مصاحبه نشریه دانشجوئی دانشکده فنی مهندسی دانشگاه زنجان با جعفر عظیم زاده

مصاحبه   نشریه دانشجوئی رادیکال ارگان رسمی انجمن فرهنگ و سیاست دانشکده فنی مهندسی دانشگاه زنجان  با جعفر عظیم زاده دبیر اتحادیه آزاد کارگران ایران ادامه خواندن Continue reading

مماشات آلمان و اتحادیۀ اروپا در مقابل نظامی گری ترکیه / چنگیز آکتار

بی تفاوتی اروپا در مقابل سرکوب شهروندان ترکیه و حملۀ نظامی این کشور به عفرین، مانند مماشات اروپا با هیتلر است و «نگرانی مشروع امنیتی» که اروپا و ناتو همواره آن را «درک می کنند» به چیزی مانند «قتل عام مجاز» در آلمان هیتلری خواهد انجامید.

۱۵ آوریل ۱۹۱۵ هانس فون وانگن هایم سفیر امپراتوری آلمان در امپراتوری عثمانی در گزارشی که برای صدر اعظم کشورش در برلین ارسال کرده، اشارۀ روشنی به سیاست آلمان در قبال ارمنی های عثمانی کرده است: «ما باید بسیار محتاط باشیم. در غیر این صورت، ممکن است به واسطۀ دخالت به سود ارمنی ها آن هم به علتی بیهوده، منافعی را که برای ما بسیار مهم ترو حیاتی تر هستند به خطر بیاندازیم.» این نقل قول در کتاب نسل کشی ارمنیان: اسنادی از آرشیوهای رسمی آلمان، ۱۹۱۵-۱۹۱۶، گردآوری شده توسط ولفگانگ گوست (نیویورک و آکسفورد: انتشارات برگهان، ۲۰۱۲-۱۴) آمده است.

چند ماه پس از آن، در ۴ جولای ۱۹۱۵ وقتی چرخ نسل کشی کاملاً به حرکت در آمده بود، سفیر آلمان نوشت: «تدابیر سرکوب گرانۀ حکومت امپراتوری عثمانی علیه جمعیت ارمنی ایالت های شرق آناتولی، ناشی از ملاحظات نظامی ناگزیر و دفاعی مشروع است. تا جایی که این اقدامات با هدف تأمین امنیت داخلی و به منظور پیشگیری از قیام و شورش صورت می گیرد، حکومت آلمان نباید با آنها مخالفت کند.». وانگن هایم چند ماه بعد در قسطنطنیه [یا کنستانتین پل، نام پیشین استانبول] از دنیا رفت و پاول فون مترنیخ جای وی را گرفت. فرستادۀ جدید قویاً علیه کشتاری که در جریان بود واکنش نشان داد اما در نهایت به عنوان شخصی که واجد شرایط نیست تشخیص داده شد و در اوت ۱۹۱۶، پس از آن که دو پاشای عثمانی، انور پاشا و طلعت پاشا مداخله کردند، از سمت خود برکنار شد. برلین نمی خواست متحد خود را در جنگ جهانی اول از دست بدهد. برلین سفیر خود را به این دلیل برکنار کرد: «دخالت به نفع مسیحیان، تعرض به کرامت ترک ها و عمل برخلاف مصالح و منافع آلمان.»

گوست در اثر آرشیوی عظیم خود نقش برلین را در نابودی ارمنی های امپراتوری عثمانی ثابت می کند. در حالی که کنسول های آلمان در مناطق مختلف آناتولی اقدامات هولناک حکومت عثمانی را به سفارت آلمان گزارش می کردند، اما سفارت این کشور به شیوه ای نظام مند از آنها چشم پوشی می کرد و حتی حقایقی را که از صحنه بر می آمد، کوچک تر جلوه می داد. کنسول های آلمان در منطقه می توانستند تأیید کنند که آنچه قیام خوانده می شود در واقع چیزی نیست جز مبارزۀ ارمنی ها برای دفاع از خود. علاوه بر این، از نظر دیپلمات های آلمانی حاضر، حکومت عثمانی از «قیام» استفادۀ تبلیغاتی می کرد و آن را دستاویزی برای نابود کردن ارمنی ها کرده بود. گوست در کتاب خود مسئولیت آلمان را در این نسل کشی روشن می کند.

در کنار ارمنی های امپراتوری عثمانی، مورخین متعددی به نقش آلمان در اقدامات ضد مسیحی این امپراتوری علیه یونانیان قلمرو عثمانی اشاره کرده اند که دقیقاً پس از پایان جنگ بالکان (۱۹۱۲-۱۳) آغاز شد. ژنرال لیمان فون ساندرز یکی از مستشاران و فرماندهان ارتش عثمانی، انتقال قهری یونانیان ساکن ساحل اژه را به آناتولی مرکزی ذکر کرده است.

اهداف اصلی امپراتوری آلمان حصول اطمینان از گسترش راه آهن بغداد تا بندر بصره در حاشیۀ خلیج بود، تا منطقه را به عنوان مستعمرۀ آلمان تحت کنترل خود بگیرد، به ویژه منطقۀ کیلیکیه را که مرکز تولید پنبه است. هدف دیگر این کشور به چالش کشیدن انگلستان از نظر نظامی، اقتصادی و استراتژیک در این منطقه تا کانال سوئز بود.

در سیاست آلمان نسبت به متحد خود، پیش از جنگ جهانی اول و در خلال آن، این اهداف بر هر چیز دیگری اولویت داشتند. این اهداف انگیزۀ تحملی بودند که آلمان نسبت به اقدامات امپراتوری عثمانی در زمینۀ پاکسازی دینی، که با ورود ارتش عثمانی به جنگ جهانی در کنار آلمان دو چندان شدند، نشان می داد. به این ترتیب سرانجام نظامی گری آلمان و نظامی گری عثمانی / ترکی با هم ممزوج شدند.

در ۱۰۰ سال گذشته نگرش های «منفعت بنیاد» دولت ها [آلمان و ترکیه] و اتحاد آنها، وقتی پای سرنوشت اقوام ضعیف و بی دولت در میان است، تغییر چندانی نکرده است. حتی استدلال هایی که آن زمان به کار می رفتند نیز تقریباً همان استدلال ها هستند. تنها تفاوت این است که آلمان از یک متحد نظامی فعال در ۱۰۰ سال پیش، به یک حامی نظامی / اقتصادی منفعل تبدیل شده که همیشه به ضرر ضعفا بوده است؛ نه تنها به ضرر کردهای منطقه، بلکه به ضرر همۀ آنهایی که در ترکیه و تحت تسلط [رئیس جمهور ترکیه رجب طیب] اردوغان هستند.

دولت آلمان با بی تفاوتی محاسبه می کند. آلمان شریک تجاری اصلی و سرمایه گذار مستقیم ترکیه است. اما منافع آلمان تنها اقتصادی نیستند، بلکه استراتژیک و سیاسی نیز هستند. این منافع از طریق تأمین مالی خط لوله ای که از آذربایجان آغاز شده و با عبور از ترکیه به اروپا می رسد به بخش انرژی، به تجارت اسلحه و به حدود شش هزار شرکت آلمانی در ترکیه، ارتباط دارند. روحیۀ قبلی آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان در مقابل قلدری دونالد ترامپ [رئیس جمهور ایالات متحده] مدت ها است از دست رفته است.

ما باید همۀ کشورهای غربی را نیز که به نوعی برتری اخلاقی در خصوص حقوق بشر تظاهر می کنند، در کنار آلمان قرار دهیم. همۀ آنها میل دارند کالاهایشان را به فروش برسانند، به ویژه سلاح هایشان را، و خدمات مهندسی سودآوری که دانش محلی برای انجام آنها وجود ندارد، ارائه کنند؛ می خواهند ترکیه را در ناتو نگاه دارند و مانع از افتادن این کشور به دست ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه شوند؛ می خواند مطمئن باشند ترکیه همچنان جلوی سیل پناه جویان و اینک تروریست های سابق را به سمت اروپا خواهد گرفت.

به همین خاطر است که این روزها ناتو و اتحادیۀ اروپا به کرات می گویند «نگرانی های امنیتی مشروع» و «مبارزه با تروریسم» ترکیه را «درک می کنند» و در واقع مواضع سفیر ۱۰۰ سال پیش آلمان ، وقتی نسل کشی ارمنی ها در حال وقوع بود، را  تکرار می کنند. [برای دولت آلمان] اهمیتی ندارد که منطقۀ محصور عفرین در سوریه هیچ گاه تهدیدی علیه ترکیه نبوده است، چنان که اخیراً دپارتمان سرویس های علمی پارلمان آلمان فدرال به این واقعیت پی برد و اعلام کرد که ترکیه «هنوز مدرک مستدلی مبنی بر حملۀ نظامی علیه خود ارائه نکرده که بر مبنای آن به دفاع مشروع از خود بپردازد.»

همین «درک کردن» دربارۀ سرکوب و قانون گریزی گسترده ای که شهروندان ترکیه پس از کودتای نافرجام سال ۲۰۱۶ تجربه کردند، صورت گرفت. در نتیجه همۀ شرکای غربی ترکیه در پی عادی سازی سریع روابط خود با آنکارا و ادامۀ تجارت خود به روال سابق هستند. با چنین کاری همۀ آنها آماده اند فراموش کنند که حملۀ نظامی به عفرین اقدام نادرستی است که به درگیری های فلسطین و یمن افزوده می شود. و اینک کشورهای بیشتری جرأت می کنند با این ادعا که «تروریست ها» در کشورهای همسایه هستند، به همسایگانشان حمله کنند، حتی اگر این (به نام) تروریست ها همان ساکنان آن کشورها باشند. به شیوه ای مشابه، این کشورهای غربی آماده اند چشم های خود را ببندند تا یک رژیم توتالیتر با سابقۀ سرکوب و اقدامات فرا قانونی نسبت به شهروندانش، که آنها را «دشمن ملت» می نامد (همان گونه که هیتلر یهودیان و چپ گراها را دشمن ملت می نامید)، از مجازات در امان بماند.  همۀ این ها دربارۀ اعمال «قانون دشمن» است که بدون تمایز و به طور یکسان کردهای سوریه و شهروندان ترکیه را در بر می گیرد.

امروز عادی سازی روابط با چنین رژیم فاشیستی معادل مماشات (اپیزمنت) در مقابل آلمان هیتلری است، که دقیقاً ۸۰ سال پیش در مونیخ صورت گرفت و همه می دانیم چه عواقبی دشت. حال اگر «عادی سازی» اصطلاح امروزی مماشات است، «نگرانی های مشروع امنیتی» نیز حسن تعلیلی (به گویی) برای «کشتار جمعی مجاز» به شمار می رود.

……………………….

* چنگیز آکتار استاد علوم سیاسی، روزنامه نگار و نویسندۀ ترک است. آکتار چندین کتاب در زمینۀ روابط اتحادیۀ اروپا با ترکیه به رشتۀ تحریر در آورده است. وی اینک با سازمان ملل متحد و اتحادیۀ اروپا همکاری می کند. آکتار از جملۀ کسانی است که معتقدند ترک ها باید به خاطر نسل کشی ارمنیان عذر خواهی کنند.

منبع: پایگاه خبری احوال

ترجمه: خبرگزاری کردپرس / سرویس ترکیه

انتشار:  سه‌شنبه ۲۲ اسفند