گرانی و زنان ایران: زندگی‌مان نمی‌گذرد / نیلوفر جعفری

بحران اقتصادی در ایران که نتیجه مستقیم تحریم‌های بین‌المللی، فساد در ساختار قدرت، اختلاس و تغییرات آب‌وهوایی مانند خشکسالی است کشور را در وضعیت دشواری قرار داده است. ادامه خواندن Continue reading

سکوت در برابر تجاوز نابخشودنی است/ الهه امانی

تجاوز جنسی”، “تعرض جنسی” و “آزار جنسی” سه مفهمومی هستند که در ادبیات جنبش زنان به مثابه اشکال خشونت جنسی محسوب می شوند و معانی حقوقی متفاوتی دارند. فصل مشترک تمام اشکال خشونت جنسی آن است که تماس جنسی بدون رضایت کامل و آگاه طرفین صورت می گیرد. تعاریف قانونی و پاسخگویی در برابر آن در کشورهای مختلف، متفاوت است. در برخی از کشورهای جهان، تعرض جنسی به کلیه رفتارهای جنسی گفته می شود که رضایت طرفین در بین نبوده، در حالی که تجاوز صرفاً به نوع شدید تعرض جنسی و زمانی که بدن فرد مورد تعرض و تجاوز قرار می گیرد، اطلاق می شود. در دنیای امروز که به دلایل جامعه شناختی مختلف (که بحث جداگانه دارد)، انواع خشونت های جنسی افزایش یافته، چه بسا قربانیان این خشونت ها می تواند هر فردی از جنسیت، سن، رنگ پوست، نوع پوشش و گروه اجتماعی باشد.

بدون شک برخی از گروه های اجتماعی بیش تر از دیگران آسیب پذیر هستند. میزان آسیب پذیری بستگی به مناسبات قدرتی دارد که فرد در جامعه با سایر گروه های اجتماعی دارد. در جامعه پدر-مردسالار، افرادی که به دلایل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و چه بسا سیاسی در حاشیه قرار داشته و در موقع قدرت نیستند، بیش تر در معرض خطر خشونت جنسی قرار دارند. خشونت جنسی که در برگیرنده تجاوز جنسی، تعرض جنسی و اذیت و آزار جنسی است، به اشکال گوناگون صورت می گیرد. خشونت جنسی بدون سلاح سرد یا گرم، در سکوت و در فریاد اعتراض، آشکار و پنهان، علی رغم میل و اراده فرد مورد خشونت انجام می شود.

خشونت جنسی الزاماً نه در تاریکی شب یا در فضای ناامن، نه توسط افراد ناشناس، بلکه می تواند توسط افرادی که به علت آشنایی، اعتماد فرد مورد خشونت را کسب کرده و در فضای خانه و مناسبات زوجین صورت گیرد.

به طور عموم، خشونت جنسی توسط مردان و پسران علیه زنان و دختران صورت می گیرد. البته پژوهش های گوناگون به موارد خشونت جنسی بین مردان زندانی قدرتمند در فضای زندان های عمومی به ویژه در امریکا و روابط هم جنس گرایان نیز اشاره دارد.

فعالان حقوق انسانی زنان و فمنیست ها بر آنند که خشونت جنسی (تجاوز، تعرض و آزار) عمدتاً با سکوت در جوامع مختلف همراه است و نقض آشکار و صریح حقوق و کرامت انسانی زنان است. خشونت جنسی زمینه های مشخصی دارد که هواداران برابری جنسی-جنسیتی بر آن تاکید دارند. از جمله آن که “سکوت باید شکسته شود” و این که “خشونت جنسی به ندرت صورت نمی گیرد” و واقعیتی است از زندگی تلخ دختران و زنان. در خلال ۶۰ سال گذشته، ادبیات غنی نه تنها در کشورهای پیشرفته غربی، بلکه در بسیاری از کشورهای آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین نیز در زمینه موارد متعدد تجربه خشونت جنسی به نگارش درآمده و صدای مقابله با خشونت جنسی و تبعات آن هر روز رساتر شده است. این ادبیات، بر مکانیسم های مناسبات قدرت پرتو افکنده تا رفتارهای گروه های اجتماعی از جمله تجاوز در زندان های عادی به ویژه زندان مردان (در آمریکا) و هم چنین تجاوز و تعرض گروهی به زنان در مناطق جنگی توضیح داده شود. خشونت و تجاوز جنسی به مثابه خرد کردن اعتماد به نفس و کرامت انسانی و چه در مورد زنان زندانی، یا در مناطق جنگی برای ایجاد رعب و وحشت نمودهایی از چنین جنگ روانی است. این در حالی است که خشونت جنسی نیز خود را به اشکال گوناگون در فضای واقعی و فضای مجازی بازتولید می کند.

در آمریکا، آمارهای نسبتاً دقیقی در زمینه موارد خشونت های جنسی وجود دارد و سازمان ها و نهادهای غیردولتی برای از بین بردن موانع عدم گزارش خشونت های جنسی گام های موثری برداشته اند. طی برآورد تحقیق جامعی که در آن با ۱۶ هزار زن مصاحبه صورت گرفته، ۱۸٫۳ درصد از زنان و دختران در مرحله ای از زندگی خود خشونت جنسی را تجربه کرده اند. از این تعداد ۴۲٫۲ درصد، زیر سن ۱۸ سال تجربه خشونت جنسی را تجربه کرده اند.

علی رغم آمارهای فوق، هنوز حتی در آمریکا بسیاری از موارد خشونت جنسی گزارش داده نمی شود. واقعیت آن است که در بستر تاریخ مدرن، زنان به مثابه نیروی فرودست جامعه در زمره “دارایی” و “ثروت” بخش قدرتمند جامعه -که مردان بوده و هستند-، به شمار می آیند. ارزش این “ثروت” با “پاکی” و “عفت” زن در ارتباط نزدیک بوده و چنان چه زن یا دختری مورد خشونت جنسی قرار گیرد، ارزش های سنتی، بار آن را بر دوش فرد مورد خشونت قرار گرفته، می گذارند و به نحوی “ارزش” این دارایی و “ثروت” کم می شود. با چنین پیشینه ای است که می توان درک نمود که در طول تاریخ تجاوز به زنان و دختران با جبران خسارت به مرد خانواده اعم از پدر، همسر، پسر زن و دختر مورد خشونت واقع شده، پرداخت می گردد.

سکوت قانون حتی در کشورهای پیشرفته جهان در برابر “تجاوز” و “تحمیل” و یا “رابطه بدون رضایت” حتی در مناسبات زناشویی از چنین تکیه گاه نظری برخوردار است که در آمریکا هم تا سال های ۱۹۹۰ مطرح بود. کمیسیون زنان سازمان ملل، در اوایل دهه ۲۰۰۰، برای نخسین بار چنین مناسباتی را در زمره خشونت جنسی علیه زنان قلمداد کرد. این امر که حتی امروزه در بسیاری از قوانین کشورهای جهان انعکاسی ندارد و خشونت در مناسبات زناشویی اساساً مطرح نیست، به دلیل ارزش ها و ساختارهای سیستم پدر-مردسالاری سنتی است که مرد “مالک” است و “حق دارد” از آن چه به وی تعلق دارد، هرگونه خواست استفاده نماید. نکته شایان توجه آن است که در سیستم های ستمگرایانه و مناسبات قدرت بردگان سیاه پوست زن و مالکان آن نیز، چنین مناسباتی وجود داشته و اساساً “تجاوز” یا هرگونه خشونت جنسی، جرم محسوب نشده و حتی دارای بار منفی نیز نبوده است. زیرا مرد مالک، در واقع “حق” خود می دانست تا با بردگان خود هر آن گونه که می خواهد رفتار کند.

دقیقاً با چنین تفکراتی است که در طول تاریخ، اساساً خشونت جنسی در مورد زنان روسپی که در واقع در “مالکیت” مردی محسوب نمی شدند، مطرح نبوده؛ چرا که اعمال خشونت جنسی به “دارایی” و “ثروت” مردی آسیب نمی رسانده است.

به اعتبار پیشینیه تاریخی و فرهنگی فوق است که زمانی که هواداران حقوق انسانی زنان و فمینیست ها تجاوز و خشونت جنسی را جرمی علیه مردان اعلام می کنند، در واقع ادعایی انقلابی است. زیرا مناسبات پدر-مردسالاری را به چالش کشیده و زن را به مثابه یک انسان که نه در مالکیت مرد بلکه صاحب کرامت انسانی و حقوق انسانی است، قلمداد می کند. رویکردهای فمینیستی و هواداران حقوق انسانی زنان از خشونت جنسی با چهار ویژگی نام می برند:

  1. محرومیت زنان از کنترل و حق بر بدن خود. کنترل مردان بر جنسیت زن، بدن زن و تولید مثل یکی از شالوده های نظام پدر-مردسالاری، نظام نابرابر و ستمگرانه است.
  2. مفهوم تجاوز همپای مفاهیمی چون “حقوق انسانی زنان” بسط و گسترش یافته و تنها دربرگیرنده آسیب های فیزیکی دیگر نیست. بلکه دربرگیرنده آسیب های روانی و احساسی که می تواند دراز مدت بوده و بهره مندی زن و دختر را از زندگی سالم جسمی و روحی و روانی به مخاطره اندازد.
  3. خشونت جنسی و اشکال گوناگون آن الگوهای کنترل آزادی زنان را بازتولید کرده و بهره مندی زنان را از آزادی و کرامت انسانی به مخاطره می اندازد.
  4. تجاوز جنسی و به طور کلی خشونت جنسی در زیر چتر ایدئولوژی های ستم گروهی می تواند مورد بررسی قرار گیرد. این ایدئولوژی ها و سیستم های چندگانه تسلط از جمله نژادپرستی و کلینیالیسم با خشونت جنسی و ساختارهای سیستم پدر-مردسالارانه تولید و بازتولید می گردند. از این رو به چالش کشیدن مناسبات قدرت ستمگرانه و نابرابر نقطه مشترک ساختارهای پدر-مردسالارنه یا نژادپرستی کلینیالیسم است.

به طور اجمالی خشونت جنسی باید جدی گرفته شود، آسیب های آن به رسمیت شناخته شود و افرادی که عامل خشونت های جنسی هستند باید از نظر قانونی پاسخگو باشند. بار مسئولیت خشونت جنسی بر دوش فردی است که خشونت را اعمال نموده و افراد، نهادها و سیستم های حکومتی که راه اجرای عدالت را برای فرد مورد خشونت واقع شده مسدود کرده اند در حقیقت با تایید غیر مستقیم فرد متجاوز، زندگی سالم زنان و دختران دیگر را به مخاطره می اندازند.انگاره های بی اعتبار ذهنی چون “کرم از خود درخت است”، ” تقصیر خود زن است” آب تطهیر بر فرد متجاوز و معترض ریخته و دست وی را باز می گذارد تا رفتارهای شنیع خود را ادامه دهد. حتی افراد و یا رسانه هایی که موضع “میانه” گرفته و برای مثال ابراز می دارند که “حتماً تقصیر خودش بوده که وی (مرد) را تحریک کرده که او این خشونت را انجام دهد”، “برای پیشبرد منافع خود این کار را کرده”، برای “اخاذی این توطئه را چیده”، “استفاده ابزاری از مرد نموده”، و دیگر اظهاراتی از این گونه فرض را بر این می گذارد که فرد مورد خشونت واقع شده و فردی که خشونت را اعمال نموده از مسئولیت برابری برخوردارند. در حالی که تعرض و تجاوز و اذیت و آزار جنسی “انتخاب” فرد متجاوز و معترض است. چنان چه فردی در چنین موقعیتی قرار گیرد، حق انتخاب دارد که به جای “تجاوز”، “تعرض” و اعمال خشونت انتخاب های دیگری نموده؛ از جمله این که محیط را ترک کند. در حالی که که فردی که خشونت را اعمال می کند به خود “این حق را می دهد” که خشونت را اعمال نماید؛ زیرا می داند از زیر بار پاسخگویی آن به یمن مناسبات قدرت پدر-مردسالارانه شانه خالی می کند.

فرهنگ خشونت جنسی چیست؟

فرهنگ خشونت جنسی، در برگیرنده تجاوز جنسی، تعرض جنسی و اذیت و آزار جنسی، فرهنگی است که از طریق زبان و کلام زن ستیزانه اعمال می گردد، بدن زن را کالایی نموده و خشونت جنسی را به امری “عادی” و “نُرم” در جامعه مبدل می کند.

نمادهای فرهنگ خشونت جنسی به قرار ذیل هستند:

  • سرزنش قربانی با قراردادن مسئولیت خشونت بر دوش فرد مورد خشونت واقع شده و بار دیگر، فرد را در چرخه خشونت قرار دادن؛ اظهاراتی چون “خودش خواسته”، “کرم از خود درخت است”.
  • توجیه خشونت جنسی با اظهاراتی از قبیل “مردها دیگر مرد هستند”، “زن ها باید مواظب خودشان باشند”.
  • جوک ها و مزاح هایی که جنسی و زن ستیز است.
  • سکوت و تحمل در برابر خشونت های جنسی.
  • توجیه خشونت با برداشتن بار مسئولیت از دوش فردی که اعمال خشونت کرده و قرار دادن آن بر روی رفتار، وضعیت روحی، لباس زن، انگیزه ها و گذشته رفتاری زن و غیره.
  • تعریف مردانگی و کاربرد آن با واژه هایی چون مسلط، قدرتمند و از نظر جنسی متهاجم.
  • تعریف زنانگی و کاربرد آن در زبان با واژه هایی چون مطیع، ساکت، پذیرا، و از نظر جنسی منفعل.
  • بار مسئولیت تجاوز و تعرض را به دوش قربانی انداختن و با انگاره های ذهنی چون “زن بی بند و بار” مورد تجاوز قرار می گیرد.
  • محدود نمودن آزادی زنان و دختران برای رفت و آمد، حضور در فضای عمومی، کنترل رفتار، لباس پوشیدن، و حتی ربودن شادابی جوانی و بار مسئولیت امنیت زنان و دختران را تنها بر دوش آن ها نهادن و مردان را از هر قید و کنترلی بر رفتار خود آزاد نمودن.
  • عدم به رسمیت شناختن خشونت جنسی به مثابه یکی از موانع جدی زندگی سالم جسمی، روحی و روانی زنان و دختران و نقض حقوق و کرامت انسانی آنان.

ایران

در سال های اخیر به طور فزاینده ای شاهد خشونت های جنسی به اشکالی که در ایران کم تر وجود داشته، بوده ایم. واقعه تجاوز تکان دهنده به کودک خردسال ۵ ساله افغانستانی در خرداد ماه سال جاری در اصفهان که پس از ربوده شدن، مورد تجاوز قرار گرفت، در واقع پرده از آسیب های کلان کودک آزاری و خشونت جنسی برداشت. جای شرم است که افرادی که در موضع قدرت قرار دارند، به جای آسیب شناسی و ایجاد فضای امن برای کودکان (برای مثال در تحقیقی در شهر ارومیه ۵۰ درصد کودکان مورد اذیت و آزار قرار گرفته اند)، اظهاراتی نظیر نماینده خمین داشته باشند: «کسی که ماجرا را افشا کرد، می خواهد فرهنگ فحشا را رواج دهد».

هم چنین ناظم دبیرستانی در تهران با بیش از ۱۵۰ دانش آموز که با ارسال فیلم های پورن و خوراندن مشروبات الکلی دست به برقراری روابط جنسی و هم چنین وادار نمودن دانش آموزان به برقراری چنین روابط ناسالمی بین خودشان زده است. اذیت و آزار جنسی دانش آموزان دبیرستان معین توسط ناظم مدرسه، نمونه دیگری از خشونت های جنسی گروهی است. در این پرونده، کوتاهی، تعلل و بی تفاوتی مدیر و موسس مدرسه امری است که نباید بر آن چشم پوشی کرد.

فاطمه سعیدی، عضو کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی در گفتگو با شرق می گوید: «مسئله اصلی این است که گزینش آموزش و پرورش شامل تست های دقیق و بسیار مهم روانی نمی شود. به جای پرسیدن سوالات شخصی و سرک کشیدن به زندگی مردم توسط حراست، بروید ببینید چگونه یک بیمار روانی در مدرسه ۱۶ دانش آموز را مورد آزار جنسی قرار می دهد؟ چند بار خبر آزار و تعرض و کتک خوردن بچه هایمان را بشنویم تا تصمیم بگیریم یک فکر اساسی کنیم؟» واقعیت آن است که ناهنجاری های جنسی-جنسیتی آن چنان در جامعه ایران گسترده شده که دیگر نه تنها فضای مدرسه، بلکه فضای عمومی نمی تواند فضای امنی برای نوجوانان و کودکان باشد.

پرونده تجاوز به زنان ایرانشهر نیز، جدیدترین نمونه چنین خشونت جنسی گروهی در ایران است. مولوی طیب ملازهی، امام جماعت مسجد نور اهل سنت ایرانشهر در خطبه های نماز عید فطر به تجاوز به ۴۱ دختر در این شهرستان اشاره نمود. وی از مسئولان برای پیگیری جدی درخواست نمود. مولوی طیب ملازهی اظهار داشت که پدر یکی از این دختران آسیب دیده از وی تقاضا نموده بود تا با طرح این مسئله اطلاع رسانی گردیده و از وقوع موارد دیگر پیشگیری شود.

جای تاسف است که دادستان عمومی و انقلاب زاهدان به جای آن که عدالت را در مورد افرادی که مرتکب خشونت جنسی شده اند -و به نظر می رسد از صاحبان قدرت در شهر هستند- اجرا کند، اظهار می دارد: «با توجه به وجود یک سری مسائل از جمله تحریم و مشکلات اقتصادی، کشور نیاز به آرامش و ثبات دارد و مردم باید هوشیار و آگاه باشند و تحت تاثیر فریب فردی که خود را مسئول یکی از شبکه های مجازی معرفی کرده و در خارج از کشور ساکن و جزو معاندان نظام است، برای تجمع و تحصن قرار نگیرند».

دادستان کل کشور هم با تکذیب این واقعه دهشتناک اعلام نمود که منبع خبر تجاوز به گروهی از زنان سیستان و بلوچستان مورد تعقیب قرار می گیرد.

اخبار و اطلاعاتی که در زمینه این تجاوز گروهی در مطبوعات ایران انعکاس یافته، بر این امر تاکید دارد که با توجه به فرهنگ خشونت جنسی که در ایران گفتمان غالبی است، بسیاری از خانواده های دخترانی که مورد خشونت قرار گرفته اند، آن ها را لکه ننگی بر دامان خانواده قلمداد کرده و حتی برخی چه بسا اقدام به “حذف فیزیکی” دختر خود بنمایند. در چنین فضایی است که دختران و زنان در ایران از طرح شکایت در زمینه خشونت جنسی واهمه دارند. مکانسیم های “شرم” و “آبرو” در کلیه جوامع بشری عمل می کند اما پژوهش های اجتماعی نشان می دهد که نابرابرهای جنسیتی در جامعه، گفتمان غالب قرار دادن زنان به مثابه شهروندان درجه دو و فرهنگ زن ستیز، عدم برابری حقوق زنان و مردان از منظر قانون، مناسبات قدرت و سیستم پدر-مردسالاری، تاثیری کلان در نحوه و میزان گزارشات خشونت های جنسی دارد.

قرار دادن بار مسئولیت خشونت های جنسی نه توجیه برخی از رهبران مذهبی که “عدم امکانات تفریحی، گذران اوقات فراغت، جبر جغرافیایی و دوری از مرکز، بدی آب و هوا” را مطرح ساخته و نه پرده پوشی جرایم خشونت های جنسی آن گونه که دادستان کل جمهوری اسلامی اظهار داشته که “شرعاً موظفیم برخی اخبار را علنی نکنیم، تشویش اذهان عمومی جرم است و بنابراین اخبار را با هدف آب به آسیاب دشمن ریختن نشر ندهیم”، عدالت را برای قربانیان خشونت های جنسی تحقق نمی بخشد. انسجام و پایداری یک جامعه در گرو آن است که صاحبان قدرت از حقوق شهروندان، به ویژه گروه هایی که آسیب پذیری بیش تری دارند، دفاع نموده و اعتماد شهروندان را با برداشتن گام های مثبت و سیاست های فراگیر برای آرامش، امنیت و کرامت انسانی زنان و دختران بردارند.

«نسل‌های مختلف جنبش زنان ایران نیازمند گفتگو با یکدیگرند» / ژانت باوئر

ژانت باوئر مردم‌شناس و استاد مطالعات بین‌الملل در کالج ترینیتی شهر هارتفورد در ایالت کانتیکت آمریکاست. او نزدیک به چهل سال درباره زنان ایرانی و جنبش حقوق زنان ایران تحقیق کرده است.

او در ۲۵ سال گذشته درباره زنان مسلمان در مهاجرت نیز تحقیقات درازمدت انجام داده و زندگی و تجارب چند نسل از گروه‌های  جمعیتی را بررسی کرده است.

ژانت باوئر از ماه مه تا ژوئیه ۲۰۱۸ به عنوان پژوهشگر میهمان انستیتوی ماکس پلانک در آلمان به سر می‌برد. او روز ۵ ژوئن سخنرانی‌ای درباره جنبش فمینیستی آینده در ایران در محل کانون پناهندگان سیاسی ایران در برلین ایراد خواهد کرد.

دویچه وله: پرفسور باوئر، شما مردم‌شناس هستید و در زمان دانشجویی‌تان پیش از انقلاب ۵۷ به موضوع وضعیت زنان و سازمان‌های آن‌ها در ایران پرداختید. پس از آن هم ایران همیشه جایگاهی خاص در تحقیقات و نوشته‌های شما داشته است. این علاقه به ایران از کجا می‌آید؟

ژانت باوئر: من به عنوان دانشجو به آسیای جنوب شرقی و خاورمیانه سفر کردم و  تفاوت‌های مهم میان جوامع مسلمان مختلف مرا متحیر کرد. برای همین می‌خواستم بیشتر درباره گوناگونی آیین و رسوم در جهان اسلام بدانم، به‌ویژه به عنوان زنی متاثر از مباحثی که در زمینه حقوق زنان و برابری جنسیتی در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ مطرح بودند.

پس از اینکه برای مدتی در فیلیپین زندگی کردم، تصمیم گرفتم بیشتر درباره کشورهایی که در غرب آسیا قرار دارند بدانم و ایران را به دلیل تنوع فرهنگی غنی و تاریخ آن برگزیدم.

تمرکز شما در چهل سال اخیر بیشتر روی زنان ایرانی در داخل و خارج ایران بوده است. از نظر شما چه تفاوت‌های اصلی میان زنان نسل پیش از انقلاب و نسل حاضر وجود دارد؟

پیش از انقلاب زنان دسترسی فزاینده‌ای به همه گونه اطلاعات جدید پیدا کردند. من متوجه شدم که حتی زنان کارگری که به خانه‌هایشان در شهرهای کوچک برمی‌گشتند، متاثر از ایده‌ها و رفتارهای جدید بودند. تجربه من این بود که زنان همه طبقات و مناطق اهدافی برای خودشان و فرزندانشان داشتند‌، اما همه زنان در وضعیت مناسبی برای فعالیت در جهت رسیدن به آن اهداف‌ نبودند‌؛ مثلا اینکه به آموزش دسترسی داشته باشند یا سفر کنند یا شغلی داشته باشند.

برخی اوقات می‌دیدم که در محیط سنتی روستاها یا در محله‌های کارگری ایران زنان راه‌هایی داشتند برای آنکه قواعد اجتماعی یا محدودیت‌ها را دور بزنند، به این وسیله که به خانواده‌هایشان فشار بیاورند تا تسلیم خواسته‌های آن‌ها بشوند. سپس بعد از مهاجرت به شهر برخی اوقات زنان می‌دیدند که آن ابزارهای سنتی برای رسیدن به اهدافشان دیگر مؤثر نیستند. برای همین وقتی که نظام قانونی شروع به حمایت بیشتر از زنان کرد‌، دیگر به آن ابزارهای اجتماعی سنتی برای رسیدن به اهدافشان وابسته نبودند. و این برخی امکانات زنان کمتر تحصیل‌کرده را برای رسیدن به اهداف شخصی‌شان محدود می‌کرد.

امروزه امکان انتقال اطلاعات و دانش همراه با اشکال جدید مسافرت و ارتباطات الکترونیکی افزایش یافته است. به همین دلیل، جوانان ایران همانند جوانان دیگر کشورها در سراسر دنیا، ورای مرزهایشان به شکل‌های مختلف در فعالیت هستند.

زنان جوان نسبت به نسل‌های پیش از خود دسترسی بیشتری به آموزش و اطلاعات دارند. من فکر می‌کنم آنها در مقایسه با پدر و مادرشان یا نسل‌های پیش از انقلاب، به طور متفاوتی در دنیا عمل می‌کنند. آنها مانند جوانان دیگر نقاط دنیا در درجه نخست علاقه‌مند به ایجاد زندگی‌ای پرمعنی برای خودشان به عنوان فرد هستند و می‌خواهند کنترل زندگی‌شان در دست خودشان باشد و زندگی‌شان را بهبود ببخشند. اما بعضی وقت‌ها هم کارهایی می‌کنند که افراد دیگر جامعه را در بر می‌گیرد.

البته هم‌زمان در ایران و بسیاری دیگر از نقاط دنیا، بقایای پدرسالاری و امتیازات مردانه به عنوان مانعی سر راه زنان جوانی باقی مانده که می‌خواهند به اهدافی برسند که برای خودشان و جامعه‌شان دارند. و می‌دانم که مردها هم اغلب برای پذیرش جایگاه زنان به عنوان افراد برابر در فضای عمومی یا اجتماعی و شغلی، در کشمکش با خودشان هستند. و این امر نشان‌دهنده هم الگوهای پرورش اجتماعی (سوسیالیزاسیون) است و هم ساختارهای اجتماعی و سیاسی که در آن امتیاز دادن به مردها – و در درجه اول به مردان دگرجنس‌گرا (هتروسکسوئل) و طبقات خاص یا گروههای خاص – ادامه پیدا می‌کند.

شما با زنان مهاجر ایرانی خارج از کشور در تماس هستید، از جمله با فعالان حقوق زن. چه تفاوتی میان دیدگاه فعالان حقوق زن داخل و خارج ایران می‌بینید؟

فکر می‌کنم زنان جوان و فعالان حقوق زن در ایران و آن‌هایی که بیشتر در سال‌های اخیر از ایران خارج شده‌اند، در مقایسه با زنانی که پیش‌تر ایران را ترک کرده‌اند، تجربه‌های متفاوتی در رابطه با نابرابری و تبعیض جنستی و روبرویی با محدودیت‌ها دارند. همچنین به نظر می‌رسد که زنان جوان‌تر و کسانی که اخیرا آمده‌اند، اغلب می‌خواهند با طیف وسیع‌تری از مبارزه علیه نابرابری‌های اجتماعی و بی‌عدالتی‌ها مقابله کنند. منظور من از اینکه پیش از این گفتم، فعالیت‌های آن‌ها بیش از پیش “دربرگیرنده” است‌. یعنی آن‌ها بیش‌تر نگران نابرابری‌هایی هستند که نه تنها زنان بلکه برخی مردان متحمل می‌شوند، مانند مردانی با سکسوالیته آلترناتیو و مردان فقیر. بسیاری از آن‌ها به من گفته‌اند که علاوه بر فعالیت در زمینه حقوق زنان در عرصه کمک به کودکان افغان، بی‌خانمان‌ها و مادران و کودکان در ایران هم فعال بوده‌اند.

Iran Simin Behbahani vor Zeichen

متاسفانه نسل فعالان یا فعالان بالقوه حقوق زنان در داخل و خارج ایران لزوما رابطه نزدیک با نسل دیگر یا اطلاعات درباره کار نسل دیگر ندارد و این مانع از آن است که این دو نسل بتوانند از یکدیگر بیاموزند و در مبارزه برای کسب حقوق زنان با هم متحد شوند. برخی وقت‌ها زنان جوان، مگر اینکه از مادران یامادربزرگان‌شان درباره فعالیت‌های حقوق زنان آموخته‌ باشند، اطلاعات زیادی درباره تاریخچه فعالیت‌ها و جنبش حقوق زنان در ایران ندارند. این وضعیت تا حدی با دسترسی مردم به پلاتفرم‌های اجتماعی الکترونیک فرق کرده است. حال دیگر زنان جوان می‌توانند درباره تاریخ جنبش زنان بخوانند و بیاموزند.

در سال‌های اخیر شاهد حرکت‌های اعتراضی مختلف زنان در ایران  به شکل‌های گوناگون بوده‌ایم. این حرکات را چگونه می‌بینید؟

از آنجایی که ادامه فعالیت‌های سازمان‌دهی شده برای رسیدن به برابری جنسیتی مشکل‌تر شده، به نظر می‌رسد که چالش‌های زنان و اعتراضات‌شان علیه تبعیض و نداشتن گزینه‌های اجتماعی، باعث شده که فعالیت‌های زنان به صورت فردی یا در گروه‌های کوچک صورت بگیرد. طبیعی است که این امر برخی پیامدهای اجتماعی دارد.

در طول تاریخ، در فرهنگ‌های مختلف حرکت‌هایی این چنین با مقابله روبرو شده، اما زنان در بسیاری از نقاط با نشان دادن مقاومت‌های فردی، موفق به ارتقاء جایگاه سیاسی و قانونی‌شان شده‌اند.

فکر می‌کنم متاسفانه مجازات‌های اجتماعی‌ای که زنان جوان هنگام فعالیت علیه نابرابری جنسیتی در عرصه عمومی با آن روبه‌رو می‌شوند و نیز پیامدهای احتمالی اجتماعی و قانونی، بسیاری از آن‌هایی را که ممکن است بخواهند به دیگران بپیوندند، از فعالیت منصرف می‌کند.

تاثیر نهادهای آموزشی بر برابری جنسیتی در فرهنگ‌های مختلف چگونه است؟

تحقیقات من روی سازمان‌های داوطلب و برنامه‌های آموزشی غیررسمی‌ای متمرکز بوده که به زنان کمک می‌کنند تا بتوانند به اطلاعات لازم برای اعاده حقوقشان دست یابند. در ایران اهمیت نهادهای آموزشی غیررسمی و نیز رسمی پیش از انقلاب روشن بود.

در آن زمان زنانی که از شهرهای کوچک برای زندگی به شهرهای بزرگ می‌آمدند اغلب از اعضای دیگر خانواده یا جلسات زنانه در شهرها چیزهای جدید یاد می‌گرفتند، مثلا با شرکت در کلاس‌های سوادآموزی یا با پیوستن به “سازمان زنان ایران” در آن زمان.

با تحقیقاتم درباره زنان پناهنده در بسیاری از نقاط جهان به این نتیجه رسیده‌ام که برعکس تصوری که مردم غرب ممکن است داشته باشند‌، این زنان منفعل نیستند. آن‌ها مدافعان قوی‌ای برای خودشان و خانواده‌شان هستند. آن‌ها، اگر ابزار درست در اختیارشان باشد، به آموختن و درخواست مطالباتشان ادامه می‌دهند.

جنبش‌های زنان کشورهای مختلف چه تاثیری بر یکدیگر می‌گذارند؟

در طول تاریخ فعالان حقوق زنان، از جمله فعالان ایرانی، از طریق کنفرانس‌ها، ارتباط مستقیم یا خواندن آثار یکدیگر، در ارتباط با هم بوده‌اند.

جنبش‌های زنان در بسیاری از جوامع گوناگون در طول تاریخ بر یکدیگر به طور متقابل تاثیر گذاشته‌اند.

با این همه، زنان از دریچه تجربه فرهنگی خودشان به جنبش زنان می‌نگرند و به آن نزدیک می‌شوند. درک‌های متفاوتی در میان فعالان حقوق زن برحسب ملیت، پیشینه طبقاتی، قومیت، نژاد و سطح تحصیلات وجود دارد.

این‌ها هنوز موانعی هستند که جنبش‌های زنان در سراسر دنیا باید از طریق ارتباط و گفت‌وگو با هم بر آن چیره شوند. در رابطه با جنبش زنان ایران، جای زیادی برای کار در میان نسل‌ها و برقراری ارتباط بیشتر با یکدیگر می‌بینم، تا بتوان جنبش حقوق زنان وسیع‌تری را ایجاد کرد.

آینده جنبش زنان ایران را چگونه می‌بینید؟

به نظر من ما باید جنبش زنان یا “نا-جنبش” زنان ایران را فرامحلی ببینیم. زنان داخل و خارج ایران با آرزوها و فعالیت‌هایشان برای کسب آزادی و حق انتخاب در رابطه با تمام جهان به سر می‌برند.

من از نام‌گذاری آصف بیات، پژوهشگر ایرانی، برای جنبش زنان ایران در حال حاضر به عنوان “نا-جنبش” استفاده می‌کنم، چون در ایران جنبش زنانی که به طور مرکزی سازماندهی شده باشد، وجود ندارد. بحث من این است که این جنبش را فرامحلی می‌دانم، چون دربرگیرنده زنان جوان ایرانی است که مدتهاست با خارج از ایران در ارتباط هستند یا اطلاعات‌شان را از منابع مختلف خارج از ایران می‌گیرند.

فعالان حقوق زن در داخل و خارج ایران از طریق شبکه‌های اجتماعی در گفتگویی جهانی با یکدیگر هستند. آن‌ها درباره اتفاقاتی با هم تبادل نظر و تبادلاطلاعات می‌کنند که در رابطه با مسائل و مبارزات زنان در سراسر جهان رخ می‌دهد. به نظر من خوب است که جنبش زنان ایران را به عنوان جنبشی نگاه کنیم که هم زنان داخل و هم زنان خارج از کشور را در بر می‌گیرد.

این امر نیازمند گفتگوی میان دو نسل در داخل و خارج کشور هم هست. برخی از زنان جوانی که من با آن‌ها صحبت کرده‌ام، اشاره کرده‌اند به اینکه در تلاش‌ خود برای همکاری با نسل‌های قدیم‌تر فعالان ایرانی، حس می‌کنند شاید وجوه مشترک کمی با آنها دارند یا کم‌تر از آنها مطالعه کرده‌اند و به قدر آن‌ها مطلع نیستند. برای همین حس نمی‌کنند جزیی از گروه آن‌ها باشند.

به نظر من این در حقیقت فراخوانی است برای گفت‌وگوی بیشتر درباره حقوق و جنبش زنان میان نسل‌های مختلفی که خودشان را فعال حقوق زنان می‌دانند.

دویچه وله

برای اولین بار درهای ورزشگاه آزادی به روی زنان گشوده شد

برای اولین بار پس از انقلاب اسلامی در ایران، زنان توانستند برای تماشای بازی فوتبال بین تیم‌های ایران و اسپانیا وارد دو ورزشگاه آزادی و تختی شوند. این دستورالعمل از سوی استانداری تهران صادر شد. ادامه خواندن Continue reading

در حمایت از جنبش زنان در ایران برای از بین بردن تبعیض جنسیتی / بیانیه چهل و چهارمین نشست نهاد آلمانی زنان در علوم طبیعی و تکنیک

در شهر دارمشتات آلمان، از مردم آلمان دعوت میکند از جنبش حقوق بشری زنان ایران برای لغو تبعیض ها علیه آنان و علیه مصادره حقوق اجتماعیشان و نیز جلوگیری ازانتخاب آزاد آنان حمایت کنند
بیانیه چهل و چهارمین نشست نهاد آلمانی زنان در علوم طبیعی و تکنیک (FiNuT) ٢٠١٨
در حمایت از جنبش زنان در ایران برای از بین بردن تبعیض جنسیتی ادامه خواندن Continue reading