پرسشی که پاسخی درخور نگرفت / سرور علی محمدی

بی بی سی فارسی  از صاحب نظرانی از طیف های مختلف خواسته که به این پرسش پاسخ دهند “آیا رضا پهلوی از سلطنت سرفنظر کرده است*؟ آنچه مرا به نگارش این چند سطر واداشت حیرتم از پرسشی است که از اساس بی ربط است. ادامه خواندن Continue reading

پیرامون اطلاعیه ” سه جریان” تحریم انتخابات و اما دعوت به یک انتخابات ” منصفانه” / سیروان هدایت وزیری

سه جریان سیاسی متشکل از “اتحاد جمهوریخواهان ایران” ، “حزب چپ ایران (فداییان خلق)” و “همبستگی جمهوریخواهان ایران” در اطلاعیه ای خواستار تحریم انتخابات ریاست جمهوری در ایران شده و بجای آن خواهان یک ” انتخابات آزاد و منصفانه ” شده اند. ادامه خواندن Continue reading

سند همکاری چین و جمهوری اسلامی، یک سر و هزار سودا! نوک پیکان اعتراض به کدام سو باشد؟

سند همکاری ۲۵ ساله میان دولت چین و جمهوری اسلامی که در تابستان ۱۳۹۹ بحثش به میان آمده بود، بالاخره و بدون انتشار هیچگونه اطلاعاتی از مفاد آن به امضای طرفین رسید. طبیعتا در رابطه با ویژگی های اقتصادی، سیاسی، ژئوپلتیک و غیره خود قرارداد منعقد شده می توان صحبت مفصلی داشت؛ اما آنچه بیشتر به کانون توجهات جامعه بدل شده نه این ویژگیها، که جدالی سیاسی و گسترده میان نیروهای سیاسی درگیر در فضای جامعه ایران است. قرارداد مربوطه، آن چنان اهمیت سیاسی پیدا کرده که از شبکه های اجتماعی تا خیابانها، بیوقفه اعتراض یا اظهار نظر در رابطه با آن را شاهد هستیم. از این روی تلاش می کنیم به صورت مختصر گوشه ای از زوایای این مساله و جدال جاری در سطح جامعه را مورد بررسی قرار دهیم:

الف: جمهوری اسلامی و دولت چین به دنبال چه هستند؟

– جمهوری اسلامی قبل از هر چیز به دنبال این است که در شرایطی که جامعه کمر به نابودی و سرنگونی تمام عیارش “همین امروز” بسته است، با بستن چنین قراردادی این چشم انداز را به جامعه دهد که گویا به مدت ربع قرن دیگر قرار است در قدرت سیاسی بماند. به موازات، همکاری بلند مدت برای جمهوری اسلامی می تواند به معنای دریافت تکنولوژی، کمکهای نظامی، تقویت زیرساختهای اقتصادی و سیاسی و خروج از بحرانهای ریشه ای و همه جانبه ای که تا خرخره در آن فرو رفته است، تصویر شود. به این معنا که حکومت اسلامی بتواند با نزدیک تر شدن هر چه بیشتر اقتصادی و سیاسی به بلوک چین و روسیه، مفری برای بحران مشروعیت سیاسی خود در داخل کشور پیدا کند؛ و در عین حال از این نزدیک شدن به چین و روسیه به عنوان برگ برنده ای در مذاکراتش با غرب استفاده کند. ما در اینجا اما این قصد را نداریم که درجه صحت محاسبات جمهوری اسلامی را به بوته آزمایش بگذاریم و تنها به معرفی آنها قناعت می کنیم.

– چین اما با وجود امتیازات گسترده سیاسی و اقتصادی که احتمالا در قبال این قرارداد از جمهوری اسلامی دریافت می کند (آنطور که در همه موقعیتهای مشابه و در کشورهای دیگر به دست آورده)، همکاری با جمهوری اسلامی را بیشتر از جنبه سیاسی و در راستای تقویت نفوذ ژئوپلیتیک خود در منطقه خاورمیانه و در توازن قوای با دولتهای غربی می بیند. کشوری که خیز برداشته و دارد به اقتصاد اول دنیای سرمایه داری تبدیل می شود، منفعت اقتصادی جدی در همکاری با جمهوری اسلامی برای خود نمی بیند؛ اما همین موقعیت ویژه اقتصادی چین در جهان است که همکاری اش با هر دولتی را مشروط می کند به آسیب ندیدن سایر روابط تجاری و سیاسی گسترده ای که با سایر کشورهای رقیب خود دارد. اوضاع جمهوری اسلامی به قدری خراب است که برای نجات خود و جلوگیری از سرنگونی بخواهد دست به هر ریسکی بزند، اما برای دولتی به قدرت اقتصادی و سیاسی چین، هر گام باید آهسته و با دقت برداشته شود.

ب: مردم ایران چه می خواهند؟

مردم ایران اما از جنبه های مختلفی به این مساله نگاه می کنند و آن را مورد اعتراض قرار می دهند که دو مورد برجسته آن عبارتند از:

– آنها قبل از هر چیز از دولت چین می خواهند که با دولتی که نه تنها نماینده جامعه ایران نیست بلکه قاتل آنها است، قطع همکاری کرده و هیچگونه قراردادی امضا نکند. از همین امروز دارند اعلام می کنند که پس از سرنگونی جمهوری اسلامی چنین قراردادی از سوی مردم ایران اعتبار خود را از دست خواهد داد. مردم ایران نه فقط به دولت چین، بلکه به هر دولت دیگری هشدار می دهند که جمهوری اسلامی را به رسمیت نشناسید و روابطتان را با آنها،‌ با قاتلین خود قطع کنند. به یک معنا خواهان بایکوت جمهوری اسلامی در میان مناسبات دولتها و در مجامع جهانی هستند.

– از سوی دیگر، از آنجا که جمهوری اسلامی تاریخا بر ثروتهای عمومی جامعه خیمه انداخته و در به تاراج بردن آنها اندکی هم درنگ نداشته، جامعه ایران حق طبیعی خود می داند که در برابر جمهوری اسلامی بایستد و در روابط پشت پرده و در راستای تامین منافع سیاسی خود، ثروتها و منابع متعلق به جامعه را به باد ندهد. به این اعتبار برای جامعه در کلیتش، اعتراض به جمهوری اسلامی در رابطه به این سند همکاری با دولت چین عمیقا نهفته است.

ج: جریانات ناسیونالیست و راست اپوزیسیون کجای کار هستند؟

مساله قرارداد همکاری جمهوری اسلامی و دولت چین، از مولفه ها و ویژگی هایی برخوردار است که خودبخود خوراک سیاسی لازم برای نیروهای اپوزیسیون راست، ناسیونالیستها و قوم پرستها را فراهم می کند که فرصت را غنیمت شمارند و ارزش های سیاسی خود را برای جامعه بازتعریف و تبلیغ کنند. به این صورت که چون می دانند مردم ایران ضرورتا نسبت به این قرارداد اعتراض دارند، نهایت تلاش خود را به خرج دهند که به چشم اعتراضات مردم “خاک پاک ایران زمین” بپاشند و مساله جنگ میان جامعه و حکومت را به آدرسی بیراهه ببرند، یعنی حفظ تمامیت و اقتدار “میهن”. در واقع چنین فرصتهایی همچون ماجراهای پیشینی چون “خلیج همیشه فارس” و جنجالهای پیرامون آن، این امکان را برای جریانات راست فراهم می کند که بر اعتراضات عمدتا به حق مردم موج سواری کنند و احساسات ساختگی “وطن پرستانه و ملی” را اشاعه دهند.

جنبه دیگری که هیاهوی پر سروصدای جریانات راست بر سر مساله مورد بحث را توضیح می دهد، نفس این واقعیت است که این قرارداد با دولت چین بسته شده و نه با فرضا دولت آمریکا یا هم پیمانان او. انعقاد قرارداد “شبه-ترکمانچای” با یک دولت “استعماری” دیگر مثلا آمریکا نه تنها عمده اعتراضات این جریانات را فروکش می کرد، بلکه حتی به مشوقین و مروجین انعقاد آن نیز بدل می کرد. دلیل این امر نیز این است که نیروهای راست اپوزیسیون (مستقل از طیف آن) که اساسا مکانیسم به قدرت رسیدن خود را در زد و بند و همکاری با دول غربی می بینند، حضور سیاسی چین در ایران را به معنای دست شستن خود از قدرت سیاسی می بینند. حال آنکه برای نیروهای رادیکال، چپ و پیشرو، ورود به قدرت سیاسی از طریق انقلاب مردم و با تکیه بر نیروی سرنگونی طلبانه آنان است و به این معنا برخورد دیگری را نسبت به قراردادهایی چون برجام یا قراداد با چین در دستور کار قرار می دهند.

د: آنچه در این رابطه باید به خاطر بسپاریم:

– جمهوری اسلامی از این سند همکاری با چین می خواهد به نحو احسن بهره برداری تبلیغاتی سیاسی کند و تصویری از ربع قرن دیگر بقا ارایه دهد.

– روند اجرایی شدن این قرارداد، پروسه ای است بسیار متفاوت از امضا شدن آن و با مخاطرات بسیار جدی برای طرفین روبرو خواهد بود.

– خواسته مردم ایران بایکوت جمهوری اسلامی توسط همه دولتها و نهادهای بین المللی است و هر گونه تعامل به این آدمکشان را مورد اعتراض قرار می دهد.

– پیشروی مبارزات مردم علیه جمهوری اسلامی برای سرنگونی اش آن فاکتور اساسی است که نهایتا مناسبات سایر دولتها با جمهوری اسلامی را تعیین می کند و به همین منظور باید در داخل و خارج کشور مبارزات علیه حکومت را گسترش داد.

– تبلیغات و تحرکات جریانات راست که اساسا از دریچه ناسیونالیسم ایرانی وارد مساله قرداد با چین می شود را باید از اعتراض مردم متمایز کرد.

منبع: دانشگاه سنگر آزادی و برابری

اخبار روز

ستیز با چپ ولی حالا چرا؟ – محمدحسین یحیایی

به بهانه ۴۲ مین سالگرد انقلاب ۱۳۵۷ برنامه های زیادی از سوی کانال های تلویزنی ( بی بی سی، ایران انترناشنال، من و تو و… ) و کانال های رادیویی مانند رادیو فردا و دیگران تهیه به نمایش گذارده شد ادامه خواندن Continue reading

نکاتی در مورد فعالیت های دمکراتیک و سوسیالیستی / سیروان هدایت وزیری

قبل از پرداختن به این موضع ، جا دارد که مسله فعالیت های دمکراتیک و سوسیالیستی را در هر جایی یکسان نگیریم و در هر جامعه ایی به شکل های متفاوتی ان را در نظر داشته باشیم . ما به عنوان یک سوسیالیست ، موضوع اصلی را بر حسب جامعه و کشورمان ، یعنی ایران در نظر خواهیم داشت .

فکر می کنم تفکیک فعالیت های دمکراتیک با فعالیت های سوسیالیستی عمدتا به دکترین انقلابات در روسیه مربوط شده باشد . در اولین بار مرحله ایی کردن انقلاب دمکراتیک و انقلاب سوسیالیستی در روسیه مطرح گشت . بطوریکه انقلاب فوریه  ۱۹۱۷ ، یک انقلاب بورژا دمکراتیک نامیده شد و انقلاب سوسیالیستی در اکتبر ۱۹۱۷٫  در انقلاب دمکراتیک ، قدرت قانون گذاری به  مجلس موسسان سپرده شد و قدرت قانونگذاری در انقلاب سوسیالیستی به شورا های کارگران و زحمتکشان واگذار شد . دکترین نگاه به این دو مرحله ایی کردن ،  بر تناسب صف بندی های طبقاتی و چگونگی اعمال هژمونی این یا ان طبقه بود . بطوریکه لنین ساختمانبندی مجلس موسسان را عمومی و غیر طبقاتی ارزیابی کرد و اعتقاد بر این بود که این مجلس منافع طبقات فرودست و کارگر را در نظر ندارد و بیشتر طقات دارا در ان اعمال نفوذ دارند .  در نتیجه ، باید چنین مجلسی لغو شود و به جای آن قدرت شوراها ، به عنوان سازماندهنگان ارگان های دولتی ، مستقر شود . البته لازم به ذکر نیز هست که ، خیلی از مخالفان لنین ، اعتقاد داشتند که ” چون حزب بلشویک به رهبری لنین ، در مجلس در حد اقلیت نصاب قرار گرفته بود ، به لغو مجلس موسسان رسیده است ” .

 در هر صورت ،  مرحله ای کردن  دو انقلابات  و فعالیت ها برای استقرار این دو انقلاب ،  خود جای بحث جداگانه ایی را می طبلید ، لذا از تعمق بیشتر روی این مسله پرهیز می شود . در اینجا اساسا منطق جدا کردن این دو مرحله ،  خوبخود به تشتت و سردرگمی پی درپی احزاب چپ جهانی و از جمله چپ سوسیالیت های جامعه ایران منجر گشته و روانشناسی تفکرات را به ، مطلق گرایی بیتشر سوق داده است .

البته آنچه که در مورد تفکیک دو انقلاب  مورد سوال هست ، که  اساسا فرق بین فعالیت ها ی دموکراتیک و سوسیالیستی چیست ؟  آیا دمکرات ها سوسیالیست نیستند ؟ و یا بر عکس ، سوسیالیست ها ، دمکرات ؟؟ !!  برای روشن شدن مسله ، ابتدا باید به خواست و توقعاتی که مردم  از دولت بر امده از انقلاب دمکراتیک  دارند ، اشاره شود و به نسبت ان نیز مردم از برامد انقلاب سوسیالیستی از دولت .

تا انجایی که به خواست های دمکراتیک در ایران مربوط می شود ، این خواست ها از طرف  دولت های موجود سرباز زده شده اند و به رسمیت شناخته نشده اند . این خواست و ارزوهای دمکراتیک عبارتند از :

استقرار یک جمهوری دمکراتیک بر امده از خواست و اراده مردم ( حکومت مردم بر مردم )

جدایی مسله دین از دولت

آزادی بدون قید و شرط احزاب ، فرد در سرنوشت خود و جامعه

آزادی همه جانبه و بی قید و شرط زنان و مساوی بودن حقوق انان با مردان

به رسمیت شناختن تشکل های مستقل کارگری در چارچوب اتحادیه و سندیکاهای خود

به رسمیت شناختن پارلمان منظقه ایی خلق های تحت ستم و حق تصمیم گیری انها در چگونگی اداره  کردن منطقه ای خود

رایگان کردن تحصیل برای همه تا حد دانشگاه

تامین بیمه اجتماعی برای همه

دولتی کردن تمامی شاهرگ های اقتصادی و تجاری و تسهیل راه رشد اقشار متوسط جامعه

تعیین دستمزد کارگران و زحمتکشان بر تناسب رشد اقتصادی جامعه

ارایه یک سیاست شفاف و روشن در عرصه بین المللی و به رسمیت شناختن منشور سازمان ملل .

همچنانکه اشکار است که این خواست و ارزوها در ایران هنوز متحقق نشده اند ، لذا  احزاب و سازمان های اجتماعی از ابتدا هم و غم خود در تحقق این خواست ها خواهد بود  . و اتفاقا صفبندی های سیاسی موجود در ایران باید بر تارک چنین خواست هایی قرار بگیرند و با تحقق این خواست و ارزوها هست که جامعه  در  پروسه  توسعه  گام بر می دارد و جامعه منطق راه رشد و پیشرفت را  پیدا خواهد کرد .  در اینجا به غیر از این خواست و ارزوها ، چه چیز دیگر قابل طرح شدن می باشد ؟ که چپ ها ی ما را مشوق  ” آنان ”  دیگری کرده است . تا انجایی که انان مطرح می کنند ، لبه تیز حمله به سیستم سرمایه داری و نابودی ان ، لغو مالکیت خصوصی بر وسایل تولید و اجتماعی کردن ان می باشد . آنان معتقدند که با استقرار مالکیت اجتماعی بر وسایل تولید ، استثمار انسان به توسط انسان در جامعه ما رخت می بندد  و دولت به معنای کلمه زوال می یابد و در نهایت جامعه به یک  ” بهشت ” تبدیل می شود .  تا انجایی که به جامعه ایران بر می گردد ، هر دو خواست متفاوت دمکرات ها و چپ ها تا کنونی جنبه مادی بخود نگرفته اند . نه خواست دمکراتیک و نه خواست سوسیالیستی ،  ولی محمتمل ترین و منطقی ترین  تحقق این دو طرح ، طرح اولی است زیرا تحققق این طرح  ، در مقیاس جهانی ، موفق تر و مادی تر  بوده است و اجرای  طرح دومی غیر ممکن . ولی دال بر این  نیست که اجرای طرح  دومی در التزام به اجرای طرح اولی  در پروسه های قدم بقدم  ، جنبه عملی بخود نگیرد .

ساخت و بافت اقتصاد و سیاست حاکم بر ایران ، احتیاج به تغییر اساسی دارد . شروع این تغییر نه از ابتدا ، شورایی کردن اقتصاد و سیاست جامعه ، بلکه دخیل دادن تمامی جامعه در شکوفا کردن اقتصاد و بر تارک یک جامعه باز و دمکراتیک . بر حسب این پیش بینی ست که مبارزه برای تحقق خواست های  دموکراتیک از اولویت ها بشمار می ایند و چنبش چپ باید بر موازات این خواست خود را سازمان دهد  

    

 

 

سده‌ی جنبش‌های اجتماعی در سرزمینی که شتابان به‌سوی زوال تمدن می‌رود / پیمان وهاب‌زاده

۱_اگر انقلاب بزرگ مشروطیت را سنگ بنای ورود ایران به مدرنیته‌ی سیاسی و اجتماعی بدانیم و آن را کارپایه‌ی مشاهده‌ بگذاریم، ادامه خواندن Continue reading

دست حکومت اسلامی از سر دو تابعیتی ها کوتاه / علی جاوید

به بهانه جنایات حکومت اسلامی در حق هموطنان دو تابعیتی

با درود به انسانهای آزاده ایی که به اشکال گوناگون بازتاب دهنده ستم جاری بر هموطنان دو تابعیتی مان در چنگال حکومت اسلامی هستند،

ایران وطن ماست، ما ریشه در آن خاک داریم ، بخش بزرگی از خاطراتمان آنجا شکل گرفته اند و اکنون و هنوز هم شب و روز با ما هستند ، بستگانمان، رفقا و دوستانمان ، کوچه ها و خیابانها ، دشت ها و کوه ها و خلاصه بخشی از زندگی و حتی ناخودآگاهمان آنجاست، حق هر فرد ایرانی و تک تک ما ، به عنوان یک حق اولیه انسانی و شناخته شده ، انتخاب محل زندگی است در هر کجای این کره خاکی ، در کنار آن همچنین حق طبیعی هر انسانی که در گوشه دیگری از عالم سکنی گزیده ، رفت و آمد آزادانه به خانه و کاشانه خویش است ، این حق توسط هر کس ، جریان و یا دولتی تضییق شود محکوم است ، رژیم اسلامی ایران ید طولایی در نقض حقوق انسان ها در زمینه های مختلف دارد ، ما نیز بعنوان مدافعان آزادی و برابری و برای عدالت اجتماعی و اقتصادی ، هر جا که حقی ضایع شده بر علیه آن گفته ، نوشته و عمل کرده ایم ، در محدویت سفر به وطنمان و دستگیری افراد دو تابعیتی که متاسفانه تعدادشان هم کم نیست ، جمهوری اسلامی محکوم است و این جنایت نیز بسان دیگر جنایات این رژیم باید افشا و طرد شود ، مقصر اصلی هموست، قربانیان این خشونت باید مورد حمایت و پشتیبانی بهر شکل ممکن قرار گیرند ، باید دقت کنیم که جای قربانی و جانی عوض نشود اما ضمن آن همانگونه هم که قبلا گفته ام ، یکی از مواردی که به آن باید توجه و اشاره شود، رفت آمد ایرانیان دو تابعیتی به وطن است ، امری که وسیله ای شده تا رژیم اسلامی با به گروگانگیری هموطنانمان ،از کشورهای اروپایی باج خواهی کند و بعضا هم موفقیت هایی داشته و ظاهرا به مذاق جنایتکارش هم خیلی خوش آمده و از این رهگذر هم به فعالیت ها و جنبش های آزادیخواهی ایران ضرباتی را وارد کرده است.

بنابراین ضمن محکوم کردن این بازی های کثیف حکومت اسلامی، افشای هر چه بیشتر این جنایات، روشنگری در کشورهای اروپایی و افکار عمومی در این کشورها ، دفاع از حق طبیعی هموطنانمان برای رفت و آمد به ایران و به موازات آن تلاش برای رهای به گروگان گرفته شدگان، همانگونه که برخی از کشورهای اروپایی از سفر به ایران به اینگونه افراد هشدار داده اند، ما نیز :

۱- در وهله اول از متخصصین و کارشناسان ایرانی مقیم خارج بویژه کشورهای اروپایی بخواهیم که از رفتن به ایران اجتناب ورزند، زیرا اگرچه رفتن آنها برای جامعه می‌تواندبهره ای داشته باشد اما ضرر آن در سایه رذالت‌های حکومت اسلامی ، برای جنبش ازاریخواهانه مردم به مراتب بیشتر است .

۲- از سایر هموطنانمان بویژه آنانی که سوابق مبارزاتی داشته اند ، مصرانه بخواهیم تا جهت همبستگی با مبارزات دیگر هموطنانشان بویژه ایرانیان داخل کشور که در راه رهایی از چنگال حکومت مستبد اسلامی، شیوه های مختلف مبارزه را ازموده اند و در این راه خسارات جبران ناپذیری را هم متقبل و متحمل شده اند، از نرفتن به ایران بعنوان شکلی از مبارزه با حکومت نگریسته و از سفر به ایران خودداری کنند تا بدینوسیله جلوی سوء استفاده های گوناگون و منجلمه تبلیغاتی رژیم را گرفته و گامی در جهت همراهی با دیگر فعالین مبارزات مدنی و اجتماعی بردارند ، باشد تا دست در دست همدیگر و کار بست اشکال و شیوه های مختلف مبارزه ، در جهت تقویت مبارزات ازایخواهانه طبقات و اقشار مختلف مردم در ایران بکوشیم و طنین ناقوس مرگ این حکومت قرون وسطایی را پر صداتر کنیم .

علی جاوید

۱۶ دیماه ۱۳۹۹