حقوق افزایش نیافته و ضایع شده / کانون مدافعان حقوق کارگر

به رسم هر ساله در روزهای آخر اسفندماه۱۳۹۷، حقوق‌های کارگران و مزدبگیران غیر از کارمندان رسمی دولت، افزایش یافت.‌ این حقوق‌ها که حداقل آن‌ در سال گذشته یک میلیون صدو بیست هزار تومان بود، در سال ۱۳۹۸ به یک میلیون و پانصد و بیست هزار تومان افزایش یافت. این افزایش که با توافق یک کمیسیون به اصطلاح سه جانبه (اما در واقع یک جانبه) که در وزارت کار تشکیل می‌شود، با افزایشی نزدیک به ۳۵ درصد همراه بود و به دنبال آن‌ مرکز آمار ایران تورم سال گذشته را ۴۸درصد اعلام کرد که در حقیقت افزایش دستمزد‌ها حتی اگر آمار صحیح هم باشد، کمتر از تورم است. با همه این احوال هنوز حقوق‌های به اصطلاح افزایش یافته به دست حقوق‌بگیران نرسیده است که موج گرانی شب عید تمامی این افزایش را خنثی کرده است.

سیستم طبقاتی که ثروت‌ها و سرمایه‌های هنگفت و بادآوده را در دستان عده‌ای خاص وابسته به قدرت قرار داده است، آن چنان نظام اقتصادی را در هم پیچیده است که امکان هر گونه گشایشی را در زندگی کارگران و مزدبگیران و مردم تحت ستم از میان برده است. درآمدها و حقوق‌های نجومی و اختلاس‌های لجام گسیخته مانند اختاپوسی کلیه راه‌های بهبود زندگی زحمت‌کشان و مردم تحت ستم را بسته است و احتکار و گرانی و چپاول دسترنج‌های مردم آن چنان بر همه گستره زندگی تهی‌دستان چیره شده است که تنها با اندک وعده گشایش در زندگی مردم، پیشاپیش آن‌ را خنثی می‌کند.‌

این افزایش‌های اندک نه تنها هیچ دردی را از حقوق بگیران و زحمت‌کشان دوا نمی‌کند بلکه از یک طرف زندگی آنان‌ بیشتر به اعماق می‌برد و از طرف دیگر بهانه‌های کافی برای تعطیلی بنگاه‌های اقتصادی کوچک فراهم می‌کند و خیل عظیم بیکاران را در سال آینده همچنان افزایش می‌دهد و بر حاشیه‌نشینان و تهی‌دستان شهری هر روز‌ می‌افزاید. به علاوه زمینه بازتری برای فرصت‌طلبان و چپاول‌گران نیروی کار فراهم‌ می‌آورد تا با تکیه به افزایش روز افزون بیکاری بتوانند حداکثر بهره‌وری از نیروی کار را در دستور قرار دهند و کارگران وزحمتکشان را وادار کنند که حتی با کمتر از حقوق‌های مصوب، نیروی کار خودشان را بفروشند و اقتصاد غیررسمی و قاچاق را گسترش دهند.‌

و این همان مثل معروف است که “سرکنگبین صفرا فزاید” و در چنین سیستم اقتصادی هر گونه افزایشی در حقوق‌ها به زودی به فرصتی برای سرمایه‌داران و احتکارگران تبدیل شود تا هر چه بیشتر کالاها و خدمات را گران‌تر کنند و به سرعت باد و قبل از رسیدن این افزایش به دست حقوق‌بگیران آن‌ را پیشاپیش از سفره آنان بربایند.‌ پس تنها چاره در بهم ریختن این سیستم اقتصادی است که هر روز مانند زخمی عمیق بر پیکر جامعه آن‌ را به سوی تباهی می‌کشاند. راه چاره را باید در نه در افزایش ظاهری حقوق ها که باید در تغییر اساسی سیستم اقتصادی جست که در آن تورم واحتکار و غارت وچپاول اموال مردم به گورستان تاریخ سپرده شود و سودپرستی همراه با سودپرستان از صحنه جامعه برکنار شوند.

کانون مدافعان حقوق کارگر

فجایع طبیعی و برنامه‌ریزی: دولت کوبا و مشارکت مردمی / نلسون والدز، ترجمه/ لاله پاشا و طاها زینالی

آمادگی کوبا در رویارویی با فجایای طبیعی موجب شرمساری ماست“. ریچارد ارستاد، کمیته‌ی خدمات‌رسانی به دوستان امریکا۱ چند فاکت در ۱۳ سال گذشته کوبا در معرض ۱۶ طوفان‌ گرمسیری قرار گرفت. در ادامه به برخی از این فجایع نگاهی می‌اندازیم. ۴ نوامبر ۲۰۰۱: طوفان میشل مقیاس سفیر–سیمپسون۲: ۴ تأثیرگذاری بر ۴۵٪ از قلمرو کشور، ۵۳٪ از جمعیت، پیامدهای اقتصادی یک میلیارد دلار. بالاترین سرعت باد: ۲۱۶ کیلومتر بر ساعت تخلیه: ۷۱۲ هزار نفر. تعداد افراد در پناهگاه‌های عمومی ۲۷۰ هزار نفر مرگ و میر: ۵ نفر ۲۰ سپتامبر ۲۰۰۲: طوفان ایزودور مقیاس سفیر–سیمپسون: ۲ این طوفان ۶ ساعت در استان پینار دِل ریو، و ۱۲ ساعت در کوبا ادامه داشت. بالاترین سرعت باد: ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت بالاترین سرعت تندباد: ۲۲۰ کیلومتر بر ساعت تخلیه:

کوبا چطور از پس طوفان‌ها برمی‌آید؟  

اول؛ برنامه و طرح می‌ریزند. در کوبا این برنامه مقیاس ملی، استانی، شهری و روستایی و حتی محله‌ای را پوشش می‌دهد و در تمامی این سطوح مؤسساتی برای اجرای طرح وجود دارد.

دوم؛ همکاری (”شبکه‌ای از داوطلبان، امدادگران و مسئولان بهداشت عمومیِ آموزش‌دیده و باوجدان که همگی با هم کار می‌کنند“). در واقع، بر سازمان‌دهی کنترل بحران در محلات تکیه می‌کنند؛ علاوه‌بر این، موفقیت‌شان به خود مردمی که بناست تخلیه شوند هم بستگی دارد (مردم در محله‌های زندگی‌شان به یکدیگر کمک می‌کنند).

سوم؛ کل جمعیت کشور درباره‌ی طوفان‌های گرمسیری و مقیاس سفیر–سیمپسون آموزش می‌بینند (حتی در مدارس برای کودکان مسائل ریاضی برای تعیین حرکت مسیر طوفان در نظر گرفته شده است).

چهارم؛ به طور مداوم راجع به طوفان اطلاع‌رسانی کرده و اعلام می‌کنند که متناسب با سطح خطر و شرایطی که ممکن است پیش بیاید، چه اقداماتی باید صورت گیرد. رسانه‌های اصلی به نحوی اخبار و راهکارها را منتقل می‌کنند که برای مردم فهم‌پذیر باشد.

پنجم؛ با کمک‌گرفتن از تلویزیون، رادیو و سازمان‌های محلی (مانند کلیسا، مدرسه و پلیس) به کنترل فجایع طبیعی بالاترین میزان ممکنِ اهمیت داده می‌شود.

ششم؛ از رهبران سیاسی ملی و متخصصان برای ارتباط‌گیری با مردم استفاده می‌کنند و خود رهبران کشوری در کنار مردم به میانه‌ی طوفان می‌روند، تا مردم احساس نکنند فراموش شده‌اند.

هفتم؛ در زمان‌هایی که فصل طوفان نیست، طرح‌های تخلیه‌ی اضطراری مردم را تمرین می‌کنند.

هشتم؛ زمانی که خطر طوفان در شکل یک اختلال هوایی در شرق کارائیب مشاهده می‌شود، کانال‌های تلویزیونی و شبکه‌های رادیویی در سرتاسر کشور روند تغییرات این خطر بالقوه را به‌طور روزانه پیگیری می‌کنند. امور کل کشور در طی این دوره تا وقتی که خطر طوفان رفع شود، بر اساس اقدامات احتیاطی پیش می‌رود.

نهم؛ مردم این کشور می‌داند که بسته به مکان و شدت طوفان احتمالی چه اقداماتی، در چه زمانی و به چه شکلی ضروری هستند. علاوه‌براین، «نیروی دفاعی مدنی» در صورت بروز طوفان اطلاعیه‌های متناسبی در جراید منتشر می‌کند.

دهم؛ تخلیه‌ی اضطراری حداقل۲۴ ساعت پیش از برخورد طوفان با خاک کشور انجام می‌شود.

یازدهم؛ تخلیه بر مبنای طرح مشخص و دقیق ملی، منطقه‌ای و محلی انجام می‌پذیرد. همه‌ می‌دانند که به کدام نقطه‌ باید بروند تا از آنجا به مقصد تخلیه‌ی اضطراری منتقل شوند. طرح تخلیه بر مبنای محل زندگی (خانه) افراد آماده شده و اجرایی می‌شود. کسانی که ممکن است در برهه‌ی تخلیه در مکانی غیر از خانه‌هایشان باشند نیز می‌دانند که باید خود را به چه مکانی برسانند. پزشک هر محله مسئولین تخلیه را همراهی می‌کند تا آنها از تاریخچه‌ی پزشکی و نیازهای تخلیه‌شوندگان مطلع باشند. در نتیجه، افراد با نیازهای خاص به پناهگاه‌هایی منتقل می‌شوند که تجهیزات پزشکی متناسب با آنها فراهم باشد.

دوازدهم؛ مردم قبلاً این مقصد تخلیه را دیده‌اند. این فضاها به آب، خوراک و لوازم خواب و سرویس بهداشتی مجهزند. معمولاً مقصد تخلیهْ منزل اقوام و دوستان است که در مکان‌های کم‌خطر واقع شده‌اند.

سیزدهم؛ چند ساعت قبل از برخورد طوفان به منطقه برق و گاز قطع می‌شوند.

چهاردهم؛ دولت منابع مورد نیاز برای تخلیه‌ای اضطراری را فراهم می‌کند: سازمان فرماندهی و کنترل باتجربه، پرسنلی که برای اجرای طرح تخلیه آموزش دیده‌اند، دسترسی به اطلاعات مربوط و جاری برای تمامی کسانی که در تخلیه، حمل‌ونقل، خورد و خوراک، خدمات پزشکی و پذیرش تخلیه‌شدگان دست دارند. مردمی که قرار است تخلیه شوند، خود بخشی از منابعی هستند که در جهت تخلیه‌ی اضطراری مورد استفاده قرار می‌گیرند.

در سال ۲۰۰۵، یان اِگِلند، مسئول هماهنگیِ امدادرسانیِ اضطراری در سازمان ملل متحد، به این نکته اشاره کرد که مشاهده‌ی برنامه‌ی کوبا نشان می‌دهد که در ایالات متحد معمولاً ”هیچ تیتری در رسانه‌ها در ارتباط با پیش‌گیری از آسیب‌های طوفان دیده نمی‌شود“. به همین ترتیب، ما به‌ندرت درباره‌ی آمادگیِ یکتا و مشارکتیِ کوبا چیزی می‌شنویم. نیویورک تایمز در یک گزارش نادر از قول راسل ال. هانر، فرمانده‌ی اقدامات ارتش برای امدادرسانی پس از طوفان کاترینا که ایالت نئو اُرلئانز را درنوردید، نوشت ”کوبا به‌خوبی طوفان‌ها را مدیریت می‌کند. حکومت ایالات متحد می‌تواند از کوبایی‌ها بیاموزد“۳٫

با این همه، هنگامی که زمانِ بازسازی فرا می‌رسد، کوبا با مشکلاتی جدی روبه‌رو می‌شود. جلوگیری از پیامدهای ناگوارترِ فاجعه‌ی طبیعی در گروِ سرمایه‌ی انسانی و بسیج توده‌ایست. تحلیل ما نشان می‌دهد که نظام مدیریت فاجعه‌ی کوبا در ارتباط با ویژگی‌های معینی از واکنش و آمادگی در برابر فاجعه کارنامه‌ی قدرتمند و درخشانی از خود به جا گذاشته است، ویژگی‌هایی که روابط عمومی در ارتباط با تهدیدها و مخاطراتِ طبیعی، پیش‌بینیِ علمیِ آب‌وهوا و تشخیص زمین‌شناختی را نیز شامل می‌شوند. کوبا دارای ظرفیت پرقدرتی برای تخلیه‌ی اضطراری و شیوه‌های دیگر پیش‌گیری از فجایای طبیعی‌ست.

اما، همان‌طور که بنیگنو آگوئره و ژوزف ترینُر خاطرنشان کرده‌اند، جزیره‌ی کوبا از کمبود منابع مالی که بازیابیِ سریع را میسر سازد، رنج می‌برد. در واقع، این کشور پس از فجایای طبیعی با معضلات عدیده‌ای برای بازسازی و نیز بازیابی روبه‌رو می‌شود۴؛ معضلاتی که محاصره‌ی اقتصادی و تحریم‌های ایالات متحد هم در ایجاد آن‌ها و هم در تشدیدشان نقشی اساسی ایفا می‌کنند.

منبع: www.counterpunch.org

Natural Disasters and Planning: the Cuban State and Popular Participation

* نلسون پی. والدز پروفسور بازنشسته در دانشگاه نئو مکزیکو است.

پانوشت‌ها

۱ American Friends Service Committee (AFSC)

2Saffir–Simpson hurricane wind scale یا SSHES (مخفف آن) مقیاسی‌ست برای اندازه‌گیری شدت طوفان‌های گرمسیریِ نیمکره‌ی غربی، که بر اساس آن این طوفان‌ها به پنج دسته تقسیم می‌شوند: طوفان گرمسیریِ دسته‌اولی دست‌کم بین ۱۱۹ تا ۱۵۳ کیلومتر در ساعت سرعت دارد و سرعت طوفان گرمسیری دسته‌پنجمی بیش از ۲۵۲ کیلومتر در ساعت است. بیان این مقیاس نشان‌گر برخی شاخص‌ها برای تعیین خسارت بالقوه و میزان سیلی‌ست که در اثر طوفان به راه می‌افتد. طوفان‌های گرمسیری مناطق دیگر دارای مقیاس‌های متفاوتی هستند.

۳ www.nytimes.com

4 B. E. Aguirre and Joseph E. Trainor: Emergency Management in Cuba: Disasters Experienced, Lessons Learned, and Recommendations for the Future
منبع:پراکسیس