یک شاخه از سیاهی جنگل… / محمد قراگوزلو

جریان فدائی پیش از فرو غلتیدن “اکثریت” آن به گرداب یک گرایش به غایت راست و مهلک سیاسی تا حد مبتذلِ سقوط به ورطه یِ لیبرالیسم و سوسیال دموکراسی و جمهوری خواهی و در نهایت انکار سوسیالیسم و انقلابی گری؛ و مستقل از هر درجه آمیخته گی با گرایش “تمام خلقی” – که به درست از سوی مارکسیسم انقلابی نقد شده است- سهم درخشانی در انکشاف مبارزه ی طبقاتی داشته و در یک برهه ی بسیار مهم تاریخی به تنهایی رسالت انقلابی چپ رادیکال را به دوش کشیده است. تاریخ فدائی از سیاهکل تا به خاک افتادن فرمانده اشرف صرفا روایت مردان و زنان دلاوری نیست که “پیش عصیان شان، بالای جهنم، پست بود”؛ شیر آهنکوه زنان و مردانی که در “کمرگاه دریا، دست حلقه توانستند کرد….”، این تاریخ حتا روایت “بوسه بر کاکل خورشید” نیز نیست. به یک مفهوم همه ی این ها هست و فراتر از این ها. برای درک عمق سکوت سیاه و تباهی که در دوره ی مورد نظر بر ساحت سیاسی و اجتماعی کشور آوار شده بود و برای تبیین اهمیت شکستن این سکوت تبهکارانه که با ضربه ی سیاهکل محقق شده است، دست کم باید به کنه مناسبات سیاسی اقتصادی حکومت شاه با امپریالیسم آمریکا پی برد. بی تردید چنان مناسباتی در آن دوره میان هیچ یک از کشورهای سرمایه داری فرعی و پیرامونی با سرمایه داری امپریالیستی و مرکز جاری نبوده است. برای آمریکا و اروپا، ایران و شاه با پاکستان بوتو و مصر سادات و ترکیه و عربستان و اردن و مشابه از بیخ و بن متفاوت بود. این جا حکومتی حاکم بود که تعادل و ثبات انباشت موفق سرمایه را با چک سفید اوپک و تمهیدات پیشرفته ترین سازمان های نظامی و امنیتی و پلیسی تضمین کرده بود. حکومتی که خلا هژمونی اش را می توان در جنگ های بزرگ و کوچک منطقه ردیابی کرد. خط قرمز چنین حکومتی نه حسینیه ی ارشاد و ضمائم اش بل که صرفا و مطلقا کمونیسم بود. به ویژه کمونیسم رادیکالی که با گلوله به چهره ی حکومت پنجه می کشید. بی هوده نیست که “اعلیحضرت” شخصا پروژه ی “زدن” حمید اشرف را دنبال می کرد. روزانه. باری قصد من در این گزارش مجمل ورود شرح و بسط مباحث پیش گفته نیست. می خواهم بگویم که اهمیت سیاهکل به مراتب فراتر و فربه تر از تعرض مسلحانه یکی دو هسته ی چریکی به یک پاسگاه در فلان شهر دور افتاده است. سیاهکل را باید در متن شلیک به هژمونی و اتوریته ی “جزیره ی آرامش” سرمایه و سرمایه داری در منطقه ی طلائی خاورمیانه ارزیابی کرد…

به مناسبت چهل و هفتمین سال یاد چنان رخ نمود بی نظیری جمعی از رفقا و دوستان در قطعه ی ٣٣ بهشت زهرا گرد آمدند. پنج شنبه ۱۹ بهمن ساعت دو. درست ساعت دو! گردآیش بدون هیچ سخن رانی با توزیع شیرینی و گل افشانی آغاز شد و با حضور در کنار آرامگاه رفیق امیر پرویز پویان و ادای احترام به او ادامه یافت و با یک ترانه سرود گروهی در جوار آرامگاه رفیق حمید اشرف به پایان رسید.

محمد قراگوزلو. ۱۹ بهمن