چرا زنان در شرایط اضطراری مدیران بهتری هستند؟ / مترجم :مهرنوش کیان

در هفته های اخیر چندین مقاله در باره نقش بسیار مثبت و کارای زنان در کنترل و حل مشکلات ناشی از بحران  کرونا در رسانه های آلمانی و انگلیسی خوانده بودم ولی نهایتا مقاله زیر در باره وزیر بهداشت استان کرالا در هند مرا در ترجمه دو مقاله از گاردین تشویق کرد.در ترجمه زیر ابتدا مقاله در باره خانم ک . ک. شاجیلا و بعد مقاله در باره پرزیدنت ها و یا نخست وزیران زن در کشورهای مختلف را میخوانید.

با “از بین برنده کرونا” در کرالا آشنا شوید.

نوشته لورا اسپینی، ۱۴ ماه مه ۲۰۲۰ در روزنامه گاردین

https://www.theguardian.com/world/2020/may/14/the-coronavirus-slayer-how-keralas-rock-star-health-minister-helped-save-it-from-covid-19

در روز ۲۰ ژانویه خانم ک.ک. شاجیلا در پی خواندن مطالبی در اینترنت در باره ویروس خطرناک و ناشناخته ای در چین  با معاونین بهداشت خود که همگی پزشک هستند تلفنی صحیت کرد و از آنان پرسید:” آیا این ویروس میتواند به اینجا هم سرایت کند؟”. معاونین او پاسخ داند:” حتما”. درپی این مشورت خانم شاجیلا مشغول آماده شدن برای مبارزه با این بیماری در استان کرالا شد.در ۱۸ ماه مه، چهار ماه پس از این گفتگو فقط ۶۰۰ در استان کرالا از کرونا فوت کرده اند. در نظر داشته باشیم که کرالا ۳۵ میلیون جمعیت دارد و در مقایسه با انگلیس درآمد سرانه اش برای هر نفر حدود ۲هزارو هفتصد پوند است. در مقایسه درآمد سرانه برای هر نفر در سال در انگلیس حدود ۴۰ هزار و ۴۰۰ پوند میباشد. انگلیس تا این تاریخ ۳۵ هزار نفر و آمریکا ۹۰ هزار نفر تلفات ناشی از ویروس کرونا داشته اند.

 خانم شاجیلا ی ۶۳ ساله را در استان کرالا “شاجیلا معلم” می نامند (در هندوستان لقب معلم نشانه احترام است. توضیح مترجم) ولی او این روزها القاب دیگری هم دارد: “کشنده ویروس” و “ستاره وزیران بهداشت”. او سابقا معلم علوم بود و زنی است بسیار خوشرو. القابی که به او داده اند نشان دهنده محبوبیت او در میان مردم و برای موفقیت در مبارزه با ویروس در کشوری با امکانات محدود و دموکراسی شکننده است.

اما چطور او موفق شده با این ویروس مبارزه کند؟ سه روز پس از تلفن به معاونش، شاجیلا تیم واکنش فوری تشکیل داد. روز بعد در ۲۷ ژانویه تیم اتاق کنترل را پایه گذاری کردند و ۱۴ پزشک را برای اجرای تصمیمات تیم در اقصی نقاط کرالا تعیین کردند. بلافاصله در فرودگاه ها وسایل اندازه گیری تب و چادر های قرنطینه برپا کردند. در ۲۷ ژانویه اولین بیماران در پروازی از وهان در چین را یافتند. در این پرواز سه نفر نشانه های بیماری را داشتند. اینها همگی به بخش ایزوله بیمارستان فرستاده شده و کلیه مسافران تا دو هفته در قرنطینه ماندند. همزمان اطلاعات در باره بیماری و روش های مقابله با ان به زبان های مختلف در فرودگاه و استان کرالا پخش شد.

در ماه فوریه خانواده ای که از ونیس پرواز کرده بودند با دادن اطلاعات نادرست در باره مکان هایی که اقامت داشته اند توانستد از فرودگاه به خانه بروند. این خانواده مسبب ابتلای صدها نفر گردید. اما تیم واکنش فوری با استفاده از وسایل ارتباطات جمعی موفق به یافتن همه کسانی که با این خانواده در تماس بوده اند شده و همگی را قرنطینه نمود. از این گروه فقط ۶ نفر بیمار شدند. متاسفانه در ماه فوریه تعداد زیادی از کارگران اهل کرالا که در کشورهای عربی خلیج فارس کار می کردند مجبور به بازگشت به کشور خود شدند و ویروس را به همراه خود آوردند. در ۲۳ مارس تمامی پروازها ی خارجی به هند ممنوع شد و دو روز بعد همه کشور در قرنطینه قرار گرفت. در کرالا در اوج شیوع بیماری فقط ۱۷۰ هزار نفر قرنطینه شدند. کادر پزشکی وضعیت جسمی این تعداد و تمامی اطرافیانشان را کنترل می کرد. در حال حاضر فقط ۲۱ هزار نفر در کنترل پزشکی مداوم هستند. تمامی هزینه این کار و نگهداری این تعداد را دولت کرالا تقبل کرده است. خانم شاجیلا می گوید که در همین دوران ۱۵۰ هزار کارگر مهاجر که نمیتوانستند به روستاهای خود بازگردند را هم به خرج دولت تغذیه و نگهداری کردند. این تعداد پس از بازشدن راه ها به خانه های خود باز گشته اند.

شاجیلا قبل از شیوع کرونا هم در هند مشهور بود. سال قبل فیلمی به نام “ویروس” بر اساس موفقیت او در کنترل بیماری ویروسی کشنده ای به نام نیپاه در ۲۰۱۸ به روی اکران آمد. از او نه تنها به خاطر برخورد قاطع با این بیماری بلکه به دلیل حضور در محل بروز بیماری و ارتباط مستقیم با مردم تقدیر شده است. او می گوید:” روستاییان چون نمیدانستند که بیماری نیپاه چطور سرایت می کنند میخواستند از روستا فرار کنند. من با تیمی از دکترها به روستا رفته و در ملاقات با مردم به آنان توضیح دادم که نیازی به فرار و ترک خانه ها ی خود ندارند. این ویروس فقط با تماس مستقیم منتقل می شود و اگر از کسی که سرفه می کند تا سه متر فاصله بگیرید مبتلا نمی شوید. با توضیحات ما مردم آرام شدند.” بروز بیماری نیپاه به شاجیلا برای مبارزه با ویروسی که برای آن واکسنی و دارویی وجود نداد کمک کرد.

خانم شاجیلا کیست؟ او از خانواده ای با سنت مبارزه برای آزادی و دموکراسی می آید. مادر بزرگ او نقشی بارز در پیکار برای از میان بردن تبعیض بر علیه گروه معروف به “نجس ها” بود. خانم شاجیلا عضو حزب کمونیست هند است. این حزب از سال ۱۹۵۷ نقش تعیین کننده ای در دولت های مختلف در کرالا داشته است. سیاست دولت در کرالا رفرم ارضی، ایجاد سیستم بهداشت غیر متمرکز و سرمایه گذاری در آموزش است.  تا کنون در هر روستا یک خانه بهداشت , در هر بخش چند بیمارستان وحدود ۱۰ کالج  برای تربیت کادر پزشکی تاسیس شده است. شاجیلا می گوید:” مادر بزرگم خیلی خوب داستان تعریف می کرد. اوهمیشه در باره مبارزات برای رفرم کشاورزی و آزادی و دموکراسی برای ما تعریف می کرد.” حزب کمونیست پس از سر کار آمدن در کرالا در سال ۲۰۱۶، برنامه مدرنیزه کردن را آغاز نمود. یکی از این برنامه ها ، ایجاد کلینک های مخصوص برای ثبت بیماران دستگا تنفسی بود. شاجیلا می گوید که به همین دلیل ما آمادگی مقابله با بیماری کووید ۱۹ را داشتیم. با آغاز شیوع بیماری از هر منطقه در کرالا خواسته شد که دو بیمارستان را برای درمان بیماران کرونا اختصاص دهند. هر کالج پزشکی ۵۰۰ تخت به این کار اختصاص داد. در همه مراکز درمانی محل ورود و خروج تفکیک شدند. تست کرونا به اندازه کافی در دسترس نبود برای همین با دقت بسیار، تست فقط برای کسانی که علایم بیماری را داشتند و آنهایی که در تماس با آنان بودند و گروه های کاری مهم مثل کادر درمانی، پلیس و داوطلبان مورد استفاده قرار گرفت. شاجیلا می گوید:”  جواب تست در کشورهای غربی پیشرفته و امارات حدود یک هفته طول میکشد. ما در کرالا در ۴۸ ساعت جواب تست را مشخص می کنیم.” او اضافه می کند که میزان بالای باسوادی در کرالا به دولت در مبارزه با این بیماری کمک کرده است و میگوید :” مردم می فهمند چرا باید در خانه بمانند. میتوان این مسایل را برایشان توضیح داد.” به نظر شاجیلا تعداد مرگ و میر بالا در کشورهای پیشرفته با تمامی پیشرفت تکنولوژی بسیار عجیب است. از او می پرسیم که با توجه به اینکه برای این ویروس واکسن و یا داروی وجود ندارد نظرش در باره برخورد با ان چیست. او می خندد و می گوید:” فقط برنامه ریزی.”

 

آیا زنان رهبر در مبارزه با پاندمی موفق ترند؟

ترجمه و برگرفته از روزنامه گاردین، شنبه ۲۵ آوریل ۲۰۲۰٫ نویسنده: جان هنلی و النور اینج روی

https://www.theguardian.com/world/2020/apr/25/why-do-female-leaders-seem-to-be-more-successful-at-managing-the-coronavirus-crisis

Jon Henley and Eleanor Ainge Roy

(لوکاشنکو، رِئیس جمهور«البته باید گفت سلطان!» روسیه سفید در مصاحبه ای تلویزیونی از خبرنگار که در باره سیاست او در مبارزه با کرونا پرسید گفت:” من که ویروسی نمیبینم شما می بینید؟”!!!!. نیازی به تکرار سخنان بیهوده ترامپ، بوریس جانسون، بولسوناریو پرزیدنت برزیل و دو آرته پرزیدنت فیلیپین نیست. دلیل ترجمه این مطلب، نگرانی شخصی من از اینکه کسانی هستند که به این افراد نه تنها رای می دهند، حتی سیاست های غلط آنان را در چنین شرایطی دنبال میکنند، بود. )

در اول آپریل، سیلوریا جیکوبز، نخست وزیر کشور کوچک سنت مارتین ،جمعیت ۴۱ هزار و پانصد نفری این جزیره را مورد خطاب قرار داد. او میدانست که این جزیره کوچک که سالانه مهماندار۵۰۰ هزار توریست است، با وجود فقط دو تخت در بخش آی سی یو،شانسی برای کنترل بیماری کرونا ندارد. پس تصمیمش را به مردم چنین اعلام کرد:” خیلی ساده: از جای خود تکان نخورید. اگر نانی که همیشه می خورید در خانه ندارید، چیز دیگری بخورید. ” خانم جیکوبز به اندازه خانم مرکل یا جاسیندا آردن (نخست وزیر نیوزیلند) در دنیا شناخته شده نیست، اما پیام ساده او، عملکرد مصممانه و ارتباط گیری مستقیم با مردم نمونه ای دیگر از رهبران زن در دنیا را نشان می دهد که در برخورد با بحران اخیر موفق بوده اند. رهبران زن در دانمارک، آلمان، نیوزیلند و تایوان نشان داده اند که چگونه باید با چنین بحرانی برخورد کرد. این در حالی است که بسیاری از کشورها با رهبران مردسالارشان نتوانسته اند این بحران را به خوبی پشت سر بگذارند.

خانم آردن  ۳۹ ساله نخست وزیر نیوزیلند هر روز از خانه با مردم با آرامش صحبت می کند. تا اول ماه مه نیوزیلند فقط ۱۳ مرگ در اثر ویروس داشته است. میزان محبوبیت او در میان مردم به ۸۰% رسیده و در هفته دوم ماه مه دولت اعلام کرد که گسترش بیماری از شخص به شخص در نیوزیلند کاملا مهار شده است و به همین دلیل شرایط قرنطینه را کاهش داده اند.

برخورد دوستانه و صریح خانم مرکل را بسیار تحسین کرده اند. (باید بگویم که خانم مرکل معمولا خواهان جلب توجه نیست. مترجم) او در سخنانش به مردم گفت:” احتمال دارد تا ۷۰% مردم به این بیماری مبتلا شوند و این بیماری بزرگترین چالش در آلمان بعد از جنگ جهانی است.” او تاسفش را از مرگ تک تک کسانی که به دلیل این بیماری از میان می روند، اعلام کرد و گفت:” اینها همگی، مادری، پدری، پدربزرگی , مادر بزرگی و یا همسری هستند. بیماری کرونا جدی است، پس آن را جدی بگیرید. ” تا کنون (زمان ترجمه این مقاله) آلمان در حدود ۱۸۰ هزار نفر بیمار کرونا داشته است (جمعیت آلمان ۸۰ میلیون است) و از این تعداد حدود ۸ هزار نفر جان خود را از دست داده اند. (آلمان بیشترین تعداد تست کرونا در اروپا و شاید در دنیا داشته است و در هیچ شرایطی بیمارستان ها تحت فشار قرار نگرفتند.امکانات پزشکی در آلمان به حدی بود که حتی بیماران کرونایی از ایتالیا و فرانسه را به آلمان منتقل کردند تا بار سیستم پزشکی در آن کشور ها را کاهش دهند. مترجم)

خانم مرکل که دکترای فیزیک اتمی دارد، بسیار خوددار است. ویدئو او که علت بیماری و روش های انتخابی دولت برای مبارزه با این بیماری و سیاست های آینده دولت برای کنترل آن را توضیح می دهد، یکی از پر بیننده ترین کلیپ ها در آلمان بوده است. محبوبیت او در آلمان حدود ۷۰% است. (کریستین دروستن، رئیس انستیتو ویروس شناسی در بیمارستان شاریته برلین، که مشاور دولت در باره این پاندمی است، در مصاحبه ای با گاردین در اول ماه مه گفت که کار با خانم مرکل بسیار آسان است چون او با توجه به پیشینه اش در علوم، آمارو ارقام را به خوبی می فهمد).

دردانمارک خانم مته فردریکسون هم قاطعانه مرزهای کشور را فورا بست و چند روز بعد از آن تمامی مراکز عمومی مثل مدارس و دانشگاه ها را تعطیل کرد. دانمارک فقط ۸۰۰۰ نفر مبتلا به کرونا داشته که از این تعداد فقط ۳۷۰ نفر جان باختند. خانم فردریکسون همواره مستقیما و با صراحت کامل با مردم صحبت کرده و خود تمامی دستورات دولت را دنبال نمود. حتی در یک کلیپ از او، فردریکسون با خبرنگاری صحبت میکند در حالی که در خانه در حال ظرف شستن است. محبوبیت این نخست وزیر جوان که اولین نخست وزیر زن در کشورهای اسکاندیناوی است، ۸۰% میباشد.

رئیس جمهور تایوان، خانم تسای اینگ-ون هم با قاطعیت و فوری عمل کرد. او تیم مقابله با پاندمی را در ژانویه تشکیل داده و ورود مسافران به خصوص از چین را به تایوان ممنوع کرد. با اعمال سیاست های پیگیری، حفظ نظافت عمومی و کنترل، تایوان توانست از تعطیل کامل کشور جلوگیری کند. در تایوان تا کنون فقط ۶ نفر جان خود را با کرونا از دست داده اند.

الگوی مشترک میان همه این رهبران زن موفق، اقدام قاطعانه، پیام صریح ، ارتباط مستقیم با مردم و دوری از دشمن سازی و ایجاد شکاف میان مردم بوده است.

توجه: تمامی آمار داده شده در این مقاله مربوط به زمان انتشار آن است. مترجم

 

اول ژوئن ۲۰۲۰

مترجم :مهرنوش کیان

ویروس کرونا و ضعف‌های ساختاری نظام سرمایه‌داری / استفانی لوس / ترجمه‌ی احمد سیف

استفانی لوس متخصص کار و مطالعات شهری و استاد دانشگاه سیتی نیویورک CUNY 

وقتی که این وضع به پایان برسد ما می‌توانیم اقتصاد را مرمت کنیم و همه چیز را به وضع طبیعی برگردانیم. به‌یقین ترامپ چنین ادعایی دارد. ولی او اشتباه می‌کند.

کوشش‌های ناکافی برای ترمیم مشکلات سرمایه‌داری – به‌اندازه‌ی خود ویروس کرونا – درواقع دلایل اصلی گرفتاری ما دراین شرایط کنونی هستند.

بگذارید از چند مفهوم تعریفی به دست بدهم. وقتی از سلامت اقتصاد سخن می‌گوییم این ادعای ما دو بخش دارد. بخش واقعی اقتصاد، که شامل همه‌ی کالاها و خدماتی است که تولید می‌کنیم و «بخش مالی» که شامل پول، بازارسهام ، بانک‌ها و اعتبارات است.

پی‌آمدهای ویروس کرونا خود را در چند مرحله نشان داد.

نخست، وقتی که ویروس در چین شیوع یافت، ما پی‌آمدهایش را در بخش واقعی اقتصاد مشاهده کردیم چنان‌که درژانویه‌ی ۲۰۲۰ تولید کاهش یافت. چین بسیاری از کارخانه‌ها را در سرتاسر کشور تعطیل کرد تا جلوی گسترش ویروس را بگیرد. به‌ناگهان، بسیاری از کالاها دیگر تولید نمی‌شدند و دیگر کشورهایی که خریدار این کالاها از چین بودند، پی‌آمدهایش را احساس کردند. اپل کوشید بخشی از تولید خودش را از چین به کشورهای دیگر منتقل کند. فورد و تویوتا هم بعضی از کارخانه‌های خود را در خارج از چین تعطیل کردند. فد اکس و یو پی اس هم مسیر بعضی از فعالیت‌های خود را تغییردادند.

بعد شاهد بودیم که پی‌آمدهایش با اندکی تأخیر خود را بر بازارهای سهام هم نشان داد. این پی‌آمدها بلافاصله اتفاق نیفتادند – آن‌گونه که بعضی از سیاست‌پردازان (ازجمله دونالد ترامپ) ادعا می‌کردند که «ویروس تحت کنترل است». بازار سهام به رونق‌اش در ماه فوریه ادامه داد.

ولی بازار سهام براساس پیش‌بینی کار می‌کند و سرمایه‌گذاران در این بازارها به بررسی پی‌آمدهای ویروس بر تولید و مصرف در مقابل امکان و گستردگی برنامه‌ی نجات دولتی مبادرت می‌کنند. از اواخر فوریه تا آخر مارس داوجونز بدترین عملکرد خود را در پایان یک فصل، بعد از ۱۹۸۷ نشان داد.

وقتی به مارس می‌رسیم، فراتر از چین، ما پی‌آمدها را بر بخش واقعی اقتصاد در بقیه‌ی دنیا هم مشاهده می‌کنیم. شرکت‌ها تولید و ارایه خدمات را متوقف کردند، رستوران‌ها تعطیل شدند، خشک‌شویی‌ها هم بسته شد. البته شماری از شرکت‌ها هم کارشان رونق گرفت. داروخانه‌ها و خواروبارفروشی‌ها کارشان رونق داشت. ولی در بخش غالب، بسیاری از مردم کارشان را از دست دادند یا ساعات کاری‌شان کمتر شد. وقتی به آوریل می‌رسیم این مشکلات جهانی شد.

البته بازارسهام به بالا و پایین رفتن خود ادامه داد چون سرمایه‌گذاران هم‌چنان منتظربودند تا از کمیت و کیفیت برنامه‌های نجات دولتی باخبر بشوند. وقتی در اواسط مارس کنگره برنامه‌ی بسیار عظیم نجات اقتصادی را تصویب کرد، شاخص بهای سهام افزایش یافت ولی وقتی آمارهای بیکاری اعلام شد، دوباره سقوط کرد. در ماه‌های آینده که جهان خود را با واقعیت‌های ویروس کرونا تطبیق خواهد داد، ما به احتمال زیاد شاهد همین بالا و پایین رفتن‌ها خواهیم بود.

 

کژکارکردی امر تازه‌ای نیست

این بیماری جهان‌گیر در واقع نشان می‌دهد که نظام اقتصادی ما چقدر کمبود ساختاری دارد. سرمایه‌داری از نظر ایدئولوژی بردو اصل فردگرایی و رقابت استوار است و این بیماری جهانی نشان داده که به آن‌چه که نیاز داریم، همبستگی، راه‌حل‌های اشتراکی و یاری به همگان است.

برای مثال اگر فرض کنیم که انگیزه‌ی سود باید تعیین‌کننده‌ی تصمیمات ما درباره‌ی خدمات بهداشتی باشد، خب، میلیون‌ها آدم نمی‌توانند به این خدمات، حتی به آزمایش برای تشخیص بیماری دسترسی داشته باشند. و بدیهی است که ویروس به گسترش خود ادامه خواهد داد. راه‌حل بازار باعث می‌شود تا ثروتمندان برای روز مبادا دستگاه‌های کمک تنفسی را برای خودشان خریداری کنند، در حالی که در بیمارستان‌ها به این دستگاه‌ها نیاز هست. تاکنون دولت امریکا هیچ تعهدی نداده است که اگر واکسنی پیدا شود استفاده از آن مجانی خواهد بود یا به قیمتی که اکثریت توان پرداخت‌اش را داشته باشند دردسترس همگان قرار خواهد گرفت.

بعلاوه این بیماری عالم‌گیر ضعف‌هایی را عیان‌تر کرد که در نظام اقتصادی ما وجود دارد. بخش واقعی اقتصاد از ۲۰۰۸ به‌این سو در وضع نامساعدی بود. ویروس باعث نشد تا بازارسهام در فوریه سقوط کند بلکه تنها جرقه‌ آن را زد. می‌توان گفت که بخش واقعی اقتصاد درشرایطی بود که دیگر نمی‌توانست اختلال بیشتر را تحمل کند.

امکانی که پس از بحران ۲۰۰۸ می‌توانست مورد استفاده قرار بگیرد این بود که دولت بکوشد «سرمایه‌داری را مدیریت کند»، یعنی دولت طرح‌های درازمدت دارد و برای ساختن و حمایت از صنایع خاص، برای مثال «تولید سبز»، دراین صنایع سرمایه‌گذاری و برای بازسازی زیرساخت‌ها پول صرف می‌کند و براین که سرمایه‌گذاران چه می‌کنند و یا چه نباید بکنند نظارت خواهد کرد (به‌عنوان مثال، شرکت‌ها مالیات بر درآمد را می‌پردازند که صرف کارهای عمومی مثل مدارس بشود نه این که در دست شرکت بماند و صرف فعالیت‌های سوداگرانه بشود) در نتیجه، وقتی با حباب‌ها و یا رکود روبرو می‌شویم، اقتصاد به اندازه‌ی فعلی‌اش شکننده نمی‌بود. البته کارها به این شکل انجام نگرفت.

از آن گذشته، حتی روشن نیست که آن شیوه هم مؤثر بود. درواقع رشد اقتصادی در اغلب کشورهای ثروتمند از دهه‌ی ۱۹۷۰ روند نزولی داشت که از آن رها نشدند. و حتی درجایی که شاهد مقداری رشد بودیم- برای مثال رشد مستمر و مستحکم در بهره‌وری کار- این رشد باعث بهبود سطح زندگی یک کارگر متوسط نشد.

 

«راه‌حل‌ها» مسأله را بغرنج‌تر کرد

سرمایه‌داری به‌عنوان یک نظام لنگ‌لنگان با مجموعه‌ای از اقدامات واکنشی که قرار بود راه‌حل مشکلات باشند ادامه یافت. اغلب این «راه‌حل‌ها» درواقع وصله‌کاری کوتاه‌مدت بودند که باعث وخیم‌ترشدن مشکلات شدند.

یکی از این وصله‌کاری‌ها رونق اعتبار و بدهی خصوصی بود. از دهه‌ی ۱۹۷۰ یک کارگر متوسط برای حفظ سطح زندگی طبقه‌ی متوسط مشکلات فراوانی داشت. وقتی کارتون «سیمسون‌ها» آغاز به‌کار کرد [۱۹۸۹]، برای کارگری که تنها دوره‌ی دبیرستان را تمام کرده بود امکان‌پذیر بود که صاحب خانه‌اش باشد و با یک درآمد هم خانواده‌اش را اداره کند. امروز، حتی برای کارگرانی که مدارک کالج و دانشگاهی هم دارند چنین امکانی آرزویی محال است.

بسیاری از کارگران با تکیه بر وام‌ستانی و کارت‌های اعتباری فقط کوشیدند که بقا داشته باشند. نتیجه ایجاد بحران بدهی خصوصی بود که منبع بی‌ثباتی در کل اقتصاد شد. ۴۰درصد امریکایی‌ها می‌گویند که آن‌ها حتی ۴۰۰ دلار پس‌انداز ندارند تا برای هزینه‌ی اضطراری مصرف کنند و تازه قبل از شیوع ویروس کرونا وضع این‌گونه بود.

درواقع استفاده از بدهی یک وصله‌کاری برای اقتصاد جهانی هم بود یعنی مصرف‌کنندگان امکان یافتند به مصرف ادامه بدهند در حالی که سطح دستمزد آن‌ها برای آن کافی نبود. اگر کسی نتواند کالاها و خدمات تولیدشده را خریداری کند، اقتصاد نمی‌تواند به کارش ادامه بدهد.

یک وصله‌کاری دیگر بدهی دولتی است. درپی جنگ جهانی دوم، دولت‌ها مالیات بر شرکت‌ها و ثروتمندان را کاهش داده اند و در نتیجه درآمد صندوق عمومی کمتر شد. وقتی رشد اقتصادی در دهه‌ی ۱۹۷۰ به‌شدت کاهش یافت، دولت‌ها باید بودجه‌ی خود را افزایش دهند و برای این کار بیش‌تر وام گرفتند. وام گرفتن دولت ضرورتاً بد نیست ولی از آن استفاده کردند تا کاستن از مشاغل دولتی و برنامه‌های عمومی- ازجمله برای کسانی را که درتوزیع غذای دولتی یا پارک‌های ملی و حتی اداره‌های پست کار می‌کنند- توجیه کنند.

یک وصله‌کاری دیگر این بود که از اوایل دهه‌ی ۱۹۸۰ قواعد حاکم بر سرمایه‌گذاران و بانک‌ها را تغییر و به آن‌ها امکان دادند تا سرمایه‌گذاری‌های مخاطره‌آمیزتر انجام بدهند بدون این که شرایط را برای پاسخ‌گویی درصورت ناکامی این پروژه‌ها هموار کرده باشند. برای نمونه، وام مسکن دیگر تنها یک وام مسکن معمولی نبود بلکه به صورت یک محصول پیچیده‌ی بازارمالی در آمد که حتی وال‌استریت ازاجزای آن سردر نمی‌آورد. و وقتی این بازارها در سال ۲۰۰۸-۲۰۰۹ سقوط کرد دولت به فکر نجات وال‌استریت افتاد، نه مردمی که خانه‌های‌شان را ازدست داده بودند.

کمپانی‌ها به‌صورت روزافزونی به جای این که منبع سودشان از فروش کالا و خدمات باشد، از ارایه‌ی خدمات مالی کسب درآمد می‌کنند. در دهه‌ی ۱۹۸۰ حدود ۱۰% سود شرکت‌ها از بخش مالی بود ولی اکنون این رقم به ۳۵% رسیده است. آن‌چه که وضع را به‌مراتب وخیم‌تر کرده این است که این شرکت‌ها نه این که سود را در شرکت خویش یا دراقتصاد به‌طور کلی سرمایه‌گذاری کنند بلکه آن را یا به صورت سود سهام بین سهام‌داران توزیع و یا برای افزودن بربهای سهام خود، صرف بازخرید سهام خودشان از بازار می‌کنند. بخش بزرگی از اقتصاد ما – درواقع بخش غیرواقعی- در حال حاضر یک قمارخانه‌ی غول‌پیکر است. برای این وجود دارد که در آن شرط‌بندی شود و سرمایه‌گذاران خیلی پول‌دار – افراد و کمپانی‌ها – هم شرط‌بندی‌های بزرگ انجام می‌دهند.

 

توهم اقتصاد قدرتمند

درمجموع این وصله‌کاری‌ها این توهم را ایجاد کرده است که یک اقتصاد قدرتمند داریم – یعنی اقتصادی که آقای ترامپ دوست دارد درباره‌اش لاف بزند – که مقدار زیادی پول در آن هست و اندک‌شماری هم ثروت افسانه‌ای انباشت می‌کنند. ولی این مقدار زیاد پول نمایانگر کالاها یا خدمات واقعی نیستند. برای مثال، تا مدتی پیش‌تر، به‌نظر می‌رسید «اوبر» و «وی ورک» شرکت‌های قدرتمندی‌اند که پول زیادی می‌سازند – چون سرمایه‌گذاران شرط‌بندی کرده بودند که این چنین خواهد بود. اکنون می‌دانیم که این ادعا صحت ندارد.

هیچ‌کدام از این راه‌حل‌ها به‌واقع راه‌حل نبودند و در وجه عمده باعث وخیم‌تر شدن وضع شدند. وصله‌کاری اقتصاد با گسترش اعتبار به این معناست که ما الان اقتصادی داریم که در آن سطح بدهی خانوارها، بدهی درمانی، کارت‌های اعتباری، و وام‌های دانشجویی درکنار سطح عمومی دستمزد که ثابت مانده از همیشه بیش‌تر شده است. مقررات‌زدایی از وال‌استریت اقتصاد متزلزلی ایجاد کرده است که در آن حباب‌های زیادی شکل می‌گیرد.

بعلاوه، این «مالی‌گرایی» در عین حال که باعث تقویت بخش کازینویی اقتصاد می‌شود، درواقع اقتصاد را از سرمایه‌گذاری در پروژه‌های درازمدت مثل زیرساخت‌ها منحرف می‌کند و پول را به سمت‌وسوی هر آن‌چه که در کوتاه‌ترین مدت امکان پول‌سازی دارد هدایت می‌کند. برای مثال، وقتی کمپانی‌ها از تعداد مشاغل می‌کاهند و یا برون‌سپاری می‌کنند، بازارسهام واکنش مثبت نشان می‌دهد درحالی که این نوع سیاست‌ها درمیان‌مدت و درازمدت به سودآوری کمک نمی‌کند.

از آن گذشته هیچ‌کس در دولت‌ها با طرحی واقعی که با حفظ نظام سرمایه‌داری برای مقابله با بحران محیط زیست کار کند، پا پیش نگذاشته است. در این مورد سرمایه‌داری به‌واقع بسیار لرزان است.

 

سرمایه‌داری و قطحی ایده‌های جدید

به نظر می‌رسد که بحران اقتصادی کنونی بحران منحصربه‌فردی است که در تاریخ معاصر ما نظیر نداشته است. اقتصاد دانان فدرال رزرو سنت لوییز برآورد می‌کنند که تا ماه ژوئن ۴۷ میلیون نفر در امریکا بیکار خواهند شد، یعنی میزان بیکاری به ۳۲ درصد خواهد شد. در کشورهایی که سیاست‌های گسترده‌تری برای مداخله در پیش گرفته‌اند احتمالاً میزان بیکاری کم‌تر خواهد بود – برای نمونه در بعضی از کشورهای اروپایی – ولی در بخش‌های دیگر جهان این بیکاری احتمالاً بیشتر خواهد بود. چین برای احیای تولید تقلا می‌کند.

سرمایه‌داری پنج قرن در برابر بحران‌های مختلف دوام آورده ولی به میزان فراینده‌ی مداخله‌ی دولتی نیازداشته است و همان طور که وولفگنگ استریک جامعه‌شناس می‌گوید «برای این که برای خود فرصت بخرد». به‌نظر می‌رسد که مدافعان سرمایه‌داری دیگر ایده‌ی تازه و بدیعی برای نجات‌اش ندارند.

خوشبختانه مجموعه‌ای از پیشنهادهای قابل‌اعتنا وجود دارد، مثل مالیات‌ستانی از وال‌استریت و از ثروتمندان، خدمات بهداشتی برای همگان، و توجه به منافع بین نسل‌ها برای تأمین مالی کارهای اجتماعی که به ما راه برون‌رفت از این بحران اقتصادی و بهداشت عمومی را نشان می‌دهد. بعضی برنامه‌ها مثل «نیو دیل سبز» درواقع تنها امکان ما برای پایدارساختن بهداشت محیط زیست است.

ولی برای اجرای این برنامه‌های قابل‌اعتنا ضروری است که از اصول بنیادین سرمایه‌داری یعنی نظامی براساس فردگرایی و رقابت با انگیزه‌ی بیشینه‌سازی سود فاصله بگیریم. تنها حالتی که می‌توانیم از این وضعیت به سلامت به‌درآییم این است که باید جامعه و اقتصادمان را براساس همبستگی و منافع اشتراکی برای برآوردن نیازهای بشر بازسازی کنیم.

یگانه راه ممکن مقابله با بحران کرونا: اقتصاد دولتی دموکراتیک

سدریک دوران، اقتصاددان و نویسنده کتاب سرمایه موهومی، نشان می‌دهد که تا چه اندازه موقعیت فعلی نیازمند مداخله و برنامه‌ریزی دولتی دموکراتیک است. ادامه خواندن Continue reading

لوسین سو، فیلسوف و عضو پیشین حزب کمونیست فرانسه، بر اثر ابتلا به ویروس کرونا درگذشت

لوسین سو lucien séve (۲۰۲۰-۱۹۲۶)، فیلسوف و کمونیست و فعال سیاسی فرانسوی، در ۹۳سالگی بر اثر ابتلا به ویروس کرونا درگذشت. ادامه خواندن Continue reading

شرحی بر نوشته‌ی اَلَن بَدیو درباره‌ی اوضاع ناشی از اپیدمی / شیدان وثیق

در ۲۱ مارس ۲۰۲۰، اَلَن بَدیو، فیلسوف معاصر فرانسوی، متنی درباره‌ی اوضاع کنونی در شرایط اپیدمیِ کوید-۱۹، زیر عنوان «درباره‌ی اوضاع ناشی از اپیدمی» منتشر می‌کند. ادامه خواندن Continue reading