اصلاحات = اصلاح طلبان حکومتی نیست / مارال سعید

با اندک تعمُّق در تاریخ ۴٠ ساله ی اخیر ایران هر پژوهنده ی بیطرفی اذعان خواهد داشت: مردم ایران از همان اوّلین روزهای بعد از ٢٢ بهمن ١٣۵٧ در اشکال مختلف و مسالمت جویانه، سعی در بیان مطالبات، نظرات و تغییرات مورد نظرشان داشته اند. لیک، این حاکمان تازه به قدرت رسیده و اعوان و انصارشان بوده اند که هیچگونه حق و حقوقی برای دیگران قائل نبوده و همچنان نیستند. این آنها بودند که هر تجمُّع مسالمت آمیز را به خاک و خون می کشیدند و با دستگیریهای گسترده و زندانهای طویل المدَّت و اعدامهای سَبُعانه سعی می نمودند جَو رُعب و وحشت بگسترانند و جامعه را در یک سکوت گورستانی نگه دارند. البته در این زمینه، شرائط برآمده از انقلاب و سپس جنگ ٨ ساله با عراق، موقعیّت مناسبی برای سرکوب هرگونه خواسته و مطالبه ای را برای آنها فراهم آورده بود. از همین زاویه بود که آیت الله خمینی می گفت: «جنگ نعمَتَه». گفته ای که از زبان نازیستها نیز کسی نشنیده بود. بله «نعمت» برای او و اعوان و انصارش که بر مردم و این خاک آن کنند که شداد نکرد.
پس از جنگ و مرگ خمینی، حکومتگران دیگر دستمایه ای نداشتند تا به مَدَد آن بتوانند فنر فقر و فاقه و بی حقوقی مردم را همچنان با همان روشهای گذشته بفشارند و هر خواسته را «کار ایادی بیگانه» معرفی کنند. در این میان؛ آنها که باهوش تر بودند و خطر را احساس می کردند به آهستگی متوجّه شدند باید در روند امور اصلاحاتی صورت گیرد. ابتدا «سردارسازندگی» به میدان آمد تا با حذف فیزیکی عاشقان ایران و به قیمت حراج منابع کشور، نوید توسعه و کار و رفاه دهد. بعضی در بازی شیخ علی اکبر و بعضی بیرون از آن می انگاشتند “با تو بمیری و من بمیرم و ریش گرو گذاشتن” شرائط بهبود خواهد یافت که نیافت. در سال ١٣٧۶ گردونه گشت و قرعه بنام همانها افتاد که ضرورت اصلاح امور را احساس کرده بودند. آنها شانس آنرا یافتند تا بخش انتخابی نظام را در اختیار گیرند. و به جِد هم سعی نمودند تا بتوانند اصلاحی در امور بوجود آورند لیک بزودی فهمیدند؛ با وجود سدِ سکندری چون «ولایت» حتی اندک پیرایش و آرایش جمهوری اسلامی به آن آسانیها که می پنداشتند مقدور نیست. و با چنبره ای که بخش غیر انتخابی و ولائی بر روی قدرت و امور کشور زده بود رئیس دولت مجبور گشت رسما ً اعلام کند: «عده ای رئیس دولت را در حد تدارکاتچی می خواهند».
امّاعلیرغم این آگاهی، مردم دوباره او را خواستند تا بلکه بخواهد و بتواند کمی تا قسمتی از امور را اصلاح کند. لیک در دوره ی دوّم ریاست جمهوری آقای خاتمی روند امور به سمت پنبه شدن تمام رشته های گذشته گشت و عرصه چنان بر مردم از بی عملی ی دولت اصلاحات به تنگ آمد که در چاه عوام فریبی ی موجودی بنام احمدی نژاد افتادند. و این یکی با همدستی بخش ولایی و شخص رهبر به روز مُلک و ملت چنان آورد که هیچ دشمنی تاکنون با ایران و ایرانی نکرده بود. پس از آن، مردمِ بیزار از ذوب شدگان در ولایت و مأیوس از اصلاح طلبان مانده در پشت درِ ولایت، راضی به راست رو میانه ای بنام روحانی گشتند که هم اکنون درگیر دور دوّم ریاست پُر وَعده و وَعید و بی عمل او هستند.
این عبور سریع از روی اُفت و خیزها و سالهای پُررنج و عذاب مردم همه گفتم تا با مدَّعیان اصلاحگری بگویم: بیش از این به دنبال آدرس غلط نگردید، نیم نگاهی به همرزم دیرین خود آقای قدیانی و گفته های او بیندازید، آخر تا به کی مُذَبذَب در جَرگه ی «ول معطلان»، به خود آئید.
در تمام طول مسیر ٢٨ ساله ی گذشته، شما اصلاح طلبان حکومتی، فارغ از آنکه مردم به اَنحای مختلف یادآور شده اند؛ آنچه شما از اصلاحات می فهمید مَشّاطه گری دیو است نه اصلاحات! شما سعی بلیغ نموده و می نمائید تا به مردم بگوئید: اصلاحات آنست که ما می گوئیم و دنبال می کنیم. افکار پُرتناقض و تبعیضات از سویی و میل وافرِ سهم خواهی از قدرت از سوئی دیگر، سدِ ساتری بوده و هست در میان شما و مردم، بدین سبب شما صدای مردم را نمی شنوید. و نتیجه آن می شود که بالاخره مردم خود تصمیم گرفتند اینبار بدون واسطه قراردادن شما، به خیابان بیایند و به صراحت خواسته ها و مطالباتشان را فریاد بزنند.
روزگار غریبیست آقای آرمین! اینطور نیست؟
این مردم علیرغم ناتوانیها و بی میلیها، شما را پا به پای خویش تا اینجا آورده اند. آنها از دست شما و افکار شما که اسیر قفس پُرتناقض و سراپا تبعیض قانون اساسی و “دهه ی طلائی دوران امام راحل” است به تنگ آمده اند و آئینه در دست در خیابانها مطالبتشان را فریاد می زنند. و شما حیران و پریشان از تصویری که در آینه ها می بینید به دنبال دشمن می گردید.
بسی جای تأسف است آقای آرمین که به جای عبرت از تصویری که در آینه ها می بینید، شما نیز همچون ولایت مداران به دنبال دشمن می گردید. جا داشت و دارد اندکی به خود نگاه کنید و ببینید در ۵ سال گذشته در کجا ایستاده بودید! به فراکسیون «امید» در مجلس بنگرید، آیا شما نیز به همین طیف بادمجان دور قاب چینِ بله قربان گو تعلُّق دارید؟ آیا اینست آن اصلاحاتی که قولش را به مردم می دادید؟ باورش سخت است، ولی باورکنید از مردم عقب مانده اید.
نه آقای آرمین! کسی شما را نشانه نرفته است، این شمائید که در این دایره سرگردانید. اصلاحات مساوی مشّاطه گری نیست. اصلاحات مساوی با اصلاح طلبان حکومتی هم نیست. انتخاب با شماست؛ یا همراه با مردم در تلاش برای درهم شکستن قفس قدسی ولایت مداری یا پشت به مردم، زائده ی بخش ولائی گشتن. و البته برخورداری از شرکت در قدرت و سود جستن از ژن خوب و مَواهب رانت حکومتی.
شور بختانه باید بدانید؛ مردم منتطر شما نمی مانند، به خود بیائید! راه هموار نیست، خور و خواب و راحت خیال در بین نیست. یادتان هست ژاله* چه گفت:

زندگی صحنه‌ ی یکتای، هنرمندی ماست
هر کسی نغمه‌ ی خود خواند و از صحنه رَوَد
صحنه پیوسته به جاست
خرّم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

کلیه اشارات در این نوشته با نگاه به سرمقاله روزنامه ی اعتماد (اصلاحات ممنوع) شماره ۴٠٠١ به تاریخ ٢۴ دی ١٣٩۶ و به قلم محسن آرمین است.

*ژاله اصفهانی (اسفندیاری)

ضرب و جرح وحشیانه اسماعیل بخشی نماینده کارگران شرکت نیشکر هفت تپه، صفوف ما کارگران را متحدتر و عزم مان را برای پایان دادن به وضعیت جهنمی موجود جزم تر خواهد کرد / اتحادیه آزاد کارگران ایران

عصر امروز در حالیکه اسماعیل بخشی از نماینده های کارگران شرکت نیشکر هفت تپه طبق معمول هر روز، حوالی ساعت پنج و نیم عصر از سرویس کارخانه پیاده شده و در حال عزیمت به منزل خود بود توسط سرنشینان نقابدار دو ماشین پژو و سمند با قمه مورد حمله قرار گرفت.

در پی این حمله و ایستادگی جسورانه اسماعیل در علیرغم تهدید مستقیمی که سه روز پیش از سوی یکی از سهامداران کارخانه شده بود صبح امروز طی سخنان پر شور و قاطعانه ای در تجمع اعتراضی کارگران، با اشاره به بردگی تحمیل شده بر هزاران کارگر شرکت نیشکر هفت تپه، همکاران خود را به ایستادگی در مقابل دسیسه های کارفرما فراخواند.

بنا بر اظهار کارگران شرکت نیشکر هفت تپه، طرح بکارگیری تعدادی اراذل و اوباش از سوی کارفرما علیه کارگران شرکت نیشکر هفت تپه از اعتصاب شش روزه آنان در آذر ماه سالجاری مطرح بوده است و حمله وحشیانه امروز به اسماعیل بخشی مسئله ای نبوده است که کارفرما حتی در صدد پنهان کردن آن باشد.

اما امروز باند مافیائی حاکم بر شرکت نیشکر هفت تپه با گسیل عده ای اراذل و اوباش مسلح به سلاح سرد و گرم و تعرض خونین به اسماعیل بخشی، برگ دیگری از ماهیت پشت پرده خصوصی سازی در ایران را به نمایش گذاشت و نشان داد مافیای قدرت در ایران با درماندگی در مقابل مبارزات متحدانه کارگران، در صدد بکار گیری زبونانه ترین شکلی از ایجاد رعب و وحشت در میان آنان برای غارت و چپاول ثروتهای اجتماعی همچون شرکت نیشکر هفت تپه است.

اتحادیه آزاد کارگران ایران، دوشادوش کارگران شرکت نیشکر هفت تپه، حمله به اسماعیل بخشی را قویا محکوم میکند و یقین دارد چنین تعرضی به یک نماینده کارگری، نه تنها خللی در اراده کارگران شرکت نیشکر هفت تپه در مبارزه برای دستیابی به مطالباتشان وارد نخواهد کرد بلکه صفوف آنان و طبقه کارگر ایران را در ابعادی سراسری فشرده تر از پیش خواهد نمود و عزم آنان را برای پایان دادن به وضعیت جهنمی موجود جزم تر خواهد کرد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران – ۲۵ دی ماه ۱۳۹۶

پیام همدردی با نسان

دلم ازمرگ بیزار است

 کە مرگ اهرمن خو آدمی‌خوار است»

با اندوه بسیار مطلع شدیم که رفیق گرامی و دوست عزیزمان نسان، مادر مهربان و فداکارش رادر سحرگاه روز سه شنبه ۱۹ دی ماه ۱۳۹۶ خورشیدی برابر با ۹ ژانویه ۲۰۱۸ از دست داد. دایە عالیە بهرامی، زاده سنندج در سال ۱۳۰۹ ، یکی از مادران سختی کشیده ای بود که در رژیم جمهوری اسلامی رنجهای بسیاری را متحمل شد  و در پیگیری وضع فرزندان زندانی خود به ویژه نسان ،پشت در زندانهای خوف انگیز حکومت اسلامی در ایران ، اضطراب و غم را تا اعماق وجود خود احساس کرد.

ما دوستان ورفقای نسان گرامی ضمن تسلیت بە او،  خواهر، برادران وخانوادەاش، خودرا درغم ازدست دادن مادر عالیه  شریک می‌دانیم.

اسامی :

یوسف اردلان ، سهیلا قادری ، عزیز ماملی ، نسرین سلمانی مظفر، رئوف کعبی ، رضا کعبی ،احمد آزاد ، محمد اعظمی ، ملیحه فرهنگ ، مقصود کاسبی ، ایراندخت انصاری ، سیروان ، میهن جزنی ، محمد حسین صدیق یزدچی،  بهروز فراهانی ، بهروز عارفی ، فرهنگ قاسمی ، مسعود رواندوست ، زرین عمری ، حماد شیبانی

علی رضا نوایی ، جمشید گلمکانی ، اسماعیل ماملی ، هیوا زمانی ، جمیله ندایی ، آنا پا ک ، علی رنجبری ، فرید

پرتوی ، حمید سلطانی ، نجات سلطانی ، گیتی زمانی ، محمد اعرابی ، استی پیروتی ، جلیل قاسمی ، حسن بهنام

هیدی ماملی ، حمید امینی ، سنبل صادق وزیری ، کوروش ناظری ، ایوب زمانی ، حسن حسام ، جمشید مهر، اکرم

کوهساری ، شهلا اعلم ، کیومرث جهان زاد ، کیوین قاسمی ، ذبیح  موسوی ، مهوش نجفی ، فرهمند رکنی (اخوی)، منصور انصاری ، تارا قاسمی، طاهر اردلان، عمر عبدالله نژادیان، علی پیچ گاه ، صادق لندن ، ناصر قاضی زاده ، جمال حسینی ،  امیر ایزد پناه ، مصی شرافتی ، توران دانا ، بیژن رستگار ، مرتضی افشاری ، محسن خوشبین

گیتی زمانی ، بیژن شافعی ، صدیق اسماعیلی ، بهروز سورن ، منصور طیفوری ، شهلا اردلان ، بهزاد حمزه ، همایون اردلان ، فرزین اردلان ، عطا حسینی ، جمال حسینی ، حمید رشیدیان ، عبدالله مصطفی سلطانی ، عزیز بیکس، پرویز جهان، ستار رحمانی ، مهین شکرالله پور ، غلام فرشچی ، علی جلال ، هیوا ژاله ، مهرداد فتحی ، امجد زمانی ، گلاله منصف ، پویا ضادق وزیری ، برهان اعظمی ، منصور مومنی نسب ، بانو اسکندانى ، قادر اسکندانى ، ایوب رحمانی، امیر پیام، پرویز جهانی، کامران شایگان، رضا روحانی، سراج عزیزپور، علا صلاحیان