ویژه فعالان چپ بود. این انقلاب فضای مناسبی را برای فعالیت نیروهای چپ در ایران فراهم ساخت که در عمل نیز، رابطه‌ی تنگاتنگی با سوسیال دمکراسی روسیه داشتند، به‌خصوص در جمهوری‌های قفقاز که صدها هزار نفر کارگر مهاجر ایرانی در آن جا مشغول کار بودند. برای فعالان جنبش کارگری و کمونیستی ایران، پیروزی هم پیمانان آنان در روسیه و در جمهوری‌های قفقاز و آسیای میانه پیروزی خود نیز محسوب می‌شد.



اسدالله غفارزداه و جعفر جوادزاده (پیشه‌وری)

 

حزب عدالت و انقلاب اکتبر:
سقوط تزاریسم طلیعه‌ی شروع فعالیت حزب عدالت بود. این حزب ادامه‌ی حزب «اجتماعیون عامیون» در ایران و فعالیت نیروی سوسیال دمکرات ایرانی در ماوراء قفقاز بود. نخستین جلسات آن در سال ۱۹۱۶ در مناطق نفت‌خیز آذربایجان تشکیل شد. کمیته ها و تشکیلات آن از میان فعالان کارگری ایرانی در این مناطق شکل گرفت. برچیده شدن دستگاه سرکوب تزاری، امکان ایجاد تشکیلات علنی را برای کارگران مهاجر ایرانی و فعالان چپ در آن خطه فراهم آورد. تاسیس دفتر، کلوب، کتابخانه و عضوگیری وسیع را امکانپذیر ساخت. بسیاری از فعالان این حزب سابقه‌ی فعالیت در انقلاب مشروطه‌ در ایران و نیز سوسیال دمکراسی چه در ایران و چه در جمهور‌ی‌های ماورای قفقاز داشتند. اسدالله غفارزاده دبیر اول «عدالت» از اهالی اردبیل و فارغ‌التحصیل دارالفنون بود.[۴]

جعفر جواد زاده معروف به پیشه‌وری که خود از فعالان حزب عدالت و بعد ها عضو کمیته‌ی مرکزی حزب کمونیست ایران بود، در معرفی حزب عدالت و چگونگی شکل‌گیری آن، در مورد اهداف سیاسی عدالت تاکید کرده‌است که:

«کارگر ایرانی فهمیده بود که جنگ اساس دنیای قدیم را متزلزل کرده، ریشه و بنیان دولت‌ها سست شده و نهضت عمومی جهان آغاز گردیده است، او می خواست این نهضت را به میهن خود کشانده، انتقام بکشد.»

«عدالت می خواست در انقلاب داخلی روسیه هم مداخله نماید. عدالت احساس کرده بود که اگر در روسیه انقلاب فاتح شود، برای نجات زارع و کارگر ایرانی هم راه نجاتی پیدا خواهد شد. عدالت خود را مدیون حزب سوسیال دموکرات قفقاز می‌دانست. عدالتچیان در میان مشروطه خواهی ایران، مجاهدین گرجی‌ها و ارمنی‌ها و ترک های قفقاز را دوش به دوش خود دیده، شهدای این مجاهدین جسور را که با کمال افتخار در راه آزادی ایران جان خود را فدا کرده بودند، با دست خود به خاک سپرده بودند. عدالت تصمیم گرفته بود در انقلاب طبقاتی دخالت بکند و این کار را جدا شروع کرده بود. پس این جا می توانیم نتیجه گرفته بگوییم که، پس دومین هدف عدالت کمک و مساعدت عملی با انقلابیون روسیه بود.»[۵]

هدف از تشکیل حزب عدالت همان طور که گفته شد، علاوه بر تلاش برای تغییر و تحول اساسی در ایران، در عین حال مداخله در انقلاب روسیه و کمک و مساعدت عملی به انقلابیون روسیه و همراهی با انقلاب اکتبر نیز بود. کما این که بعد از برافروختن آتش جنگ داخلی در روسیه، چهره‌های برجسته‌ی «عدالت» حیدرخان عمواوغلی، آوتیس میکائیلیان (سلطانزاده)، نیک بین و … به ترکستان اعزام شدند تا با سازماندهی در آن منطقه به مقابله با گاردهای سفید برخیزند. «عمواوغلی در آسیای مرکزی، هم‌دوش دیگر نیروهای خلقی و انترناسیونالیستی متشکل از رزمندگان وابسته به ملیت‌های گوناگون و بخشی از اردوی سرخ متشکل از ایرانیان ساکن آن سامان، با جنگیدن علیه مداخله‌گران انگلیسی … و مرتجعان یاغی علیه دولت شوروی و وابستگان به گارد سفید به وظیفه‌ی انترناسیونالیستی خود در قبال نخستین انقلاب پیروزمند سوسیالیستی عمل می کرد.»[۶] وظیفه‌ی این هیات سازماندهی کارگران مهاجر، دهقانان و افسران ژاندارمری و قزاق ناراضی و ایجاد گردان های ایرانی بود. در ادامه‌ی همین سفر نیز در اوائل آوریل ۱۹۲۰کنفرانسی از کمونیست‌های ایرانی در تاشکند برگزار شد. در این کنفرانس علاوه بر سلطانزاده و حیدر عمواوغلی، مصطفی صبحی فعال کمونیست ترک و بنیانگذار حزب کمونیست ترکیه نیز حضور داشت.

کنفرانس تاشکند در عین حال تدارکی برای  ایجاد حزب کمونیست ایران نیز بود. در این کنفرانس روی اساسنامه‌ی حزب و اهداف آن و در مورد ایجاد گردان‌های رزمی برای مقابله با ضد انقلاب بحث و  تبادل نظر شد.

 

سلطانزاده و حیدر عمواوغلی

 

تشکیل حزب کمونیست:
روز ۲۹ اردیبهشت ۱۲۹۹، نیروی دریایی ارتش سرخ اتحاد شوروی در تعقیب نیروهای ضدانقلاب روسیه وارد بندر انزلی شده و در مناطقی از گیلان مستقر شد. با ورود ارتش سرخ نیروهای انگلیسی از شمال عقب نشینی کردند. عرصه برای نیروهای انقلابی بازتر شد. نیروهای حزب عدالت هم به فعالیت علنی در گیلان پرداختند. پیش از این تاریخ حزب عدالت در گیلان، آذربایجان، خراسان و تهرات فعالیت زیر زمینی داشت.[۷] با ورود نیروهای جنگل به رشت، جبهه‌ای از نیروهای طرفدار کوچک خان،‌احسان الله خان و خالو قربان و حزب عدالت ایجاد شد. این جبهه به رهبری میرزا کوچک خان سلطنت را ملغی و تشکیل جمهوری شورائی ایران را اعلام کرد.

بعد از تشکیل جمهوری در گیلان، نخستین کنگره حزب کمونیست ایران در ۲ تا ۴ تیر ماه ۱۲۹۹ ( ۲۲ تا ۲۴ ژوئن ۱۹۲۰) با حضور ۵۱ نماینده از شهرهای مختلف برگزارشد. در این کنگره علاوه بر برنامه، اساسنامه و سیاست‌های حزب در مورد رابطه با جنبش جنگل، هم چنین بر «انکشاف بخشیدن به سازمان‌های خود در میان توده»، بر وظایف بین‌المللی حزب نیز  تاکید شد، در آغاز بند ششم قطعنامه‌ی هشت ماده‌ای و پایانی کنگره در این مورد آمده است که:

«وظیفه حزب کمونیست ایران عبارت است از نبرد علیه سرمایه‌داری جهانی در کنار روسیه‌ی شوروی» در ادمه‌ی این بند بر وظائف داخلی نیز تاکید شده است: «حمایت از همه‌ی عناصری که علیه انگلستان و دولت شاه مبارزه می کنند و بخشیدن ماهیتی هر چه جدی‌تر به این مبارزه و جلب توده‌های دهقانی و کارگری به آن و پارالیزه (خنثی) کردن عناصری که از مبارزه‌ی انقلابی می‌هراسند بود و در عین حال خواهان اخراج انگلیسی‌ها هستند.». شعار قطعنامه‌ی پایانی «مبارزه‌ی بی‌رحمانه علیه امپریالیسم انگستان، علیه دولت شاه و همه‌ی کسانی که از آن حمایت می کنند»[۸] بود.

فعالان چپ در ایران در آستانه‌ی قرن بیستم، موفقیت انقلاب اکتبر را موفقیت خود نیز می دانستند.اعضای حزب کمونیست از مدافعان انقلاب اکتبر بودند و از جمله نیروهایی محسوب می شدند که تردیدی در دفاع از نخستین انقلاب سوسیالیستی پیروزمند جهان نداشتند و بیشتر آن‌ها در حوادث بعد از انقلاب اکتبر مشارکت فعال داشتند. بسیاری از آن ها حتی اسلحه به دست گرفتند و در کنار کمونیست‌های روسیه علیه مخالفان انقلاب اکتبر جنگیدند.



لادبن اسفندیاری با کلت**…

لادبن اسفندیاری از اعضای حزب کمونیست ایران، متولد ۱۲۸۰ شمسی در یوش مازندران. جزو اعضایی از حزب کمونیست بود که بعد از شکست جمهوری گیلان به اتحاد شوری رفت، حدود ۱۳۰۶ از اتحاد شوروی به کشور بازگشت. اما باتصویب قانون ۱۹۱۰ دوباره مجبور به ترک ایران شد. در اواخر دهه‌ی ۳۰ میلادی قربانی تصفیه‌های استالین شد..*


بخشی از جنبش کمونیستی جهانی:

انترناسیونال کمونیستی یا کمینترن، ادامه‌ی شکافی بود که در آستانه‌ی جنگ جهانی اول در صفوف سوسیال‌دمکراسی بر سر نحوه‌ی برخورد به جنگ ایجاد شده بود. مخالفان جنگ، صف خود را از گرایش همراهی با بورژوازی خودی در این جنگ جدا کردند. بلشویک ها در روسیه از این جمله بودند و بعد از انقلاب اکتبر، نام حزب سوسیال‌دمکرات روسیه را به حزب کمونیست روسیه تغییر دادند. این صف‌بندی در تشکل‌های سوسیال دموکراتیک دیگر نیز رخ داد. در  ایران نیز «حزب عدالت» با تشکیل انترناسیونال سوم به آن پیوست و در کنگره‌ی موسس کمینترن با همین نام شرکت کرد و پیام کوتاهی هم به کمینترن داد[۹]و در اولین کنگره،‌ نام خود را به «حزب کمونیست ایران» تغییر داد.

کنگره‌ی انزلی با تغییر نام حزب از «عدالت» به «حزب کمونیست ایران»، در واقع با گرایش عمومی بخشی از سوسیال‌دموکراسی جهانی در عنوان نیز همراهی کرد و به یکی از تاکیدات انترناسیونال سوم عمل نمود و به عنوان حزب کمونیست ایران، عضو انترناسیونال احزاب کمونیست گردید. نمایندگان حزب کمونیست ایران در هیات اجرائی کمینترن نیز حضور داشتند.

حزب کمونیست ایران سرآغاز تاریخ جنبش کمونیستی و کارگری ایران، در همه‌ی زمینه‌ها، از جمله در برخورد به انقلاب اکتبر و درک از وظائف انترناسیونالیستی در این جنبش است.
_______________________

[۱] منظور قرارداد ۱۹۰۷ بین دولت‌های روسیه و بریتانیاست، که بر اساس آن ایران به سه منطقه تقسیم شده بود: شمال ایران حوزه نفوذ روسیه، جنوب آن حوزه نفوذ دولت انگلستان و منطقه مرکزی بی طرف اعلام شده بود. با آغاز جنگ جهانی اول، عملا ارتش‌های دو کشور در ایران مستقر شدند.
[۲] م.س.ایوانف، تاریخ نوین ایران، ترجمه هوشنگ تیزابی و حسن قائم‌پناه،، از انتشارات حزب توده ایران، ۱۳۵۶، صفحه ۳۰
[۳] م.س. ایوانف، همان جا
[۴] یرواند آبراهیمیان، ایران بین دو انقلاب، ترجمه‌ی احمد گل‌محمدی و محمد ابراهیم فتاحی، نشر نی ، ۱۳۸۴، صفحه ۱۴۲
[۵]جعفر پیشه‌وری، تاریخچه‌ی حزب عدالت، برگرفته از «اسناد جنبش کارگری، سوسیال دمکراسی و کمونیستی ایران» جلد ۳، به همت خسرو شاکری، به نقل از روزنامه‌ی آژیر
[۶] رحیم رئیس نیا، گذر از طوفان‌ها، انتشارات دنیا ۱۳۶۰، صفحه ۲۳۱،
[۷] رحیم رئیس نیا، همان منبع، صفحه ۲۳۴
[۸] رحیم رئیس‌نیا، همان منبع، صفحه ۲۴۱
[۹] – پیام حزب کمونیست ایران به کنگره موسس کمینترن
۲۰ مارس ۱۹۱۹ [۲۹ اسفند ۱۲۹۷]
حزب کمونیست مسلمان* [ایرانی] (عدالت) [برگزاری نخستین کنگره] انترناسیونال سوم را تهنیت گفته، شادباش‌های برادرانه‌‌ی خود را تقدیم می‌دارد و موفقیت در مبارزه علیه سرمایه، این دشمن دیرین رنجبران را آرزو می کند.
فرقه عدالت (باکو) [ترجمه از روسی]
* در قفقاز به ایرانیان و دیگر مسلمانان محلی -در تقابل با اهالی مسیحی- «مسلمان» خطاب می‌کردند…
منبع: اسناد تاریخی جنبش کارگری سوسیال دموکراسی و کمونیستی ایران، جلد ۶ چاپ دوم، انتشارات مزدک، تهران، ۱۳۵۸، صفحه ۸۹

*و** از دکتر سوتلانا راوندی- فدایی
https://youtu.be/usPIO5D6fq0

__________________________________

یادداشت‌ها:

سرور علیمحدی:

با سپاس فراوان مسعود گرامی به خاطر مقاله ی در خور اندیشه و مستند. برای من سفری بود،دو سویه ،دلنشین از آنرو که ریشه های استوار درخت اندیشه ام را دگر بار دیدم و اما بسیار تلخ، چرا که ثمره ی چهل سال اخیرش آنی نبود که باید باشد.