گزارشى از سفر نمایندگان سندیکاى واحد به اروپا / سندیکاى شرکت واحد تهران و حومه

گزارشى از سفر نمایندگان سندیکاى واحد به اروپا

گزارشی از سفر نمایندگان سندیکای کارگران شرکت واحد تهران به سازمان جهانی کار (ILO) همچنین حضورشان در کشورهای فرانسه، سوئد، نروژ و آلمان و دیدار با سندیکاهای کارگری آن کشورها

به دعوت کلکتیو سندیکاهای کارگری فرانسه دو تن از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، در روز ۲۶ مه برای دیدارهایی با سندیکاهای کارگری فرانسه عازم پاریس شدند. با برنامه ریزی های صورت گرفته نمایندگان سندیکای کارگران شرکت واحد به همراه کنفدراسیون های کارگری فرانسه در سازمان جهانی کار حضور یافتند و دیدارهایی با مسئولین این سازمان انجام دادند. آقایان رضا شهابی کارگر مبارز و سرشناس سندیکای کارگران شرکت واحد که شش سال را در زندان گذرانده است و داود رضوی نمایندگان سندیکا در این نشست ها بودند.

نمایندگان سندیکا با آقای برنادتیبو عضو هیات مدیره (ILO) همچنین با خانم بیاته اندرس و آقای کاسترو که بعنوان نمایندگان این سازمان در ماه اردیبهشت به ایران سفر کرده بودند و وزارت کار مانع از دیدار آنها با نمایندگان سندیکای کارگران شرکت واحد و دیگر تشکلات کارگری مستقل شده بود؛ با محوریت شکایت های سال های گذشته سندیکا در مورد ممانعت دولت از تشکیل مجمع عمومی سندیکا و آزار و اذیت کارگران شرکت واحد و زندان و احکام قضایی و اخراج اعضای سندیکا همچنین در مورد آزادی تشکیل تشکل های مستقل کارگری بدون دخالت دولت و کارفرما مطابق مقاوله نامه ۸۷ و پیمان دسته جمعی مطابق مقاوله نامه ۹۸ دیدار و گفتگو کردند.

آنان نشستی نیز با خانم سارا فینک و آقای مک اوراتا از کنفدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل و آقای ممدو و خانم مبل از کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های عمومی داشتند و از آنان درخواست کردند تا شکایت هایی که به نمایندگی از سندیکای کارگران شرکت واحد در سالیان گذشته در (ILO) کرده اند را جدی تر پیگیری کنند در این نشست در مورد ارتباط شفاف فی مابین نتایج خوبی به دست آمد. دستاورد دیگر این نشست تبدیل عضویت سندیکای کارگران شرکت واحد در کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های حمل و نقل از افتخاری به عضویت رسمی بود. و پس از این سندیکا می تواند در انتخابات هیات مدیره این کنفدراسیون کاندید و در رای گیری ها مشارکت کند. نمایندگان سندیکا در حاشیه اجلاس در جلسه مشترکی که با حضور هفت کنفدراسیون کارگری از کشورهای فرانسه، سوئد، ایتالیا و اسپانیا و کنفدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل و کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری در مورد موانع دولتی برای کارگران ایران در ایجاد سندیکاها و تشکلات مستقل کارگری برگزار شد؛ گفتگو کردند.

نمایندگان سندیکا به چهل و نهمین کنگره کنفدراسیون دموکراتیک کار فرانسه در شهر رن دعوت شدند. رضا شهابی دراین کنگره سخنرانی کرد و از حمایت این اتحادیه از مبارزات کارگران ایران و تلاش آن برای آزادی خود تشکر کرده و آن را نمونه ای از همبستگی بین المللی کارگران‌دانست. این سخنرانی با حمایت پرشور نزدیک به دو هزار نماینده فرانسوی و خارجی حاضر در کنگره روبرو شد. در حاشیه این‌کنگره نمایندگان سندیکا با خانم شاران بارو دبیر کل آی تی یو سی (کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری) و نیز آقای پیتر سیودنک، مشاور دپارتمان بین المللی سندیکای بزرگ “د.گ.ب” آلمان دیدار و تبادل نظر کردند. هر دوی این شخصیت ها، در ادامه گفتگوهای ژنو با دیگر مسئولین بخش کارگری سازمان‌جهانی کار، ضمن قدردانی ازمبارزات سندیکای کارگران شرکت واحد بر لزوم‌ حمایت فعالتر از آن تاکید داشتند. در طول این سفر نمایندگان سندیکا در شهر پاریس با مسئولین کنفدراسیون دموکراتیک کار فرانسه CFDT، کنفدراسیون عمومی کار فرانسه CGT، اتحاد سندیکایی همبستگی Solidaires، کنفدراسیون متحده سندیکایی FSU، اتحاد ملی سندیکاهای مستقل UNS و در شهر استکهلم با دبیر کل و دیگر مسولین اتحادیه سراسری کارگران سوئد و برخی سندیکاهای عضو آن دیدار کردند. در شهر اسلو با مسئولین  اتحادیه کارگران سراسری نروژ و برخی از سندیکاهای عضو دیدارهایی صورت گرفت در شهر فرانکفورت و هامبورگ با مسئولین سندیکای بزرگ “ا.گ متال” و ” وردی” دیدار داشتند. موضوع اصلی در این دیدارها تعمیق همبستگی کارگری بوده و بر همبستگی ها با کارگران شرکت واحد و سایر کارگران ایران تاکید شده است.

همچنین نمایندگان سندیکا در مراسم شب همبستگی با کارگران ایران در پاریس که کلکتیو سندیکاهای کارگری فرانسه ترتیب  داده بودند بعنوان سخنران شرکت کردند. در ادامه نمایندگان سندیکا در چهار جلسه دیدار عمومی با کارگران و فعالان کارگری که با هماهنگی سندیکاهای دعوت کننده در شهرهای فرانکفورت، هامبورگ، استکهلم و گوتنبرگ برگزار شده بود، سخنرانی کردند.

جهت آگاهی همکاران، کلیه هزینه های این سفر توسط سندیکاهای دعوت کننده پرداخت گردیده است.

 سندیکاى شرکت واحد تهران و حومه

گزارشگران بدون مرز: آمران و عاملان قتل زهرا کاظمی همچنان از مجازات مصون هستند

سازمان گزارشگران بدون مرز می‌گوید با گذشت ۱۵ سال از کشته‌شدن زهرا کاظمی، روزنامه‌نگار ایرانی کانادایی، در زندان اوین، شکنجه‌گران، آمران و عاملان قتل او، از جمله سعید مرتضوی، همچنان از مجازات معاف هستند. ادامه خواندن Continue reading

تجمع سالیانه قلعه بابک: شمار فعالان آذربایجانی بازداشتی به ۸۰ تن رسید

خبرگزاری هرانا – همزمان با مناسبت گردهمایی سالانه قلعه بابک و در ادامه بازداشت‌های گسترده به‌خصوص در استان‌های آذربایجان و اردبیل روز شنبه ۱۶ تیرماه دستکم سیزده فعال ترک (آذری) دیگر نیز بازداشت شدند، با احتساب این بازداشت‌ها تعداد بازداشت‌شدگان روزهای اخیر مناطق شمال غرب کشور به حدود ۸۰ تن رسید.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، تا روز یکشنبه ۱۷ تیرماه بیش از ۸۰ تن از فعالان ترک (آذری) در شهرهای مختلف استان‌های آذربایجان شرقی و غربی و اردبیل توسط ماموران اداره اطلاعات بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.

“سالار افشاری”، “یاشار حسن‌پور”، “رحیم‌ علی‌رضایی“، “ابولفضل بیدخت”، “رحمان قاسمی”، “امیر هاشم‌زاده”، “اولدوز قاسمی” و “غلام قلیزاده” اسامی برخی از فعالانی هستند که روز گذشته توسط ماموران اداره اطلاعات بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.

گفته می‌شود علاوه بر افراد ذکر شده دستکم ۵ تن دیگر نیز طی شب گذشته و چهار تن دیگر در روزهای گذشته به همین نحو بازداشت شده‌اند اما تا لحظه تنظیم این گزارش از هویت این افراد اطلاعی حاصل نشده است.

تعدادی از افراد بازداشت شده از جمله “آیدین ذاکری“، “مهدی گلابی“، “فرهاد جدی“، “محمد خاکپور“، “حمید ادیب“، “فیروز معینی”، “فرج نوری” ، “علی‌ (آیت) خیرجو”، “توحید امیرامینی”، “محمد جولانی”، “میثم جولانی”، “جواد احمدی یئکانلی”، “محسن اسمعیلی”، “علی روح‌بخش”، “رحیم نوروزی”، “پرویز کاری”، “سعدالله ساسانی”، “محمد مردی”، “میلاد اکبری”، “سجاد جولانی”، “مهدی دوستدار”، “ایرج‌ شیرزاد”، “سجاد شهیری”، “سید موسی ضیا‌گرگری”، “محرم‌کریمی”، “داود عظیم‌زاده”، “بهراد خدایاری”، “سعید‌ سلطانی”، “بابک کیومرثی و مرتضی محمدی (با قرار وثیقه ۲۰ میلیون تومانی) تاکنون آزاد شده اند.

گروهی از آزاد شدگان اظهار دارند که حین بازداشت به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند. فعالان عنوان می‌کنند که این ضرب و شتم با حضور نیروهای انتظامی و سپاه اما از طریق زندانیان سابقه‌داری که به مرخصی آمده بودند، صورت گرفته است.

هویت فعالانی که مورد ضرب و شتم قرار گرفته و آسیب دیده‌اند بدین شرح است:

آیت خیرجو، خونریزی در ناحیه سر و گوش/ رحیم نوروزی، شکاف روی سر و کبودی روی دست و پا/ مرتضی پروین، آسیب جدی از ناحیه کمر/ محمد جولانی، آسیب از ناحیه سر ،چشم و آرنج/ میثم جولانی/ سعدالله ساسانی/ میلاد اکبری/ توحید امیرامینی/ جواد احمدی یئکانلی/ محمد مردی/ میلاد‌اکبری/ علی روح‌بخش/ محسن اسماعیلی/ یوسف کاری/ محمد آزادی، کوفتگی روی نقاط مختلف بدن.

همچنین آزادشدگان می‌گویند غلام قلی‌زاده پس از بازداشت با دستان بسته به شدت مورد شکنجه قرار گرفته و نهایتا دچار تشنج شده و یک شب در بهداری نیروی انتظامی کلیبر بستری شده است. وی پس از ترخیص نیز به دستور “خدایی” دادستان ارومیه که سازمان‌دهی این پرونده را بر عهده دارد، به زندان ارومیه منتقل شده است.

از میان بازداشت شدگان عباس لسانی جهت بازجویی‌های ویژه به اداره اطلاعات تبریز و ابراهیم نوری نیز به بند ۲۰۹ بازداشتگاه اوین منتقل شده‌اند. عباس نیک‌روان نیز در زندان سلماس در اعتصاب غذا به سر می‌برد. همچنین تاکنون برای سهند معالی، دیگر فعال بازداشت شده قرار وثیقه ۳۰ میلیون تومانی صادر شده است.

لازم به ذکر است طی روز شنبه “سلیمان کاظمی” از اهر، “مهدی دوستدار“، “محسن اسمعیلی” و “ایرج شیرزاد” از اردبیل، “میلاد اکبری“، “ابوالفضل کرامتی”، “محمد مردی”، “سعدالله ساسانی”، “مرتضی مرادپور” و “اکبر عباس‌زاده” از تبریز، “عباس خدایاری” از خلخال و “سینا ارشادی” از مشگین‌شهر، روز جمعه “حمید قوتی“، “فرهاد جدی”، “حمید ادیب شفیق”، “مهدی گلابی”، “فیروز معینی”، “محمد خاکپور” و “دکتر عباس ارشادی‌فر” از اردبیل، “داود عظیم‌زاده” و “بهراد خدایاری” از مراغه، “جواد احمدی یئکانلی” از خوی، “آیدین ذاکری“، “سعید سینه دار” و “شاهین اسماعیل‌پور” از مشگین‌شهر، “احد آلویی” از تبریز و “سجاد شهیری”، “موسی ضیاگرگری” و “سعید کریمی” از نقده، روز پنج‌شنبه ۱۴ تیرماه “مرتضی پروین“، “حجت فکری”، “علی روح‌بخش” و “محمد آزاد”، “علی (آیت) خیرجو“، “توحید امیر امینی“، “میثم جولانی” و “علی جولانی” از اردبیل، “قاسم محمودی” و “محمود محمودی” از کلیبر، “سهند معالی” از سراب و “عباس نیک‌روان” از سلماس، روز چهارشنبه ۱۳ تیرماه “کیومرث اسلامی” در مغان، “فرج نوری” در اهر و “مرتضی یزدانی” در ارومیه، در روز سه‌شنبه ۱۲ تیرماه “رحیم غلامی“، “مهدی هوشمند” و “عبدالله هوشمند” در اردبیل، “رحیم ساسانی” و “سجاد صدقی” در تبریز، “مرتضی محمدی” در اهر، “ابراهیم نوری“، “جعفر رستمی‌راد” و “سجاد جولانی” در تهران و “مجتبی عبدلی” در بستان آباد و در روز دوشنبه ۱۱ تیرماه نیز “عسگر اکبرزاده“، “علی واثقی“، “سعید صادقی‌فر” و “عباس لسانی” در اردبیل بازداشت شدند.

روز جمعه در پی اعتراض فعالان بازداشتی نسبت به عدم تفکیک بندها و ضرب و شتم آن‌ها، “سعید صادقی‌فر“، “رحیم غلامی“، “عسگر اکبرزاده“، “مهدی هوشمند” و “علی واثقی” فعالانی که در بند سلامت زندان اردبیل نگهداری می‌شدند، به اردوگاه-زندانی که بین اردبیل و سرعین قرار دارد منتقل شدند.

علاوه بر بازداشت های فوق، تلاش نیروهای امنیتی برای بازداشت یا احضار جمع دیگری از فعالان این منطقه بی نتیجه مانده است بنابراین می‌توان گفت دست کم ۳ فرد دیگر نیز تحت تعقیب یا در معرض بازداشت هستند.

اشکان سعادت‌پور در ارومیه، مجید نقی زاده در اهر و مهدی اژدری در اردبیل، هویت افرادی است که تحت تعقیب قرار گرفته‌اند.

احتمال می‌رود این بازداشت‌ها قسمتی از تلاش دستگاه امنیتی همزمان با تجمعات سالانه “قلعه بابک” در این منطقه باشد.

گفته می‌شود در مسیرهای مختلف منتهی به شهر کلیبر و قلعه بابک، ایست‌های بازرسی متعددی از سوی ارگان‌های امنیتی ایجاد شده و تلاش شده از حضور فعالان و مردم در قلعه بابک جلوگیری شود با اینحال دسته‌های مختلف علاقمندان به حضور در این برنامه طی شب‌های گذشته خود را به این منطقه رسانده و با روشن کردن آتش به برگزاری رقص های سنتی و گردهم آیی پرداختند.

لازم به ذکر است در تاریخ ۲۳ خردادماه سال جاری نیز محکومیت مرتضی پروین، میلاد اکبری و اکبر جهانگیری سه فعال ترک (آذری) ساکن استان اردبیل که در دادگاه بدوی به اتهام “اخلال در نظم عمومی” طی شرکت در مراسم تجمع در “قلعه بابک” به پرداخت جزای نقدی جایگزین حبس چهار ماهه و تحمل ۴۰ ضربه شلاق تعزیری محکوم شده بودند، در شعبه ۲۶ دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی عینا تایید شد.

قلعه‌بابک یا دژ بابک، بنا شده در بالای کوهی به بلندای ۲۳۰۰ متر، نزدیک به سه کیلومتری شهر کلیبر. دژ در زمان ساسانیان ساخته شده ولی نام خود را از نام بابک خرمدین، رهبر مبارزان با خلفای عباسی در سال ۸۹۳ میلادی، گرفته‌است.

در طی سالهای اخیر، بطور منظم فعالان ترک (آذری) با حضور در تجمعاتی سالانه در این محل به طرح مطالبات خود می پردازند.

«نسل‌های مختلف جنبش زنان ایران نیازمند گفتگو با یکدیگرند» / ژانت باوئر

ژانت باوئر مردم‌شناس و استاد مطالعات بین‌الملل در کالج ترینیتی شهر هارتفورد در ایالت کانتیکت آمریکاست. او نزدیک به چهل سال درباره زنان ایرانی و جنبش حقوق زنان ایران تحقیق کرده است.

او در ۲۵ سال گذشته درباره زنان مسلمان در مهاجرت نیز تحقیقات درازمدت انجام داده و زندگی و تجارب چند نسل از گروه‌های  جمعیتی را بررسی کرده است.

ژانت باوئر از ماه مه تا ژوئیه ۲۰۱۸ به عنوان پژوهشگر میهمان انستیتوی ماکس پلانک در آلمان به سر می‌برد. او روز ۵ ژوئن سخنرانی‌ای درباره جنبش فمینیستی آینده در ایران در محل کانون پناهندگان سیاسی ایران در برلین ایراد خواهد کرد.

دویچه وله: پرفسور باوئر، شما مردم‌شناس هستید و در زمان دانشجویی‌تان پیش از انقلاب ۵۷ به موضوع وضعیت زنان و سازمان‌های آن‌ها در ایران پرداختید. پس از آن هم ایران همیشه جایگاهی خاص در تحقیقات و نوشته‌های شما داشته است. این علاقه به ایران از کجا می‌آید؟

ژانت باوئر: من به عنوان دانشجو به آسیای جنوب شرقی و خاورمیانه سفر کردم و  تفاوت‌های مهم میان جوامع مسلمان مختلف مرا متحیر کرد. برای همین می‌خواستم بیشتر درباره گوناگونی آیین و رسوم در جهان اسلام بدانم، به‌ویژه به عنوان زنی متاثر از مباحثی که در زمینه حقوق زنان و برابری جنسیتی در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ مطرح بودند.

پس از اینکه برای مدتی در فیلیپین زندگی کردم، تصمیم گرفتم بیشتر درباره کشورهایی که در غرب آسیا قرار دارند بدانم و ایران را به دلیل تنوع فرهنگی غنی و تاریخ آن برگزیدم.

تمرکز شما در چهل سال اخیر بیشتر روی زنان ایرانی در داخل و خارج ایران بوده است. از نظر شما چه تفاوت‌های اصلی میان زنان نسل پیش از انقلاب و نسل حاضر وجود دارد؟

پیش از انقلاب زنان دسترسی فزاینده‌ای به همه گونه اطلاعات جدید پیدا کردند. من متوجه شدم که حتی زنان کارگری که به خانه‌هایشان در شهرهای کوچک برمی‌گشتند، متاثر از ایده‌ها و رفتارهای جدید بودند. تجربه من این بود که زنان همه طبقات و مناطق اهدافی برای خودشان و فرزندانشان داشتند‌، اما همه زنان در وضعیت مناسبی برای فعالیت در جهت رسیدن به آن اهداف‌ نبودند‌؛ مثلا اینکه به آموزش دسترسی داشته باشند یا سفر کنند یا شغلی داشته باشند.

برخی اوقات می‌دیدم که در محیط سنتی روستاها یا در محله‌های کارگری ایران زنان راه‌هایی داشتند برای آنکه قواعد اجتماعی یا محدودیت‌ها را دور بزنند، به این وسیله که به خانواده‌هایشان فشار بیاورند تا تسلیم خواسته‌های آن‌ها بشوند. سپس بعد از مهاجرت به شهر برخی اوقات زنان می‌دیدند که آن ابزارهای سنتی برای رسیدن به اهدافشان دیگر مؤثر نیستند. برای همین وقتی که نظام قانونی شروع به حمایت بیشتر از زنان کرد‌، دیگر به آن ابزارهای اجتماعی سنتی برای رسیدن به اهدافشان وابسته نبودند. و این برخی امکانات زنان کمتر تحصیل‌کرده را برای رسیدن به اهداف شخصی‌شان محدود می‌کرد.

امروزه امکان انتقال اطلاعات و دانش همراه با اشکال جدید مسافرت و ارتباطات الکترونیکی افزایش یافته است. به همین دلیل، جوانان ایران همانند جوانان دیگر کشورها در سراسر دنیا، ورای مرزهایشان به شکل‌های مختلف در فعالیت هستند.

زنان جوان نسبت به نسل‌های پیش از خود دسترسی بیشتری به آموزش و اطلاعات دارند. من فکر می‌کنم آنها در مقایسه با پدر و مادرشان یا نسل‌های پیش از انقلاب، به طور متفاوتی در دنیا عمل می‌کنند. آنها مانند جوانان دیگر نقاط دنیا در درجه نخست علاقه‌مند به ایجاد زندگی‌ای پرمعنی برای خودشان به عنوان فرد هستند و می‌خواهند کنترل زندگی‌شان در دست خودشان باشد و زندگی‌شان را بهبود ببخشند. اما بعضی وقت‌ها هم کارهایی می‌کنند که افراد دیگر جامعه را در بر می‌گیرد.

البته هم‌زمان در ایران و بسیاری دیگر از نقاط دنیا، بقایای پدرسالاری و امتیازات مردانه به عنوان مانعی سر راه زنان جوانی باقی مانده که می‌خواهند به اهدافی برسند که برای خودشان و جامعه‌شان دارند. و می‌دانم که مردها هم اغلب برای پذیرش جایگاه زنان به عنوان افراد برابر در فضای عمومی یا اجتماعی و شغلی، در کشمکش با خودشان هستند. و این امر نشان‌دهنده هم الگوهای پرورش اجتماعی (سوسیالیزاسیون) است و هم ساختارهای اجتماعی و سیاسی که در آن امتیاز دادن به مردها – و در درجه اول به مردان دگرجنس‌گرا (هتروسکسوئل) و طبقات خاص یا گروههای خاص – ادامه پیدا می‌کند.

شما با زنان مهاجر ایرانی خارج از کشور در تماس هستید، از جمله با فعالان حقوق زن. چه تفاوتی میان دیدگاه فعالان حقوق زن داخل و خارج ایران می‌بینید؟

فکر می‌کنم زنان جوان و فعالان حقوق زن در ایران و آن‌هایی که بیشتر در سال‌های اخیر از ایران خارج شده‌اند، در مقایسه با زنانی که پیش‌تر ایران را ترک کرده‌اند، تجربه‌های متفاوتی در رابطه با نابرابری و تبعیض جنستی و روبرویی با محدودیت‌ها دارند. همچنین به نظر می‌رسد که زنان جوان‌تر و کسانی که اخیرا آمده‌اند، اغلب می‌خواهند با طیف وسیع‌تری از مبارزه علیه نابرابری‌های اجتماعی و بی‌عدالتی‌ها مقابله کنند. منظور من از اینکه پیش از این گفتم، فعالیت‌های آن‌ها بیش از پیش “دربرگیرنده” است‌. یعنی آن‌ها بیش‌تر نگران نابرابری‌هایی هستند که نه تنها زنان بلکه برخی مردان متحمل می‌شوند، مانند مردانی با سکسوالیته آلترناتیو و مردان فقیر. بسیاری از آن‌ها به من گفته‌اند که علاوه بر فعالیت در زمینه حقوق زنان در عرصه کمک به کودکان افغان، بی‌خانمان‌ها و مادران و کودکان در ایران هم فعال بوده‌اند.

Iran Simin Behbahani vor Zeichen

متاسفانه نسل فعالان یا فعالان بالقوه حقوق زنان در داخل و خارج ایران لزوما رابطه نزدیک با نسل دیگر یا اطلاعات درباره کار نسل دیگر ندارد و این مانع از آن است که این دو نسل بتوانند از یکدیگر بیاموزند و در مبارزه برای کسب حقوق زنان با هم متحد شوند. برخی وقت‌ها زنان جوان، مگر اینکه از مادران یامادربزرگان‌شان درباره فعالیت‌های حقوق زنان آموخته‌ باشند، اطلاعات زیادی درباره تاریخچه فعالیت‌ها و جنبش حقوق زنان در ایران ندارند. این وضعیت تا حدی با دسترسی مردم به پلاتفرم‌های اجتماعی الکترونیک فرق کرده است. حال دیگر زنان جوان می‌توانند درباره تاریخ جنبش زنان بخوانند و بیاموزند.

در سال‌های اخیر شاهد حرکت‌های اعتراضی مختلف زنان در ایران  به شکل‌های گوناگون بوده‌ایم. این حرکات را چگونه می‌بینید؟

از آنجایی که ادامه فعالیت‌های سازمان‌دهی شده برای رسیدن به برابری جنسیتی مشکل‌تر شده، به نظر می‌رسد که چالش‌های زنان و اعتراضات‌شان علیه تبعیض و نداشتن گزینه‌های اجتماعی، باعث شده که فعالیت‌های زنان به صورت فردی یا در گروه‌های کوچک صورت بگیرد. طبیعی است که این امر برخی پیامدهای اجتماعی دارد.

در طول تاریخ، در فرهنگ‌های مختلف حرکت‌هایی این چنین با مقابله روبرو شده، اما زنان در بسیاری از نقاط با نشان دادن مقاومت‌های فردی، موفق به ارتقاء جایگاه سیاسی و قانونی‌شان شده‌اند.

فکر می‌کنم متاسفانه مجازات‌های اجتماعی‌ای که زنان جوان هنگام فعالیت علیه نابرابری جنسیتی در عرصه عمومی با آن روبه‌رو می‌شوند و نیز پیامدهای احتمالی اجتماعی و قانونی، بسیاری از آن‌هایی را که ممکن است بخواهند به دیگران بپیوندند، از فعالیت منصرف می‌کند.

تاثیر نهادهای آموزشی بر برابری جنسیتی در فرهنگ‌های مختلف چگونه است؟

تحقیقات من روی سازمان‌های داوطلب و برنامه‌های آموزشی غیررسمی‌ای متمرکز بوده که به زنان کمک می‌کنند تا بتوانند به اطلاعات لازم برای اعاده حقوقشان دست یابند. در ایران اهمیت نهادهای آموزشی غیررسمی و نیز رسمی پیش از انقلاب روشن بود.

در آن زمان زنانی که از شهرهای کوچک برای زندگی به شهرهای بزرگ می‌آمدند اغلب از اعضای دیگر خانواده یا جلسات زنانه در شهرها چیزهای جدید یاد می‌گرفتند، مثلا با شرکت در کلاس‌های سوادآموزی یا با پیوستن به “سازمان زنان ایران” در آن زمان.

با تحقیقاتم درباره زنان پناهنده در بسیاری از نقاط جهان به این نتیجه رسیده‌ام که برعکس تصوری که مردم غرب ممکن است داشته باشند‌، این زنان منفعل نیستند. آن‌ها مدافعان قوی‌ای برای خودشان و خانواده‌شان هستند. آن‌ها، اگر ابزار درست در اختیارشان باشد، به آموختن و درخواست مطالباتشان ادامه می‌دهند.

جنبش‌های زنان کشورهای مختلف چه تاثیری بر یکدیگر می‌گذارند؟

در طول تاریخ فعالان حقوق زنان، از جمله فعالان ایرانی، از طریق کنفرانس‌ها، ارتباط مستقیم یا خواندن آثار یکدیگر، در ارتباط با هم بوده‌اند.

جنبش‌های زنان در بسیاری از جوامع گوناگون در طول تاریخ بر یکدیگر به طور متقابل تاثیر گذاشته‌اند.

با این همه، زنان از دریچه تجربه فرهنگی خودشان به جنبش زنان می‌نگرند و به آن نزدیک می‌شوند. درک‌های متفاوتی در میان فعالان حقوق زن برحسب ملیت، پیشینه طبقاتی، قومیت، نژاد و سطح تحصیلات وجود دارد.

این‌ها هنوز موانعی هستند که جنبش‌های زنان در سراسر دنیا باید از طریق ارتباط و گفت‌وگو با هم بر آن چیره شوند. در رابطه با جنبش زنان ایران، جای زیادی برای کار در میان نسل‌ها و برقراری ارتباط بیشتر با یکدیگر می‌بینم، تا بتوان جنبش حقوق زنان وسیع‌تری را ایجاد کرد.

آینده جنبش زنان ایران را چگونه می‌بینید؟

به نظر من ما باید جنبش زنان یا “نا-جنبش” زنان ایران را فرامحلی ببینیم. زنان داخل و خارج ایران با آرزوها و فعالیت‌هایشان برای کسب آزادی و حق انتخاب در رابطه با تمام جهان به سر می‌برند.

من از نام‌گذاری آصف بیات، پژوهشگر ایرانی، برای جنبش زنان ایران در حال حاضر به عنوان “نا-جنبش” استفاده می‌کنم، چون در ایران جنبش زنانی که به طور مرکزی سازماندهی شده باشد، وجود ندارد. بحث من این است که این جنبش را فرامحلی می‌دانم، چون دربرگیرنده زنان جوان ایرانی است که مدتهاست با خارج از ایران در ارتباط هستند یا اطلاعات‌شان را از منابع مختلف خارج از ایران می‌گیرند.

فعالان حقوق زن در داخل و خارج ایران از طریق شبکه‌های اجتماعی در گفتگویی جهانی با یکدیگر هستند. آن‌ها درباره اتفاقاتی با هم تبادل نظر و تبادلاطلاعات می‌کنند که در رابطه با مسائل و مبارزات زنان در سراسر جهان رخ می‌دهد. به نظر من خوب است که جنبش زنان ایران را به عنوان جنبشی نگاه کنیم که هم زنان داخل و هم زنان خارج از کشور را در بر می‌گیرد.

این امر نیازمند گفتگوی میان دو نسل در داخل و خارج کشور هم هست. برخی از زنان جوانی که من با آن‌ها صحبت کرده‌ام، اشاره کرده‌اند به اینکه در تلاش‌ خود برای همکاری با نسل‌های قدیم‌تر فعالان ایرانی، حس می‌کنند شاید وجوه مشترک کمی با آنها دارند یا کم‌تر از آنها مطالعه کرده‌اند و به قدر آن‌ها مطلع نیستند. برای همین حس نمی‌کنند جزیی از گروه آن‌ها باشند.

به نظر من این در حقیقت فراخوانی است برای گفت‌وگوی بیشتر درباره حقوق و جنبش زنان میان نسل‌های مختلفی که خودشان را فعال حقوق زنان می‌دانند.

دویچه وله

اعتراض شوراهای صنفی به صدور احکام قضایی برای دانشجویان

شوراهای صنفی دانشجویان کشور در بیانیه ای که تاکنون به امضای ٣۷ دانشگاه رسیده است، ضمن اعتراض به صدور احکام بازداشت و زندان برای دانشجویان و حمایت از دانشجویآن معترض دانشگاه علامه طباطبائی، خواستار توقف کامل روند قضایی دانشجویان که هنوز دادگاه بدوی شان تشکیل نشده، لغو احکام قضایی صادره علیه دانشجویان و بازگشت پرونده هایشان به دانشگاه، حضور دانشجویان محکوم شده از سال جاری تحصیلی بدون هیچ گونه مانعی بر سر کلاس ها و عدم هر گونه ممنوعیت نسبت به حق تحصیل و توقف کامل روند امنیتی سازی دانشگاه و عدم پرونده سازی برای دانشجویان فعالی که پیگیر پرونده ها بوده اند شده اند. این خواست ها در ماه های اخبر بارها از سوی دانشجویان اعلام شده است.
متن این بیانیه و امضاهای آن را در ادامه می خوانید:

بازداشت های عجولانه و بی‌دلیل دی ماه که به گفته مسئولین امنیتی با هدف پیشگیری از جرم و به بهانه ی اعتراضات دی ماه شروع شد، در ادامه پرونده سازی و فضای امنیتی در دانشگاهها را در پی داشت و در نهایت علیرغم عدم شفافیت در ارایه دلیل برای مصادیق ذکر شده به احکام سنگین قضایی برای فعالین صنفی ختم شد.

در بخشی از این ماجرا طبیعی بود که دانشجویان نسبت به سرنوشت کشورشان حساسیت نشان دهند یا که از وضعیت معیشتی به تنگ آمده باشند و نسبت به گرانی و مشکلات معترض باشند و در اعتراضات شرکت کنند و انتظار داشتیم که بر حسب وظیفه دولت از حقوق شهروندی و وزارت علوم از حقوق دانشجویی اعضای جامعه ی دانشگاهی دفاع کند. بخش دیگر ماجرا فعالین صنفی_دانشجویی ای بودند که نه در خیابان ها بلکه جلوی درب دانشگاهها بصورت غیر قانونی بازداشت شدند و مصادیق جرمشان حضور در فعالیت‌های صنفی سالهای پیش در صحن دانشگاه بود.

از مسئولان وزارت علوم که وزیر و معاون فرهنگی اش در خطابه‌هایشان دانشجویان را سرمایه های آینده ی کشور و عضوی از خانواده ی دانشگاه می دانند انتظار می رفت که نگذارند به حریم دانشگاه و حقوق دانشجویان تجاوز شود. متاسفانه در عمل تنها شاهد وعده ی پیگیری و کمک کردن به امنیتی ها برای پرونده سازی علیه فعالین صنفی_دانشجویی بودیم.

پس از بازداشت دانشجویان با بیانیه و نامه هایی که بیش از ۵۰ شورای صنفی دانشجویان امضا کرده بودند، نظر دانشجویان را اعلام کردیم. همچنین در طول این مدت دانشجویان دانشگاه های مختلف با برگزاری تجمعاتی خواستار آزادی دانشجویان و عدم پرونده سازی و تشکیل پرونده شدند. اکنون به دلیل بی توجهی به مطالبات برحق جامعه دانشگاهی پس از صادر شدن احکام سنگین قضایی به تجمع اعتراضی دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران رسیدیم.

آنچه که در دانشکده ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران میگذرد، همان اصالت روح اصیل دانشگاه است. همصدایی بدنه ی دانشجویی با همراهی اساتید برای دفاع از ساحت دانشگاه. دانشجویانی که فارغ از تفکر و عقاید شخصی خود به دفاع از حریم دانشگاه بپا خواسته اند آن هم نه با برگزاری تجمعی یک روزه و دو روزه بلکه با آگاهی از آنچه که حق خود می دانند، گفته اند تا زمانی که احکام سنگین قضایی لغو نشود ما پیگیر لغو آن هستیم. در کنار دانشجویان اساتیدی قرار گرفتند که دیگر خود را درگیر مصلحت اندیشی و سکوت برای بقا بر سر کرسی استادی نمی دیدند.

شوراهای صنفی دانشجویان کشور وظایفی شفاف و بدیهی دارد:
دفاع از آموزش رایگان، حقوق برابر تمامی ادیان، اقوام، مذاهب و …، حق تحصیل برای همگان، حق تشکل یابی، دانشگاهی امن و بدور از برخوردهای امنیتی، لغو سیاست های اجتماعی که سبب تبعیض جنسیتی می شود، لغو سیاست های اقتصادی که سبب شکاف طبقاتی می شود و در یک کلام، احیا روح دانشگاه.
و تلاش برای احقاق همین بدیهیات، اکنون منجر به صدور احکام سنگین و ناعادلانه برای فعالین صنفی شده است. در احکام صادر شده برای دانشجویان تجمعات صنفی در صحن دانشگاه، نقد سیاست های اقتصادی که نتیجه ی سو آن را در زیست دانشجویی روزانه احساس می کنیم، به چشم می آید که قاعدتا چنین احکامی از منظر نگاه هر انسان حق‌خواه محکوم است.
نگرانی هایمان را گفتیم و پای رسالتمان ایستادیم. بی شک سرکوب این روزهایمان به بخشی از تاریخ فعالیت صنفی و حق خواهانه بدل خواهد شد که هرگز قابل تحریف نیست.
احکام صادر شده برای دانشجویان تنها مختص به دانشگاه تهران نیست و دانشجویان دانشگاه های دیگر نیز با چنین احکامی مواجه شده اند و بیشتر از افرادی هستند که امروزه خبرهایشان را شنیده اید.

در پایان شوراهای صنفی دانشجویان کشور سپاسگزار تلاش هم‌صنفان خود در دانشگاه تهران است و حمایت قاطع خود را از دانشجویان دانشکده ی علوم اجتماعی تهران اعلام می کند و مطالبات دانشجویان معترض به احکام سنگین قضایی را مطالبات خود می داند:

۱- توقف کامل روند قضایی دانشجویان که هنوز دادگاه بدوی شان تشکیل نشده است.
۲- لغو احکام قضایی صادره علیه دانشجویان و بازگشت پرونده هایشان به دانشگاه.
٣- حضور دانشجویان محکوم شده از سال جاری تحصیلی بدون هیچ گونه مانعی بر سر کلاس ها و عدم هر گونه ممنوعیت نسبت به حق تحصیل
۴-توقف کامل روند امنیتی سازی دانشگاه و عدم پرونده سازی برای دانشجویان فعالی که پیگیر پرونده ها بوده اند

۱_شورای صنفی دانشگاه نوشیروانی بابل
۲_شورای صنفی دانشگاه تربیت مدرس
٣_شورای صنفی دانشگاه دامغان
۴_شورای صنفی دانشگاه صنعتی شریف
۵_شورای صنفی دانشگاه گیلان
۶_شورای صنفی دانشگاه صنعتی کرمانشاه
۷_شورای صنفی دانشگاه شهید مدنی تبریز
٨_شورای صنفی دانشگاه صنعتی اصفهان
۹_شورای صنفی دانشگاه صنعتی شیراز
۱۰_شورای صنفی دانشگاه مراغه
۱۱_شورای صنفی دانشگاه نیشابور
۱۲_شورای صنفی دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین
۱٣_شورای صنفی دانشگاه فرهنگیان
۱۴_شورای صنفی دانشگاه صنعتی قوچان
۱۵_شورای صنفی دانشگاه بیرجند
۱۶_شورای صنفی دانشگاه بم
۱۷_شورای صنفی دانشگاه ملایر
۱٨_شورای صنفی دانشگاه گنبد کاووس
۱۹_شورای صنفی دانشگاه صنعتی سهند تبریز
۲۰_شورای صنفی دانشگاه سیستان و بلوچستان
۲۱_شورای صنفی دانشکده نفت آبادان
۲۲_شورای صنفی دانشگاه کاشان
۲٣_شورای صنفی مجتع آموزش عالی و فنی اسفراین
۲۴_شورای صنفی دانشگاه کوثر بجنورد
۲۵_شورای صنفی دانشکده علوم اجتماعی علامه
۲۶_شورای صنفی دانشکده ارتباطات علامه
۲۷_شورای صنفی دانشکده ادبیات علامه
۲٨_شورای صنفی دانشگاه تبریز
۲۹_شورای صنفی دانشگاه تهران
٣۰_شورای صنفی دانشگاه هنر تهران
٣۱_شورای صنفی دانشگاه زنجان
٣۲_شورای صنفی دانشگاه علم و صنعت
٣٣_شورای صنفی دانشگاه مازندران
٣۴_شورای صنفی دانشگاه تفرش
٣۵_شورای صنفی دانشگاه بوعلی همدان
٣۴_شورای صنفی دانشگاه همدان
٣۵_شورای صنفی دانشگاه صنعتی ارومیه
٣۶_شورای صنفی دانشگاه صنعتی امیرکبیر
٣۷_شورای صنفی دانشگاه لرستان

گزارش مبارزات و اعتراضات کارگران و زحمتکشان ایران در سال ۱۳۹۶/ اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

 

تقدیم به محمد جراحی کارگر مبارزی که پس از سال ها زندان و اثرات ناشی از آن، در سال  ۱۳۹۶  جان باخت. ادامه خواندن Continue reading

برای اولین بار درهای ورزشگاه آزادی به روی زنان گشوده شد

برای اولین بار پس از انقلاب اسلامی در ایران، زنان توانستند برای تماشای بازی فوتبال بین تیم‌های ایران و اسپانیا وارد دو ورزشگاه آزادی و تختی شوند. این دستورالعمل از سوی استانداری تهران صادر شد. ادامه خواندن Continue reading

راز و رمز همکاری در جنبش کارگری دانمارک / فروغ اسدپور

گفتگو با دو تن از فعالان جنبش کارگری دانمارک  

مقدمه‌‌ی عمومی:
متن زیر به فراز مهمی از فعالیت اجتماعی پر‌جنب‌و‌جوش جنبش کارگری دانمارک و بسیج همگانی از پایین در بخش کارکنان دولتی-عمومی می‌پردازد که چندی پیش با انعقاد قراردادهای دسته جمعیِ جدید پایان یافت ادامه خواندن Continue reading