برای اروپایی در خدمت کارگران و مردم! / متن فراخوان مشترک ۲۴ حزب چپ و سبز اروپایی

ترجمه :حسن نادری

متن فراخوان مشترک ۲۴ حزب چپ و سبز اروپایی برای انتخابات ۲۶ ماه مه ۲۰۱۹ پارلمان اروپا

برای اروپایی در خدمت کارگران ومردم.
انتخابات پارلمان اروپا، کارگران و مردم کشور های عضو اتحادیه اروپا را در برابر مشکلات فراوان و بن بست قرار میدهد.
کارگران با بی ثباتی و ناامنی اجتماعی، نابرابری، فقر و حمله به دستمزدها، حمله به بازنشستگی و حقوقشان مواجه هستند. جمعیتهای ساکن اروپا به ویژه جوانان، متحمل بیکاری، مهاجرت اقتصادی اجباری و دسترسی محدودتر به تحصیل، بهداشت و مسکن هستند. واقعیتی که بیانگر تشدید سیاست های استثماری و فقر در اتحادیه اروپا است.
شکاف و عدم توازن توسعه بین کشورهای عضو اتحادیه اروپا وخیمتر شده اند. خود اتحادیه اروپا در بحران بسر میبرد و با ناآرامی های جدی مواجه است.
اتحادیه اروپا، طبقات حاکم و نیروهایی که آنها را نمایندگی می کنند، دیگر نمی توانند نارضایتی اجتماعی رو به رشد را که ناشی از سیاست های آنها است پنهان کنند:
ـ نئولیبرالیسم در اقتصاد، ساختار غیردموکراتیک و متمرکزکردن کارهای اداری، نظامیگری و مداخله گرایی در روابط بین الملل؛
امروزه بسیاری از مردم بر این نظرند که اظهارات و وعده های اتحادیه اروپا و نیروهایی که آن را رهبری می کنند، بی اعتبار و غیرقابل قبول هستند. واقعیت اینست که ملتهای کشورهای مان، هر یک با مسائل بسیار متفاوتی مواجه اند.
ــ به جای “رونق و پیشرقت”، مردم اتحادیه اروپا با میلیون ها بیکار، بی خانمانی و فقر روبرو هستند، در حالی که میلیاردها یورو برای نجات بانک ها اختصاص داده میشوند. بخش خدمات عمومی و شرکت های دولتی، خصوصی می شوند و اموال اجتماعی به فروش می رسند. ضررهای بانکها را به بدهی عمومی تبدیل و به دوش کارگران میاندازند.
ــ به جای “دموکراسی و آزادی”، با مکانیزم های جدید، طبقه بندی شهروندان و کنترل اینترنت را در اختیار خود میگیرند. آزادی های دموکراتیک، از جمله حقوق اتحادیه های کارگری، مورد حمله قرار می گیرند. راست افراطی و نئوفاشیسم که در قرن بیستم توسط مبارزات مردم شکست خوردند، دوباره در اروپا ظاهر می شوند، در عین حال جریان ضد کمونیسم و تحریف تاریخ اروپا در نهادهای اروپائی برجسته میشوند. در برخی از کشورهای عضو اتحادیه اروپا، نیروهای راست افراطی با دولتهای راست میانه در قدرت مشارکت دارند، و سیستم حاکم به این نیروها اجازه می دهد تا با استفاده از چالش بر حاکمیت قانون، سَم نژادپرستی، بیگانه ستیزی، شوونیزم، ضدجنس گرایی و همجنس گرایی را گسترش دهند، ایده برابری را به زیرسئوال ببرند.
ــ به جای تلاش برای “صلح”، اتحادیه اروپا ساختار نظامی خود را تقویت و همواره پیوند ارگانیک خود با ناتو را عمیقتر می کند. امروزه، با ایجاد همکاری ساختاری نظامی، اعلام مرحله جدیدی از نظامیگری ست که افزایش هزینه های نظامی و “انتقال سرمایه گذاری” به سوی صنعت و تجارت اسلحه را در پی خواهد داشت. در عین حال، اتحادیه اروپا درگیر افزایش مداخلات و تجاوز علیه دیگر کشورها و ملل است، نمونه بارز آن همکاریش با اسرائیل در فاجعه ای که مردم فلسطین در آن بسر میبرند.
ــ به جای دفاع از محیط زیست، اتحادیه اروپا سیاست های زیست محیطی خود را به قوانین بازار وابسته می کند. رسوایی های صنایع چندملیتی که قوانین زیست محیطی را نقض می کنند و ناتوانی در تصمیم گیری های لازم برای مقابله با تغییرات اقلیمی و پیامدهای چشمگیر زیست محیطی مردم، حاکی از شکاف بین اظهارات و بیانات با عمل میباشد.
ــ به جای نشان دادن همبستگی و مبارزه با عللی که باعث مهاجرت میلیون ها نفر از کشورهای خود میشوند، اتحادیه اروپا سیاست هایی را دنبال می کند که وضعیت این کشورها را وخیمتر می کند. دخالت اتحادیه اروپا با مداخلات امپریالیستی خود در خاورمیانه و شمال آفریقا باعث افزایش تعداد پناهندگان شده است. وخامت برجا مانده ناشی از استعمار کهنه، همراه با سیاست های استعمارنو در راستای استثمار کشورهای آفریقا و آسیا، دایره عبث فقر و فقدان توسعه ای را ایجاد کرده که باعث مهاجرت مردمان این کشورها که به دنبال زندگی بهتر در اروپا هستند، می شود. درعین حال، سرمایه های بزرگ در کشورهای اروپایی با پناهندگان و مهاجرانی روبرو هستند که میخواهند از آنان به عنوان نیروی کار ارزان قیمت برای تضعیف روابط کار در کشورهای اروپائی استفاده کنند. هیچ کس شک ندارد که مهاجرت و بحران پناهندگی یک مشکل پیچیده و چند بعدی است. با این حال، نظامی گرایی، نژادپرستی و بیگانه ستیزی هرگز نمی توانند پاسخی برای این بحران باشند. نیروهای پیشرو به منظور مبارزه در هر کشوری از اعضای اتحادیه اروپا فراخوانده می شوند تا پاسخهای درخور و مطابق با قوانین بین المللی و با اولویت اصول همبستگی، انترناسیونالیسم و وحدت طبقه کارگران ارایه دهند.

مردم کشورهای اروپایی میل و نیاز به اروپایی دیگر دارند
اروپای دیگر ممکن است!
علاوه بر چارچوب پیمانها، سیاست های مشترک و پیمانهای مربوط به ثبات تدوین شده تاکنونی، اتحادیه اروپا در سال های اخیر یک ساز وکار سخت گیرانه تر با ابزاری بنام “معاهده مالیاتی” بوجود آورد تا از طریق سیاستهای مالی بنام «نقشه راه اقتصادی اروپا»، «سیستم همآهنگ کننده سیاستهای اقتصادی و مالی اروپایی» بتواند بر بودجه دولت های عضو نظارت کند. اتحادیه های اقتصادی و پولی تقویت می شوند، روابط وابستگی اقتصادی و سیاسی در حال نهادینه شدن هستند، حاکمیت ملی برای اجرای سیاستی دیگر در سطح ملی در حال از بین رفتن است، دموکراسی و حق مردم برای توسعه اجتماعی و اقتصادی به چالش کشیده شده اند. «اتحادیه بانکی اروپا» از تمرکز عظیم سرمایه ها و کنترل سیستم های مالی دولتها حمایت میکند. توافقنامه تجارت آزاد با مراکز قدرتمند جهان (مانند توافق جامع اقتصادی و بازرگانی با کانادا) در تلفیق و همراهی با تجارت از نوع استعمارنو، سیاستهای توسعه اقتصادی با مناطق حاشیه ای (وابسته به سرمایه های بزرگ. م) در سراسر جهان، جنبه های بیرونی یک مدل اقتصادی را میسازند که عمیقا ناعادلانه و استثمارگرایانه هستند.
بواسطه تحمیل روابط سلطه آمیز سیاسی و اقتصادی تصویب شده به وسیله هیئت اجرایی قدرت های بزرگ و تامین کننده منافع گروه های اقتصادی و مالی، دموکراسی، دولت و حاکمیت ملی مردم در اروپا به چالش کشیده می شوند. دولت های منتخب با تهدیدات آشکار مواجه و تحت فشار قرار دارند. رفراندوم ها نادیده گرفته می شوند یا آنقدر تکرار می شوند تا شهروندان بر اساس خواسته های اتحادیه اروپا رای دهند.
هشدارهای نیروهای ترقیخواه در مورد ماهیت، سیاست ها و پیمانهای اتحادیه اروپا – آنطوریکه توسط معاهدات آن تعریف و سیاست هایی که توسط احزاب راست و سوسیال ـ دموکراتها تعمیق یافته و در اروپا باجرا گذاشته شدند ـ همگی حاکی از واقعییاتیست که درستی هشدارهای مان را ثابت میکنند. با این حال، اتحادیه اروپا نه تنها به صدای مردم گوش نمی دهد، بلکه حملات به سطح زندگی و حقوق مردم ما را تشدید میکند. رهبران اتحادیه اروپا با شعار” اروپای بیشتر”، در باره مسیری دیگر یا اروپای دیگر بحث نمی کنند، اما با شتاب هر چه بیشتر، اتحادیه اروپا را به سمت تقویت انحصارات، نظامیگری و تحمیل رفتار دیکتاتوری خود سوق میدهند. از سوی دیگر، نه تنها ناسیونالیسم و نژادپرستان راست افراطی، آلترناتیوی در برابر چالش کنونی نیستند، بلکه چهره ای بسیار ارتجاعی از سرمایه داری هستند، این نیروها یادآور تاریک ترین دوره های اروپا هستند.
بحران اتحادیه اروپا – حاصل سرمایه داری و تناقض های آن- به طور فاجعه آمیزی همه مشکلات را برجسته کرده و نشان میدهد که ساختمان اتحادیه اروپا بواسطه ماهیتش قابل اصلاح نیست، زیرا پیمان های منعقده آن ساختاری را تعریف میکنند که دارای فرایند نولیبرالی و نظامیگرایانه هستند. یک راه موثر برای همکاری در اروپا لزوما باید بر اساس اصول حاکمیت، آزادی، دموکراسی، پیشرفت اجتماعی و صلح متکی باشد.
اروپای دیگر ممکن و ضروریست و بیش از هر زمان دیگری در دستور کار ما قرار دارد. اروپای دیگر- اروپایی که در خدمت کارگران، خلقها و نیازهای آنها باشد ـ اروپائی که بتواند با تغییرات اساسی پایه های اتحادیه اروپای نو بر آن ساخته شود. تغییرات رادیکالی که توسط کارگران و مردم اروپا طراحی و تصمیم گرفته شوند.
تاریخ قاره اروپا غنی از میراث مبارزاتی و انقلابی است. این ثابت می کند که مردم با کارگران و جوانان به مثابه یک نیروی پیشگام می توانند با مبارزات خود به حملات و اقدامات وحشیانه کنونی پایان دهند. جلوی پیشروی راست افراطی و فاشیسم را بگیرند؛ راه را برای تحولات اجتماعی مهم با خصوصیت ضدامپریالیستی و ضدانحصاری هموار کنند: زمینه های جایگزینی سرمایه داری و بن بستهایش را فراهم سازند؛ بار دیگر چشم انداز ایجاد جامعه جدید، جامعه ترقیخواه، صلح و عدالت اجتماعی را طرح ریزی کنند.

نیروهایمان را متحد کنیم؛
مبارزاتمان را تقویت کنیم.
نیروهای کمونیست، ترقیخواه، ضدسرمایه داری، ضد نئولیبرالی، چپ و اکولوژیست که این فراخوان مشترک را امضا کرده اند، بر این باورند که انتخابات آینده مجلس نمایندگان اروپا در ماه مه فرصت مهمی است تا مبارزه مان را برای حال و آینده کشورهای مان و قاره اروپا تشدید کنیم. ما میدانیم که درشرایط کنونی، خطر راست افراطی یک تهدید بزرگ برای قاره اروپا و مردمان آن میباشد و این خطر توسط دولت ترامپ در ایالات متحده تشویق می شود. نیروهای در قدرت برای حفظ منافع خود در اتحادیه اروپا نمی توانند این تهدید را متوقف کنند، زیرا این سیاست های آنها هستند که زمینه تولید و رشد آنرا ایجاد میکنند. در عین حال برخی از همین نیروهای در قدرت به طور آشکار با افراطیون همکاری می کنند. تنها نیروهای ترقیخواه، نیروهایی که برای حقوق کار و حقوق اجتماعی و نیز برای حاکمیت ملی خلقها مبارزه می کنند، می توانند نیروی مقاومت علیه راست افراطی و فاشیسم باشند. باین علت تقویت آنها باید یک گزینه برای هر شهروند دموکرات و ترقیخواه درهر یک از کشورهای مان باشد.
ما از کارگران، جوانان، زنان و به طورکلی مردم کشورهای عضو اتحادیه اروپا می خواهیم که در زمان رأی گیری در انتخابات پارلمان اروپا، خواسته ها، آرمان ها، مبارزات و دیدگاه های خود را بیان کنند و نیروها ئیکه – همانند ما احزاب امضا کننده این فراخوان –در خط مقدم مبارزات اتحادیه های صنفی و تجاری قرار دارند و متعهد به ادامه مبارزه هستند را تقویت کنند.

برای اروپای برخوردار از حقوق اجتماعی:
اروپایی که برای تولید کنندگان ثروت و گردانندگان اقتصاد یعنی کارگران مفید باشد؛ اروپایی که شغل دائمی، پایدار، تمام وقت و درخور و شایسته برای همه ارایه دهد؛ اروپایی که حقوق و دستاوردهای اجتماعی را بازسازی و بهبود بخشد؛ اروپایی که مدافع خدمات عمومی و اعتلای آن؛ متضمن حق آموزش و پرورش و کار برای نسل جوان و سطح زندگی شایسته برای افراد سالمند و گروه های آسیب پذیر اجتماعی باشد؛ اروپایی که بازسازی و گسترش زیرساخت های اجتماعی در حمایت از خانواده ها، کودکان و افراد معلول را در برنامه خود داشته باشد.

اروپایی با پیشرفت اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی پایدار:
انتخاب راه توسعه اجتماعی و اقتصادی ای که به یک همبستگی واقعی و روبه رشد بین کشورهای مختلف کمک کند؛ این هم باید بر اساس برنامه های سرمایه گذاری در بخش عمومی در راستای سیاست های حمایت اجتماعی، استفاده پایدار از منابع طبیعی و حفاظت از محیط زیست باشد. راه توسعه ای که با اتخاذ تدابیر جدُی علیه تغییرات اقلیمی اعمال شود، طوریکه تضمین کننده عدالت اجتماعی باشد؛ راه توسعه ای که رشد پتانسیل تولیدی هر کشور با احترام به حق توسعه و یک مدل توسعه پایدار باشد؛ استقلال و امنیت غذایی را تضمین کند؛ از بخش های استراتژیک به سود منافع عمومی در هر کشور دفاع و از شرکت های کوچک و متوسط حمایت کند؛ به مناطق امن فرار مالیاتی (بهشت مالیاتی) و جابجائی سرمایه های آزاد و فارغ از مقررات پایان دهد. راه توسعه ای که با تنظیم و تدوین مالیات بر فعالیت های سوداگرانه سرمایه مبارزه کند.

برای اروپای برخوردار از صلح و همکاری با تمام خلقهای جهان.
اروپایی که به منشور ملل متحد و قوانین بین المللی احترام بگذارد، از جمله احترام به اصول حق تعیین سرنوشت خلقها، تمامیت ارضی و حاکمیت دولت ها؛ اروپایی که مسابقه تسلیحاتی و نظامیگرائی در روابط بین الملل را مردود بداند؛ به دخالتهای خشن در امور بین المللی و تهاجمات خارجی پایان دهد؛ به ائتلافهای نظامی تهاجمی مانند ناتو و وجود پایگاه های نظامی خارجی پایان دهد و برای خلع سلاح، از جمله خروج تمام سلاح های هسته ای از قلمرو کشورهای عضو و از بین بردن کامل سلاح های هسته ای مبارزه کند. اروپایی که همکاری و دوستی بین خلقهای جهان، همکاری های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برابر و چندجانبه گرائی سودمند را ترویج دهد.

برای اروپای برخوردار از دموکراسی، همکاری بین کشورهای حاکم با حقوق برابر.
برای اروپایی که به دموکراسی و مشارکت دموکراتیک، حاکمیت و حقوق برابر دولت های خود، به تنوع فرهنگی و هویت هر یک از ملتها و حقوق اقلیت ها احترام بگذارد؛ اروپایی که از طریق دستورات اداری متمرکز، لابی ها و قدرتمندترین کشورها اداره نشود، بلکه توسط مردم اداره شود.

برای اروپای آزاد، برخوردار از حقوق و همبستگی.
برای اروپایی که از آزادی های دموکراتیک مانند اتحادیه های کارگری، حقوق مدنی و اجتماعی – از جمله حقوق دیجیتال شهروندان، حریم خصوصی، حفاظت از اطلاعات شخصی و بی طرفی اینترنت دفاع کند؛ اروپایی که مکانیزم های سرکوبگری، رتبه بندی و نظارت بر شهروندان را رد کند؛ در عمل برابری همه افراد بدون تبعیض جنسی، قومیتی، رنگ، مذهب، معلولیت یا هویت جنسی را تضمین کند؛ با تمام اشکال تبعیض آمیز علیه زنان و حقوق آنها مبارزه کند، از جمله به انتخاب حقوق جنسی و باروری آنها احترام بگذارد.

ما (امضاء کنندگان) با هم کار می کنیم و گروه چپ در پارلمان اروپا را تقویت می کنیم.
برای این منظور، ما همکاری خود را بیش از پیش توسعه میدهیم و به ادامه کار گروه چپ متحد / چپ سبز کشورهای اسکاندیناوی در پارلمان اروپا، بر اساس برابری و احترام متقابل در تفاوت ها، مسیرها، تجربیات و ویژگی های مان متعهد هستیم؛ما به اقدام مشترک خود ازطریق این گروه به عنوان محل همکاری متمرکز بر بسیاری از چیزهایی که ما را در مبارزه برای اروپای دیگر مبارزه میکند، ادامه میدهیم.
ما برخصوصیت و هویت این گروه پارلمانی بمثابه محل همکاری هماهنگ (کنفدرال) میان نیروهای کمونیست، کارگری، ترقیخواه، چپ و مدافع محیط زیست، که هدف مشترک آنها طرح صدای مبارزات کارگران و خلقها در پارلمان اروپا است، تاکید داریم. و هدف تأکید، پیشنهاد و دفاع از سیاستهای مترقی به وضوح متفاوت از آنچه که راست و سوسیال ـ دموکراسی تاکنون دنبال کرده و ادامه می دهند، میباشد. هدف گروه دادن شکل و محتوای مبارزه در ارایه راه دیگری برای اروپا است.
با امضای این فراخوان، ما متعهد به دفاع از این اهداف و دستورالعملها هستیم. هرچه نیرومندتر باشیم، مبارزه برای یک اروپای مشترک، پیشرفت اجتماعی و صلح بیشتر خواهد شد.

احزاب امضاء کننده به فراخوان مشترک برای انتخابات ۲۰۱۹ به پارلمان اروپا:
۱٫ حزب ترقیخواه کارگران (قبرس) – Parti progressiste des travailleurs – AKEL
2. حزب کمونیست پرتقال – Parti communiste du Portugal – PCP
3. حزب کمونیست آلمان – Parti communiste d’Allemagne – DKP
4. حزب چپ آلمان – (Die Linke (Allemagne
5. حزب کمونیست اتریش – Parti communiste d’Autriche – KPÖ
۶٫ حزب کار بلژیک – Parti du travail de Belgique – PTB-PVDA
7. حزب کمونیست بوهم موراوی (اسلواکی) – Parti communiste de Bohème Moravie – KSČM
8. حزب کمونیست دانمارک – Parti communiste du Danemark – DKP
9. حزب کمونیست در دانمارک – Parti communiste au Danemark – KpiD
10. حزب کمونیست اسپانیا – Parti communiste d’Espagne – PCE
11. چپ متحد اسپانیا – Izquierda Unida – IU
12. حزب متحد جمهوری خواه – آلترناتیو اسپانیا – (Esquerra Unida i Alternativa (EuiA
13. حزب چپ ناسیونالیست – برادری در استان گالیسی اسپانیا – Anova Irmandade Nacionalista – anova
14. کمونیست های کاتالون (کاتالونیا) – Communistes de Catalogne
15. حزب کمونیست فنلاند – Parti communiste de Finlande – SKP
16. حزب کمونیست فرانسه – Parti communiste français – PCF
17. حزب کمونیست ایتالیا – Parti communiste italien – PCI
18. حزب بازسازی کمونیست – ایتالیا – (Parti de la refondation communiste – PRC (Italie
19. همگرایی سوسیالیستی (ایتالیا) – Convergence socialiste (Italie)
20. حزب کمونیست لوکزامبورگ – Parti communiste du Luxembourg – KPL
21. حزب کمونیست مالت – Parti communiste de Malte – PKM
22. حزب کمونیست بریتانیا – Parti communiste britannique – CPB
23. شین فیین (ایرلند) – (Sinn Fein (Irlande
24. حزب کمونیست دانمارکی ها – Parti communiste danois

منبع : اخبار روز