گفتگوی سایت اتحاد با جعفر عظیم زاده پیرامون اجرائی شدن طرح کارورزی و اعلام هفته ملی مهارت

سایت اتحاد: بنا بر گزارش خبرگزاری ایلنا، وزارت کار دولت روحانی ۷ روز آینده را از امروز ۳۱ تیر ماه،  روز هفته ملی مهارت با موضوعات  هفتهٔ آموزش فنی و حرفه‌ای، اقتصاد مقاومتی و تولید و اشتغال معرفی کرده‌ است. ادامه خواندن Continue reading

نامه سرگشاده به آقای رئیس جمهور فرانسه / شلومو ساند / ترجمه بهروز عارفی و تقی تام

بر گرفته از مدیا پارت ۲۰ ژوئیه ۲۰۱۷

هنگامی که شروع به خواندن نطق شما در مراسم یادبود دستگیری دسته جمعی یهودیان در ورزشگاه دوچرخه سواری زمستانی کردم، نسبت به شما احساس قدردانی کردم. در واقع با نگاهی به سنت طولانی  رهبران سیاسی راست و چپ ، در گذشته و حال، که در مورد مشارکت و مسئولیت فرانسه در تبعید و اسارت اشخاصی از تبار یهودیان  و اعزام شان به سمت اردوگاههای مرگ، شما موضعی روشن و بدون ابهام اتخاذ کردید . آری فرانسه  مسئول تبعید یهودیان به سمت اردوگاههای مرگ است ، آری در فرانسه پیش و پس از جنگ دوم جهانی نوعی آنتی سمیتیزم (یهود ستیزی) وجود داشته است. آری بایستی به مبارزه علیه همه اشکال نژاد پرستی ادامه داد. من این موضعگیری شما را در تداوم اظهارات شجاعانه شما در الجزایر یافتم، که به موجب آن استعمار جنایت علیه بشریت است.

به صراحت و رک و راست بگویم، ازاین که نتانیاهو، که بی گمان در زمره سرکوبگران است و بنابراین نمیتواند نماینده قربانیان دیروز تلقی گردد، را دعوت کرده بودید عصبانی شدم. بی تردید، مدت زمانی طولانی است  که میدانم نمیتوان خاطره ها را سیاست جدا کرد. شاید شما در حال پیش برد استراتژی پیچیده ای هستید که هنوز برملا نشده و هدف آن شرکت در تحقق سازشی عادلانه در خاورمیانه است؟

من دیگراز فهم گفتمان شما باز ماندم آن گاه که در حین سخنرانی خود گفتید :

«آنتی صهیونیزم … شکل ابداعی جدید آنتی سمیتیزم است.»  آیا این اعلام برای خوش آیند میهمانتان بود ، یا به سادگی  و روشنی نشانی از بی فرهنگی سیاسی؟ دانشجوی سابق فلسفه و دستیار پل ریکور ، این قدر کم کتاب های تاریخ را خوانده است که حتی نداند که تعدادی از یهودیان ، یا  فرزندان  و نوادگان یهودیان همچنان مخالف صهیونیسم هستند بدون اینکه آنتی سمیت (یهودی ستیز) باشند؟ در اینجا اشاره ام به تقریبا تمام خاخام های بررگ قدیمی و نیز به موضع گیری های بخشی از یهودیان ارتدکس معاصر است. من همچنین شخصیت هائی مانند مارک ادلمن ، از رهبران معتبر نجات یافته از گتوی ورشو و با کمونیست های از تبار یهودی، از اعضای گروه مانوکیان در نهضت مقاومت [فرانسه] را که به هلاکت رسیدند، در خاطر دارم. من همچنین به دوست و استادم پییِر ویدال ناکه و سایر مورخان یا جامعه شناسان بزرگ مانند اریک هابسبام و ماکسیم رودنسون و نیز ادگار مورن می اندیشم که نوشته ها و یاد آنها برای من گرامی است. سر انجام صمیمانه از خودم می پرسم که آیا شما از فلسطینیان انتظار دارید که ضد صهیونیست نباشند.

با وجود این که تصور میکنم شما دست چپی ها را نمی پسندید و شاید فلسطینی هارا هم ، ولی توجه شما را به مطلب زیرجلب میکنم. میدانیم که شما برای بانک روچیلد کار کرده اید. در ایجا نقل قولی از ناتان روچیلد ، رئیس اتحادیه کنیسه های بریتانیای کبیر و اولین یهودی که لقب لرد در انگلستان گرفت و به سمت سرپرستی بانک نیز رسید ، نقل میکنم. در سال ۱۹۰۳ بانک دار پر استعداد در نامه ای به تئودور هرتسل نوشت: « در کمال صراحت به شما عرض میکنم که من از فکر تاسیس یک کولونی یهودی به مفهوم واقعی کلمه بر خود میلرزم. یک چنین کولونی ، به یک گتو، با همه  پیش داوری ها، تبدیل خواهد شد. یک دولت کوچک، خیلی کوچک یهودی ، متدین و غیر لیبرال که مسیحیان و خارجی ها را طرد خواهد کرد. » ممکن است روچیلد در پیش گوئی پیامبرانه اش اشتباه کرده باشد، ولی با این حال از یک چیز میتوان مطمئن بود و آن این که او آنتی سمیت نبود.

بی تردید ضد صهیونیست هائی بوده و هستند که آنتی سمیت نیز می باشند.، اما مطمئن نیز هستم که در میان چاپلوسان صهیونیسم ، افراد آنتی سمیت نیز میتوان پیدا کرد. میتوانم به شما اطمینان دهم که تعدادی از صهیونیست ها نیز  نژاد پرستند که ساختار ذهنی آنان تفاوتی با یهودی هراسان کامل ندارد. اینان دائما در جستجوی DNA یهودی هستند( حتی در دانشگاهی که من تدریس می کنم).

با این حال اهمیت دارد در این باره که نقطه نظر ضد صهیونیستی  چیست با تعریفی از آن که مورد توافق باشد یا لا اقل از ویژگی های مفهوم صهیونیسم، آغاز کنیم.  به این مطلب تا آن جا که ممکن ست به اختصار می پردازم.

نخست، صهیونیسم به معنی یهودیت نیست. حتی علیه آن طغیان نیز کرده است. در طول قرن ها، یهودیان مومن  اشتیاق عمیقی نسبت به سرزمین مقدس و به ویژه بیت المقدس داشتند، اما این احساس را در چارجوب استنباط تلمودی بیان می کردند که مهاجرت دسته جمعی بدانجا را پیش از ظهور مسیح، بر آنان ممنوع کرده بود. در واقع، سرزمین مقدس  نه به یهودیان  بلکه به خدا تعلق داشت. حدا عطا کرده است و خدا پس گرفته است و هر وقت بخواهد مسیح را خواهد فرستاد تا آن را بستاند.هنگامی که صهیونیسم ظهور کرد، «قادر متعال» را از مقر خود  برداشت تا جای او را به انسان فعال بدهد.

هر کدام از ما می تواند در مورد این نکته موضع گیری کند که آیا طرح ایجاد دولت انحصاری یهود در تکه ای از سرزمینی که اکثریت  بزرگ جمعیت  آن را عرب ها تشکیل می دهند، ایده ای اخلاقی است؟ در سال ۱۹۱۷، در فلسطین، ۷۰۰ هزار عرب مسلمان و مسیحی و تقریبا ۶۰هزار یهودی زندگی می کردند که نصف آنان مخالف صهیونیسم بودند. تا آن زمان، توده های مردم ییدیش که از پوگروم ها (یهودآزاری ها)ی امپراتوری روسیه می گریختند، ترجیح می دادند که به قاره آمریکا مهاجرت کنند . دو میلیون نفر از آنان موفق به مهاجرت شده و در نتیجه از شکنجه و آزارهای نازی ها ( و نیز رژیم ویشی) در امان ماندند.

در سال ۱۹۴۸، در فلسطین، ۶۵۰ هزار یهودی و یک میلیون و سیصدهزار عرب مسلمان و مسیحی زندگی می کردند که ۷۰۰ هزار نفرشان آواره شدند. دولت اسرائیل  برپایه این آمارجمعیتی تاسیس شد. باوجود این و با توجه به وضعیت نابودی یهودیان در اروپا، شماری از ضدصهیونیست ها به این نتیجه رسیدند که نباید تراژدی های جدیدی به وجود آورد، لذا می بایست دولت جدید اسرائیل را مثل عمل انجام شده برگشت ناپذیر تلقی کرد. کودکی که از یک تجاوز به دنیا می آید، به درستی حق زندگی دارد، اما چه خواهد شد اگر این کودک در راه پدرش قدم بگذارد؟

و رسیدیم به سال ۱۹۶۷: از آن زمان، اسرائیل بر پنج و نیم میلیون فلسطینی ای حکومت می کند  که از حقوق مدنی، سیاسی و اجتماعی محروم اند. آن ها دائما تحت کنترل نظامی اسرائیل قرار دارند. بخش از آن ها در کرانه باختری در مکان هائی شبیه «رزرویشن سرخ پوستان» Indian Reservation بسر می رند، در حالی که عده ای دیگر در «رزرو [منطقه تحت حفاظت] با سیم خاردار» در غزه زندکی می کنند (هفتاد درصد اینان یا پناهنده هستند یا فرزندان پناهندگان). اسرائیل که مرتبا تمایل خود به صلح را اعلام می کند، سرزمین های تسخیرشده در سال ۱۹۶۷ را به طور کامل بخشی از «سرزمین اسرائیل» تلقی می کند و به دلخواه خود در آن جا رفتار می کند. تا کنون، ۶۰۰ هزار کولون یهودی اسرائیلی در این ناحیه ساکن شده اند … و تازه این کار به پایان نرسیده است.

آیا این، صهیونیسم روزگار ماست؟ نه! دوستان چپ صهیونیست من که مرتبا از تعدادشان کم می شود، پاسخ خواهند داد  که باید به دینامیک مستعمره سازی صهیونیتی پایان داد، و این که یک دولت کوچک و باریک فلسطین باید در کنار اسرائیل  تشکیل شود،  و این که هدف صهیونیسم تاسیس دولتی بود تا یهودیان در آن کشور بر خود حاکمیت داشته باشند  و نه این که «میهن باستانی» را تسخیر کنند. و خطرناک ترین نکته در این میان این ست که به عقیده آن ها الحاق سرزمین های اشغالی تهدیدی برای اسرائیل به منزله دولت یهودی ست.

اکنون، جادارد توضیح دهم که چرا خود را یک غیر صهیونیست یا ضدصهیونیست می دانم بدون این که ضدیهودی شده باشم. حزب سیاسی شما در سرلوحهء نام خود واژه «جمهوری » را دارد. لذا نتیجه می گیرم که شما جمهوری خواه پرشوری هستید. شاید  موجب حیرت شما شود: من هم چنین جمهوری خواهی هستم. لذا، به عنوان دموکرات و جمهوری خواه، نمی توانم مثل همه صهیونیستها، خواه راست و خواه چپ، از یک دولت یهودی حمایت کنم. وزارت کشور اسرائیل در نتیجه یک سرشماری، ۷۵ درصد شهروندان را یهودی، ۲۱ درصد را مسلمان و مسیحی و ۴ درصد را «غیره» (عجب!) اعلام می کند. درحالی که به موجب روحیه حاکم بر قانون های کشور، اسرائیل علاوه بر این که به کلیه شهروندانش تعلق دارد، متعلق به همه یهودیان جهان نیز هست. یهودیانی که قصد ندارند در آن کشور زندگی کنند. بدین ترتیب، برای مثال، اسرائیل به برنار هانری لِوی و آلن فینکِلکروت بیشتر تعلق دارد تا دانشجویان فلسطینی-اسرائیلی من که به زبان عبری صحبت می کنند و حتی گاهی بهتر از خود من. اسرائیل امیدوار است که روزی برسد که همه اعضای کریف (شورای نمایندگی نهادهای یهودی در فرانسه) و «پشتیابان شان» به اسرائیل مهاجرت کنند! من حتی فرانسویان ضدصهیونیستی می شناسم که چنین چشم اندازی شادمان شان می کند! برعکس، شنیدیم که دو وزیر اسرائیلی نزدیک به بنیامین نتانیاهو، این ایده را تبلیغ می کنند که باید «انتقال» اسرائیلی های عرب  را تشویق کرد، و هیچ کس خواهان استعفای آنان نشد.

آقای رئیس جمهور، به این دلیل، من نمی توانم صهیونیست باشم. من شهروندی هستم که آرزو دارد دولتی که در آن زندگی می کند، یک جمهوری اسرائیل باشد و نه دولت فرقه ای یهودی. به عنوان یکی از نوادگان یهودیانی که  فراوان از آزارها رنج کشیده اند، نمی خواهم در دولتی زندگی کنم که با تعریفی که از خود ارائه می دهد، مرا شهروندی صاحب امتیازهای فراوان معرفی کند. آقای رئیس جمهور، به نظر شما، این کار از من یک یهودیستیز می سازد؟

شلومو ساند، مورخ اسرائیلی