اولِ ماهِ مِه روزِجھانیِ کارگر : کنگرۀ ملیتھای ایران فدرال/ شورای دموکراسی خواھان ایران / ھمبستگی برای آزادی و برابری در ایران

روزِجھانیِ کارگر، اولِ ماهِ مِھ را بھ تمام کارگرانِ جھان، بخصوص کارگرانِ ایرانیِ از ھمھ ملیتھا ، صمیمانھ تبریک می گوید.

امسال در حالی به استقبال اول ماه مه روز جهانی کارگر میرویم که جهان دستخوش تغییراتی است که میرود پایه های نظم جهانی سرمایه را به لرزه درآورد. پاندومی کرونا و رشد غیر قابل کنترل آن نه تنها خسارتهای جانی بسیاری به همراه داشته بلکه با به تعطیلی کشاندن بسیاری از مراکز بزرگ تولیدی و صنعتی به شیوه مستقیم و غیر مستقیم بر زندگی اکثریت قریب به اتفاق مردم جهان تاثیر گذاشته است.

در چنین آشفته بازاری که سیاستهای نئولیبرالیزمی سرمایه داری جهانی با وجود تمام ادعاها قادر به کنترل آن نبوده اند بی گمان بیش از همه قشرهای آسیب پذیر جامعه و بالطبع خانواده های کارگران تحت شعاع قرار گرفته و از آن متضرر شده اند.

ناگفته پیداست که شیوع ویروس که خود برآمده از دخل و تصرف بی محابای انسان در اکوسیستم و نابودکردن چرخه طبیعی حیات به بهانه پیشرفت و اکتشافات بشری است نه تنها جان صدها هزار انسان را گرفته بلکه ملیونها کارگر را روانه خانه کرده و مجبور به بیکاری و یا شاید بازنشستگی پیش از موعد کرده است. این در حالی است که در بیشتر کشورهای جهان علی الخصوص کشورهای اروپایی نهادها و موسسات دولتی که با ارائه بسته های مالی حداقلی به بیکار شدگان خواهان تامین و یا شاید ساکت نگه داشتن قشر زحمتکش جامعه بودند به تدریج و یکی پس از دیگری از این تسهیلات حداقلی نیز کاسته و خواهان برگشتن کارگران بر سر کار با قبول ریسک بزرگ جانی هستند.

این در حالی است که شرایط در ایران برای کارگران بسیار نگران کننده تر از اینهاست. کارگران ایرانی که با برخورداری از حداقل دستمزد روزانه قبل از پاندومی کورونا امرار معاش میکردند اکنون به صف خیل عظیم بیکاران در ایران پیوسته اند و مشمول کوچترین تسهیلات حکومتی نیز نمی شوند.

واین در شرایطی است که باندهای قدرت در جمهوری اسلامی از رانت های دولتی برخوردارند و منابع ثروت اجتماعی بین خودی ها تقسیم می شود، زحمتکشان در شرایط سختی روزگار می گذرانند، تورم اقتصادی در جامعه و بالا رفتن قیمت اجناس مورد نیاز مردم، قدرت خرید کارگران و زحمتکشان را پائین آورده، وکالاهای مورد نیاز آنها گران شده است. کارگران و حقوق بگیران از شرایط بد اقتصادی در رنجند و برای دست یابی به حداقل ها مبارزه می کنند.

نرخ تورم سالانه در اسفندماه سال ۱۳۹۸، به ۸ .۳۴  درصد رسیده‌است، و این در حالی است که حداقل حقوق ماهانه برای کارگران در سال ۱۳۹۹ یک میلیون و ۸۳۵ هزار تومان تعیین شده است.

زنده یاد فریبرز رئیس‌دانا می گفت، بیش از ۷۰ درصد کارگران در ایران زیر خط فقر مطلق هستند. به گفته این اقتصاددان حداقل دستمزد کارگران نباید کمتر از ۳ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان باشد. حداقل دستمزد کنونی کمتر از یک سوم این پیشنهاد است.

در جمهوری اسلامی همه اقشار مردم بخصوص زحمتکشان از موقعیت نابسامان اقتصادی رنج می برندو هر سال بدتراز سال گذشته، شرایط زندگی بر مردم سخت تر می شود. این وضعیت تا زمانی که جمهوری اسلامی برمسند قدرت است تغییری نخواهدکرد، باید تمامی اقشارمردم بخصوص کارگران و زحمتکشان در اتحادی با هم بساط این رژیم ضد انسانی را برچینند.

 

کنگرۀ ملیتهای ایران فدرال

شورای دموکراسی خواهان ایران

همبستگی برای آزادی و برابری در ایران

اول ماه مه ۲۰۲۰

اول ماه مه روز همبستگی کارگران سراسر جهان خجسته و پیروز باد! / سازمان اتحاد فداییان خلق ایران

 اول ماه مه امسال در شرایطی فرا می رسد که به دلیل شیوع بیماری همه گیر کووید ۱۹ و خطری که این بیماری مهلک برای سلامت عمومی جامعه بشری بوجود آورده است، ادامه خواندن Continue reading

اعدام جنایتکارانه زندانی سیاسی مصطفی سلیمی محکوم است / همبستگی برای آزادی و برابری در ایران

بر طبق اخبار رسیده در سحرگاه روز شنبه ۲۳ فروردین، مصطفی سلیمی زندانی سیاسی که بیش از ۱۷ سال در بند جمهوری اسلامی بود، در زندان مرکزی شهر سقز اعدام شده است. ادامه خواندن Continue reading

رفیق ایرج حیدری از میان ما رفت / کمیته مرکزی سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران

رفیق ایرج حیدری، از مبارزین چپ و سوسیالیست، در پی یک دور بیماری طولانی سرطان روز  ۵ آوریل در سن هفتاد و چهارسالگی  در بیمارستانی در حومه پاریس از میان ما رفت. ادامه خواندن Continue reading

بیدادگاههای جمهوری اسلامی بجای آزاد کردن زندانیان سیاسی در وضعیت مرگبار کنونی، تعداد بیشتری از فعالین مدنی و سیاسی را زندانی میکنند / سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران

با شیوع گسترده ویروس کرونا در ایران، جان همه زندانیان در خطر جدی قرار گرفته است. ادامه خواندن Continue reading

سال ۱۳۹۹، شتاب در جنبش مردم و تشدید بحران مشروعیت رژیم / کمیته مرکزی سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران

سال ۱۳۹۸ به پایان رسید. سالی بسیار سخت برای مردم ایران که علاوه بر تحمل ادامه حیات حکومت اسلامی دیکتاتور و فاسد، با بلای طبیعی سیل بزرگ و مخربی که مناطق وسیعی از کشور را درنوردید، آغاز شد و با شیوع و گسترش وسیع اپیدمی «کرونا» به پایان رسید.

مروری گذرا به سال گذشته نشانگر چند برهه مهم طی این سال می‌باشد:

۱-تداوم و گسترش مبارزات مردم در سرتاسر ایران و بالندگی و حضور فعال جنبش‌های اجتماعی، کارگری، زنان، دانشجویان، فرهنگیان، بازنشستگان، ملیت‌های گوناگون ایران و… در صحنه مبارزه برای آزادی، برابری و دستیابی به حقوق و کرامت انسانی و عدالت اجتماعی یکی از ویژگی‌های بارز این سال بود. خیزش آبان ۹۸ مردم در بسیاری از شهرهای ایران که ناشی از فشارهای اقتصادی و معیشتی، اختناق و استبداد، بود نشان از عمق نارضایتی درون جامعه دارد وبه ویژه نمایانگر آنست که مردم با وجود بهای سنگینی که در پی هر حرکت اعتراضی می‌پردازند، ترس‌شان از دستگاه سرکوب رژیم جنایتکار فرو ریخته است.

۲-بن بست حکومت در یافتن راهی برای خروج از بحران عمیق اقتصادی خود را در بن بست رژیم در «برجام» نشان داد. آرزوهای رژیم برای برداشته شدن تحریم‌ها و سرازیر شدن سرمایه‌های خارجی، به دنبال امضاء توافقنامه «برجام» با روی کار امدن دولت ترامپ و اتخاذ سیاست تشدید فشار به حکومت ایران برای پذیرش شرائط امریکا، به تدریج برباد رفت و ناتوانی اروپا در مقابله با سیاست دولت امریکا و جلوگیری از خروج امریکا از این توافقنامه عملا جائی برای خوش خیالی باقی نگذاشت. ترامپ نه تنها از برجام خارج شد بلکه دامنه تحریم‌ها را هم گسترش داد و بحران اقتصادی و به دنبال آن بحران اجتماعی و سیاسی تشدید شد. سردمداران حکومت با اتخاذ سیاست تشدید تشنج در منطقه به امید وادار کردن امریکا به عدول از سیاست‌های خود، دست به یک قمار بی چشم‌انداز زدند. رجزخوانی سران حکومت و در راس آنان شخص خامنه‌ای  از یک سو و آتش سوزی ، خرابکاری و انفجار در چند کشتی نفتکش در بندر فجیره وحمله چند پهپاد به تاسیسات انتقال نفت عربستان از سوی دیگر، تنش بین امریکا و حکومت اسلامی را افزایش داد.  حاصل این اقدامات، اما چیزی جز صعود دوباره نرخ ارز واستمرار افزایش قیمت کالاهای مورد نیاز مردم و گرانی سرسام‌آور وانتقال بار گرانی لجام گسیخته بر زندگی مردم نبود.

۳-علیرغم میانجی‌گری‌های دولت‌های مختلف از جمله فرانسه  به دلیل مخالفت و امتناع خامنه‌ای از مذاکره آشکار با امریکا و حفظ فضای نه جنگ نه صلح ، تداوم مداخله مستقیم و غیرمستقیم در امور داخلی کشورهای منطقه نظیر عراق، لبنان، یمن و در یک کلام سیاست تنش افزای سران کشوری و لشگری،  منجر به منزوی‌تر شدن رژیم در عرصه  بین‌المللی شده است. هیچکدام از تلاش‌های رژیم برای نجات برجام به جائی نرسیده است. بن‌بست برجام، معضل بزرگ دیگریست که رژیم با آن دست به گریبان می‌باشد. احتمال ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت و خطر بازگشت تحریم‌های همه جانبه، در شرایطی که تحریم‌های تا کنونی امریکا، اقتصاد ایران را با معضلات فراوانی مواجه ساخته، به فلج شدن کامل آن خواهد انجامید. گزارش سه ماه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی که روز سه‌شنبه ۱۳ اسفند (سوم مارس) منتشر شد حاکی از عدم همکاری لازم ایران با مأموران این آژانس بوده و امکان به صدا در آوردن زنگ خطر راجع به برنامه هسته‌ای ایران را محتمل ساخته است.

۴-افزایش بحران‌های اجتماعی و گسترش نارضایتی عمومی نه تنها به عمیقتر شدن شکاف بین مردم و حکومت میانجامد، بلکه به اختلافات درون حکومت هم دامن میزند. بحران اقتصادی-اجتماعی سال ۱۳۹۸ سردمداران حکومت را ناگزیر به سمت کاهش هرچه بیشتر اختلافات درون حکومت و یک دست کردن آن سوق میدهد. هرچند حاکمیت در سرکوب مردم یک دست عمل کرده و می‌کند اما در درون خود گرفتار تنش، درگیری و بحران می‌باشد. نمایش انتخاباتی ۲ اسفند به واقع اقدامی برای یک دست‌تر کردن مجلس شورای اسلامی، که البته سهم چندانی در قدرت ندارد، بود. اما دعواها و صف آرایی‌ها در هرم قدرت در موارد بسیاری و از جمله جانشینی  رهبر همچنان ادامه دارد. انتخابات اسفند ماه بیان این روند ناگزیر یک حکومت دیکتاتوری فاسد در مقابله با بحران‌های درونی خود است. مورد چشمگیر این انتخابات، از سوئی یک صدا شدن اکثریت اپوزیسیون در تحریم انتخابات و از سوی دیگر عدم حضور اکثریت مردم در پای صندوق‌های رای بود. این پشت کردن به صندوق‌های رای قبل از هر چیز بیانگر یک چرخش مهم در نوع باور مردم به روند تحولات در جامعه و ناامید شدن آنها از کارآئی انتخابات در جمهوری اسلامی است. این گام مهمی در روند فروپاشی رژیم و حرکت به سوی آزادی و دمکراسی است.

۵-سال ۱۳۹۸ با شوک سیل وسیع در ۲۴ استان کشور آغاز شد.  این فاجعه باعث مرگ دهها نفر و بی خانمانی هزاران خانوار و وارد شدن خسارات عظیمی بر کشاورزان و دامپروران ایران به ویژه مناطق غرب و جنوب غربی و استان گلستان بود. حکومت اسلامی که طی سالیان متمادی با تخریب بسیاری از اراضی جنگلی، سد سازی‌های بی رویه ، مسدود و منحرف کردن مسیر طبیعی رودخانه ها و … مسئولیت مستقیم در افزایش صدمات ناشی از این سیل را بر عهده دارد، نه تنها به یاری مردم آسیب دیده نشتافت بلکه در مناطقی همچون خوزستان ( اهواز، هویزه و..) به مقابله با مردمی که به اعتراض دست زده بودند، پرداخت. آنچه در این واقعه برجسته شد، همبستگی قابل تحسین مردم سراسر ایران، فرهنگیان، دانشجویان، کارگران و..بود که با تشکیل ستادهای همیاری و جمع آوری کمک های مردمی به یاری هموطنان سیل زده شتافتند. دی‌ماه نیز زحمتکشان سیستان و بلوچستان با سیلی خانمان برانداز روبرو شده و خسارات عظیمی را متحمل گشتند. مردم ایران اما سال ۱۳۹۸ را با فاجعه‌ای به مراتب عمیقتر به پایان میرسانند، اپیدمی «کرونا».  مدیریت به غایت ناکارا و به ویژه تلاش در پنهان کردن این اپیدمی در آغاز شیوع بیماری در ایران و پس از علنی شدن بیماری، عدم اتخاذ سیاستهای درست به ویژه جلوگیری از شیوع وسیع آن با  منع کردن  تجمع مردم در اماکن عمومی مختلف باعث شده است که مطابق آمار رسمی تلفات این بیماری به بیش از هزار نفر و چندین ده هزار نفر بیمار برسد و این در حالیست که آمار غیر رسمی حاکی از چندین برابر بودن این ارقام می باشد. در این سیاست بیش از هر چیز مسئله تلفیق دین و حکومت نقش داشت. حکومتیان نشان دادند که برای حفظ اعتقادات مذهبی و به ویژه اعتقادات خرافی مردم به معجزه آسا بودن اماکن مذهبی، که دستمایه کارو کاسبی ملایان و بقای آنها در قدرت است، آماده اند تا هزاران انسان را قربانی کنند. اما واقعیتهای زمینی بر اوهام و خرافات آسمانی غلبه کرده است و اکنون از چپ راست رهبران مذهبی و آیتالله‌های ریز و درشت فتوی میدهند که باید به دستورالعمل‌های پزشکان توجه کرد و لازم‌الاجرا است. اماکن «دارالشفاء» اسلامی اکنون خود نیاز به الکل‌پاشی دارند و مراجع مذهبی را وادار کرده است که در توجیه استفاده از الکل برای ضدعفونی کردن اعلام کنند که الکل خود نجس نیست بلکه خوردن آن ممنوع است!

۶  - هرچند در هفته‌های اخیر شیوع  ویروس کرونا و مرگ و میر ناشی از آن مردم را وحشت زده و نگران کرده و بسیاری از مسایل و خواست‌های آنان را تحت شعاع قرار داده است اما برخورد ناکارآمد سران رژیم با این اپیدمی و مسئولیتی که خود این جنایتکاران در گسترش ابعاد و عواقب آن دارند،  دلیل دیگری برای اعتراضات مردم خواهد بود.  چرا که علاوه بر ضایعه انسانی و مرگ دردناک هزاران نفر، این حکومت نه می‌خواهد و نه می‌تواند ضربات و عواقب اقتصادی ناشی از این بیماری که بسیاری را بر خاک سیاه نشانده است، را جبران کند. از طرفی خواست‌های بر حق جنبش‌های اجتماعی همچنان با قوت خود و چه بسا قویتر پا برجا هستند و با فروکش کردن اپیدمی، جامعه ایران شاهد خیزش‌های نوینی خواهد بود. جا دارد که گفته شود که در همین اوضاع بحرانی هم این جنبش‌ها خاموش نیستند و اعتراضات مختلفی بخصوص از جانب کارگران صورت گرفته و می گیرد.

۷-تورم در فروردین ماه مرز ۵۰ درصد را عبور کرد و در اردیبهشت ماه به ۱/ ۵۲ درصد رسید. در ابتدای سال قیمت دلار ۱۳ هزار تومان بود و در پایان سال به ۱۶هزار تومان رسید، یعنی یک رشد ۲۳درصدی .  تحریمهای امریکا در پایان سال با کاهش چشمگیر بهای نفت در بازارهای جهانی تکمیل شد.  شیوع ویروس کرونا ابتدا در چین و سپس در سرتاسر جهان به بستن مراکز تولید و تجمع مردم انجامید و در فاصله کوتاهی سطح تقاضا برای نفت را به شدت کاهش داد.  عربستان کوشید تا در توافق با دیگر تولیدکنندگان نفت و با کاهش سطح تولید، از سقوط قیمت نفت جلوگیری کند که با مخالفت روسیه، این تلاش‌ها بجائی نرسید. کاهش چشمگیر فروش نفت و پائین بودن قیمت آن، در حالی که در بودجه امسال قیمت پایه نفت  ۵۰ دلار تعیین شده است، عمق بحران مزمن اقتصادی کشور را بیشتر خواهد کرد. بر این می‌توان ورود ایران به لیست سیاهFATF را، که حاصل نفوذ مراکز قدرت به ویژه سپاه در اقتصاد کلان ایران و نیاز اینان به خارج کردن میلیاردها دلار از ثروتهای ملی چپاول شده از ایران است،  را نیز اضافه کرد. افت ۱۰ درصدی تولید ناخالص داخلی طی سال میلادی گذشته تنها یکی از شاخص‌های ابعاد وسیع این بحران می‌باشد. همزمان افزایش دائمی قیمت ارز دلار در ایران چیزی جز تشدید تورم لجام گسیخته و گرانی سرسام‌آور نیست.

 

ما همانطور که بارها اعلام کرده ایم بر این باوریم که اصلی ترین دشمن مردم ایران حکومت اسلامی می‌باشد. تنها با سرنگونی و عبور از لاشه متعفن این رژیم  است که می‌توان در راه دشوار برقراری یک جمهوری دمکراتیک و سکولار گام نهاد. ما همچنین بر این باوریم که این حرکت سترگ تاریخی بر عهده مردم ایران می‌باشد. هم از این رو اعتقاد داریم که  با بالندگی جنبش‌های اجتماعی و برقراری همبستگی و پیوند نزدیک بین آنها و خیزش مردم ایران که دیگر توهمی نسبت به حکومت جنایتکار اسلامی ندارند، در آینده ای نه چندان دور، بساط این رژیم برچیده خواهد شد و مردم ایران طعم شیرین آزادی را خواهند چشید.

در راه رسیدن به چنین روزی ما به عنوان بخش کوچکی  از اپوزیسیون حکومت اسلامی، به سهم خود  می‌کوشیم از مبارزات مردم در سرتاسر ایران حمایت کرده و درحد توان خود در گسترش آنها تلاش کنیم. در این راستا همکاری، اتحاد و ائتلاف گسترده  نیروهای جمهوری خواه ، دمکرات و لائیک در حمایت از مردم و دادن امید بیشتر برای فردایی بهتر را  ضرورتی عاجل و مبرم می‌دانیم.

سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران از ابتدای شکل‌گیرش، سیاست تشکیل یک ائتلاف دمکراتیک از مجموعه نیروهای چپ، دمکرات، جمهوری خواه و سکولار-لائیک را در دستور کار خود قرار داده بود.  در چند سال اخیر با شتاب‌گیری تحولات ایران و تشدید نارضایتی مردم از حکومت، زمینه برای شکل‌گیری چنین ائتلافی آماده‌‌تر شد و «همبستگی برای آزادی و برابری در ایران» با توافق ده سازمان و حزب شکل گرفت. ما بعنوان یکی از تشکیل دهندگان این تشکل ، امید آن داریم که در جهت هرچه گسترده شدن همبستگی، گام‌های  مهمتری با سازمان‌ها، احزاب و جریانات دیگر برداشته شوند.

ما به عنوان عضوی از خانواده چپ ایران  نیز با اعتقاد به این که کارگران و زحمتکشان و مبارزات آنان نقش تعیینکننده‌ای در سرنوشت آتی ایران دارند، یکی دیگر از وظایف اصلی خود را تلاش جهت همکاری و نزدیکی نیروهای چپ و پشتیبانی فعال و موثر از خواست‌های کارگران و زحمتکشان می‌دانیم.

در آغاز سال ۱۳۹۹ حکومت ایران بیش از هر زمان دیگری چه در ایران و چه در سطح جهان منفور و منزوی است. حکومت  در سال‌جدید، با کسری بودجه، رشد متغیرهای پولی، کاهش درآمدهای نفتی، تداوم تحریم‌ها و رکود ناشی از شیوع کرونا  مواجه است و  عملکرد اقتصاد در سال ۱۳۹۹ و عبور از بحران‌های اقتصادی در سال‌ جدید، جدای از نقش متغیرهای خارجی، بستگی به رفتار دولت خواهد داشت. این روشن است که امسال نیز چون سال‌های قبل دولت برای جبران کسری بودجه خود، با توجه به کاهش صادرات نفت و کاهش بهای آن، دست به دامن بانک مرکزی شود و اسکناس  بدون هرگونه پشتوانه چاپ کند و بدین طریق همچون سال‌های گذشته بر رشد تورم بیافزاید. مردم به تجربه دریافته‌اند که حکومت مذهبی قادر به پاسخگوئی به مطالبات آنان نیست. بی‌اعتمادی مردم به حکومت در حدی است که برخی از چهره‌های خود حکومت هم بدان اعتراف دارند. اما ساخت و بافت این نظام  به گونه‌ای است که راهی جز ادامه آنچه در این چهل سال طی کرده است را ندارد. مردم هم این را دریافته‌اند، اما آنچه فعلا باعث تداوم این حکومت می‌شود فقدان یک چشم‌انداز روشن برای آینده پس از این حکومت است. از این رو است که برآمد یک آلترناتیو جمهوری‌خواه دمکراتیک-لائیک اهمیتی دو چندان می‌یابد.

با آرزوی خاتمه سریع  شیوع بیماری کرونا در ایران و جهان،  به امید این که در این سال نو مبارزات مردم برای رسیدن به دمکراسی، آزادی و برابری و عدالت بیش از پیش شود و گام‌های بلندی برای رهائی از اختاپوس حکومت اسلامی برداشته شود و با امید به این که در این سال ائتلافی بزرگ از جمهوری‌خواهان دمکرات و لائیک شکل گیرد،

 سالی سرشار از سلامتی و تندرستی و موفقیت در مبارزات مردم را آرزو می‌کنیم.

کمیته مرکزی سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران

اول فروردین۱۳۹۹

 

و نان و شوربایی به تساوی ـ به یاد و احترام فریبرز رییس‌دانا

یگانه خویی

فریبرز رییس‌دانا صبح امروز، ۲۶ اسفندماه ۹۸، درگذشت.[i]خواندن خبر به همین یک‌لحظه‌ی خواندن‌اش ختم نمی‌شود. خبر تمام می‌شود و تپش قلب تمام نمی‌شود. اگر صدایش را در همان تک‌فایل صوتی‌ که دست‌به‌دست می‌شود، بشنوید، اگر بشنوید که ۸ سال پیش با چه شوری از بدیلی که در خیابان‌ها شکل می‌گیرد و از سوسیالیسم حرف می‌زده، آن هم در میانه‌ی این تعلیق و تنهایی ایام، آن هم وقتی می‌دانیم که نه از پیری که از ویروس کرونا مرده‌ است، اندوه و اشک‌ دیگر امان نمی‌دهند.

محضر رییس‌دانا را هرگز درک نکرده‌ام. از او متن‌هایی خوانده‌ام، وصف‌اش و صدایش را شنیده‌ام و می‌دانم که نزدیک‌ترها «رییس» می‌نامندش. «رییس» اما نبوده، مدام از حقوق کارگران و زحمتکشان دفاع کرده و امروز، چهار روز مانده به بهاری محبوس، مرده است. از بیماری‌ای مرده که تصمیم دولت ما در مقابله با آن، در قیاس با دیگر دولت‌ها «بیشتر به‌نفع کسانی بوده که اتفاقاً از امتیازات و امکانات بیشتری برای مقابله با [آن] برخوردار هستند»[ii].همین یک ماه پیش از زیر فقر بودن ۷۰درصد از کارگران گفته بود و از «تشکل مستقل» که نیاز اصلی کارگران است[iii]، آن هم در روزهایی که فیلم سمپاشی کارگران هفت‌تپه برای ضدعفونی‌ کردن‌شان چنان نمای غیرانسانی محیرالعقولی از قرون وسطا از برابر چشمان بسیاری از ما گذشته است[iv]؛ آن هم در حالی که با وجود اسارت در ساختارها، تجربیات و مناظر پیشامدرن، قرنطینه‌ را سیاستمدار جمهوری اسلامی متعلق به پیش از جنگ‌جهانی اول دانسته است.[v]

این چند خط را در احترام به فریبرز رییس‌دانا می‌نویسم. در احترام به شور صدایش که آن‌قدر بود که کسی را دور از ایران در صبحگاهی سخت در قرنطینه‌ی خانگی به نوشتن وادارد؛ در پاسخ به شور صدایش که تا به این‌جا رسیده است. به فایل صوتی گوش می‌دهم، به گفتن‌اش از «بدیلی که خود مردم می‌سازند»، به اندیشه‌اش به پراکسیس که مارکس در تز هشتم فوئرباخ «ماهیت زندگی اجتماعی» برمی‌شمارد[vi]، و به تاکیدش بر عمل و بر «آموختن بدیل از مردم» و نه دیکته‌ی خودکامه‌ی بدیل از بالا. به درک درستی که از ساخته‌شدن بدیل از خلال «نه‌گفتن» و یافتن بدیل از قِبلِ «به‌کفایت نه‌گفتن» داشته است. در نقد جامعه‌ی سرمایه‌داری می‌گوید. از نقد وضع موجود و نیاز به هم‌اندیشی؛ از ارزش خرد جمعی می‌گوید، به‌ویژه خردی که «با شور و آرمان‌های مربوط به ساختن دنیای دیگر» همراه شود و از سوسیالیسم می‌گوید، به بلندترین صدا.

اکسل هونت در شرح برنامه‌اش برای کتاب «ایده‌ی سوسیالیسم» در مقدمه چنین می‌نویسد:

[…]می‌کوشم نشان دهم که در سوسیالیسم هنوز شراره‌ای تماماً زنده نهان است؛ تنها اگر ایده‌ی راهبردی سوسیالیسم از بدنه‌ی فکری‌اش که ریشه در دوران اولیه‌ی صنعتی‌شدن دارد، با قاطعیت کافی بیرون کشیده شده، در چارچوب تازه‌ای از نظریه‌ی اجتماعی کاشته شود[vii].

هونت همچنین از ایده‌ی نخست سوسیالیسم می‌نویسد که در این تصور ریشه دارد که باید در آینده امکان تاسیس جوامعی مبتنی بر الگوی اجتماعات همبسته‌ فراهم شود. در این تصور، هر سه مطالبه‌ی انقلاب فرانسه که در قسمی کشمکش با یکدیگر قرار دارند، با «شبیخونی جسورانه» در یک اصل وحدت می‌یابند: «اصلی که در آن آزادی فردی به‌مثابه‌ی کامل‌کردن خود در دیگری چنان تعبیر شده که به‌کل بر مقتضیات برابری و برادری منطبق می‌شود. آغازگاه جنبش سوسیالیستی این فکر کل‌نگر است که دیگر نه یک فرد، بلکه اجتماعی همبسته را به‌مثابه‌ی حاملِ آزادی‌‌ای که بناست محقق شود، بفهمیم»[viii].

متن دیروز خود را مرضیه امیری در دعوت به «بدیلی مردمی برای کرونا» نوشته است. به نقل از یاسر باقری از ویروس کرونا «به‌عنوان موقعیتی که می‌تواند به‌دلیل مشکل مشترک، افراد را با یکدیگر همدل کند» یاد کرده، در امیدواری به «نوع دیگری از سیاست‌گذاری اجتماعی از پایین و میان مردم». به‌ویژه آن‌که بنا بر گزارش، «در سه هفته اخیر و بعد از اعلام شیوع ویروس کرونا در ایران، هیچ ابلاغیه‌ای برای حفاظت از نیروی کار و طبقه‌ی فرودست در برابر کرونا صادر نشده» است[ix]. در آلمان، در شهرهای مختلف از جمله فرانکفورت، برلین، ماینتس، دارمشتات و اوسنابروک، گروه‌هایی شکل گرفته تحت عنوان «همبسته به‌رغم کرونا»[x]. گروه‌هایی تلگرامی که در مناطق مختلف شهری شاخه‌شاخه می‌شوند و بناست در خرید موادغذایی و دارو یا با توزیع غذا به ناتوان‌ها، سالمندان و آن‌ها که سیستم ایمنی بدن‌شان ضعیف است، کمک کنند. در این گروه‌ها برای اهدای خون و اعلام نیازمندی‌ها و خدماتی از قبیل کمکِ درسی به بچه‌مدرسه‌ای‌ها در این روزهای تعطیلی مدارس، هماهنگی و برنامه‌ریزی می‌شود. کارهایی که در مناطق مختلف شهری در ایران نیز با گروه‌سازی‌هایی روی شبکه‌های اجتماعی قابل سازمان‌دهی است و میراث‌اش یحتمل به کار روزهای پساکرونا نیز خواهد آمد.

بدیل چیزی است که خود مردم می‌سازند. و اگر در میراث رییس‌دانا نقد وضعیت و نقد جامعه‌ی سرمایه‌داری را جدی بگیریم و اگر برای رسیدن به برابری و آزادی اجتماعی، بدیلی سوسیالیستی در چشم‌انداز داشته باشیم، به شکل‌گیری اجتماعات همبسته نیاز داریم و به ترمیم سرمایه‌ی اجتماعی ـ چنان که مرضیه امیری نیز در متن خود ذکر می‌کند و در این مسیر هیچ زمانی، حتا بحرانی‌ترین زمان‌ها مثل این ایام را نباید دست کم گرفت. بریتون‌ـ‌پردی در عنوان مقاله‌‌اش در ژاکوبن از همبستگی در مقام تنها درمان ویروس کرونا یاد می‌کند.[xi] پندمی کنونی بیش از هر زمان، وابستگی متقابل واقعیت مادی حیات ما و نظام‌های سیاسی و اخلاقی را آشکار کرده است و بله «آسیب به هر یک‌ تن آسیبی به همه است»، همان‌طور که ما امروز صدایی شورمند و توانا را در پشتیبانی از کارگران و فرودستان از دست داده‌ایم. همان‌طور که هرروزه بدن‌های ضعیف بسیاری را که از کمبود‌های غذایی، بهداشتی و حمایت اجتماعی و اقتصادی ناکافی رنج می‌برند، از دست می‌دهیم.

منبع  : رادیو زمانه

یادداشت‌ها:

[i] فریبرز رئیس‌دانا، از اعضای کانون نویسندگان ایران درگذشت

[ii] برندگان سیاست‌های اجتماعی دولت در بحران کرونا

[iii] «نیاز اصلی کارگران تشکل مستقل است»

[iv] برندگان سیاست‌های اجتماعی دولت در بحران کرونا

[v]  معاون وزارت بهداشت: با قرنطینه قم مخالفیم، قرنطینه برای قبل از جنگ جهانی اول بود

[vi] Thesen über Feuerbach

[vii]  Honneth, Axel. Die Idee des Sozialismus. Berlin: Suhrkamp 2015, S.12.

[viii] Ibid, S. 48.

[ix] یک بدیل مردمی در برابر کرونا

[x] „Solidarisch trotz Corona“

[xi] The Only Treatment for Coronavirus Is Solidarity

فریبرز رئیس دانا، مبارز خستگی ناپذیر راه آزادی و عدالت و سوسیالیسم درگذشت

با تاسف عمیق  مطلع شدیم که دکتر فریبرز رئیس‌دانا، استاد دانشگاه، اقتصاددان، عضو کانون نویسندگان ایران و یکی از شناخته شده ترین فعالین سوسیالیست و مدافعین حقوق کارگران بدنبال ابتلا به بیماری کرونا و پس از شش روز بستری شدن در بیمارستان،  صبح امروز، دوشنبه ۲۶ اسفندماه، در بیمارستان پارس تهران درگذشت.

فریبرز رئیس دانا، که یکی از اقتصاددانان و پژوهشگران پرکار ایران بود، علاوه بر مقالات متعدد پیرامون مسائل گوناگون اجتماعی، بیش از ۱۵ جلد کتاب درباره مسائل اقتصادی و سیاسی نوشته است. وی همچنین یکی از فعالین چپ و مدافع خستگی ناپذیر حقوق کارگران و زحمتکشان بود و بارها در حکومت اسلامی بدلیل دفاع از حقوق محرومان و نقد سیاستهای حکومت، مورد آزار و اذیت قرار گرفت و به زندان افتاد.

سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران با تاسف بسیار،  درگذشت فریبرز رئیس دانا را به خانواده‌ی محترم ایشان، به اعضای کانون نویسندگان، جامعه‌ی کارگری و زحمتکشان ایران، فعالان سیاسی و همه‌ی آزادی‌خواهان ایران تسلیت  میگوید . 

نام و یادش گرامی باد!

کمیته مرکزی سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران

دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۸- ۱۶ مارس ۲۰۲۰