کمونیسم در راه است؛ ژاندرو : استاد حقوق و عضو دادگاه بین المللی لاهه / در گفتگو با اومانیته

مونیک شیمییله-ژاندرو استاد برجسته حقوق و علوم سیاسی ، عضو دادگاه بین المللی لاهه، پس از انتشار «پس رفت دمکراسی و طغیان خشونت»، کتاب « برای شورای جهانی مقاومت» را نوشت و پروژه ای برای ایجاد جامعه پسا سرمایه داری پیشنهاد کرد: پیمانی برای صلح ، طبیعت و حقوق اجتماعی جهانی. مصاحبه او را با روزنامه اومانیته ، ارگان حزب کمونیست فرانسه می خوانید.

اومانیته : همه گیری چه چیزی را آشکار کرد؟

مونیک شمییله-ژاندرو: تحولات دهه های اخیر جامعه جهانی را به مرحله ای خطرناک رسانده و همه گیری بی پرده وبه وضوح آن را به ما خاطر نشان می کند: در واقع ، پس از بحران سلامت همه گیری کوید ، همراه با بحران اقتصادی در حال ظهور و فاجعه زیست محیطی پیش رو، یک بحران تمدن در حال ظهور است. همه گیری کنونی فقط برای دولت هائی که گوش شنوای برای هشدارها نداشتند، غیرقابل پیش بینی بود. زیرا برای محققین که کمتر صدایشان بگوش میرسید و در زمینه حفاظت از طبیعت و تغییر روند استفاده از زمین کار میکردند و نگران تخریب تنظیم درونی اکوسیستم ها هستند غیرقابل پیش بینی نبود. بنابراین، مسئله نه تنها مهار همه گیری، بلکه جلوگیری از روندی است که موجب ظهور آن شد. به هرحال همه گیری به شکلی متناقض نشان داده است که ما جامعه ای جهانی هستیم، همانگونه که جنبش مبارزه با نژادپرستی و خشونت پلیس نماد آنست. اما ، در حالی که مشکلات در سطح جهانی مطرح می شود و نیاز به راه حل هایی در این سطح دارند، فضای سیاسی در سطح ملی عمل می کند.

ما باید به فکر سازمان دهی جهانی با پذیرفتن این ایده باشیم که هر یک از ما به گروه های سیاسی متعدد و در عین حال بهم پیوسته تعلق داریم. در حال حاضر کمتر کسی به طرح مسئله در سطح جهانی و به سختی در سطح قاره ای اهمیت می دهد. ما باید از فرصت این بحران استفاده کرده و این بحث را آغاز کنیم.

«گسترش تکنولوژی دیحیتال در پی قرنطینه کوید منجر به گسترش شرکتهای چند ملیتی در این زمینه و تسلط آنها بر زندگی، که قبل از سال ٢٠٢٠ نیز قابل مشاهده بود، خواهد شد.»

اومانیته : شما هشدار می دهید که «هر گونه رونق مجدد اقتصادی ای بر اساس ساختارکنونی منجر به بحران های شدیدتر دیگری خواهد شد». منظورتان چیست؟

مونیک شیمییله-ژاندرو : همه جوامع، از یک سو، از اثرات سرمایه داری لجام گسیخته ای که بر سیستم جهانی حاکم است رنج می برند واز سوی دیگراز این واقعیت که دموکراسی های بر پایه انتخاب نمایندگان تحلیل رفته اند و دیگر خواسته های آزادی و برابری شهروندان را برآورده نمی کنند آسیب دیده اند. سرمایه داری مدام نابرابری ها را افزایش و تعمیق می بخشد و طبیعت را نابود می کند. اگر ما بر روی مدل اقتصادی تولیدی آلاینده و ناپایدار، بر روی همان تقسیم کار بین المللی، همان فرهنگ مصرف، همان ریاضت اقتصادی در مورد بودجه های عمومی باقی بمانیم، نابرابری ها همراه با آسیب دیدن طبیعت در ماه های آینده بدتر خواهد شد. سرمایه داری ، برای حفظ سطح رانتی که مختصه آن است ، فعالیت های تازه ای را پایه ریزی می کند. امروز به دیجیتال می پردازد. گسترش حوزه دیجیتال به دنبال محدودیت های قرنطینه ای ( کار از راه دور، آموزش از راه دور، و کنترل مردم) منجر به ظهور شرکت های چند ملیتی شده و تسلط آ نها در این زمینه بر زندگی افزایش می یابد، تسلطی که قبل از سال ٢٠٢٠ نیز احساس می شد. زمان برای باز یافتن کنترل وجود دارد، این بحران تکان دهنده بی سابقه فرصتی است که جهان باید از آن استفاده کند تا سرانجام از تخریب جهان که عمدتا آغاز شده است جلوگیری نموده و لزوما یک جامعه کاملاً متفاوت را بیافریند.

اومانیته : شما به تجدید نظر در مورد جهان در مقیاس انسانی با بینشی فراتر از هویت ها و حاکمیت های ملی اصرار می ورزید. چرا ؟

مونیک شیمییله-ژاندرو: بله ، زیرا خطر دیگری که در حال حاضر در جوامع ما جوانه زده است ، تشدید خود خواهی ملی با تقویت حمایت از تولیدات داخلی همراه با ملی گرائی است. امروز به طور کلی پاسخ به چالش های پیش روی بشریت نمی تواند جمع سیاست های ملی باشد ، بویژه اگر این تلاش ها در محدوده بسته انجام پذیرد. چالشها در مقیاس بشری است. تنها در این مقیاس امکان پاسخ به آنها وجود دارد. این امر برای چالش های زیست محیطی ، به ویژه در مورد تغییر آب و هوا و از بین رفتن تنوع زیستی ، واضح است. زمین بین همه ملت ها مشترک است. این همان چیزی است که در قرن بیستم پدیدار شد و هرگز به این وضوح جلوه نکرده بود. به همین شکل دموکراسی را نمی توان به طور کامل در محدوده یک سرزمین تحقق بخشید. ما نمی توانیم به داشتن دموکراسی درحوزه داخلی مباهات کنیم و سیاستی واقعا وحشیانه علیه مهاجران با بی توجهی به غرق شدن آنها دردریا ها یا قرار دادن آنها در شرایط نامناسب در اردوگاه داشته باشیم.

اومانیته : این مضمون چگونه ظاهر و آشکار می شود؟

مونیک شیمییله-ژاندرو: ما باید نشانه و علائم هویت ملی را از بین ببریم، که برای پوشاندن نشانه تعیین کننده دیگر یعنی نژاد به کار می رود و گاهی اوقات با مذهب همراه است. این نشانگرها توجیهی برای تبعیض هایی است که با استاندارد مشترکی مغایرت دارد که طبق آن همه انسان ها در برابر قانون برابر هستند. حاکمیت مفهومی است که دیگر برای جوامع جنبه مثبت ندارد. ما در دوران مبارزات آزادی خواهی ملی به این باور رسیده بودیم که مردم جهان سوم با به دست آوردن حاکمیت، در عین حال به آزادی وتوسعه دست خواهند یافت. ما اشتباه می کردیم. حاکمیت حاکمان را از مجازات مصون می دارد ولی آزادی و خوشبختی مردم را تضمین نمی کند. زمان آن فرا رسیده است که به یک سازمان جهان وطنی فکر کنیم. این به مفهوم یک تشکیلات جهانی که دولتها را از بین برده و به عنوان یک دولت جهانی جانشین آنها می شود نیست. تنوع جوامع ارزشی است که باید آن را حفظ کنیم. اما این جوامع چندگانه می توانند در یک سازمان مشترک که بخشی از جهانی بودن ما را بیان می کند ، متحد شوند. با پیش فرض پایان دادن به حاکمیت و سلطه، اصلی که مانع هرگونه پیشرفت در حقوق بین الملل و تشکیل یک سازمان مشترک بین انسانهاست. همین تناقض بین تضمین حاکمیت و توسعه حقوق بین الملل است که باعث شکست سازمان ملل شده است.

اومانیته : شکست سیستم سازمان ملل متحد عمدتا چگونه بوقوع پیوست ؟

مونیک شیمییله-ژاندرو:سازمان ملل متعهد به تضمین صلح و هدایت مردم به سمت توسعه بود ، اما امروز مسئولیت سنگینی در باره وضعیت هرج و مرجی دارد که بر مناطقی از جهان مسلط است. این سیستم برپایه این فرض بنا شده بود که پنج عضو دائمی شورای امنیت (به این دلیل که در جنگ جهانی دوم پیروز شده اند) می توانند صلح جهانی را تأمین کنند. اما آنها در جنگ سرد و « موازنه بر اساس وحشت» غرق شدند. این امر منجر به مسدود شدن سازوکار امنیت جمعی، همانگونه که پیش بینی شده بود گردید. با فروپاشی دیوار برلین در ١٩٨٩-١٩٩٠ ، لحظه ای بوجود آمد که این سازوکار می توانست دوباره فعال شود. اما این انتخابی نبود که انجام گرفت. لابی های نظامی – صنعتی به جای حرکت به سمت صلح و خلع سلاح ، در حفظ قلمرو خود فعال شدند و تروریسم اسلامی درلحظه مناسب برای توجیه گسترش تسلیحات نظامی به میدان آمد. و پنج کشور عضو دائمی شورا ی امنیت سازمان ملل ، و مانع هرگونه اصلاح، بزرگترین فروشندگان اسلحه بودند. این سلاح ها بخش قابل توجهی از بودجه عمومی را به خود اختصاص می دهند (٣٧ میلیارد یورو در فرانسه برای نوسازی سلاحهای اتمی). برخلاف آنچه برای افکار عمومی تبلیغ می شود، این سلاح ها امنیت جهان را تضمین نمی کنند وبشدت آنرا در معرض خطر قرار دادند. در حالیکه ماده ٢۶ منشور سازمان ملل تنظیم تسلیحات را به گونه ای پیش بینی کرده است که حداقلی از منابع جهان در مورد آن استفاده شود. ولی این ماده هرگز مورد استفاده قرار نگرفتنه است. بگذارید اضافه کنیم که هرگز اصلاح اساسی در سازمان ملل ایجاد نخواهد شد ، زیرا هرگونه اصلاح طبق منشور به توافق پنج عضو دائمی شورای امنیت نیاز دارد. به این دلیل ما باید برای ایجاد نهادی جدید تلاش کنیم که توسط همه مردم و نه تنها توسط کشورها به عنوان جایگاه جامعه جهانی شناخته شود، هدف این است که همه فعالین را در جهت دستیابی به منافع عمومی جهانی درگیر کنیم.

اومانیته : پروژه شما «برای جهانی نوین، متحد و منصفانه» همفکری همگان را طلب می کند. خطوط اصلی آن کدامند ؟

مونیک شیمییله-ژاندرو:بگذارید صریح بگویم ، اینها راههائی است که می خواهم در مورد آنها بحث و گفتگو شود من این متن را با کمی عجله نوشتم ، اگر چه نتیجه یک تأمل طولانی است که طی دهه ها ساخته و پرداخته شده است. من پیمان جهانی نوینی را پیشنهاد می کنم که اهداف آن صلح ، حفاظت از طبیعت و تضمین حقوق جهانی باشد من امیدوارم که افراد کافی از گوشه و کنار جهان به این مهم بپردازند تا ما یک شورای جهانی مقاومت تشکیل دهیم که نقش آن بحث در مورد این پیشنهادات باشد. این پروژه باید صلح را نه به عنوان پایان جنگ، بلکه به عنوان دستیابی به یک جامعه عادلانه در نظر گیرد که تجدید همکاری بین المللی ، مبتنی بر همبستگی جهانی بین همه انسان ها را در مرکز بحث های آینده قرار دهد. بنابراین لازم است که کمک متقابل جایگزین رقابت شده و فعالیتهایی که به سود عمومی است در حوزه رقابت قرار گیرد(حفاظت از سلامت ، دسترسی عمومی به داروها به آب ، حفاظت از محیط زیست ، تحقیقات علمی عمومی ، دسترسی همه به آموزش ، مسکن مناسب ، حمل و نقل ، فرهنگ ، اطلاعات قابل اعتماد). سازمان های مربوطه ، در سطح بین المللی( تشکیلات بین المللی کار) ودر سطح داخلی باید سلسله مراتب حرفه ها (و پاداش های مربوطه) را با توجه به سودمندی مشترک بررسی کنند. سازمان جدید (سازمان جهانی مردم) باید خلع سلاح را اجرا کند. با این کار منابع نوین برای هزینه های تبدیل ساختار به اقتصادی پایدار و غیر آلاینده فراهم می شود. البته تلاش خواهد شد تا نابرابری ها از طریق کاربرد اصول عدالت جهانی مالیاتی کاهش یابد. برای انجام این کار ، مبارزه با فساد و فرار مالیاتی ضروری است. که مخزن نقدینگی موجود است. ایجاد یک صندوق جهانی همبستگی بهداشتی ، اجتماعی ، زیست محیطی و مسالمت آمیز که که هزینه آن از طریق اقدامات مالیاتی و مالی بین المللی اعمال شده نسبت به شرکت های چند ملیتی و فعالیت های آلاینده تأمین می شود. باید لیست صنایعی که سلامت انسان و آینده بشریت و طبیعت را آلوده یا تهدید می کنند اعلام و فعالیتشان ممنوع شود. تمام حمل و نقل زمینی بین المللی اعم از مسافر و کالا به سمت حمل و نقل ریلی سوق داده شود. به طور خلاصه باید به سمت یک جامعه هوشیار از نظر محیط ریست و جامعه خلع سلاح شده حرکت کنیم. این به معنای تغییر بنیادی در اقتصاد است که هزینه زیادی خواهد داشت. به همین دلیل برای محافظت از همه کسانی که باید شغل خود را کنار گذاشته و به فعالیت های جدید بپردازند ، سیاست های آموزش مجدد و جمع آوری این هزینه ها را از طریق صندوق تعاونی پیشنهاد می کنم.

اومانیته : آیا پروژه شما اتوپیایی نیست؟

مونیک شیمییله-ژاندرو :مسلماً این پروژه اتوپیایی است زیرا پروژه ای است که ما را به سمت جامعه ای پسا سرمایه داری سوق می دهد. من از یک زیر ورو شدن ناگهانی صحبت نمی کنم. من معتقد به حفظ تنوع جوامع و مخالف برابری طلبی خفقان آور هستم. اما اگر ده اصلی که در این پیشنهادات آمده به کار گرفته شود، ما وارد تغییر طبیعت سرمایه داری می شویم. که سپس نام جدیدی خواهد گرفت . من این جمله فیلسوف ژان لوک نانسی، پس از فروپاشی دیوار برلین را به یاد می آورم « کمونیسم، بمثابه امری که همه چیز را در برگیرد، هنوزدر راه است ، اما به همین نام نخواهد بود»

Monique CHEMILLIER-GENDREAU  پرفسور دانشگاه دونی دیدرو در پاریس

مترجم: باقر جهانبانی

منبع: لوموند دیپلماتیک

باز هم در باره جنبش “تحریم ” / علی جلال

مردم شریف ایران! از هم اکنون آثار همبستگی بزرگ شما درسرای “جمهوری اسلامی ” پدیدار است . خامنه ای وقتی که می ترسد آرام حرف می زند، با موذی گری خاص خویش، می کوشد خود را “سید مظلوم و بی طرفی ، که کاری جز نصیحت و خیر خواهی ندارد” بنمایا ند، او آخرین سخنرانی خودرا چنین طراحی کرده بود

زنده باد مردمان ایران     پاینده ایران 

پیش بسوی سا ختن ایرانی آباد، آزاد، پیشرو

 

ایرانی که به جایگاه تاریخی خود در فرهنگ منطقه و جهان باز می گردد، فرهنگ نپذیرفتن سلطه و سلطه بیگانگ وایستادگی علیه سلطه جویی بیگانگان فرهنگی، فرهنگ مدارا، فرهنگ مروت، فرهنگ عشق، عشق مرد مان، عشق دختران و پسران، دلدادگان جوان ! که جوهر اصلی حیات جامعه انسانی است 

جریان اسلامی – سیاسی درمنطقه ما با روی کار آمدن خمینی سربرآورد (ازایران ) و افول آن نیز با خیزش تاریخی ۱۳۸۸ ایرانیان آغاز شد؛ جنبش کنونی مردم ما ادامه ۸۸ است حتما تومارجریان اسلامی_سیاسی را در ایران و تبعا در منطقه درهم خواهد پیچید. 

شرکت دراین انتخابات پیش از هرچیز، یا به معنی همراهی با رئیسی است یا به این معنی است که “جنایتکار بود رئیسی علیه بشریت “به گذشته مربوط است. این رژیم همین یکسال پیش بدستور مستقیم خامنه ای، که خودش شخصا پشت تلویزیون اعلام کرد، در عرض ۴۸ ساعت بین ۳۰۰ تا ۱۵۰۰ نفر(بطورمیانگین ۴۵۰نفر درروز) را با تیراندازی کور به جوانان مردم در خیابان ، بدست سپاه بسیج و وزارت کشور دولت روحانی (دولت آقای همتی)، کشت. شرکت در این انتخابات دستکم به این معنی است که حکومت حق داردمردم رابکشد، شرکت در انتخابات یعنی مجوز دادن به رژیم که هروقت مردم به خیابان آمدند یا …؛ جوانان آنها را انبوه انبوه بکشد. هرکس دراین انتخابات شرکت می کند دستکم از این پس مسئول کشتارایرانیان بدست رژیم ضد ایرانی جمهوری اسلامی است؛ 

ما از سالها پیش به درستی نشان دایم که جمهوری اسلامی اصلاح ناپذیر است ام: 

هیچ قانونی هیچ قراردادی و بویژه “قرارداد اجتماعی” بدون ضمانت اجرا ، ارزشی عملی ندارد و روی کاغذ می ما ند ؛ تنها صف مستقل مبارزاتی مردم است که می تواند ضمانتی برای اجرای تعهدات هر رژیم و اجرای قوانین مردمی با شد. 

شرکت در انتخابات رژیم نه تنها هیچ عمل پیشروی سیاسی نیست ،بلکه عملی ارتجاعی است. شرکت در انتخابات رژیم، یعنی مجوز دادن به اعمال  ضد مردمی که رژیم در این چهل سال انجام داده است 

خطاب به آقای همتی : اینجانب فرض می کنم که شما تابحال گناهی علیه مردم ایران مرتکب نشده ای اما : 

تو از ۱۸سالگی دردرون این رژیم هستی، رئیسی هم تقریبا از همین سن. تو در عمر خودت کجا یک عمل میهن پرستانه انجام دادی که مردم را دعوت می کنی که بخاطر “ایران ” در انتخابات شرکت کنند.میدانی معنی “عمل میهن پرستانه ” چیست ، یعنی از منافع خود یا از بخشی از زندگی خود برای “میهن ” و مردم “میهن ” بگذری. تو درهمین مناظره، چون یک نوجوان نگران از رئیسی می ترسیدی، ترس تو ناحق نیست اما ادعای میهن پرستی تو در برابر مادران و پدرانی که فرزندشان و درمواردی تنها فرزندشان و در مواردی همه فرزندانشان! (آری فهمیدی! همه فرزندانشان : پنج جوان ) را در راه ایران و مردم ایران دادند، نشان می دهند که تو دستکم بخاطر نوع زندگی ات درکی از “ایران” و مردم ایران نداری. اما حقیقت این است که سالهای سال است که توبا اعمالت ثابت کرده ای که برای تو اصل اساسی “حفظ نظام ” است و نه ایران وگرنه امکان نداشت که تورا ۴۰سال در ایندستگاه نگه دارند و ارتقاء مقام دهند. مردم ایران می دانند که اگر رژیم بفهمد که کسی ایران ومردم ایران را دوست دارد اورا هرگز بدرون “نظام” راه نمی دهد یا اگر وارد شده بود فورا اخراجش می کند 

تحریم پیروز است، “جمهوری اسلامی” علیه آن به هر حیله و سرکوبی متوسل خواهد شد، اما هنگامیکه جنبش عمومی ایرانیان برای بیرون راندن، برای حذف، برای خرد کردن پدیده ای بیگانه در”میان ما” آغاز شود هیچ سعد ابی وقاص، هیچ چنگیز و تیموری نمی “ماند”! ایران و مردمانش پاینده اند! وباز این وطن مشترک را، بازو به بازوی رنگارنگ خود خواهند ساخت. 

هیچ نیرویی در جهان (جمهوری اسلامی که جای خود دارد) گردونه ای را که به دوران آمده نمی تواند باز دارد. فقط کودن های نوع “جمهوری اسلامی ” میتوانند آرزوی باز گشت را داشته باشند. درطول تاریخ ۱۴۰۰ ساله ما همواره کسانی جامانده اند. اینجانب به سهم خود همه آنانی که شخصا و مستقیما و با هدف پیشین، علیه مردم ایران اقدامی نکرده اند، اما هنوز در صف دیگر قرار گرفته اند را وا می نهیم تا باز بیندیشند. 

کسانی که نامی دارند وشناخته شدنشان بخاطر تلاششان برای حفظ این رژیم بوده وهست، هیچ! اما “نامداران”ی که زندگی خود وخانواده اشان را مستقل از رژیم بدون هیچ چشم دا شت به رانت های مستقیم و غیر مستقیم آن برپا داشته اند، در این یا آن مساله ملی (سیل زلزله و … )به یاری مردم آمدند، دراین جنبش در کنار دشمن اصلی مردم ایران (جمهوری اسلامی ) قرار نگرفته و نخواهند گرفت. 

مردم شریف ایران! از هم اکنون آثار همبستگی بزرگ شما درسرای “جمهوری اسلامی ” پدیدار است . خامنه ای وقتی که می ترسد آرام حرف می زند، با موذی گری خاص خویش، می کوشد خود را “سید مظلوم و بی طرفی ، که کاری جز نصیحت و خیر خواهی ندارد” بنمایا ند، او آخرین سخنرانی خودرا چنین طراحی کرده بود. بدستور او همین الا ن شورای نگهبان دو عقب نشینی کرده، تن داده است که : ۱_ علت رد صلاحیت را به خود نامزد اعلام کند. ۲_ کاندیداها در حین برگزاری انتخابات، در شورای نگهبان نماینده داشته باشند. 

اساسا آخوندها قشری هستند که بیش از هر قشر دیگری درک طبیعی از روانشناسی توده ها دارند واز همین روی نیز(درجوامعی نظیر ما ) مخدرترین پدیده علیه روح و روان توده ها می باشند(۱) . مواظب باشیم کسی فریب خامنه ای را نخورد . من همینجا وبرای آینده یاداوری کنم که اگر او هنوزعمری داشته باشد خواهیم دید ولو در تلویزیون می اید درحالی که دنباله عمامه را به گردن انداخته اشک ریزان خودرا “سید مظلوم، سلاله پیغبر، و باز مانده حسین، صحرای کربلا، اهل بیت و…”می نمایا ند تا مردم را ازراهشان ولو اندکی باز دارد . هرکس در هر شرایط و مرحله ای فریب خا منه ای را بخورد یا به هر دلیل دیگری در برابر او کمی کوتاه بیاید یا عقب بنشیند، خامنه ای بابیرحمانه ترین و رذیلانه تری کردار به او شبیخون خواهد زد و حتی به اهل و عیال و ایل و تبار او رحم نکرده همه را از دم تیغ می گذراند. 

راهی که در پیش گرفته ایم راهی است که توده ها درآن شرکت دارند و روز به روز به صف آن می پیوندند، گردونه ای که به گردش درآمده وهرروز فراخ تر،گنده و سترگ می شود. هوشیاری اساسی این است که کسی فریب خا منه ای که مکار ترین است را نخورد ؛ ابزار اصلی او، قدرت شدید حیله گری و فریبکاری اوست او هزاران مکر درآستین دارد. نگذاریم با سوء استفاده از احساسات انسانی _ مذهبی برخی از هموطنان ما گامهای آنان راسست کند. 

آری هم اکنون “ترس” سرای “جمهوری اسلامی ” را به لرزه درآورده: جنبش تحریم کنونی از جنبش ۱۳۸۸ که دستکم ۸ ماه درخیابان تظاهرات کرد، فعلا بزرگتر و “خطرناک”تر نباید باشد. پس چرا بهزاد و کروبی و در صدر آنان خاتمی و همین آقای رئیس بانک و … چنین به میدان آمده اند. بخاطر “ایران”؟! از بهزاد بپرسید دستکم از بعد از انقلاب کی و کجا تو به یاری “ایران” آمدی. وقتی رونالد ریگان در آمریکا روی کار می آمد (۱۳۵۹) تو سراسیمه برای دفاع از حکومت خمینی به الجزائر رفتی و یکی از خیانتبارترین قراردادها را با امریکا امضاء کردی، قراردادی که تنها از جنبه مالی آن تا کنون آمریکا هزاران ملیارد دلار اموال ایران را دزدیده و تا روزی که ملت ایران آن قرار داد خفت بار را لغو کند تا ابد امریکا می تواند، هرجای دنیا، دارایی های ایران را ضبط کرده و برباید. اگر من اشتباه می کنم که ابزار اصلی آخوندها مکر و فریب آنان دربرابر توده ها است اگر کروبی و خاتمی “یک جو” راست گویی دارند پاسخ دهند که آیا: 

اصل “حفظ نظام اوجب واجبات است” را، قبول دارند یا نه؟ درحالیکه برای ایرانیان، اصل! “ایران و مردم ایران” است بر پایه انساندوستی ومروت و مدارا. 

کروبی و خاتمی …حیله گرند؛ حرف اصلی آنان نه مخالفت با رئیسی بلکه کشاندن مردم به “شرکت در انتخابا ت ” است. آری بهزاد خوب فهمیده که این جنبش از آن جنبش ها نیست، “این” سر ایستادن ندارد این گردونه ای است که بزرگتر بزرگتر می شود.تظاهرات در خیابان را شاید بشود “کنترل ” کرد، پاسدار می خواهد و بسیجی! اما “تحریم” را چگونه می توان کنترل کرد و از حرکت بازداشت.تحریم از”این انتخابا ت ” شروع میشود و به همه “جا” میرود، هرجا و همه جا که رژیم است: انزوای جمهوری اسلامی توسط “ایرانیان”! بهزاد اینرا خوب می فهمد ،چون او زمانی (تا پیش از ۵۴) در جنبش ترقی خواهی و روشنفکری ایران بود(بعد رسما به آن خیانت کرد)، بهزاد و دوستانش بکمک بنگاه سخن پراکنی انگلیس و…؛ قیام ۱۳۸۸ را مصادره کرده آنرا “اصلاح طلبی” نامیده بودند(۲). آری شماری از کسانی که از آغاز در اردوگاه جمهوری اسلامی بوده اما درسالهای اخیرژست دینی_مدرن گرفته بودند میدانند و می فهمند که این جبش “سکولار”! است آری این است مشکل اصلی کروبی و خاتمی و بهزاد و…(وآن بی سواد “فیلسوف” در خارجه و..). این جنبش به این قطعیت رسیده که درچارچوب “جمهوری اسلامی “، میهن مشترک مردمان ما از نابودی نجات نمی یابد ،این “نظام ” ماهیتا نا بود گر ایران است. این صف بندی طبیعی است، اگر کس یاکسانی متعجب شده اند باید گفت حالا این آغاز روند توده ای است، صف بندیها مشخص ترو نقابها کنار زده خواهند شد. هر آدم ساده ای می داند در جایی که رفسنجانی را حذف می کنند درست به این دلیل که می تواند رای بیاورد ، وقتی با موسوی که رای آورده بود چنین کرده و می کنند ، آنگاه همتی را می گذارند…!؟ ، کروبی تنها کاندید ریاست جمهوری در تاریخ این رژیم است که هر وقت که حذف شده “رسما” گفته که علیه اش تقلب شده. حالا امروز! در چنین شرایطی اینها وانمود می کنند که “هدف اصلی شان از دعوت مردم به شرکت در انتخابات “رای نیاوردن رئیسی، پیروزی همتی ” است. دروغ میگویند! هدف اصلی بهزاد و خاتمی و کروبی و…شکستن صف “تحریم” است، اخلال در “تحریم ” است. هدف اصلی اینان، اصل “شرکت در انتخابات” است، نه رای آوردن همتی! بهزاد و کروبی و خاتمی ازاین جبش همگانی درون مردمی که چون “سایه ” گسترش می یابد ، سمت و سویش “نه به کلیت نظام ” است، سکولار است وحشت دارند. توسل فریبکارانه به ایران و نام ایران  حیله ای است که از بهزاد یاد گرفته اند. 

سخن شخصی با بهزاد نبوی : توبهتر از هرکسی، پوشالی بودن این رژیم رامی دانی تو می دانی که میزان هارت وهورت رژیم در بیرون بازتاب تزلزل و شکستنهای درونی اش است تو حساسیت اوضاع را فهمیده ای، جنبش تحریم به چشم محتسب نمی اید، تو بوبرده ای که این جنبش اساس “نظام ” را تهدید می کند. تو می دانی وقتی “نظام” تو! واقعا بترسد درهمان آغاز انقدر سراسیمه و دستپاچه می شود که پیش از “رسیدن مردم” درهم میریزد. و تو! می دانی که دراین حالت، بزن ! بزن! شروع می شود! اینبار درون “نظام”، همدیگر را می زنند وتو! در آن روز بی پناه ترین هستی از اینجا رانده ازآنجا مانده اینست عاقبت “خیانت به مردم “۰ 

حیله های خامنه ای 

ــــ(نخست بگویم که اوبیش از هرکسی ترسیده). مرحله اول استراتژی او: خونسرد نشان دادن “نظام “، با رای سازی و تبلیغات 

(۳ ) کم نشان دادن شمار تحریم کنندگان. 

مرحله دوم: بی تاثیر نشان دادن “تحریم “، ولو باجذب این و آن ، خرید یا حتی باج دادن به این وان ، تبلیغات تلویزیونی و ..؛ 

سوم :ایجاد شکاف دربین تحریم کنندگان، خسته و مایوس کردن تحریم کنندگان 

چهارم : حمله به آنان 

اما حضرت “آقا”! تو پیر شده ای! بسیار! اینرا می دانی و همه هم می دانند ! نه! منظوم “تو” نیستی “نظام” توست. حیله هایت کارساز نیست، آنانی را که سالهای سال کشتی ! انبوه! انبوه!؛ احمقانه خیال کردی که با محو قبورشان، “ایده” هایشان را محو می کنی! اما صدای “انسان ” را نمی توان بست! صدای انسان در همه آفاق پیش از من و تو بود و پس از ما هم. برای هستی فرقی نمیکند! تو هم یکی دگر رفته به زباله دان تاریخ. 

در آخر باید گفت که بسیاری از اصلاح طلبان حکومتی در مساله تحریم کنونی به مردم نزدیکتر مانده اند تا به خامنه ای، من به سهم خود اینرا می ستایم و برخی ازآ نان هم که پیش ترها، بنا به شرافت مبارزاتیشان به صف مردم پیوسته بودند. 

پیش بسوی فردایی روشن 

که البته مبارزه و پایداری می خواهد 

زنده باد صف مستقل مردم ایران 

علی جلال 

پاورقی :

  

۱_ منظور از آخوند، ملایی است که کار گزار دستگاه روحانیت است. منظور ملا یان مستقل نیستند 

۲_انگلستان دردستگاه تبلیغاتی خود شعارهای مردم را دستکاری کرد، ازقضا برخی اصلاح طلبان خوب تکنیکهای انگلیس را جذب می کنند 

۳_حتی به کمک همراهانش در لندن

لحظه‌های خطر و فرصت در هزارتوی بحران‌ها / پرویز صداقت / در حاشیه‌ی انتخابات ۱۴۰۰

در هزارتویی از بحران‌ها به‌سر می‌بریم: بحران فقر و شکاف طبقاتی، بحران مهلک کم‌آبی و دیگر خطرات زیست‌محیطی، بحران رکود اقتصادی همراه با تورم کمرشکن، انواع بحران‌های مالی، بحران ناشی از فرار دایمی سرمایه از اقتصاد ایران، توأم با بحران مشروعیت و انسداد فضای سیاسی، بحران یأس و سرخوردگی و فروریزی حلقه‌های همبستگی اجتماعی و این همه همراه با بحران‌ ناشی از همه‌گیری کرونا و در دل  بحران‌های حاد ژئوپلتیک منطقه‌ای و جهانی. این بحران‌ها همگی در پیوند با یکدیگر و در مسیری شتابنده روبه تعمیق و گسترشی هرچه بیش‌ترند.

ساختارها و سازوبرگ‌های کنترل‌‌کننده‌ی سیاسی و اقتصادی و اجتماعی ایران امروز توان حیاتِ درازمدت ندارد و در برهه‌ای به سر می‌بریم که طیف متنوعی از اتفاقات محتمل است: از گونه‌هایی از فروپاشی اقتصادی – اجتماعی و حرکت به سمت «دولت فرومانده» تا شکل‌گیری جنبش‌های اجتماعی و تلاش برای فرارفتن از وضع موجود. به‌راستی در این میانه برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری چه معنایی خواهد داشت و چه چشم‌اندازهایی در برابر داریم؟

(۱)

از خرداد ۱۳۷۶ تا خرداد ۱۳۹۶ سلسله‌ای از انتخابات، با فرازوفرودهایی روشی مؤثر برای تصویرکردن نمودی «دموکراتیک» بر ذاتی «غیردموکراتیک» بود. نظارت استصوابی  که در پی جنگ هشت‌ساله و از ابتدای بازآرایی فضای جناح‌های حکومتی و شکل‌گیری رهبری جدید، در  رقابت‌ها بر سر کرسی‌های مجلس چهارم در سال ۱۳۷۱ عملاً آغاز شد، ابزاری افزون بر چارچوب‌های قانونی موجود برای تهدیدزدایی احتمالی از هر انتخاباتی بود. نظارتی که در ادامه‌ی حیات خویش حتی به بانیان خود در طیف راست سنتی هم وفا نکرد و سرانجام در مقطعی به حذف هاشمی رفسنجانی رسید و در انتخابات اخیر علی لاریجانی نیز از صحنه‌ی رقابت منتهی شد. همین حذف‌های اخیر به‌روشنی نشان‌دهنده‌ی آن است که هسته‌ی اصلی ساختار قدرت کنونی، یعنی بخشی از قدرت که قادر به اخذ تصمیمات اصلی در عرصه‌ی سیاست خارجی و داخلی است، اکنون  به جریان نومحافظه‌کار و راستِ نظامی – روحانی جدید محدود شده است.

پاسخ جریان / جریان‌های حذف شده در مقطع کنونی فراتر از ابراز قهر و دلخوری نبوده است اما آیا در این سطح باقی می‌ماند و ممکن است به انواع دیگری از رویارویی مانند ۸۸ بینجامد؟ بسیار بعید به نظر می‌رسد چراکه این جریان‌ها پایگاه اجتماعی مستقلی از پایگاه اجتماعی سنتی حاکمیت ندارند و نامحتمل است فراتر از نامه‌نویسی و قهر منتظر اقدامات دیگری دست‌کم در سپهر اجتماعی باشیم.

(۲)

با همه‌ی این‌ها، انتخابات «اهمیت» داشته و «اهمیت» دارد، چراکه به‌رغم ساختار صلب سیاسی در حوزه‌ی تصمیمات راهبردی، در حوزه‌های تصمیمات «فرعی»، رییس‌‌جمهور بخش بزرگی از بوروکراسی دولتی را در اختیار دارد و از آن رو توان زیادی به‌ویژه در توزیع رانت‌های شغلی و فرصت‌های بهره‌مندی از موقعیت‌های سودآور اقتصادی و بوروکراتیک را دارد. به عبارت دیگر، دسترسی مقام ارشد قوه‌ی اجرایی به بخشی از فرصت‌ها و امکانات مالی و اقتصادی موجود، یکی از مهم‌ترین عواملی است که انتخابات را به عرصه‌ی رقابت جدی گرایش‌های درون حاکمیت مبدل ساخته است. به همین سبب شاهد پدیده‌ی متناقضی هستیم که می‌توان «ناسازه (پارادوکس) اهمیت و بی‌اهمیتی همزمان» انتخابات ریاست‌جمهوری نام نهاد.

(۳)

به دلیل همین «اهمیت» است که بخش غالب جناح‌های موسوم به «اصلاح‌طلب» و «میانه‌رو» به هیچ عنوان از انتخابات دل نمی‌کنند چراکه به عنوان بخشی از طبقه‌ی فرادست نیاز دارند حتی‌الامکان در دستگاه دیوان‌سالاری حضور و در تصمیم‌گیری‌ها نفوذ داشته و از منافع ناشی از توزیع منصب‌ها و منابع مالی منتج از آن بهره‌مند باشند. آنان هر حقارتی را می‌پذیرند اما از قدرت دل نمی‌کنند. اگرچه هیچ برنامه‌ی ایجابی برای حلّ بحران‌های پیش رو ندارند. اگر بسیاری از آنان و سخنگویان‌شان در آن سوی مرز، لحظه‌ای از «تکرار» خطای مکرر دست برنمی‌دارند، مهم‌تر از هر چیز، مسأله منفعت مالی است، برادر!

 

(۴)

جریان موسوم به اصلاح‌طلب تا امروز عمدتاً به پشتوانه‌ی رأی معترضان به وضع موجود، در بخش اعظم آن چیزهایی که تحت عنوان انتخابات در سه دهه‌ی گذشته برگزار شد، صاحب وزن اجتماعی مؤثری بود. اما به نظر نمی‌رسد دست‌کم تا این لحظه توانسته باشد شوری برای شرکت در انتخابات میان مردم ایجاد کند. اگر وضعیت به همین منوال باشد این انتخابات تاحدودی کمیّت واقعی پایگاه اجتماعی این جریان  را مشخص می‌سازد. به عبارت دیگر، حذف بخش عمده‌ی آرای اعتراضی از سبد رأی «اصلاح‌طلبان» گویای وزن واقعی اجتماعی آنان خواهد بود.

(۵)

با این همه، انتخابات سال جاری را نباید در امتداد سلسله انتخابات برگزار شده طی ۲۵ سال اخیر، که همچون یک رویداد سیاسی در امتداد خیزش‌های اعتراضی دی ۹۶ و آبان ۹۸ دانست و به همین دلیل برخلاف چند دوره‌ی اخیر که سیاست تحریم انتخابات سیاست مؤثری نبود در این دوره کاهش مشهود مشارکت چه‌بسا به ارتقای اعتماد به ‌نفس در جریان روبه اعتلای‌ «سوم» در عرصه‌ی سیاست ایران منتهی شود و چه بسا بتوان امیدوار بود با شکل‌گیری و تقویت جنبش اعتراضی به‌تدریج به شکل‌گیری و اعتلای گرایش‌های مترقی در سپهر سیاست ایران بینجامد.

(۶)

اما مسأله‌ی مهم تأمل در چشم‌اندازهای هزارتوی بحرانی کنونی در پی استقرار دولت جدید خواهد بود. قبل از هر چیز به بحران‌های ناشی از سیاست خارجی بپردازیم. از بدو تلاش حاکمیت پساانقلابی برای استقرار تا امروز، رابطه‌ی نظام سیاسی ایران با بحران‌های ناشی از سیاست خارجی همواره بر نیاز به خلق و استمرار دایمی بحران‌ مبتنی بوده است، چراکه استمرار «وضعیت اضطراری» مستلزم استمرار بحران‌ها بوده است. به همین دلیل، بحران‌هایی مانند گروگانگیری و جنگ هشت‌ساله نقش کلیدی را در استقرار حاکمیت پساانقلابی داشت و بلافاصله پس از پایان جنگ شاهد خلق سلسله‌ای از بحران‌های کوچک و بزرگ بودیم تا بازهم وضعیت اضطراری استمرار یابد. در این میان، از همه مهم‌تر بحران‌های مکرر هسته‌ای و منطقه‌ای طی دو دهه‌ی گذشته بوده است.

اما علاوه بر نیاز به بحران، روابط اقتصادی ناشی از این سلسله‌های بی‌پایان بحرانی در استمرار بخشیدن به آن‌ها نقش داشته است. اشاره‌ی سال‌های اخیر به «کاسبان تحریم»، به‌روشنی گویای همین روابط قدرت اقتصادی برخاسته از بحران‌هاست.

بنابراین، خواه «برجام» احیا شود و خواه نه، بحران‌های خارجی کماکان استمرار می‌یابد. باید در نظر داشته باشیم که با «برجام» و یا بدون «آن»، نه سیاست خارجی جمهوری اسلامی تغییر استراتژیک می‌کند و نه سیاست خارجی دشمنان منطقه‌ای آن، از اسراییل تا کشورهای حاشیه‌ی جنوبی خلیج فارس. علاوه بر آن در دل جنگ سرد نوظهور در فضای جهانی، زمینه‌ی مساعدی برای استمرار بحران‌های خارجی و تشدید درازمدت آن نیز وجود خواهد داشت.

(۷)

تردیدی نیست که احیای «برجام» گشایشی در منابع ارزی ایجاد می‌کند، فشار تورمی ناشی از افزایش چشمگیر بهای ارز را کاهش می‌دهد و به دولت بعد امکان می‌دهد که از این فرصت برای «تخفیف» برخی فشارهای معیشتی بهره بگیرد. اما بازهم تردیدی نیست که قادر به «حل» بحران‌های ساختاری ما نیست.

شاید با امکان‌پذیر شدن ورود برخی منابع ارزی بانک‌ها از خارج، ابعاد بحران بخش بانکی اندکی تخفیف یابد، اما قادر نیست شکاف ترازنامه‌ای بانک‌ها را پر کند و زیان انباشته‌ی آن‌ها را به‌طور جدی کاهش دهد. نه امکاناتی برای افزایش سودآوری ایجاد می‌کند و نه فرصت چندانی برای فروش دارایی‌های منجمد بانک‌ها و مؤسسات اعتبار. از سوی دیگر، احیای «برجام» تأثیر کاهنده روی بهای سهام شرکت‌هایی در بورس دارد که با پیش‌بینی افزایش نرخ دلار افزایش بها داشتند و از این رو پی‌آمد کوتاه‌مدت مثبتی روی بازار سرمایه نیز نخواهد داشت.

بحران بیکاری و فقر و شکاف طبقاتی روزافزون نیز با «برجام» یا بدون «برجام»، ولو به درجات گوناگون، رو به تشدید و افزایش خواهد داشت. فراموش نکنیم که در سال‌های پذیرش برجام نیز روند نزولی سرمایه‌گذاری در ایران (براساس ارقام واقعی) که از ابتدای دهه‌ی ۱۳۹۰ آغاز شده بود با فرازوفرودی استمرار یافت. بنابراین اگرچه احیای «برجام» می‌تواند ظرفیت‌های خالی‌مانده‌ی ناشی از تحریم‌ها را پرکند ولی در چارچوب نهادی موجود، قادر به ظرفیت‌زایی جدیدی در اقتصاد نخواهد بود و به همین دلیل پی‌آمدی جدی و راهگشا در کاهش بحران‌های ناشی از فقر و بیکاری و رکود اقتصادی نخواهد داشت. بعد از مدتی باز به چرخه‌ی سقوط بی‌پایان ارزش پول ملی بازمی‌گردیم و تشکیل سرمایه‌ی ثابت ناخالص داخلی به روند نزولی درازمدت خویش ادامه می‌دهد.

روشن است بحران زیست‌محیطی کماکان رو به وخامت دارد. اساساً نه برنامه‌ای برای تخفیف این بحران‌ها وجود دارد و نه توانی برای آن. تخفیف پایدار بحران زیست‌محیطی در ایران نه تنها مستلزم دگرگونی‌های جدی در روابط قدرت در ایران که فراتر از آن به خاورمیانه‌ای متفاوت از امروز نیاز دارد. شاید در مقطعی باران‌ها سیل پدید آورد و در مقطعی دیگر کم‌بارانی خشکسالی، اما بحران زیست‌محیطی روبه وخامت خواهد گذاشت.

طبیعتاً در چنین شرایطی آن‌چه در نیمه‌ی دوم قرن خورشیدی اخیر به شکل فرار پایدار سرمایه و نیز مهاجرت از ایران شاهد بوده‌ایم استمرار می‌یابد و کماکان امکانات توسعه‌ی اقتصادی در ایران را تقلیل می‌دهد و ازهم‌گسیختگی اجتماعی را تشدید می‌کند.

(۸)

این هزارتوی بحرانی، بحران مشروعیت حاکمیت را تشدید کند. به تبع بحران‌های منطقه‌ای و درونی و به‌موازات کاهش مشارکت مردم در انتخابات، کاهش میزان نفوذ ایدئولوژی حاکمیت در گروه‌های مختلف اجتماعی، و ته‌کشیدن امکانات مالی دولت برای سرمایه‌گذاری و اجرای سیاست‌های بازتوزیعی، بحران مشروعیت تشدید می‌شود و احتمال بروز انواع بحران‌های مشابه خیزش‌های دی‌ماه ۹۶ و آبان‌ماه ۹۸ به‌ویژه در نیمه‌ی دوم سال وجود دارد. بنابراین در چنین شرایطی می‌توان انتظار داشت که میزان اتکای دولت (محافظه‌کار یا میانه‌رو!) بر ابزار سرکوب در کنترل اجتماعی بیش‌تر می‌شود و توان آن برای کنترل اجتماعی به اتکای ابزارهای اقتصادی یا مشروعیت‌زایی ایدئولوژیک هرچه بیش‌تر کاهش می‌یابد.

 

(۹)

نه کاندیداهای ریاست‌جمهوری برنامه‌های چندان متفاوتی دارند و نه اگر هم داشته باشند ساختار قدرت این انعطاف را دارد که با تغییر رئیس‌جمهور سیاست‌های متفاوتی اجرا کند، فقط می‌توان شدت ناکارآمدی متفاوتی را در دولت‌های متفاوت انتظار داشت که به تبع آن بخش‌هایی از بحران که ناشی از ناکارآمدی حکمرانی است شدت و ضعف می‌یابد. صلبیت دستگاه سیاسی نیز کماکان روبه افزایش است و بیش از هر زمان دیگر نگاه به بالا نگاهی عبث و بیهوده و یأس‌آفرین خواهد بود. ضمن این که انطباق کامل شکل و محتوا در ساختار سیاسی، به‌رغم بستن برخی فرصت‌های ولو بسیار محدود، نشانه‌ی توهم‌زدایی از ساختار قدرت و شناخت بهتر آن است و به تبع آن می‌تواند به تلاش برای فرارفتن از آن یاری می‌کند.

(۱۰)

برهه‌ی بحران ساختاری، برهه‌ی لحظه‌‌های توأمان خطر و فرصت است، لحظه‌هایی برای مداخله کردن در سپهر سیاست برای خطر کردن و فرصت‌زایی. لحظه‌ی  فراخواندن به کنشگری: کنش فکری، کنش اجتماعی، کنش فرهنگی و کنش سیاسی.


انتخابات نمایشی : مصاحبه با سیروان هدایت وزیری / عضو کمیته مرکزی سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران

پیرامون انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه ۱۴۰۰، مصاحبه ای نوشتاری با رفیق سیروان هدایت وزیری صورت گرفته است که در زیر ملاحظه می نمائید.

سوالات مصاحبه عبارت از:

۱- با توجه به اوضاع داخلی و خارجی ، این انتخابات حکومتی در چه شرایطی برگزار می شود ؟

۲ چرا باید این  انتخابات را تحریم کرد ؟

۳ چه کارهایی را برای تحریم هر چه گسترده تر این انتخابات حکومتی بایستی انجام داد؟

سیروان هدایت وزیری _ خیلی ممنون از اینکه این فرصت را به من دادید که به سولات شما پاسخ دهم .

قبل از پاسخ به سوال اول تان ، به سهم خود به جانباختگان راه آزادی و بویژه جانباختگان  سال های اخیر ، که در مقابل رژیم جمهوری اسلامی ایستاده گی کرده و مقاومت نمودند ، درود می فرستم .

در باره سوال اول تان ، که سوال بجایی است ، اینکه ” با توجه به اوضاع داخلی و خارجی ، این انتخابات حکومتی در چه شرایطی برگزار می شود ؟

همچنانکه می دانید ، ” انتخابات ” ریاست جمهوری در ایران در آینده نزدیک برگزار می شود . این انتخابات در شرایطی برگزار می گردد ، که وضعیت سیاسی جامعه ایران چه از نگاه حکومت گران و چه از نگاه جنبش های اجتماعی و توده های مردم ، بسیار حساس شده است . موقعیت سیاسی این انتخابات ، حتی شخص خامنه ایی را وادار ساخت که بگوید ” اگر به پای صندوق های رای نروید ، مشروعیت نظام از بین می رود و سازمان ملل متحد این کار را انجام خواهد داد ” . این سخنان خامنه ایی نشان بر این هست که تعداد شرکت کنندگان در صندوق های رای به کمترین حد خود از زمان بقدرت رسیدن رژیم جمهوری اسلامی در این مدت ۴۲ می رسد . حتی وضعیت رژیم آنچنان وخیم و بحرانی هست که ، ” خودی ” های رژیم نیز رغبت آنچنانی برای رفتن به پای صندوق های رای ندارند . و بویژه بخش بزرگی از  ” اصلاح طلبان حکومتی ” از هم اینک و بطور آشکار اعلام کردند که ” رای نخواهند داد ” .

و اما چه شرایطی پیش آمده که از هم اکنون پیش بینی می شود که تعداد شرکت کنندگان در صندوق های رای به کمترین حد خود خواهد رسید .

اول اینکه ، قصد و مکانیزم یکدست کردن قدرت اجرایی حکومتی به نفع جناح سپاه و اصول گرایان باعث شده که اصلاح طلبان حکومتی در همه جا اعلام کنند ، که رای نخواهند داد و روانشناسی این چنین موضوع گیری ها ، بلاخره روی انگیزه مردم تاثیر خواهد گذاشت که به پای صندوق ها نروند .

دوم اینکه ، مسله انتصاب کاندیداتورهای ریاست جمهوری از طرف شورای نگهبان قابل توجه است . خیلی از کاندیداها از جمله محمود احمدی نژاد و علی لاریجانی از صافی شورای نگهبان عبور نکردند و رد صلاحیت شدند ، آنچه که اساسا پیش بینی نشده بود . احمدی نژاد خود وضعیت نابسامان رژیم و زلزله سیاسی جامعه را درک کرده بود و این انگیزه را داشت که ” اگر دوباره به قدرت اجرایی برسد ، ” وضعیت را بهبود خواهد بخشید ” ، حال که رد صلاحیت شده ، هم اینک طرفداران خودش را علنا سازمان داده که اعتراض کنند . در این چند روز ، وی چندین تظاهرات اعتراضی را در خیابان ها سازمان داده است . ویژه گیهای این نوع حرکت ها در گذشته سابقه نداشته است . احمدی نژادی که خود مدت هشت سال بازوی اجرایی سیاست های جنایات و سرکوبگرایانه رژیم بود ، خواست به اصطلاح ” فرشته نجات رژیم بشود ” ولی رد صلاحیت شد .

سوم اینکه ، این انتخابات در شرایطی برگذار می شود که ، مسله جانشینی خامنه ایی مطرح شده است . در اینجا خوبخود تنها شخصی که قبلا برای جانشینی مورد توجه قرار گرفته بود ، ابراهم رئیسی بود . وی اینک از طرف شورای نگهبان برای کاندیداتوری ریاست جمهوری ، انچه که کاملا پیش بینی شده بود ، پذیرفته شده است تا اینکه بلاخره طرح مقدماتی این نوع جانشینی را هموار سازند . حال اینکه وی در میان چه اصول گرایان و چه اصلاح طلبان یک چهره محبوبی محسوب نمی شود ، کاندیداتوری اش بیشتر مورد چالش قرار می گیرد و همچنین از اینکه وی در حوزه قضایی یکی از منفورترین ها در میان مردم هست ، به عدم انگیزه به رفتن پای صندوق های رای می افزاید .

چهارم اینکه ، انتخابات در شرایطی برگزار می شود که توده های مردم از هر جهاتی در فقر و فلاکت به سر می برند . برایشان کاملا اشکار شده که رای آنان در وضعیت اشان هیچ تاپیری نخواهد داشت . این عدم اطمینان مردم ، نسبت به گذشته کاملا اشکارتر شده است . مردم درخیایان ها ، کوچه و معابر عمومی چه بشکل تجمعی و چه فردی اعلام می کنند ، که به پای صندوق های رایی نمی روند . و این نشاندهنده آن هست که مهندسی انتخابات رژیم ، با چالش های عدیده ایی مواجه است و گرم تر گردن تنور انتخابات برای رژیم بسیار مشکل به نظر می رسد . ولی تنها حربه ایی که برای رژیم می ماند ، این هست که اعلام کند که ” اگر نیروهای لشکری و کشوری ، دانش اموزان ، معلمان و افراد حقوق بگیر و دستمزد بگیران در انتخابات شرکت نکنند ” از تمامی مزایا زندگی ” محروم خواهند شد .البته این تعداد از نیروهای اجتماعی ، با توجه به وضعیت نابسامان اشان ، ترجیح می دهند که بکارگیری این نوع حربه ها ، تاثیر در موضع گیری اساسی اشان ایجاد نکند و به صندوق های رای رغبت آنچنانی نشان ندهند .

پنجم اینکه ، انتخابات ریاست جمهوری در شرایطی برگزار می شود ، که رژیم علاوه بر خیلی از کارکردهای جنایتکارانه خود نسبت به گذشته های دور ، سرکوب جنبش اجتماعی دی ماه سال ۹۸ را در کارنامه خود دارد . جنایات رژیم در دی ماه سال ۹۸ کم مسئله ایی نیست . رژیم به طور رسمی کشتن ۱۵۰۰ نفر از معترضین خود را اعلام کرد و اما تعداد کشته ها بیشتر از این ارقام بود . بی شک این جنایات نمی تواند در روحیه و انگیزه بستگان ، طرفداران جنبش انقلابی ایران در داخل کشور نسبت به نرفتن به پای صندوق های رایی بی تاثیر نباشد . جنبش سال ۹۸ ، جنبشی بود ، حق طلبانه که از طرف رژیم بشدت سرکوب گردید .

ششم اینکه ، انتخابات در شرایطی برگزار می شود که ، جنبش انقلابی ملیت های تحت ستم ، از گسترده گی و رادیکالیزه شدن برخوردار شده است . اگر قبلا منطقه کردستان و مبارزات حق طلبانه این منطقه ، مشکل اساسی را برای رژیم ایجاد کرده بود و ناچار گردید بخش وسیعی از نیروهای سرکوب را به این منطقه گسیل دهد ، اینکه با چالش های دیگری غیر از این منظقه مواجه است . رشد و گسترش جنبش علیه رژیم  ، در سیستان و بلوچستان و مناطق خوزستان و آدربایجان به مشکلات رژیم و به طبع آن مشارکت مردم در رفتن به پای صندوق های رایی اضافه گردیده است . در این مناطق روزی نیست که حرکت های اعتراض آمیز و در گیری ها علیه رژیم به وقوع نپیوندد و تعداد بیشتری از جوانان این مناطق به جوغه اعدام سپرده نشوند . طبعا این نوع مسایل خوبخود به خاموش کردن تنور انتخابات ، که رژیم خواهانش نیست ، کمک خواهد کرد .

در موزد اوضاع و شرایط جامعه در ابعاد خارجی می توان گفت که همانند اوضاع داخلی با بحران مواجه است . این انتخابات در شرایطی برگزار می شود که دو مسله و دو مشکل مهم رژیم با سیاست خارجی آن عجین گشته است . یکی اینکه هنوز سرنوشت ” قرارداد ” برجام ” به یک نتیجه مطلوب برای رژیم و طرف های خارجی نرسیده است و در نتیجه بلاتکلیفی اجرای این قرار داد خوبخود در روحیات مردم تاثیر دارد ، که با چه انگیزه ایی به صندوق های رای بروند . اگر در دوره گذشته انتخابات ریاست جمهوری ، قرار داد برجام می توانست ، تا حدودی گشایشی در روحیات مردم در رفتن به پای صندوق های رای بوجود آورد ، اینک چنین روحیه از طرف مردم کاسته شده است و امید خود را از نتایج ان از دست داده اند .

دومین مسئله ، که رژیم  رادر مخمصه قرار داده ، مسدود شدن پیشروی رژیم در منطقه و بن بست سیاست های خارجی این رژیم در ابعاد منطقه ایی و جهانی است . خط و خطوط این مسله بویژه با کشته شدن قاسم سلیمانی  توسط آمریکا بسیار پررنگ تر شده است . در حقیقت معمار پیشروی رژیم در تمامی ابعاد سیاست خارجی در منطقه خاورمیانه  را می توان قاسم سلیمانی نام برد که وی توانسته بود بخش عظیمی از منایع مالی ایران را به این امر اختصاص دهد . هم اینک رژیم با پر کردن این فقدان مواجه است . رژیم همواره و بدون وقفه موضوعیت و مشروعیت خود را در کشورهایی همانند عراق ، سوریه ، یمن و افغانستان از دست داده است .

در مورد دومین سوال دال بر اینکه ” چرا باید این چنین انتخاباتی را تحریم کرد ؟

باید بر این مسئله تکیه کنم ، که این انتخابات ، همانند انتخابات گذشته به معنی واقعی کلمه ” انتخابات ” نیست ، بلکه یک حالت انتصابی را به خود گرفته است . وقتی که یک ارگان غیر انتخابی همانند ” شورای نگهبان ” می تواند بر صلاحیت این یا آن کاندیدا تصمیم گیری کند ، که کدامیک از کاندیدا ها باید کنار رود و کدام می تواند خود را کاندید نماید ، دیگر نمی توان “   انرا انتخابات ” عمومی نامید ، بلکه فقط انتصاب از سوی ” شورای نگهبان ” است . قاعدتا وقتی که از انتخابات صحبت می شود ، قبل از هر مسئله ای ، باید احزاب و سازمان های سیاسی وجود داشته باشند که آزادانه مبانی سیاسی و برنامه ای خود را در انظار مردم قرار دهند ، تا اینکه مردم متوجه شوند ، که این یا آن حزب و سازمان نماینده آنان خواهد بود و انان می توانند با چشم بازتری تصمیم گیرند که کدامیک از کاندیدا های مورد نظر ریس جمهور خواهد بود . و از همه مهمتر اینکه ، فقط در صلاحیت احزاب و سازمان ها هست که خود تصمیم میگیرند ، که کدامیک از کاندیداها می تواند وارد رقابت انتخاباتی شود ، نه یک ارگان صوری همانند ” شورای نگهبان ” . در حقیقت ، وجود احزاب و سازمان سیاسی ، انعکاس واقعی از گرایشات سیاسی و عملی جامعه است . اما در تحت حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی از احزاب و سازمان های سیاسی مخالف خبری نیست و مسله انتخابات به یک سری محافل و باندهایی که به نحوی به رژیم وابسته اند ، مربوط گشته است . در ثانی ، معمولا انتخابات ریاست جمهوری ، انتخاب

ریس جمهور و مسئول قوه اجرایی جامعه است . ولی ریس جمهور در ایران ، هیچ مسئولیتی جز اطاعت و فرمانبری ، رهبر ولایت فقیه و سپاه پاسداران را ندارد و حتی در حوزه های وابسته بخود  ، تصمیم گیری اش هیچ سند یتی ندارد و باطل است .

بر می گردم به سوال شما که ، چرا انتخابات را  باید تحریم کرد . همچنانکه پیداست ، انتخابات جاری ریاست جمهوری بر خلاف دوره های گذشته ، تقریبا مورد چالش اکثریت اپوزیسیون رژیم جمهوری اسلامی قرار گرفته است و خواهان تحریم این انتخابات هستند . ولی هریک از مواضع سیاسی منحصر بخود  ، این تحریم را در نظر دارند. البته تا انجا که به تحریم بر می گردد ، می توان آن را به فال نیک گرفت . در اینجا ما بعنوان یک نیروی چپ و سوسیالیست ، تحریم انتخابات در ایران را بر مبانی برنامه های مدون انقلابی در نظر داریم . جدا از اینکه انتخابات جاری ، از لحاظ حقوقی و حقیقی دموکراتیک نیست ،  و مضمون سیاسی و قانونی آن بسیار مورد چالش قرار دارد . ما خواهان استقرار یک جمهوری دموکراتیک و فدرال هستیم که براینده خواست و آرزوی مردم ایران می باشد ، اما انتخابات جاری در ایران ، محک اصلی اش ولایت فقیه و سلطنت مذهبی است . ما خواهان جدایی دین از دولت هستیم ، اما انتخابات جاری در جهت یپیشبرد تلفیق دین با دولت است . ما خواهان آزادی بی قید و شرط افراد و احزاب سیاسی هستیم ، ولی هم اینک معلوم هست که رژیم حتی ” اپوزیسیون ” خودی را تحمل نمی کند . ما خواهان آزادی بی قید و شرط زنان جامعه مان و خواهان حقوق مساوی آنان با مردان هستیم ، ولی قانون ارتجاعی رژیم ، که طبعا ریس جمهورش حافظ ان هست ، حقوق زنان را پایمال کرده وبعنوان یک موجود درجه چند بحساب میاورد ، جای تعجب نیست که در لیست کاندیداتور های ریاست جمهوری ، هیچ زنی ، حتی به عنوان صوری شده ، جایی ندارد . ما خواهان آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی هستیم ، ولی در حاکمیت رژیم ، صد ها هزار نفر زندانیان سیاسی در سیاه چاله های رژیم وجود دارند . ما خواهان احقاق حقوق خلق های تحت ستم در چارچوب یک سیستم فدرالیستی در ایران هستیم ، اما رژیم جمهوری اسلامی نه تنها خلقها و ملییت ها را محروم تر نگه داشته ، بلکه آنان را به هر بهانه ایی سرکوب می کند . ما خواهان آزادی تشکل های صنفی و کارگری در چارچوب اتحادیه و سندیکاها هستیم ، ولی در رزیم جمهوری اسلامی سرنوشت کارگران و زحمتکشان به بازیجه سیاست های ارتجاعی گرفته شده است . ما معتقدیم که در چارچوب حاکمیت جمهوری اسلامی ، هیچیک از خواست های برحق برشمرده براورده نمی شود . در نتیجه با همین پیش بینی نیز هست که تحریم انتخابات یک سیاست اصولی است .

سوال_ چه کارهایی را برای تحریم هر چه گسترده تر این انتخابات حکومتی بایستی انجام داد؟

آنچه که پیداست ، رژیم جمهوری اسلامی به هر نحوی ” انتحابات ریاست جمهوری ” را برگزار خواهد کرد . و سعی می کند ، برای این انتخابات یک بسیج عمومی راه بیندازد . اینکه موفق خواهد شد یانه ، بستگی به آرایش و اگاهی مردم در داخل کشور و به طبع ان نقش نیروهای مخالف رژیم می باشد .در این مورد وظیفه مبرم و فوری احزاب و سازمان های سیاسی مخالف جمهوری اسلامی هست که بیشترین کوشش خود را بکار بگیرند و با اگاه کردن مردم ، صندوق های رایی گیری را بیشتر خالی نگه دارند . اگر چه رژیم به هر نحوی تعداد شرکت کنندگان در پای صندوق های رایی با دروغ و حیله بیشتر معرفی خواهد کرد ، و با آمارهای غیر واقعی خواهد خاست به خود مشروعیت دهد ، اما بی شک نمی تواند همانند گذشته از زیر ذره بین شبکه های اجتماعی خود را مبرا سازد و نتایج شرکت کننده ها را لاپوشانی نماید ، بلاخره معلوم خواهد شد که تا چه اندازه ایی مردم در این ” انتخابات ” شرکت کرده اند . انچه که پیداست ، نقش شبکه  های اجتماعی  رادر سازمان دادن تحریم انتخابات نباید دستکم گرفت و باید از این کانال علیه تبلیغات بی سود رژیم پاتک زد . در اینجا ، رسوایی رژیم نسبت به گذشته آنقدرافزایش یافته که اعمال سیاست تحریم انتخابات را تسهیل تر کرده است . ما باید با طرح های مختلف این تحریم را به مردم برسانیم و بویژه با ارایه تراکت و اسلاید ها ، موضوع اصولی خود را بیان کنیم . و در ابعاد عملی ، با برپایی تظاهرات و تشکیل سمینار ها ، نامشروع بودن رژیم را از طریق تحریم انتخابات به اثبات رسانیم . البته ممکن هست که موانع مختلف در مراکز صندوق های رای گیری بوجود اید ، ما باید روی این نوع پیش بینی های ممکن که به برهم زدن مراسم انتخاباتی منجر شود ، نفی نکنیم .

با سپاس از شما که این وقت را به من دادید.

کابوس آقای مصطفی تاج‌زاده / احمد آزاد

موسم نمایش انتخاباتی رسیده است و رژیم باید، همچون سال‌های گذشته، به طریقی مردم را به پای صندوق‌های رای بکشاند تا چنان بنماید که حکومتی است مورد اعتماد مردم و مشروعیتش را نه از لوله تفنگ که از پشتیبانی مردم دارد.  ادامه خواندن Continue reading