بیانیه بیانیه جمعی از معلمان در حمایت از اسماعیل بخشی و اعتراض به خط سرکوب فعالان مدنی و صنفی

جمعی از معلمان ایران در بیانیه‌ای حمایت خود را از اسماعیل بخشی اعلام و به خط سرکوب فعالان صنفی و مدنی اعتراض کردند. ادامه خواندن Continue reading

بیست سال از آن خزان خونچکان گذشت / کانون نویسندگان ایران

از پاییز ۱٣۷۷ که نیروهای شر و پلیدی چندین و چند انسان آزادی­خواه و روشنفکر از جمله یاران هم‌قلم ما، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده را به وحشیانه‌ترین شکل به قتل رساندند بیست سال می‌گذرد ادامه خواندن Continue reading

سیزدهم آذر و یک‌ونیم قرن سانسورستیزی / کانون نویسندگان ایران

ده سال پیش در چنین روزهایی کانون نویسندگان ایران با انتشار بیانیه، سیزدهم آذر هر سال را “روز مبارزه با سانسور” اعلام کرد. هدف از اعلام آن تمرکز و توجه جامعه بر شناخت و مخالفت با پدیده‌ی سانسور بوده است؛ پدیده‌ای که دهه‌هاست فرهنگ و آزادی را در چنگ خود گرفتار کرده است. اگر راه‌اندازی اولین اداره‌ی سانسور را که به پیشنهاد اعتمادالسلطنه و دستور ناصرالدین شاه انجام گرفت مبنای تاریخ سانسور رسمی و دولتی در ایران قرار دهیم اکنون بیش از یکصد و سی سال از عمر پر ادبار آن می‌گذرد. در این – تقریبا – یک‌ونیم قرن، عمر دو رژیم به پایان رسید؛ اما سانسور از حکومتی به حکومت دیگر سپرده شد: از قاجار به پهلوی و از پهلوی به جمهوری اسلامی و در هر دست‌به‌دست شدن ابعاد گسترده‌تر و شکل‌های نوتر و پیچیده‌تری یافت.

به موازات گسترش کار چاپ و روزنامه‌نگاری در عصر قاجار سانسور دولتی نیز سربرآورد، و در مقابله با این یک، دفاع از آزادی بیان و مخالفت با سانسور. به یک معنا سانسور همزاد دشمن‌خوی آزادی بیان است و این دو همواره و همجوار در نبردی پنهان و آشکار قرار داشته‌اند. در این سال‌ها، جز دوره‌های کوتاه و گذرا در تاریخ، پیروز میدان سانسور بوده است؛ اما این سلطه‌گر با وجود تبه‌کاری‌های بسیار و تحمیل هزینه‌های گزاف بر مردم نتوانسته است مانع از مخالفت‌ها و مبارزه برای آزادی بیان شود. تعیین روز سیزده آذر به عنوان روز مبارزه با سانسور در این کشمکش و مبارزه است که معنی می‌شود، جای‌گاهش اینجاست: تقویت جبهه‌ی آزادی بیان.

اکنون ده سال از اعلام این روز می‌گذرد. در این ده سال دولت‌های مختلف بساط سانسور را بیش از پیش گسترده‌اند؛ مجلات و روزنامه‌ها را گاه دسته دسته لغو امتیاز کرده‌اند؛. فیلم‌ها را حتی در مرحله‌ی اکران توقیف کرده‌اند؛ کنسرت‌ها را بسا در زمان اجرا ممنوع کرده‌اند. اینترنت را فیلتر و شبکه‌های اجتماعی و سایت‌ها را مسدود کرده‌اند؛ بارها و بارها به خانه‌های مردم یورش برده‌اند تا وسایل ماهواره را ضبط کنند یا با فرستادن امواج پارازیت کوشیده‌اند استفاده از برنامه‌های ماهواره‌ای را برای آنها ناممکن کنند؛ ایستگاه‌های رادیویی و تلویزیونی را درانحصار کامل خود داشته‌اند، و نیز چاپ و پخش کتاب را با حربه‌ی “مجوز پیش از چاپ” و “خمیر کردن پس از چاپ”.

این فهرست البته بسیار طولانی‌تر از معدودی است که برشمرده شد. اینک به این مجموعه بیفزاییم لیست‌های سیاه و بگیر و ببند و پرونده‌سازی و زندان و شلاق و گاه اعدام را تا گستره و عمق سانسور در ایران بیشتر آشکار شود. این گونه است که در ارزیابی‌های جهانی رتبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی حاکمیت در “آزادی رسانه‌ها” هر سال کمتر و در “اعمال سانسور” هر سال بیشتر شده است.

یکی از پیامدهای مخرب این همه تهدید و ممنوعیت و نظارت و بازبینی و “صدور مجوز”، درونی شدن سانسور، خودسانسوری، است. سانسور از هر نوع، رسمی و غیر رسمی، بر روان، ذهن، زبان، روابط فرهنگی و اجتماعی انسان تاثیراتی منفی و مخرب می‌گذارد.

در مقابل اما جبهه‌ی آزادی بیان هیچ‌گاه از کوشش بازنایستاده است. چه در عهد ناصری که با چاپ نشریه در خارج از ایران و توزیعش در داخل سد سانسور را می‌شکست و چه در عصر پهلوی که به روش‌های گوناگون از جمله با تشکیل کانون نویسندگان به مقابله با آن برخاسته بود. در چهار دهه‌ی اخیر که سانسور در عرصه‌های بیشتری حضور داشته مخالفت با آن و دفاع از آزادی بیان نیز شدت و وسعت بیشتری یافته است. این عامل همراه با رشد تکنولوژی ارتباطات موجب جلوگیری از یکه‌تازی دم ‌ودستگاه سانسور و در مواردی عقب‌نشینی آن شده است؛ صدای مخالفت‌ با سانسور، به ویژه در دو سه سال اخیر، آشکارتر و بلندتر شده و این صدا حتی از لایه‌های محافظه‌کارتر نویسندگان و هنرمندان شنیده می‌شود. صدا در صدا می‌افتد و زمزمه‌ها هیاهو می‌شود. این نشان پیش‌روی جبهه‌ی سانسورستیزی است؛ اما فقط گوشه‌ای کوچک از اتفاقی بزرگ است که باید جامعه را در بر بگیرد. سانسور رسمی و غیر رسمی و هرگونه تحدید آزادی بیان باید عملا از جامعه جارو و آزادی بیان بی‌هیچ حصر و استثنا قانون جاری شود. این‌گونه است که می‌توان آزادی بیان را از اتفاقی در دوره‌ی کوتاهی از تاریخ به پدیده‌‌ای پردوام بدل کرد. اعلام روز سیزده آذر که یادآور دو جانباخته‌ی راه آزادی بیان محمد مختاری و جعفر پوینده نیز هست، می‌تواند به شکل‌گیری این پدیده یاری رساند از همین رو باید آن را گرامی داشت.

کانون نویسندگان ایران سیزدهم آذر روز مبارزه با سانسور را به نویسندگان، هنرمندان و دیگر مخالفان پیگیر سانسور تبریک می‌گوید و همگان را فرا می‌خواند تا در گرامی‌داشت این روز به هر طریق ممکن بکوشند. روز سیزده آذر باید در دنیای حقیقی و فضای مجازی روز سانسورستیزی و سانسورستیزان باشد.

کانون نویسندگان ایران
جمعه ، ۹ آذر ۱۳۹۷

حمایت معلمین از خواست های کارگران و دانشجویان / شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران

در حالی که این روزها بسیاری از اصناف، از کارگران تا معلمان و از پرستاران تا رانندگان، خود با مشکلات عدیده اقتصادی دست و پنجه نرم می کنند به همراه دانشجویان، بعنوان وجدان بیدار جامعه، حمایت شایسته ای از مطالبات فرهنگیان داشته اند.

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران ضمن قدردانی از حمایت های کارگران، دانشجویان و سایر اقشار اجتماعی، وظیفه خود می داند از مطالبات تمام اقشار جامعه بخصوص کارگران و دانشجویان حمایت نماید.
ما معلمان وقتی مطالبه آموزش رایگان و عادلانه را مطرح می کنیم در اصل از حقوق فرزندان کارگران دفاع می کنیم چرا که معلمان به واسطه ارتباط مستمر با دانش آموزان که اکثریت آنان متعلق به طبقه کارگر هستند به وضوح می بینند وضعیت زندگی و معاش طبقه کارگر در این یک سال نه تنها بهبود پیدا نکرده بلکه نسبت به سال های پیش دچار افول نیز شده است تا جایی که می توان گفت از دی ماه ۹۶ تاکنون کمتر روزی بوده است که یک یا چند واحد کارگری نسبت به وضعیت خود معترض نباشند.

بی شک تورم و گرانی افسارگسیخته و عدم پرداخت به موقع دستمزد کارگران در کنار سیاست های “خصوصی سازی” و “ارزان سازی نیروی کار” در بخش های صنعتی و تولیدی باعث بینواسازی گسترده کارگران و کاهش امنیت شغلی آنان شده است. فقیرسازی کارگران در کنار پولی سازی آموزش از جمله عوامل مهم در ترک تحصیل دانش آموزان است.

با آگاهی طبقه کارگر، واکنش کارگران از هپکو اراک تا معدن آق دره و … به شرایط موجود، اعتراض گسترده به این روند ظالمانه بوده اما متاسفانه تاکنون دولت و قوه قضاییه به این مطالبات با مشت آهنین پاسخ داده و عملا بعنوان ابزار سرکوب کارفرما عمل نموده اند.

در یک چنین شرایطی است که کارگران نیشکر هفت تپه و گروه ملی فولاد اهواز حدود یک ماه است در اعتصاب و اعتراض به سر می برند و ضمن تاکید بر قطع دست “مافیا” و دریافت “معوقات مزدی”، بصورت جدی خواهان برچیده شدن “خصوصی سازی” هستند.
در روزهای اخیر شاهد تلاش نیروهای امنیتی از طریق احضار و تهدید گسترده برای به شکست کشاندن اعتصاب در هفت تپه بودیم که با ایستادگی کارگران پیشرو هنوز به اهداف خود نرسیده اند. شیوه ای از سرکوب و ارعاب که ما معلمان آن را بارها تجربه کرده و باور داریم حتی اگر هفت تپه را وادار به عقب نشینی کنند اعتراضات فردا در فولاد اهواز و روزهای دیگر در سایر کارخانه ها ادامه خواهد داشت.

شورای هماهنگی ضمن حمایت از مطالبات برحق و قانونی تمام کارگران و زحمتکشان ایران خواستار توقف “خصوصی سازی” در هفت تپه و فولاد اهواز است و از مشارکت کارگران در مدیریت و اداره کارخانه حمایت می کند و خط سرکوب تشکل های مستقل، هر نوع تشکل، سندیکاسازی موازی و وابسته و بازداشت فعالان کارگری بخصوص بازداشت اسماعیل بخشی و علی نجاتی را به شدت محکوم می کند.

همچنین شورای هماهنگی در آستانه روز ۱۶ آذر، روز “مبارزه با استبداد و استعمار”، روز دانشجو را به تمام دانشجویان عزیز تبریک می گوید. همانگونه که دانشجویان در حمایت از کارگران و معلمان شعار دادند “فرزند کارگرانیم /معلمانیم، کنارشان می مانیم”. معلمان نیز از دانش آموزان دیروز خود حمایت می کنند.
اگر چه بخاطر فقدان سیاست های درست و راهبردی متاسفانه بین مدرسه و دانشگاه پیوندی ارگانیک وجود ندارد اما دانشجویان و معلمان وقتی از عدالت آموزشی، نفی پولی سازی آموزش و استقلال نهاد دانشگاه و مدرسه از قدرت سخن می گویند جنس مطالباتشان یکی است.
شورای هماهنگی با تاکید بر این نکته که دانشگاه مکمل مدرسه است و بایستی عرصه آموزش عاری از سیاست های انحصاری صاحبان قدرت باشد بر حق تشکل یابی مستقل دانشجویان تاکید کرده از شوراهای صنفی دانشجویی حمایت می کند.
شورای هماهنگی خواهان توقف روند کالایی سازی آموزش عالی است و تاکید می کند روند سرکوب فعالان دانشجویی باید متوقف گردد و برای دهها دانشجویی که در یک سال گذشته زندانی و به حبس های سنگین محکوم شده اند باید حکم منع تعقیب صادر گردد.

در پایان تاکید می کنیم اگر چه کارگران، دانشجویان و معلمان به تناسب حرفه و جایگاه خود مطالبات جداگانه ای دارند اما برخی مطالبات نیز مشترک است بعنوان مثال “برخورداری از حقوق و دستمزد بالای خط فقر” از مطالبات مشترک کارگران و معلمان است و اینک “توقف خصوصی سازی”، “آزادی فعالان صنفی” و “تشکل یابی مستقل” و “آموزش همگانی رایگان و کیفی و عادلانه” از جمله مطالبات مشترک جنبش معلمان، دانشجویان و کارگران است.
پس ضروری است کارگران، معلمان و دانشجویان ضمن پیگیری مطالبات حوزه خود، مطالبات مشترک را نقطه پیوند اجتماعی قرار داده و برای رفع تبعیض از جامعه ، بسط آزادی و عدالت اجتماعی در کنار هم تلاش نمایند.

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
۹/۱۲/۱٣۹۷

کانون نویسندگان یادمان بیستمین سالگرد قتل سیاسی محمد مختاری و محمدجعفر پوینده را برگزار کرد

کانون نویسندگان یادمان بیستمین سالگرد قتل سیاسی محمد مختاری و محمدجعفر پوینده را برگزار کرد. سخنرانی، شعرخوانی، موسیقی و پخش پیام خانواده‌های جانباختگان از بخش‌های این مراسم بود. ادامه خواندن Continue reading