سده‌ی جنبش‌های اجتماعی در سرزمینی که شتابان به‌سوی زوال تمدن می‌رود / پیمان وهاب‌زاده

۱_اگر انقلاب بزرگ مشروطیت را سنگ بنای ورود ایران به مدرنیته‌ی سیاسی و اجتماعی بدانیم و آن را کارپایه‌ی مشاهده‌ بگذاریم، ادامه خواندن Continue reading

دست حکومت اسلامی از سر دو تابعیتی ها کوتاه / علی جاوید

به بهانه جنایات حکومت اسلامی در حق هموطنان دو تابعیتی

با درود به انسانهای آزاده ایی که به اشکال گوناگون بازتاب دهنده ستم جاری بر هموطنان دو تابعیتی مان در چنگال حکومت اسلامی هستند،

ایران وطن ماست، ما ریشه در آن خاک داریم ، بخش بزرگی از خاطراتمان آنجا شکل گرفته اند و اکنون و هنوز هم شب و روز با ما هستند ، بستگانمان، رفقا و دوستانمان ، کوچه ها و خیابانها ، دشت ها و کوه ها و خلاصه بخشی از زندگی و حتی ناخودآگاهمان آنجاست، حق هر فرد ایرانی و تک تک ما ، به عنوان یک حق اولیه انسانی و شناخته شده ، انتخاب محل زندگی است در هر کجای این کره خاکی ، در کنار آن همچنین حق طبیعی هر انسانی که در گوشه دیگری از عالم سکنی گزیده ، رفت و آمد آزادانه به خانه و کاشانه خویش است ، این حق توسط هر کس ، جریان و یا دولتی تضییق شود محکوم است ، رژیم اسلامی ایران ید طولایی در نقض حقوق انسان ها در زمینه های مختلف دارد ، ما نیز بعنوان مدافعان آزادی و برابری و برای عدالت اجتماعی و اقتصادی ، هر جا که حقی ضایع شده بر علیه آن گفته ، نوشته و عمل کرده ایم ، در محدویت سفر به وطنمان و دستگیری افراد دو تابعیتی که متاسفانه تعدادشان هم کم نیست ، جمهوری اسلامی محکوم است و این جنایت نیز بسان دیگر جنایات این رژیم باید افشا و طرد شود ، مقصر اصلی هموست، قربانیان این خشونت باید مورد حمایت و پشتیبانی بهر شکل ممکن قرار گیرند ، باید دقت کنیم که جای قربانی و جانی عوض نشود اما ضمن آن همانگونه هم که قبلا گفته ام ، یکی از مواردی که به آن باید توجه و اشاره شود، رفت آمد ایرانیان دو تابعیتی به وطن است ، امری که وسیله ای شده تا رژیم اسلامی با به گروگانگیری هموطنانمان ،از کشورهای اروپایی باج خواهی کند و بعضا هم موفقیت هایی داشته و ظاهرا به مذاق جنایتکارش هم خیلی خوش آمده و از این رهگذر هم به فعالیت ها و جنبش های آزادیخواهی ایران ضرباتی را وارد کرده است.

بنابراین ضمن محکوم کردن این بازی های کثیف حکومت اسلامی، افشای هر چه بیشتر این جنایات، روشنگری در کشورهای اروپایی و افکار عمومی در این کشورها ، دفاع از حق طبیعی هموطنانمان برای رفت و آمد به ایران و به موازات آن تلاش برای رهای به گروگان گرفته شدگان، همانگونه که برخی از کشورهای اروپایی از سفر به ایران به اینگونه افراد هشدار داده اند، ما نیز :

۱- در وهله اول از متخصصین و کارشناسان ایرانی مقیم خارج بویژه کشورهای اروپایی بخواهیم که از رفتن به ایران اجتناب ورزند، زیرا اگرچه رفتن آنها برای جامعه می‌تواندبهره ای داشته باشد اما ضرر آن در سایه رذالت‌های حکومت اسلامی ، برای جنبش ازاریخواهانه مردم به مراتب بیشتر است .

۲- از سایر هموطنانمان بویژه آنانی که سوابق مبارزاتی داشته اند ، مصرانه بخواهیم تا جهت همبستگی با مبارزات دیگر هموطنانشان بویژه ایرانیان داخل کشور که در راه رهایی از چنگال حکومت مستبد اسلامی، شیوه های مختلف مبارزه را ازموده اند و در این راه خسارات جبران ناپذیری را هم متقبل و متحمل شده اند، از نرفتن به ایران بعنوان شکلی از مبارزه با حکومت نگریسته و از سفر به ایران خودداری کنند تا بدینوسیله جلوی سوء استفاده های گوناگون و منجلمه تبلیغاتی رژیم را گرفته و گامی در جهت همراهی با دیگر فعالین مبارزات مدنی و اجتماعی بردارند ، باشد تا دست در دست همدیگر و کار بست اشکال و شیوه های مختلف مبارزه ، در جهت تقویت مبارزات ازایخواهانه طبقات و اقشار مختلف مردم در ایران بکوشیم و طنین ناقوس مرگ این حکومت قرون وسطایی را پر صداتر کنیم .

علی جاوید

۱۶ دیماه ۱۳۹۹

 

یک سال پس از #آبان – پرویز صداقت

در این یادداشت به‌مناسبت نخستین سالگرد خیزش‌های آبان‌ ۹۸ می‌کوشم به‌اختصار انسداد ساختاریِ سیاسی و اقتصادی در وضعیت کنونی و نیز امکانات و تنگناهای جنبش‌های بالقوه‌ی اجتماعی را بررسی کنم. ادامه خواندن Continue reading

نگاهی به مبارزات رهائی بخش شهروندانه / فرامرز دادور

تاریخا، همواره اندیشه های گوناگون در راستای رهائی به جامعه انسانی فارغ از استثمار و ستم اجتماعی مطرح گشته اند. در این نوشته کوتاه به اعمالِ شیوهِ مدیریت اشتراکی در حیطهِ فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی بسوی سوسیالیسم پرداخته میشود. در میان این سری از تئوری پردازان میتوان به موری بوکچین اشاره نمود. در سالهای ۸۰ از سوی وی ایده “شهروندی رهائی بخش”، متاثر از دمکراسی مستقیم و پیشرفت اکولوژیک مطرح گشت .وی در انتقاد از مارکسیسم و آنارشیسم بر آن بوده است که خطای مهلک سرمایه داری نه فقط در استثمار طبقه کارگر بلکه در وجود تضاد با محیط زیست میباشد. این نگاه اجتماعی فرموله شده از سوی وی و سپس استقبال بوسیله برخی دیگر عمدتا مدافع ایجاد تجمع های اقتصادی/اجتماعی دمکراتیک و غیر هیرارشیک مردمی برای دخالت مستقیم در اداره خردمندانه و متاثر از ارزشهای محیط زیست جامعه، بدور از دخالت سیاسیون حرفه ای میباشد. ادامه خواندن Continue reading

منازعه قره باغ: یک زخم باز تاریخی در میانه سیاست های ژئو پولیتیک جهانی و منطقه ای – محمد آزادگر؛ هدایت سلطان زاده

۱- همیشه در شرایط جنگ، پروپا گانداها و تبلیغات بر واقعیت ها سایه می اندازد و حقایق از افکار عمومی پنهان میماند. منازعه قره باغ نیز از این قاعده مستثنی نیست. قاعده جنگ روانی، متهم کردن طرف مقابل است. در این پروپاگاندای رسانه ای، آذربایجانی ها در طرف ضعیف تری قرار دارند. دیاسپرای ارمنی در کشورهای غربی بدلیل جمعیت مهاجر پر رنگ و جا افتاده در کشورهای مهم اروپائی و روسیه و آمریکا از فرصت های تبلیغاتی وسیعتری برخوردارند و در بسیاری از کشورهای غربی، مثل آمریکا و فرانسه و یونان، دیاسپورای پرصداتر ارمنی به تظاهرات علیه جمهوری آذربایجان برخاستند که معنائی جز حمایت از اشغال سرزمین های آذربایجان و بی خانمانی یک میلیون انسان رانده شده از خانه و زندگی خود نداشت. قابل فهم است که در ایران در شهرهای تبریز و زنجان و اردبیل و ارومیه و آذربایجانی های ساکن تهران بدلیل مشترکات اتنیکی و فرهنگی و تاریخی خود، همبستگی خود را با مردم جمهوری آذربایجان ابراز دارند. این تظاهرات، در عین حال اعتراضی بود علیه سیاست یک جانبه جمهوری اسلامی در حمایت از دولت ارمنستان. فراموش نباید کرد که قره باغ کوهستانی، خاستگاه برجسته ترین هنرمندان و موسیقی دانان و شاعران آذربایجان است، و تفاوت هست بین اعتراض علیه اشغال و سیاست یک جانبه یا حمایت از اشغال. در هر جنگی، معمولا احساسات اتنیکی در هر دو طرف تحریک می شود که فقط میدان را برای دشمنی های بیشتر و بهره برداری افراطی ترین و مرتجع ترین قشرها باز می گذارد که قربانیان آن کسی جز مردم عادی نیستند. ادامه خواندن Continue reading

کانون نویسندگان ایران، پرچمدار جنبش اجتماعی آزادی بیان/ محسن حکیمی

پیشکش به اعضای زندانیِ کانون نویسندگان ایران:
رضا خندان (مهابادی)، بکتاش آبتین، و کیوان باژن

کانون نویسندگان ایران تنها تشکل نویسندگان مستقل و آزادی خواه ایران است که قدمتش به بیش از نیم قرن میرسد. درست به دلیل همین استقلال و آزادی خواهی، کانون همیشه زیر تیغ سرکوب قرارداشته و به طبع نمیتوانسته به طور پیوسته فعالیت کند. این گسستگیِ زمانی، فعالیت کانون را ناگزیر به سه دوره ی جدا از هم تقسیم کرده است: اول از ۱۳۴۷ تا ۱۳۴۹، دوم از ۱۳۵۶ تا ۱۳۶۰، و سوم از ۱۳۶۹ تا کنون. اما بحث مهم تر در باره ی کانون نویسندگان ایران نوع و ماهیت این تشکل است. اساسنامه ی کنونی کانون آن را تشکلی «فرهنگی – صنفی» معرفی میکند. در فرهنگی بودنِ کانون هیچ شک و شبههای نیست. اعتلای فرهنگی جامعه از راه دفاع پیگیر از آزادی بیان و نشر و گسترش انواع و اقسام اندیشه ها و عقاید، ومبارزه ی بی امان با سانسور برای رشد و شکوفایی فرهنگ بالنده و پیشرو همیشه در صدر اهداف کانون قرارداشته است. ادامه خواندن Continue reading