قدرت دوگانه در دوران انقلاب / سیروان هدایت وزیری

مسئله اساسی هر انقلاب موضوع قدرت حاکمه در کشور است . بدون توضیع این مسئله نمیتوان ازشرکت اگاهانه در انقلاب ، انچه مربوط به رهبری انقلاب  باشد ،  صحبت به میان اورد . “

خود ویژه بودن جامعه ایران ، از این جنیبه تا کنون شکل کشورداری بر کاربرد مکانیزم و  ساختمانبندی حزبی نبوده  و قاعدتا تجارب جدی در این مورد نیست ، شک و شبهه هایی را بوجود می اورد که ، بعد از سرنگونی رزیم جمهوری اسلامی ، قدرت سیاسی به دست  تعداد اقلیتی از نخبگان سیاسی _ حزبی خواهد افتاد و این نخبگان در تشکیل مجلس موسسان پیش قدم خواهند شد و دولت را  تشکیل خواهند داد  و اما توده های مردم صرفا  به وسیله ایی برای تشکیل این قدرت مبدل خواهند گردید . برای رفع حاجت مسئله ،  لازم هست ابتدا ترسیمی از پرنسیپ ها از یک طرف ،  و از طرف دیگر پیش بینی های ممکن در حین سرنگونی رژیم و بعداز آن ارائه گرددد  . تا انجایی که به نظرگاه یک سوسیالست  واقعیت گرا بر می گردد ، قدرت  سیاسی بلاواسطه توده های زحمتکش و ستمدیده در انقلاب و تحولات آینده ایران  ،  مطلوب ترین شکل آن هست و این مسئله نیز بر ابتکار بلاواسطه توده های مردم از پایین متکی و بستگی خواهد داشت . در اینجا وظیفه سوسیالیست هاست به زمینه سازی و فراهم شدن این قدرت بلاواسطه توده ایی کمک نمایند تا حد المکان یک قدرت دوگانه سیاسی در جامعه بوجود آید . قدرت دوگانه ایی که در اینجا اسم برده می شود جه خصلت سیاسی را بخود می گیرد و اساسا قدرت دوگانه در اینجا به چه معنی است . در اینجا قدرت دوگانه عبارت از این است که در کنار حکومت موقت ، که از طرف مجلس موسسان تشکیل می شود ، قدرت دیگری بوجود می آید که قدرت بلاواسطه کارگران و زحمتکشان میباشد . کارگران و زحمتکشان ،  بلاواسطه با تشکیل کنگره سراسری خود قانون هایی را به تصویب خواهند رساند که که شاید مورد توجه قانونگذاری مجلس موقت موسسان از نظر حقوقی  نباشد از جمله قانون کنترل کارگران و زحمتکشان  برتولید و وسایل تولید و فروش آن و تعیین دستمزد واقعی . اگرچه مجلس موسسان از جانب احزاب سیاسی تشکیل می شود و نمایندگان  این احزاب مستقیما از جانب مردم با رائی داوطلبانه و آزادانه انتخاب خواهند شد ، ولی با توجه به خصلت ذاتی دوره انقلاب  ، قانونگزاری این مجلس در حول حوش یک جامعه بورژوایی معمولی فراتر نمی رود و اساسا شکل طبقاتی بخود نمی گیرد .  در اساس می توان انتخابات همگانی و ازاد برای تشکیل موسسان را بیشتر در قالب یک واقعه فراطبقاتی تعبیر کرد که قدرت بلاواسطه و مستقیم  کارگران  و زحمتکشان در ان متبلور نیست .

البته با توجه به ناموزونی و عدم رشد اقتصادی و سیاسی جامعه ایران ، قدرت سیاسی مطلق و خالص کارگران و زحمتکشان در قالب شورا در خصوص ساختمان سازی یک سیستم سوسیال دولتی هنوز نضج نیافته است و  کارگران و زحتمکشان از نظر اگاهی سیاسی و اجتماعی دارای این امکانات نیستند ،  تمامی سازمان های دولتی را از آن خود سازند و اما از طرفی دیگر آنان یه صرف یک نیروی ” پیکارجو”  برای صرف افزایش دستمزد های خود در دوران انقلابی نخواهند بود ،  بلکه آنان  جزیی از سازمان های دولتی محسوب می گردند که در حق تعیین سرنوشت جامعه سهیم مند . در حقیقت قدرت دوگانه ایی که در اینجا مطرح هست  برخلاف انقلابات گذشته ، از جمله انقلابات در ۱۹۱۷ روسیه ، قدرت دوگانه فقط نموداری از یک لحظه انتقالی در جریان دوران انقلابی نیست ، از این جنبه کارگران و زحمتکشان به قدرت  سیاسی  منتخب عموم توجه نکنند و تحت شورای متخب خود ،  مجلس موسسان را تخطئه کنند ، بلکه قصد در اینجا تکمیل منابع قانونگذاری از جانب شورای کارگران  و زحمتکشان و مجلس موسسان در تشکیل حکومت بطور مداوم  است .

برخلاف تصوراتی که تا کنون در مورد دوران انتقالی قدرت سیاسی وجود داشته ، از این جنبه جامعه صرقا  به  توسط حکومت های مدافع یک طبقه معیین اداره می شود و در ناشی از آن به اثبات گردد که دولت ها ناگذیر طبقاتی هسستند و دولت به اصطلاح  دیکتاتوری این یا آن طبقه بر جامعه حاکم می گرداند ، در اینجا وجود قدرت دوگانه سیاسی قاعدتا بر این تئوری خط بطلان می کشد . در حقیقت قدرت دوگانه سیاسی نموداری از حاکمبت تمامی احاد جامعه از پایین تا بالا ها هست . مجلس  قانوگذاری شورای کارگران و زحمتکشان همانند ” مجلس ثنا ” ی معروف می ماند که قانون اتخاذ مجلس موسسان را  به تصویب قطعی می رساند .

شاید در اینجا سئوال مطرح شوذد که تکلیف احزاب سیاسی در مجلس موسسان چگونه است که هر یک آنان از منافع این یا آن طبقه و قشر معیین  دفاع می کنند و هریک متعلق به یک طبفه خاص هستند  . قبل از همه اینها باید گفت که هیچ حزبی نمی تواند به اندازه خود طبقه ، که  مدافع حقوقی و اقتصادی خویش هست  و قدرت بلاواسطه  خود  تضمین نماید ، ادای متعلق بودن  را در آورد . شاید احزاب بورژوایی در اتخاذ سیاست ها نزدیکی ملموس تری با قدرت بلاواسطه طبقات سرمایه داران داشته باشند ، ولی احزاب مدافع کارگران و زحمتکشان از اینکه در زیر سقف تولید و کارخانه ها نیستند ، و از طریق رائ همگانی و آزاد به مجلس راه یافته اند ، در اتخاذ تصمیمات و قانونگذاری ناچارند ، منافع عموم و فرا طبقات را نیز در نطر داشته باشند و این مسئله خود بخود به همانند قدرت بلاواسطه کارگران و زحمتکشان تهیدست نحواهد بود ، اما کارکردشان در اتخاذ تصمیمات در مجلس می تواند این تعلقات طبقاتی را نمایان تر سازد .     ادامه دارد  .   

گزارش گردهمایی ۱۴ سپتامبر در پاریس مقابل سفارت رژیم جمهورى اسلامى در پاریس

پس از اعدام جنایتکارانه سه زندانی سیاسی ،رامین حسین پناهی، زانیار و لقمان مرادی و اقدام وحشیانه حمله موشکی به مقراحزاب کردستان ایران، جمعیت کردهای مقیم فرانسه، با صدور فراخوانی برای یک گردهمایی در اعتراض به این جنایات ، تجاوز و کشتار، از عموم ایرانیان آزدایخواه مقیم پاریس و احزاب و سازمانهای مترقی درخواست نموده بود تا با حضور خود و با صدای بلند، جنایات رژیم جمهوری اسلامی ایران را محکوم کنند. به ویژه پس از اعتصاب موفقیت آمیز  ، شجاعانه و یکپارچه توده های مردم در کردستان، با آنها اعلام همبستگی نمایند. از این حرکت شماری از احزاب و سازمانهای سیاسی و همچنین چند نهاد دمکراتیک، پشتیبانی به عمل آورده بودند. حرکت شما با این اعتصاب متحدانه  یک رستاخیزى براى مردم کردستان و ایران و… است. .

این گردهم آئی در روز جمعه ۱۴ سپتامبر در مقابل سفارت جمهوری اسلامی سازمان داده شد. علیرغم روز کاری، بیش از ۱۵۰ نفر از هم میهنان آزادیخواه اعم از شخصیتهای سیاسی، حقوقی و فعال حقوق بشری و اعضا و هواداران احزاب و سازمانها و نهادهای دمکراتیک، به این فراخوان پاسخ مثبت دادند و ضمن استقبال از این حرکت، همبستگی خود را با مردم کردستان، خانواده اعدام شدگان و قربانیان حمله موشکی به دفاتر احزاب کرد، نشان دادند.

صحنه گردهمآئی، با تصاویر اعدام شدگان و جانباختگان حملات موشکی و پلاکاردهائی علیه رژیم و برای آزادی، آراسته شده بود. حمل تصاویر جانباختگان از طرف بسیاری از شرکت کنندگان، فضای گردهمآئی را هرچه همبسته تر کرده بود.

لازم به ذکر است که دو نفر از شرکت کنندگان، بدون اطلاع و توافق برگزارکنندگان، پرچمی که نشان جمهوری اسلامی رابرخود داشت به آتش کشیدند.یکساعت بعد از گردهماىًى جمعیت کردهاى مقیم فرانسه افرادى به جاسوسخانه رژیم اسلامى حمله کرده ،  این نوع حرکتهاى  ایذاىًى بدور از مبانى و پرنسیب جمعیت کردهاى مقیم فرانسه است و رژیم اسلامى از این نوع حرکتها به نفع خود بهره بردارى مى کند و در رابطه با اعدامها و بمباران موشکى احزاب کورد و  اعتصاب سراسرى  مردم کردستان  سکوت کرده و براى چنین حرکتى داره مظلوم نماىًى مى کند. که جنایات ۴٠ ساله خودش را بپوشاند این نوع گردهماىًى ما ادامه خواهد داشت و دارد تا موقیعکه جنایات و ستم هست مقاومت مردم ایران و کردستان پایدار است.

در پایان قطعنامه گردهم آئی توسط یکی از اعضای انجمن کردهای مقیم فرانسه برای حاضرین خوانده شد که متن آن به قرار زیراست :

قطعنامه

روز جمعه چهاردهم سپتامبر ٢٠١٨ ، یک گردهمایی بمنظور محکوم کردن حمله موشکی رژیم جمهوری اسلامی ایران به دفتر احزاب کرد که به جانباختن هفده تن از رهبری و اعضای حزب دمکرات کردستان ودو نفر از پیشمرگان حزب دمکرات کردستان ایران و زخمی شدن بیش از چهل نفر گردید، و همچنین اعدام رامین حسین پناهی عضو کومله و لقمان و زانیار مرادی، سه جوان بیگناه کرد بوسیله قوه قضائیه و وزارت اطلاعات، در شهر پاریس، نزدیکی سفارت جمهوری اسلامی ایران برگزار گردید .  در این تجمع که به ابتکار جمعیت کردهای مقیم فرانسه فراهم آمده بود، تعدادی از ایرانیان و کردهای مقیم پاریس و برخی از شهرهای فرانسه در آن شرکت کردند . نهاد مرکز همکاری احزاب روژهه لات مرکب از حزب دمکرات کردستان و حزب دمکرات کردستان ایران و حزب کومله با حمایت از آن حضور فعال داشتند . پاره ای ازسازمانها و انجمن های ایرانی و شخصیتهای محترم و سرشانس جامعه حقوقی و سیاسی ایران نیز با ابراز پشتیبانی از این گردهمایی حضور بهم رسانیدند.

شرکت کنندگان در سخنرانیهای خود و تهاجم به دفاتر حزب دمکرات و اعدامهای چند روز اخیر را محکوم کردند و اعلام نمودند :

١ – رژیم جمهوری اسلامی باید سرنگون گردد.

٢ – تجاوزات برون مرزی رژیم جمهوری اسلامی و عملیات تروریستی و موشکی آن متوقف گردد .

٣ – حکم اعدام برچیده شود  .

۴ – کلیه زندانیان سیاسی وعقیدتى در ایران آزاد باید گردد .

۵ – از سازمان ملل متحد، مجامع حقوق بشر، پارلمان و کمیسیون اتحادیه اروپا در خواست می کنیم عملیات تروریستی و اعدامها را محکوم نمایند و از بمبارانها و حملات به محل کار و زندگی احزاب و سازمانهای کرد ایرانی در خارچ از کشور جلوگیری بعمل آورند۔

 

گره‌گاه‌های اپوزیسیون، گسست‌های رهایی / شیدان وثیق

امروزه، مبارزه با رژیم‌های سلطه‌‌گر، در جهانِ بغرنج و پر تضاد کنونی، اپوزیسیونِ‌ ضد سیستمی را در برابر پرسش‌هایی اگزیستانسیِل قرار داده ‌است. این بحرانِ وجودی و هویتی به ویژه نزد آن احزاب و گروه‌هایی نمودار می‌شود که در تکاپوی ایجاد آلترناتیوی برای کسب حاکمیت۱ و اِعمال قدرت‌‌‌اند.
روی سخن ما در این جا با آن اپوزیسیونی است که خواهان تغییراتی بنیادین، اجتماعی و سیاسی، دموکراتیک و رهایی‌خواه، در کشور خود و در جهان است. یه طور مشخص در ایران، این اپوزیسیون در وجه دموکراتیک‌ خود شامل طرفداران جمهوری، دموکراسی و جدایی دولت و دین و مخالفان نظام‌های تئوکراتیک و پادشاهی می‌شود و در وجه “چپ”، هواداران “سوسیالیسم” و رهایی را در‌ بر می‌گیرد. “چپ” و “سوسیالیسم” را در گیومه گذاشته‌ایم چون با آزمون منفی‌ و گاه فاجعه‌باری که در درازای سده‌ی گذشته تا کنون این دو پدیدار از خود نشان داده‌اند، امروزه دیگر نمی‌توان تعریفی مشخص از «چپ» در تمایزش با «راست» و از «سوسیالیسم» در تفاوتش با سرمایه‌داری دولتی و اقتدارگرا به دست داد. از این رو ما در بحث‌‌های خود بیشتر از مقوله «رهایی» یا «رهایش»۲ سخن می‌رانیم و تا آن جا که مقدور باشد از کاربُرد واژه‌های «چپ» و «سوسیالیسم»، که بیش از پیش اکنون ناروشن و ناشناخته شده‌اند، خودداری می‌کنیم. ادامه خواندن Continue reading