باز هم در باره جنبش “تحریم ” / علی جلال

مردم شریف ایران! از هم اکنون آثار همبستگی بزرگ شما درسرای “جمهوری اسلامی ” پدیدار است . خامنه ای وقتی که می ترسد آرام حرف می زند، با موذی گری خاص خویش، می کوشد خود را “سید مظلوم و بی طرفی ، که کاری جز نصیحت و خیر خواهی ندارد” بنمایا ند، او آخرین سخنرانی خودرا چنین طراحی کرده بود

زنده باد مردمان ایران     پاینده ایران 

پیش بسوی سا ختن ایرانی آباد، آزاد، پیشرو

 

ایرانی که به جایگاه تاریخی خود در فرهنگ منطقه و جهان باز می گردد، فرهنگ نپذیرفتن سلطه و سلطه بیگانگ وایستادگی علیه سلطه جویی بیگانگان فرهنگی، فرهنگ مدارا، فرهنگ مروت، فرهنگ عشق، عشق مرد مان، عشق دختران و پسران، دلدادگان جوان ! که جوهر اصلی حیات جامعه انسانی است 

جریان اسلامی – سیاسی درمنطقه ما با روی کار آمدن خمینی سربرآورد (ازایران ) و افول آن نیز با خیزش تاریخی ۱۳۸۸ ایرانیان آغاز شد؛ جنبش کنونی مردم ما ادامه ۸۸ است حتما تومارجریان اسلامی_سیاسی را در ایران و تبعا در منطقه درهم خواهد پیچید. 

شرکت دراین انتخابات پیش از هرچیز، یا به معنی همراهی با رئیسی است یا به این معنی است که “جنایتکار بود رئیسی علیه بشریت “به گذشته مربوط است. این رژیم همین یکسال پیش بدستور مستقیم خامنه ای، که خودش شخصا پشت تلویزیون اعلام کرد، در عرض ۴۸ ساعت بین ۳۰۰ تا ۱۵۰۰ نفر(بطورمیانگین ۴۵۰نفر درروز) را با تیراندازی کور به جوانان مردم در خیابان ، بدست سپاه بسیج و وزارت کشور دولت روحانی (دولت آقای همتی)، کشت. شرکت در این انتخابات دستکم به این معنی است که حکومت حق داردمردم رابکشد، شرکت در انتخابات یعنی مجوز دادن به رژیم که هروقت مردم به خیابان آمدند یا …؛ جوانان آنها را انبوه انبوه بکشد. هرکس دراین انتخابات شرکت می کند دستکم از این پس مسئول کشتارایرانیان بدست رژیم ضد ایرانی جمهوری اسلامی است؛ 

ما از سالها پیش به درستی نشان دایم که جمهوری اسلامی اصلاح ناپذیر است ام: 

هیچ قانونی هیچ قراردادی و بویژه “قرارداد اجتماعی” بدون ضمانت اجرا ، ارزشی عملی ندارد و روی کاغذ می ما ند ؛ تنها صف مستقل مبارزاتی مردم است که می تواند ضمانتی برای اجرای تعهدات هر رژیم و اجرای قوانین مردمی با شد. 

شرکت در انتخابات رژیم نه تنها هیچ عمل پیشروی سیاسی نیست ،بلکه عملی ارتجاعی است. شرکت در انتخابات رژیم، یعنی مجوز دادن به اعمال  ضد مردمی که رژیم در این چهل سال انجام داده است 

خطاب به آقای همتی : اینجانب فرض می کنم که شما تابحال گناهی علیه مردم ایران مرتکب نشده ای اما : 

تو از ۱۸سالگی دردرون این رژیم هستی، رئیسی هم تقریبا از همین سن. تو در عمر خودت کجا یک عمل میهن پرستانه انجام دادی که مردم را دعوت می کنی که بخاطر “ایران ” در انتخابات شرکت کنند.میدانی معنی “عمل میهن پرستانه ” چیست ، یعنی از منافع خود یا از بخشی از زندگی خود برای “میهن ” و مردم “میهن ” بگذری. تو درهمین مناظره، چون یک نوجوان نگران از رئیسی می ترسیدی، ترس تو ناحق نیست اما ادعای میهن پرستی تو در برابر مادران و پدرانی که فرزندشان و درمواردی تنها فرزندشان و در مواردی همه فرزندانشان! (آری فهمیدی! همه فرزندانشان : پنج جوان ) را در راه ایران و مردم ایران دادند، نشان می دهند که تو دستکم بخاطر نوع زندگی ات درکی از “ایران” و مردم ایران نداری. اما حقیقت این است که سالهای سال است که توبا اعمالت ثابت کرده ای که برای تو اصل اساسی “حفظ نظام ” است و نه ایران وگرنه امکان نداشت که تورا ۴۰سال در ایندستگاه نگه دارند و ارتقاء مقام دهند. مردم ایران می دانند که اگر رژیم بفهمد که کسی ایران ومردم ایران را دوست دارد اورا هرگز بدرون “نظام” راه نمی دهد یا اگر وارد شده بود فورا اخراجش می کند 

تحریم پیروز است، “جمهوری اسلامی” علیه آن به هر حیله و سرکوبی متوسل خواهد شد، اما هنگامیکه جنبش عمومی ایرانیان برای بیرون راندن، برای حذف، برای خرد کردن پدیده ای بیگانه در”میان ما” آغاز شود هیچ سعد ابی وقاص، هیچ چنگیز و تیموری نمی “ماند”! ایران و مردمانش پاینده اند! وباز این وطن مشترک را، بازو به بازوی رنگارنگ خود خواهند ساخت. 

هیچ نیرویی در جهان (جمهوری اسلامی که جای خود دارد) گردونه ای را که به دوران آمده نمی تواند باز دارد. فقط کودن های نوع “جمهوری اسلامی ” میتوانند آرزوی باز گشت را داشته باشند. درطول تاریخ ۱۴۰۰ ساله ما همواره کسانی جامانده اند. اینجانب به سهم خود همه آنانی که شخصا و مستقیما و با هدف پیشین، علیه مردم ایران اقدامی نکرده اند، اما هنوز در صف دیگر قرار گرفته اند را وا می نهیم تا باز بیندیشند. 

کسانی که نامی دارند وشناخته شدنشان بخاطر تلاششان برای حفظ این رژیم بوده وهست، هیچ! اما “نامداران”ی که زندگی خود وخانواده اشان را مستقل از رژیم بدون هیچ چشم دا شت به رانت های مستقیم و غیر مستقیم آن برپا داشته اند، در این یا آن مساله ملی (سیل زلزله و … )به یاری مردم آمدند، دراین جنبش در کنار دشمن اصلی مردم ایران (جمهوری اسلامی ) قرار نگرفته و نخواهند گرفت. 

مردم شریف ایران! از هم اکنون آثار همبستگی بزرگ شما درسرای “جمهوری اسلامی ” پدیدار است . خامنه ای وقتی که می ترسد آرام حرف می زند، با موذی گری خاص خویش، می کوشد خود را “سید مظلوم و بی طرفی ، که کاری جز نصیحت و خیر خواهی ندارد” بنمایا ند، او آخرین سخنرانی خودرا چنین طراحی کرده بود. بدستور او همین الا ن شورای نگهبان دو عقب نشینی کرده، تن داده است که : ۱_ علت رد صلاحیت را به خود نامزد اعلام کند. ۲_ کاندیداها در حین برگزاری انتخابات، در شورای نگهبان نماینده داشته باشند. 

اساسا آخوندها قشری هستند که بیش از هر قشر دیگری درک طبیعی از روانشناسی توده ها دارند واز همین روی نیز(درجوامعی نظیر ما ) مخدرترین پدیده علیه روح و روان توده ها می باشند(۱) . مواظب باشیم کسی فریب خامنه ای را نخورد . من همینجا وبرای آینده یاداوری کنم که اگر او هنوزعمری داشته باشد خواهیم دید ولو در تلویزیون می اید درحالی که دنباله عمامه را به گردن انداخته اشک ریزان خودرا “سید مظلوم، سلاله پیغبر، و باز مانده حسین، صحرای کربلا، اهل بیت و…”می نمایا ند تا مردم را ازراهشان ولو اندکی باز دارد . هرکس در هر شرایط و مرحله ای فریب خا منه ای را بخورد یا به هر دلیل دیگری در برابر او کمی کوتاه بیاید یا عقب بنشیند، خامنه ای بابیرحمانه ترین و رذیلانه تری کردار به او شبیخون خواهد زد و حتی به اهل و عیال و ایل و تبار او رحم نکرده همه را از دم تیغ می گذراند. 

راهی که در پیش گرفته ایم راهی است که توده ها درآن شرکت دارند و روز به روز به صف آن می پیوندند، گردونه ای که به گردش درآمده وهرروز فراخ تر،گنده و سترگ می شود. هوشیاری اساسی این است که کسی فریب خا منه ای که مکار ترین است را نخورد ؛ ابزار اصلی او، قدرت شدید حیله گری و فریبکاری اوست او هزاران مکر درآستین دارد. نگذاریم با سوء استفاده از احساسات انسانی _ مذهبی برخی از هموطنان ما گامهای آنان راسست کند. 

آری هم اکنون “ترس” سرای “جمهوری اسلامی ” را به لرزه درآورده: جنبش تحریم کنونی از جنبش ۱۳۸۸ که دستکم ۸ ماه درخیابان تظاهرات کرد، فعلا بزرگتر و “خطرناک”تر نباید باشد. پس چرا بهزاد و کروبی و در صدر آنان خاتمی و همین آقای رئیس بانک و … چنین به میدان آمده اند. بخاطر “ایران”؟! از بهزاد بپرسید دستکم از بعد از انقلاب کی و کجا تو به یاری “ایران” آمدی. وقتی رونالد ریگان در آمریکا روی کار می آمد (۱۳۵۹) تو سراسیمه برای دفاع از حکومت خمینی به الجزائر رفتی و یکی از خیانتبارترین قراردادها را با امریکا امضاء کردی، قراردادی که تنها از جنبه مالی آن تا کنون آمریکا هزاران ملیارد دلار اموال ایران را دزدیده و تا روزی که ملت ایران آن قرار داد خفت بار را لغو کند تا ابد امریکا می تواند، هرجای دنیا، دارایی های ایران را ضبط کرده و برباید. اگر من اشتباه می کنم که ابزار اصلی آخوندها مکر و فریب آنان دربرابر توده ها است اگر کروبی و خاتمی “یک جو” راست گویی دارند پاسخ دهند که آیا: 

اصل “حفظ نظام اوجب واجبات است” را، قبول دارند یا نه؟ درحالیکه برای ایرانیان، اصل! “ایران و مردم ایران” است بر پایه انساندوستی ومروت و مدارا. 

کروبی و خاتمی …حیله گرند؛ حرف اصلی آنان نه مخالفت با رئیسی بلکه کشاندن مردم به “شرکت در انتخابا ت ” است. آری بهزاد خوب فهمیده که این جنبش از آن جنبش ها نیست، “این” سر ایستادن ندارد این گردونه ای است که بزرگتر بزرگتر می شود.تظاهرات در خیابان را شاید بشود “کنترل ” کرد، پاسدار می خواهد و بسیجی! اما “تحریم” را چگونه می توان کنترل کرد و از حرکت بازداشت.تحریم از”این انتخابا ت ” شروع میشود و به همه “جا” میرود، هرجا و همه جا که رژیم است: انزوای جمهوری اسلامی توسط “ایرانیان”! بهزاد اینرا خوب می فهمد ،چون او زمانی (تا پیش از ۵۴) در جنبش ترقی خواهی و روشنفکری ایران بود(بعد رسما به آن خیانت کرد)، بهزاد و دوستانش بکمک بنگاه سخن پراکنی انگلیس و…؛ قیام ۱۳۸۸ را مصادره کرده آنرا “اصلاح طلبی” نامیده بودند(۲). آری شماری از کسانی که از آغاز در اردوگاه جمهوری اسلامی بوده اما درسالهای اخیرژست دینی_مدرن گرفته بودند میدانند و می فهمند که این جبش “سکولار”! است آری این است مشکل اصلی کروبی و خاتمی و بهزاد و…(وآن بی سواد “فیلسوف” در خارجه و..). این جنبش به این قطعیت رسیده که درچارچوب “جمهوری اسلامی “، میهن مشترک مردمان ما از نابودی نجات نمی یابد ،این “نظام ” ماهیتا نا بود گر ایران است. این صف بندی طبیعی است، اگر کس یاکسانی متعجب شده اند باید گفت حالا این آغاز روند توده ای است، صف بندیها مشخص ترو نقابها کنار زده خواهند شد. هر آدم ساده ای می داند در جایی که رفسنجانی را حذف می کنند درست به این دلیل که می تواند رای بیاورد ، وقتی با موسوی که رای آورده بود چنین کرده و می کنند ، آنگاه همتی را می گذارند…!؟ ، کروبی تنها کاندید ریاست جمهوری در تاریخ این رژیم است که هر وقت که حذف شده “رسما” گفته که علیه اش تقلب شده. حالا امروز! در چنین شرایطی اینها وانمود می کنند که “هدف اصلی شان از دعوت مردم به شرکت در انتخابات “رای نیاوردن رئیسی، پیروزی همتی ” است. دروغ میگویند! هدف اصلی بهزاد و خاتمی و کروبی و…شکستن صف “تحریم” است، اخلال در “تحریم ” است. هدف اصلی اینان، اصل “شرکت در انتخابات” است، نه رای آوردن همتی! بهزاد و کروبی و خاتمی ازاین جبش همگانی درون مردمی که چون “سایه ” گسترش می یابد ، سمت و سویش “نه به کلیت نظام ” است، سکولار است وحشت دارند. توسل فریبکارانه به ایران و نام ایران  حیله ای است که از بهزاد یاد گرفته اند. 

سخن شخصی با بهزاد نبوی : توبهتر از هرکسی، پوشالی بودن این رژیم رامی دانی تو می دانی که میزان هارت وهورت رژیم در بیرون بازتاب تزلزل و شکستنهای درونی اش است تو حساسیت اوضاع را فهمیده ای، جنبش تحریم به چشم محتسب نمی اید، تو بوبرده ای که این جنبش اساس “نظام ” را تهدید می کند. تو می دانی وقتی “نظام” تو! واقعا بترسد درهمان آغاز انقدر سراسیمه و دستپاچه می شود که پیش از “رسیدن مردم” درهم میریزد. و تو! می دانی که دراین حالت، بزن ! بزن! شروع می شود! اینبار درون “نظام”، همدیگر را می زنند وتو! در آن روز بی پناه ترین هستی از اینجا رانده ازآنجا مانده اینست عاقبت “خیانت به مردم “۰ 

حیله های خامنه ای 

ــــ(نخست بگویم که اوبیش از هرکسی ترسیده). مرحله اول استراتژی او: خونسرد نشان دادن “نظام “، با رای سازی و تبلیغات 

(۳ ) کم نشان دادن شمار تحریم کنندگان. 

مرحله دوم: بی تاثیر نشان دادن “تحریم “، ولو باجذب این و آن ، خرید یا حتی باج دادن به این وان ، تبلیغات تلویزیونی و ..؛ 

سوم :ایجاد شکاف دربین تحریم کنندگان، خسته و مایوس کردن تحریم کنندگان 

چهارم : حمله به آنان 

اما حضرت “آقا”! تو پیر شده ای! بسیار! اینرا می دانی و همه هم می دانند ! نه! منظوم “تو” نیستی “نظام” توست. حیله هایت کارساز نیست، آنانی را که سالهای سال کشتی ! انبوه! انبوه!؛ احمقانه خیال کردی که با محو قبورشان، “ایده” هایشان را محو می کنی! اما صدای “انسان ” را نمی توان بست! صدای انسان در همه آفاق پیش از من و تو بود و پس از ما هم. برای هستی فرقی نمیکند! تو هم یکی دگر رفته به زباله دان تاریخ. 

در آخر باید گفت که بسیاری از اصلاح طلبان حکومتی در مساله تحریم کنونی به مردم نزدیکتر مانده اند تا به خامنه ای، من به سهم خود اینرا می ستایم و برخی ازآ نان هم که پیش ترها، بنا به شرافت مبارزاتیشان به صف مردم پیوسته بودند. 

پیش بسوی فردایی روشن 

که البته مبارزه و پایداری می خواهد 

زنده باد صف مستقل مردم ایران 

علی جلال 

پاورقی :

  

۱_ منظور از آخوند، ملایی است که کار گزار دستگاه روحانیت است. منظور ملا یان مستقل نیستند 

۲_انگلستان دردستگاه تبلیغاتی خود شعارهای مردم را دستکاری کرد، ازقضا برخی اصلاح طلبان خوب تکنیکهای انگلیس را جذب می کنند 

۳_حتی به کمک همراهانش در لندن

کابوس آقای مصطفی تاج‌زاده / احمد آزاد

موسم نمایش انتخاباتی رسیده است و رژیم باید، همچون سال‌های گذشته، به طریقی مردم را به پای صندوق‌های رای بکشاند تا چنان بنماید که حکومتی است مورد اعتماد مردم و مشروعیتش را نه از لوله تفنگ که از پشتیبانی مردم دارد.  ادامه خواندن Continue reading

درباره ی چپ ستیزی و نفرت پراکنی پیرامون سیاهکل – ف. تابان

به نظر می رسید که حجم انبوه مطالب گاه بسیار در خور توجهی که در مورد پنجاهمین سالگرد سیاهکل منتشر شد، نوشتن بیشتر در این مورد را غیرضروری کرده باشد. ادامه خواندن Continue reading

نگاهی به انتخابات آمریکا / علی جاوید

کس نخارد پشت ما، جز ناخن انگشت ما
بلاخره پس از ماه ها تبلیغات و چند روز رقابت فشرده شانه به شانه همراه با تبلیغات فراوان در فضای مجازی پیرامون کاندیداهای ریاست جمهوری در آمریکا، جو بایدن توانست با اختلاف  حدود ۷۰ رای بیشتر الکترال و حدود ۵ میلیون رای شهروندان آمریکایی، گرچه هنوز شمارش تمام ارا به پایان نرسیده ، پیروز این انتخابات باشد، این تفاوت اندک آرا بدین معنی است که ترامپ طی این ۴ سال ریاست جمهوری و با آنهمه حرکات و تصمیمات گاها عجیب و متناقض، مثلا آنگاه که خطر شیوع بیماری کوید ۱۹ را سرسری می گرفت و یا آنکه گفته بود با تزریق مستقیم مواد ضد عفونی کننده میتوان از ابتلا به بیماری جلوگیری کرد ، جان شهروندان را بخطر انداخت ، هنوز هم تعداد چشمگیری طرفدار دارد ، که این میتواند عامل تنش هایی بویژه در زمینه تبعیض علیه رنگین پوستان باشد.
  علل بطول انجامیدن و طولانی شدن این نتیجه گیری به تعداد زیاد رای هایی بستگی دارد که بخاطر شرایط کرونا با پست فرستاده شده اند ، چیزی که میتواند مورد اختلاف کاندیداها و اعتراض کاندید بازنده این مبارزه انتخاباتی، دونالد ترامپ باشد ، بویژه آنکه از مدت ها قبل از انتخابات، مسئله تقلب در انتخابات را مطرح کرده  بود.
بیشک بین این دو کاندید و احزاب متبوعشان ، جمهوریخواهان و دمکرات ها ، تفاوت هایی در عرصه مسائل داخلی آمریکا همانند نگاه به بیمه های درمانی و سیستم مالیاتها و حل مسئله مزمن تبعیض نژادی در امر یکا  و بویژه جامعه بشدت دو قطبی شده وجود دارد که جو بایدن بارها و بارها در ضمن رقابت انتخاباتی خود را در صورت پیروزی رئیس جمهور تمام آمریکایی نامیده و خواهان کاهش تنش های داخلی بوده ، همچنین در نگاه به مسائل بین المللی ، خاورمیانه و کشور ما ایران نیز تفاوت هایی  وجود دارد .
در رابطه با مسئله خاورمیانه و نزدیکی کشورهای عربی حوزه جنوب خلیج فارس ، روند نزدیکی که در دوران ترامپ شروع شده است ، در زمان بایدن نیز به احتمال خیلی قوی ادامه خواهد یافت و کشورهای دیگری روابط خویش را با اسرائیل عادی خواهند کرد زیرا عامل اصلی این نزدیکی ، همانا وجود ج. ا. و  دخالت های مستقیم و غیر مستقیم  در کشورهای  ، عراق ، لبنان و بویژه سوریه میباشد که باعث ترس دائمی و احساس نا امنی  در کشورهای عربی  میباشد .
آنچه در روزهای اخیر بنظر می‌رسید با توجه به عملکرد دو ساله اخیر دونالد ترامپ و تز فشار حداکثری  و تنفر شدید ایرانیان از رژیم بغایت دیکتاتوری اسلامی حاکم بر ایران و عوامل ان،  کشتن یکی از فرماندهان بلند پایه سپاه قدس و عامل کشتار مردم و کودکان سوریه ایی ، قاسم سلیمانی، تحریم افراد حقیقی و حقوقی ایرانی ،  تعداد قابل ملاحظه ای از مردم ایران بویژه در داخل کشور  خواهان پیروزی وی در این رقابت انتخاباتی بودند ، که این مسئله ،شکست ترامپ و متعاقب آن  تبلیغات  رژیم اسلامی که گویا آنها پیروز این میدان بوده اند و فشار حداکثری نتوانسته خللی در مملکت داری آنها ایجاد کند ،میتواند  باعث سر خوردگی بخشی از مردم میهنمان گردد بویژه آنکه جمهوری اسلامی خواهد کوشید که بر این فضای دلسردی بدمد و مبارزات اقشار مختلف مردم راکه زیر بار گرانی ، تورم ، بیکاری، بی مسکنی و مشکلات فراوان دیگری که  همین رژیم با عملکرد ۴۲ ساله خود  برای آنها بوجود آورده بی ثمر جلوه دهد ، تا حد امکان مبارزات آتی را  به تعویق بیاندازد یا عقیم کند.
 برخی عاشقان سینه چاک ترامپ که هنوز ادعای تقلب در انتخابات را دارند و به امید رای دادگاه برای اعلام پیروزی ترامپ هستند، یا انانی که از این قضیه ، قصد تطهیر ج. ا. و سالم بودن آنچه به اسم انتخاب در کشورمان انجام میشود را دارند  از سوئی و طرفداران بایدن از دیگر سو به مردم میهنمان آدرس اشتباهی داده و حل مشکلات  را در دستان قدرت های خارجی میبینند، صرف نظر از اینکه قدرتهای خارجی و بویژه آمریکا به عنوان قدرت بزرگ اقتصادی در دنیا میتوانند به اشکالی در روندهای جاری کشورها و منجمله ایران ما تاثیر بگذارند  ، آنچه مسلم است در طول عمر حکومت اسلامی ، هم دمکرات ها و هم جمهوری خواهان ،برای دوره هایی زمام امور آمریکا را در دست داشته اند ، اما مشکلات مردم ما نه تنها حل نشده بلکه همواره بیشتر و بیشتر گردید تا به امروز ، زیرا این خود حکومت اسلامی است که عامل اصلی ویرانی در عرصه های مختلف، اقتصادی ، اجتماعی  ، فرهنگی ، زیست محیطی و غیره  میباشد،حکومت نا لایق، بی کفایت ، رانتی و سراپا فساد است که با سیاستهای مخرب خویش  مثل خصوصی سازی، بخوان تقسیم مملکت بین باندهای خودی، سیاست خانمان برانداز اقتصادی نظیر بورس و سهام و دست کردن در جیب مردم بشکل بالا و پایین بردن قیمت ارزهای خارجی و خالی کردن جیب مردمان بر این نابسامانی ها افزوده است.
علاوه بر تمام مشکلات فوق ، بایدن با دوری جستن از سیاست ” اول امریکا” ی ترامپ و ترمیم روابط با کشورهای اروپایی، میتواند فشارهای مضاعفی به ج. ا. وارد کند .
 ما باید بدانیم که مشکلاتمان تنها توسط اتحاد و همبستگی خودمان در مبارزه روز مره ، بشکل تحصن، اعتصابات کارگران ، اعتراضات گروه های مختلف، زنان، بازنشستگان ، دانشجویان، کامیونداران و بازنشستگان و گذار از حکومت اسلامی، حل خواهد گشت و بقول معروف خودمان ، کس نخارد پشت ما ، جز ناخن انگشت ما.

چند نکته پیرامون یک بیانیه ی رسوا – ف. تابان

امروز بیانیه ای به امضای تعدادی از اصلاح طلبان حکومتی و هواداران آن ها در داخل و خارج از کشور خطاب به سازمان عفو بین الملل منتشر شده که به برخوردهای اخیر این سازمان نسبت به میرحسین موسوی در جریان قتل های سال ۶۷ اعتراض کرده و عفو بین الملل را «موظف» دانسته این برخوردها را «اصلاح» و از میرحسین مو

به عنوان یکی از هزاران نفری که عضوی از خانواده ی بزرگ خاوران به شمار می آید و در جریان قتل های 

سال ۶۷ خون تا داخل خانه اش آمده است، مایلم چند نکته را در مورد این بیانیه یادآوری کنم. من دایر

عدام های سال ۶۰ مورد بررسی قرار بگیرد، ان گاه استدلال های این بیانیه سست تر و پوچ تر خواهند شد.ه ی بحث را در همان محدوده ی اعدام های سال ۶۷ که موضوع آن بیانیه است نگاه می دارم، اگر قرار باشد همه ی اسوی «اعاده ی حیثیت» کند.

تا به حال نه دیده بودم و نه شنیده بودم که اصلاح طلبان دور هم جمع شوند و در مورد اعدام های سال ۶۷ بیانیه ی مشترک بدهند. آن ها بالاخره این بیانیه ی مشترک را داده اند. این بیانیه اما در اعتراض به حکومت کشتار نیست، در اعتراض به سازمان عفو بین الملل و با این درخواست عجیب است که این سازمان باید از میرحسین موسوی در مورد این کشتار همگانی اعاده ی حیثیت کند!

اگر نویسندگان و امضاکنندگان این بیانیه، حکومت جمهوری اسلامی را به دلیل این کشتار صراحتا محکوم می کردند، اگر از آمرین و عاملین این کشتار، دست کم نام می بردند، اگر می نوشتند که به دلیل مصلحت های سیاسی صلاح نیست عفو بین الملل پای میرحسین موسوی را به این پرونده جنایت بکشد و بهتر است فعلا بر بخ

شی از حقیقت چشم بپوشد، شاید می شد موضع آن ها را درک کرد (فقط درک کرد!)

اما این بیانیه بدون این که هیچ اشاره ای به عاملان و آمران قتل ها و نفر اول این جنایت یعنی آیـت اله خمینی بکند، به ادعانامه ای علیه عفو بین الملل تبدیل شده و تا جایی پیش رفته است که آن را به مداخله «در عرصه ی رقابت های سیاسی»، «تسویه حساب های سیاسی و اغراض جناحی و گروهی» متهم کرده و با همه ی این گفته ها چنین آدرس داده است، که عفو بین الملل به خدمت اصولگرایان درآمده است!

نویسندگان بیانیه ی فوق گفته اند عفو بین الملل می کوشد مسئولیت اصلی کشتارهای سال ۶۷ را بر عهده ی میرحسین موسوی بگذارد، کسانی که اطلاعیه ها و گزارش های عفو بین الملل در دوره ی موردنظر را دنبال کرده اند می دانند این یک ادعای دروغ است. عفو بین الملل و مسئول ایران آن خود می توانند در این مورد توضیح بدهند. اما این که این نهاد بین المللی حقوق بشر بر مسئولیت میرحسین موسوی نیز، در این کشتارها تاکید کرده، واقعیت است.

دادخواهان این جنایت همواره در برابر این پرسش قرار می گیرند که چرا در وقتی که میرحسین موسوی به دلیل مخالفتش با آیت اله خامنه ای رهبر حکومت اسلامی در زندان خانگی به سر می برد و هزینه ی سنگیی هم پرداخته است، باید بر نقش او در این جنایت انگشت گذاشت؟ انتشار این بیانیه سندی است که جز همین نباید کرد.

قدردانی از ایستادگی میرحسین موسوی در برابر ارتجاع حاکم، به معنای چشم بستن بر هیچ ذره ای از جنایت هولناک تابستان سال ۶۷ نمی تواند باشد. کسانی این تقاضا را مطرح می کنند که موضوع دادخو

اهی را به اهداف سیاسی معینی آلوده کرده و می خواهند حقانیت دادخواهی را تابع این مصالح سیاسی کنند.

اصلاح طلبان نمونه ی بارز این نوع «سیاسی کاری» در برابر جنایت سال ۶۷ هستند و تا آن جا «دادخواه» این جنایت می باشند که به ضرر جناحشان تمام نشود، و مهم تر آن که پای آن ها را به این جنایت نکشد. آن ها در طول سالیان و به روش های گوناگون از انکار تا سکوت، از نعل وارونه زدن تا تحریف کوشیده اند و می کوشند دامن خود و شخصیت های برجسته شان را از این قتل عام ها پاک نشان بدهند.

این تلاش های آن ها وقتی صورت بسیار عوامفریبانه ای به خود می گیرد که با هیچ قدمی در جهت روشن کردن حقیقت این جنایت نیز همراه نمی شود. اغراق نیست اگر گفته شود، اصلاح طبان تا به حال ذره ای بر حقایقی که تا به امروز از این قتل عام روشن شده نیفزوده اند. نمونه آن که حتی در این بیانیه حاضر نشده اند آمران و عاملینی را که از آن ها نام می برند به نام معرفی کنند و تبعات اقرار به واقعیتی را که همه می دانند، بپذیرند.

در این بیانیه حرف های بسیاری گفته شده است، از جمله نویسندگان و امضا کنند

گان نامه، طلب سند و مدرک در مورد نقش میرحسین موسوی در این جنایات کرده اند. و شگفتا! آن کسانی که دستی در ماجرا داشته و در هزار توی حکومت پست و مقام داشته و کم یا بیش به اسرار این جنایت دسترسی داشته اند، در برابر مدعیان این جنایت، دادخواهان و نهادهای مدافع حقوق بشر طلب سند و مدرک می کنند. سندها و مدرک های دادخواهان جز شهادت های پراکنده جان بدربردگان از این کشتار که هر کدام به فراخور آن چه در کنج سلول ها و راهروهای مرگ دیده اند، گوشه هایی از این جنایت را افشا کرده اند، چه می تواند باشد؟

آقایان و خانم ها، بخشی از سندها و مدرک ها نزد شماست، آشکارشان کنید! بقیه ی آن را از حکومت بخواهید که اسرار مگوی این جنایت را در صندوقچه ای سر به مهر کرده و بر سر این صندوقچه اژدهای

عجیب ترین قسمت این بیانیه، آن جاست که از سازمان عفو بین الملل می خواهد از میرحسین موسوی پیرامون این جنایت اعاده ی حیثیت کند!ی نهاده تا کسی جرات نزدیک شدن به آن نداشته باشد.

آن چه من در این چند سطر مطرح کردم، نه حکمی قاطع است بر له شرکت میرحسین موسوی در این جنایت و نه بر عکس آن. اما من به سهم خود میرحسین موسوی را متهم می کنم و آن را این طور می فهم: این جنایت به دست حکومت جمهوری اسلامی صورت گرفته و به نام آن نوشته شده و تلاش برای تبرئه ی این و آن مقامش کاری عبث است. تاکید بر نقش میرحسین موسوی از آن جهت که در آن سال ها شخصیت تراز اولی در حکومت بوده و مهم تر از آن نخست وزیر مورد اعتماد آیت اله خمینی بوده و وزارت اطلاعاتش عضو هیات های مرگ در تهران و شهرستان ها بوده است، (۱) یک ادعای کاملا منطقی و تاکید بر این حقیقت است که دامن هیچ کس از مقامات حکومت در این جنایت – تا وقتی عکس آن ثابت نشده باشد – پاک نیست. اصلاح طلبان نیز شامل این «همه» هستند.

تا وقتی که کمیته ی حقیقت یاب و دادگاه صالح و عادلانه ای تشکیل نشده و با دسترسی به همه ی اسناد و مدارک، چگونگی اعدام های سال ۶۷ و نقش مقامات مختلف حکومت در آن را روشن نکرده است، هیچ مقامی از این حکومت از اتهام شرکت و دست داشتن در این جنایت مبرا نیست. هر چه این مسئولان در زمان انجام جنایت بلندپایه تر بوده اند طبیعتا بیشتر در معرض اتهام خواهند بود. از این رو میرحسین موسوی – و نیز بسیاری از امضاکنندگان این نامه نیز – از این قاعده مستنی نیستند، آن چه اتهام آن ها را سنگین تر می کند این است که تا به حال هیچ تلاشی در جهت روشن کردن زوایای تاریک این جنایت صورت نداده اند و بر دانسته های دادخواهان نیفزوده اند.

از این رو، تقاضای اعاده ی حیثیت از میرحسین موسوی در جریان اعدام های سال ۶۷ یک تقاضای رسوا و یک موضع گیری بر منطق «سیاسی کاری» است که از طیف اصلاح طلبان حکومتی بیرون نخواهد رفت.

(۱) در حکم خمینی آمده است: کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری می کنند، محکوم به اعدام می‌باشند. تشخیص در تهران با آقایان نیری (حاکم شرع)، اشراقی (دادستان تهران) و نماینده وزارت اطلاعات است.”

حزب جدید، برنامه کهنه! نقد سند سیاسی وبرنامه کنگره اول حزب چپ (فدائیان خلق) / احمد آزاد

 

نخستین کنگره حزب چپ در راه است و بررسی و احتمالا تصویب سند سیاسی و  «برنامه حزب در راستاهای عمومی» آن در دستور آن قرار دارد. این دو سند اخیرا از سوی کمیسیون مامور تدارک آنها در برخی سایتها  منتشر شده است. ادامه خواندن Continue reading