کشتار ۶۷ و دلیل خاموشی اصلاح طلبان / نظام حسنی

دو سال پیش (۱٣۹۵) انتشار فایل صوتی آیت الله منتظری و اینک پخش یک فایل صوتی دیگر از میرحسین موسوی؛ واقعه نابخشودنی و فراموش ناشدنی اعدام های دهه ی شصت را به سطوح کم مانندی وارد کرد. ادامه خواندن Continue reading

مجلس موسسان یا شورا؟ / هدایت سلطانزاده

نکات کلی:

- قوانین اساسی، غالباً در لحظه‌های بحران و دگرگونی‌های بزرگ اجتماعی نوشته می‌شوند و برآیند یک سلسله مبارزات سیاسی و اجتماعی هستند و نقش یک کد مشروعیت و خصلت تقریبا دائمی‌دادن به قدرت تازه را ایفاء می‌کنند. ادامه خواندن Continue reading

به بهانه یکمین سالگرد همه پرسی استقلال کردستان عراق / سیروان هدایت وزیری

همه پرسی در اقلیم کردستان برای استقلال کردستان عراق در ۳ مهر ۱۳۹۶ ( ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۷) برگزار گردید . درست یک سال از این همه پرسی می گذرد .  ادامه خواندن Continue reading

قدرت دوگانه در دوران انقلاب / سیروان هدایت وزیری

مسئله اساسی هر انقلاب موضوع قدرت حاکمه در کشور است . بدون توضیع این مسئله نمیتوان ازشرکت اگاهانه در انقلاب ، انچه مربوط به رهبری انقلاب  باشد ،  صحبت به میان اورد . “

خود ویژه بودن جامعه ایران ، از این جنیبه تا کنون شکل کشورداری بر کاربرد مکانیزم و  ساختمانبندی حزبی نبوده  و قاعدتا تجارب جدی در این مورد نیست ، شک و شبهه هایی را بوجود می اورد که ، بعد از سرنگونی رزیم جمهوری اسلامی ، قدرت سیاسی به دست  تعداد اقلیتی از نخبگان سیاسی _ حزبی خواهد افتاد و این نخبگان در تشکیل مجلس موسسان پیش قدم خواهند شد و دولت را  تشکیل خواهند داد  و اما توده های مردم صرفا  به وسیله ایی برای تشکیل این قدرت مبدل خواهند گردید . برای رفع حاجت مسئله ،  لازم هست ابتدا ترسیمی از پرنسیپ ها از یک طرف ،  و از طرف دیگر پیش بینی های ممکن در حین سرنگونی رژیم و بعداز آن ارائه گرددد  . تا انجایی که به نظرگاه یک سوسیالست  واقعیت گرا بر می گردد ، قدرت  سیاسی بلاواسطه توده های زحمتکش و ستمدیده در انقلاب و تحولات آینده ایران  ،  مطلوب ترین شکل آن هست و این مسئله نیز بر ابتکار بلاواسطه توده های مردم از پایین متکی و بستگی خواهد داشت . در اینجا وظیفه سوسیالیست هاست به زمینه سازی و فراهم شدن این قدرت بلاواسطه توده ایی کمک نمایند تا حد المکان یک قدرت دوگانه سیاسی در جامعه بوجود آید . قدرت دوگانه ایی که در اینجا اسم برده می شود جه خصلت سیاسی را بخود می گیرد و اساسا قدرت دوگانه در اینجا به چه معنی است . در اینجا قدرت دوگانه عبارت از این است که در کنار حکومت موقت ، که از طرف مجلس موسسان تشکیل می شود ، قدرت دیگری بوجود می آید که قدرت بلاواسطه کارگران و زحمتکشان میباشد . کارگران و زحمتکشان ،  بلاواسطه با تشکیل کنگره سراسری خود قانون هایی را به تصویب خواهند رساند که که شاید مورد توجه قانونگذاری مجلس موقت موسسان از نظر حقوقی  نباشد از جمله قانون کنترل کارگران و زحمتکشان  برتولید و وسایل تولید و فروش آن و تعیین دستمزد واقعی . اگرچه مجلس موسسان از جانب احزاب سیاسی تشکیل می شود و نمایندگان  این احزاب مستقیما از جانب مردم با رائی داوطلبانه و آزادانه انتخاب خواهند شد ، ولی با توجه به خصلت ذاتی دوره انقلاب  ، قانونگزاری این مجلس در حول حوش یک جامعه بورژوایی معمولی فراتر نمی رود و اساسا شکل طبقاتی بخود نمی گیرد .  در اساس می توان انتخابات همگانی و ازاد برای تشکیل موسسان را بیشتر در قالب یک واقعه فراطبقاتی تعبیر کرد که قدرت بلاواسطه و مستقیم  کارگران  و زحمتکشان در ان متبلور نیست .

البته با توجه به ناموزونی و عدم رشد اقتصادی و سیاسی جامعه ایران ، قدرت سیاسی مطلق و خالص کارگران و زحمتکشان در قالب شورا در خصوص ساختمان سازی یک سیستم سوسیال دولتی هنوز نضج نیافته است و  کارگران و زحتمکشان از نظر اگاهی سیاسی و اجتماعی دارای این امکانات نیستند ،  تمامی سازمان های دولتی را از آن خود سازند و اما از طرفی دیگر آنان یه صرف یک نیروی ” پیکارجو”  برای صرف افزایش دستمزد های خود در دوران انقلابی نخواهند بود ،  بلکه آنان  جزیی از سازمان های دولتی محسوب می گردند که در حق تعیین سرنوشت جامعه سهیم مند . در حقیقت قدرت دوگانه ایی که در اینجا مطرح هست  برخلاف انقلابات گذشته ، از جمله انقلابات در ۱۹۱۷ روسیه ، قدرت دوگانه فقط نموداری از یک لحظه انتقالی در جریان دوران انقلابی نیست ، از این جنبه کارگران و زحمتکشان به قدرت  سیاسی  منتخب عموم توجه نکنند و تحت شورای متخب خود ،  مجلس موسسان را تخطئه کنند ، بلکه قصد در اینجا تکمیل منابع قانونگذاری از جانب شورای کارگران  و زحمتکشان و مجلس موسسان در تشکیل حکومت بطور مداوم  است .

برخلاف تصوراتی که تا کنون در مورد دوران انتقالی قدرت سیاسی وجود داشته ، از این جنبه جامعه صرقا  به  توسط حکومت های مدافع یک طبقه معیین اداره می شود و در ناشی از آن به اثبات گردد که دولت ها ناگذیر طبقاتی هسستند و دولت به اصطلاح  دیکتاتوری این یا آن طبقه بر جامعه حاکم می گرداند ، در اینجا وجود قدرت دوگانه سیاسی قاعدتا بر این تئوری خط بطلان می کشد . در حقیقت قدرت دوگانه سیاسی نموداری از حاکمبت تمامی احاد جامعه از پایین تا بالا ها هست . مجلس  قانوگذاری شورای کارگران و زحمتکشان همانند ” مجلس ثنا ” ی معروف می ماند که قانون اتخاذ مجلس موسسان را  به تصویب قطعی می رساند .

شاید در اینجا سئوال مطرح شوذد که تکلیف احزاب سیاسی در مجلس موسسان چگونه است که هر یک آنان از منافع این یا آن طبقه و قشر معیین  دفاع می کنند و هریک متعلق به یک طبفه خاص هستند  . قبل از همه اینها باید گفت که هیچ حزبی نمی تواند به اندازه خود طبقه ، که  مدافع حقوقی و اقتصادی خویش هست  و قدرت بلاواسطه  خود  تضمین نماید ، ادای متعلق بودن  را در آورد . شاید احزاب بورژوایی در اتخاذ سیاست ها نزدیکی ملموس تری با قدرت بلاواسطه طبقات سرمایه داران داشته باشند ، ولی احزاب مدافع کارگران و زحمتکشان از اینکه در زیر سقف تولید و کارخانه ها نیستند ، و از طریق رائ همگانی و آزاد به مجلس راه یافته اند ، در اتخاذ تصمیمات و قانونگذاری ناچارند ، منافع عموم و فرا طبقات را نیز در نطر داشته باشند و این مسئله خود بخود به همانند قدرت بلاواسطه کارگران و زحمتکشان تهیدست نحواهد بود ، اما کارکردشان در اتخاذ تصمیمات در مجلس می تواند این تعلقات طبقاتی را نمایان تر سازد .     ادامه دارد  .   

گره‌گاه‌های اپوزیسیون، گسست‌های رهایی / شیدان وثیق

امروزه، مبارزه با رژیم‌های سلطه‌‌گر، در جهانِ بغرنج و پر تضاد کنونی، اپوزیسیونِ‌ ضد سیستمی را در برابر پرسش‌هایی اگزیستانسیِل قرار داده ‌است. این بحرانِ وجودی و هویتی به ویژه نزد آن احزاب و گروه‌هایی نمودار می‌شود که در تکاپوی ایجاد آلترناتیوی برای کسب حاکمیت۱ و اِعمال قدرت‌‌‌اند.
روی سخن ما در این جا با آن اپوزیسیونی است که خواهان تغییراتی بنیادین، اجتماعی و سیاسی، دموکراتیک و رهایی‌خواه، در کشور خود و در جهان است. یه طور مشخص در ایران، این اپوزیسیون در وجه دموکراتیک‌ خود شامل طرفداران جمهوری، دموکراسی و جدایی دولت و دین و مخالفان نظام‌های تئوکراتیک و پادشاهی می‌شود و در وجه “چپ”، هواداران “سوسیالیسم” و رهایی را در‌ بر می‌گیرد. “چپ” و “سوسیالیسم” را در گیومه گذاشته‌ایم چون با آزمون منفی‌ و گاه فاجعه‌باری که در درازای سده‌ی گذشته تا کنون این دو پدیدار از خود نشان داده‌اند، امروزه دیگر نمی‌توان تعریفی مشخص از «چپ» در تمایزش با «راست» و از «سوسیالیسم» در تفاوتش با سرمایه‌داری دولتی و اقتدارگرا به دست داد. از این رو ما در بحث‌‌های خود بیشتر از مقوله «رهایی» یا «رهایش»۲ سخن می‌رانیم و تا آن جا که مقدور باشد از کاربُرد واژه‌های «چپ» و «سوسیالیسم»، که بیش از پیش اکنون ناروشن و ناشناخته شده‌اند، خودداری می‌کنیم. ادامه خواندن Continue reading

قرائت گرامشی /والنتینو جراتانا/ مترجم: مهران زنگنه

«کتابی کلاسیک است که هرگز از گفتن آنچه برای گفتن دارد، دست بر نمی‏دارد.» (ایتالو کالوینو)

امروز به چه معنا خصیصه‌‏‏ی کلاسیک آثار گرامشی برجسته می‏شود؟ اگر یک «نویسنده‏‌ی کلاسیک» نویسنده‌ای است که مفسر زمانه‌‏ی خویش است، اما برای ازمنه‏‌ی دیگر – برای نسل‏‌های جدید با تجارب دیگر و متفاوت نسبت به تجارب او- باشا می‌‏ماند و اگر یک «فرد کلاسیک» نویسنده‏‌ای است که به زحمتش می‏‌ارزد در پرتو نیازها و مسائل نو دوباره خوانده و تفسیر بشود، آیا می‌‏توان گفت که امروزه گرامشی سزاوار عنوان نویسنده‌‏ی کلاسیک است؟ چنانکه همه می‏دانند در این مورد شک وجود دارد. گفته می‏شود، برای اینکه گرامشی دچار بدفهمی نشود، لازم است، به او تاریخ خود او را نسبت داد، چرا که دخالت دادن یک نویسنده در گفتگویی در خارج از زمانه‌اش می‌‏تواند موجب گمراهی بشود. در تقابل با این ایراد مهم که مطمئنا اعتبار آنرا در سطح تفسیر تاریخ نمی‌‏توان انکار کرد، می‏توان اظهار داشت که گرامشی، گرامشی‏ای که معمولا به حساب می‏‌آید، گرامشی دفاتر زندان، یک نویسنده‏‌ی پسامرگ‏زاده[۳] است، زیرا دورانی که در آن این آثار نوشته شده‌‏اند – دوران پیروزی فاشیسم- به پایان رسید و کارهایش در دوران دیگری سوای دوران خودش به حوزه‏ی فرهنگ بین‏‌المللی و ایتالیایی وارد شده‏ و می‌‏توانسته‌‏اند منتشر شوند. و اگر از این اوضاع و احوال مسائل و دشواری‏های ثمربخشی نتیجه شده‌اند، اینان از آن دست مسائل و دشواری‌‏هایی هستند، که درست در وابستگی با موضوع کلاسیک‏‌بودگی[۴] گرامشی می‏‌توانند بهتر فهمیده شوند. ادامه خواندن Continue reading