از سر گرفته شدن جنگ سرد در خلیج فارس / قطر میان امارات متحده عربی وعربستان سعودی / لوموند دیپلوماتیک

Nabil Ennasri   /  برگردان: بابک دهقان

سه شنبه شب ٢٣ مه، قطر اعلام کرد که خبرگزاری رسمی این کشور(قنا) (Qatar News Agency, QNA) توسط افراد ناشناسی هک شده ویک بیانیه دروغین منتسب به امیر قطر درآن پخش شده است. ادامه خواندن Continue reading

گزارش جیمز ریتچی، دستیار دبیر کل فدراسیون کارگران بخش مواد غذایی، کشاورزی، هتل، رستوران، خدمات و تنباکو در سرتاسر جهان (آی یو اف) در جلسه عمومی نشست ۱۰۶ مین کنفرانس بین المللی کار- ژنو

۱۴ ژوئن ۲۰۱۷

رئیس کنفرانس، مدیر کل و نمایندگان حاضر در جلسه ۱۰۶ مین کنفرانس بین المللی کار. من در اینجا می ایستم تا گزارش خود را به مدیر کل کنفرانس بدهم. ادامه خواندن Continue reading

پیروزی اعتصاب غذا / ترجمه: شهناز نیکوروان

نویسنده : گری آدامز

همه شیوه های مبارزه برای رهایی از ظلم وستم سرمایه داری و دست یافتن به عدالت هزینه های بسیار سنگینی برای مبارزان در جهان دارد. در سراسر دنیا مبارزان زیادی در زندانها و تبعیدگاهها در حال گذراندن دوران محکومیت شان می باشند، مبارزانی که خواسته ای جز رهایی، عدالت، برابری و آزادی همه مردم ندارند. زندانی در زندان از بسیاری امکانات محروم است و عملا شیوههای مبارزه در زندان متفاوت از شیوه های مبارزه در بیرون است و اعتصاب غذا یکی از این شیوه هاست. زندانیان بی شماری از از این شیوه استفاده کرده و حتا جان خود را بر سر آن نهاده اند. از جمله می توان به مبارزان ایرلندی وبیش از ۸۰ زندانی سیاسی اشاره کرده که جانشان را در زندانهای ترکیه از دست دادند.
در ۱۷ آپریل ۲۰۱۷ در اعتراض به شرایط ناعادلانه و تحقیرآمیز در زندان اسرائیل ۱۵۰۰ تن از زندانیان فلسطینی به رهبری مروان برغوتی یکی از رهبران فتح دست به اعتصاب غذا زدند و مردم فلسطین و بسیاری از مبارزان در سراسر جهان از آن حمایت کردند. بالاخره بعد از ۴۰ روز اعتصاب غذا، کمیته بین المللی صلیب سرخ و دولت خودگران به مذاکره پرداختند. روز چهارشنبه، کمیساریای عالی سازمان ملل برای حقوق بشر از اسرائیل خواست به بهبود شرایط فلسطینی های در بازداشت اقدام کند. جمال میسن (Mheysen)، عضو کمیته مرکزی جنبش فتح و از نزدیکان رئیس جمهور محمود عباس ، در رام الله گفت:
“پس از مذاکرات جدی، فقط برای برخی خواسته های زندانیان از جمله حق ملاقات منظم به توافق رسیدیم و بر اساس این توافق، که جزئیات آن بعدا اعلام خواهد شد، اعتصاب به پایان رسیده است… امروز، ما پیروزی زندانیان و مردم فلسطین را اعلام می کنیم . پیروزی زندانیان در مبارزه حماسی شان و مبارزه برای آزادی و کرامت را ما اعلام می کنیم .”
در ۲۷ مه ۲۰۱۷ اعتصاب به پایان رسید.
گری آدامز یکی از مبارزان سابق ارتش رهایی بخش ایرلند است، حمایت و همبستگی خود را از مبارزان فلسطینی که در اعتصاب غذا به سر می بردند، با بیان بخشی از تجربیات مبارزان ایرلندی بیان کرده است. ایرلند نیز یکی از کشورهایی است که مبارزه علیه ستم استعمار و اشغال بخش بزرگی از تاریخ این کشور است. مبارزان ایرلندی زیادی برای رهایی از این ستم به شیوه های مختلف مبارزه کرده و جان باخته اند.

***

هفته گذشته، ما با غرور و افتخار، بابی ساندز و فرانسیس هیوز را به یاد آوردیم ، کسانی که در اعتصاب غذا در سال ۱۹۸۱ در زندان اچ بلاک (H-Blocks ) جان باختند. در تعطیلات آخر هفته، سالگرد در گذشت ریموند مک کریش و پتسی اوهارا را گرامی خواهیم داشت و در ژوئیه و اوت ، فداکاری و شجاعت شش اعتصاب غذا کننده را تجلیل می کنیم که ۳۶ سال پیش جان خود را از دست دادند؛ جو مک دانل، مارتین هورسون، کوین لینچ، کیه دوهرتی، تام مک ایلویی و میکی دوین.
من نشریه An Phoblacht/Republican ، ۱۸ ژوئیه ۱۹۸۱ را به یاد می آورم. این مجموعه که برای این منتشر شده بودکه به شکل مخفی به زندان های H-Blocks و Armagh و زندان های دیگر فرستاده شود، شامل عکس های کوچک چهاردر شش اینچ بودند و بر روی کاغذ نازکی چاپ شده بودند که مناسب برای مخفی کردن بود. در نسخه ۱۸ ژوئیه سه عکس بود که بالای آن یک کلمه نوشته شده بود: «غم و اندوه »(سوگ). یکی از عکس ها از مراسم تشییع جنازه مارتین هورسون بود و دو عکس دیگر مارتین و جو مک دانل بودند. در این شماره مراسم خاکسپاری آنها گزارش شده بود. انتشار این گزارش توسط کوین لینچ ، سه هفته بعد به مرگش منجر شد.
در سال ۱۹۹۵، در اولین سفر من به آفریقای جنوبی، من با زندانیان سابق کنگره ملی آفریقا ملاقات کردم که از تجربه خود ازاعتصاب غذا و تحسین خود برای بابی ساندز و رفقای خود میگفتند. اعتصاب غذا به عنوان ابزاری برای اعتراض دارای یک سنت طولانی در ایرلند و به ویژه در میان زندانیان سیاسی ایرلندی در زندان های انگلیس است. اما در آفریقای جنوبی و نیز در جاهای دیگر از آن استفاده می شود.
دو و نیم هزار مایل دورتر، بیش از یک هزار زندانی سیاسی فلسطینی در زندان اسرائیل در هفته پنجم اعتصاب غذایشان می باشند. این اعتصاب غذا با عنوان «آزادی و وقار» شبیه به اعتصاب غذای ۱۹۸۱ است، به خصوص این که هر دو عکس العملی به رفتارهای دولتهای بریتانیا و اسرائیل است.
مروان برغوثی، رهبر فلسطینی زندانی که رهبری اعتصاب غذا را به عهده دارد، در نامه ای چنین می گوید: “زندانیان فلسطینی همواره از بی عدالتی و نقض حقوق شان رنج می برند. اما در سال های اخیر مقامات اشغالگر اسرائیلی ما را از حقوقی محروم کرده اند که قبلا از طریق اعتصاب غذا به دست آوردیم. ”
اعتصاب غذای فلسطینی ها علیه رفتار غیرانسانی و شرایط فیزیکی هولناک کنونی تحمیل شده بر زندانیان سیاسی فلسطینی در زندانهای اسرائیل است. این نیز ریشه در ظلم و ستم دولت اسرائیل برهمه مردم فلسطین دارد: فقر و محرومیتی که تجربه روزمره فلسطینی هاست؛ حملات نظامی؛ سرقت از سرزمین فلسطین و آب؛ لایحه قانون انفصال و شهرک سازی غیر قانونی و… .
من در بازدیدهایم از کرانه باختری و غزه در سال های اخیر، دریافته ام که حس عمیقی از یاس وناامیدی، درماندگی در برابر دولت اسرائیل به وجود آمده است، دولتی که توسط اروپا و آمریکا به طور غیرقانونی برپا شده و با قوانین بین المللی می خواهند نگه اش دارند. در نتیجه، فقدان امید، خشم زیاد به ویژه در میان جوانان و ناکامی بزرگ در اردوگاه های پناهندگان فلسطینی در نوار غزه و کرانه باختری وجود دارد.
در حال حاضر شش هزار و پانصد فلسطینی در زندانهای اسرائیل نگهداری می شوند. حدود ۳۰۰ نفر از این زندانیان کودکان هستند. ۵۳ نفر زن می باشند و حدود ۵۵۰ نفر تحت هر اتهامی که اسرائیل دوست دارد در بازداشت می باشند (توقیف بدون محاکمه). با توجه به گزارش سازمان پشتیبانی زندانیان و انجمن حقوق بشر (Addameer) در ۵۰ سال گذشته، بیش از ۸۰۰هزار فلسطینی توسط اسرائیل به زندان افتاده یا بازداشت شده اند.
شرایطی که تحت آن زندانیان نگهداری می شوند اسفناک است. شکنجه گزارش شده است. سازمان پشتیبانی زندانیان و انجمن حقوق بشر در گزارشی در مورد عرفات جرادات که در سال ۲۰۱۳ ، شش روز پس از دستگیری توسط پلیس اسرائیل فوت کرد، اعلام کرد در جسد او شش شکستگی استخوان در ستون فقرات، گردن، بازوها و پاهای او مشاهده شده اما اعلام شده بود که او از ایست قلبی درگذشته است.
اعتصاب غذا در میان زندانیان و همچنین برخی از زندانیان سابق در خارج از زندان، اخیرا دیده می شود . مازن المغربی، یکی از اعتصاب غذا کنندگان فلسطینی، در جریان اعتصاب غذا جان باخت. زندانیان در اعتراض به حبس همگانی مردم فلسطین توسط مقامات اسرائیلی و همچنین وخامت جدی شرایط زندان اعتصاب غذا کردند. زندانیان به دنبال خواسته های ابتدایی از جمله دسترسی به کتاب، روزنامه و لباس و از سرگیری ملاقات ماهانه با خانواده هایشان هستند. آنها همچنین خواهان نصب و راه اندازی تهویه مطبوع در زندانند (درجه حرارت سلولها در تابستان بیش از ۴۰ درجه سانتیگراد می شود)، آنها خواهان پایان دادن به استفاده گسترده ازمجازات های کیفری مانند سلول انفرادی می باشند و دسترسی به مطالعه و امکانات آموزشی از جمله امتحانات از جمله خواسته های آنان است.
چند ماه پیش از بدتر شدن بحران در منطقه، شاهد ارائه یک گزارش در سازمان ملل متحد تحت عنوان: اقدامات اسرائیل نسبت به مردم فلسطین و مسئله آپارتاید بودیم، گزارشی که پس از فقط دو روز کنارگذاشته شد. این گزارش در ماه مارس به وسیله کمیسیون اقتصادی و اجتماعی ملل متحد برای غرب آسیا (ESCWA) منتشر شد. این گزارش شیوه ها و سیاست های اسرائیل را با مردم فلسطین در کل بررسی میکرد. این گزارش چنین نتیجه گرفته بود: «اسرائیل یک رژیم آپارتاید ایجاد کرده است که برمردم فلسطین به عنوان یک کل چیره شده است. نویسندگان این گزارش با آگاهی از جدی بودن این اتهام، نتیجه گیری کردند که شواهد موجود فراتر از حرکت معمولی است و اسرائیل برای سیاست ها و شیوه هایش گناهکار است و آپارتاید را قانونی میداند و آن را به عنوان ابزاری از قوانین بین المللی تعریف می کند.
این گزارش به شدت قوانین بین المللی را طرح می کند و به طور خاص اشاره به تعریف آپارتاید در ماده دوم کنوانسیون بین المللی و مجازات جنایت آپارتاید دارد . تعریف آپارتاید به شرح زیر است: …ارتکاب اقدامات غیرانسانی به منظور ایجاد و حفظ سلطه یک گروه نژادی از افراد بریک گروه نژادی دیگر از افراد و سرکوب سیستماتیک آنها .
سخنگوی اسرائیل آن را “مطرود و به منزله یک دروغ آشکار” توصیف کرد، در حالی که وزارت خارجه اسرائیل این گزارش را به تبلیغات نازی ها تشبیه کرد. رئیس ESCWA، ریما خلف، پس از کنار گذاشتن گزارش سریعا استعفا داد.
این بخشی از بحران فزاینده در منطقه است که تا حدودی شناخته شده است. برخی رهبران فلسطینی از موضع اسرائیل ، برافروخته و خشمگین می شوند و در مورد امکان انتفاضه صحبت می کنند، می گویند که یک تعهد در سازمان ملل وجود دارد و همه کسانی که واقعا علاقه مند به صلح در منطقه می باشند، باید در برابر تجاوز اسرائیل سکوت نکنند.
بیش از دو سال پیش، جنبش شین فین از دولت ایرلند درخواست کرد به طور رسمی کشور فلسطین را به رسمیت بشناسد. دولت ایرلند از برداشتن این قدم دیپلماتیک ضروری خودداری کرد. شین فین این موضوع را این هفته مطرح میکند . در این میان، تعداد فزاینده ای از معترضان در حمایت از اعتصاب غذا کنندگان فلسطینی در سراسر جزیره وجود دارند. اگر می توانید از آنها پشتیبانی کنید. اگر امکان دارید تظاهرات سازماندهی کنید و اخبار این اعتصاب را با سخنان طنین انداز بابی ساندز منتشر کنید. مروان در نامه خود می نویسد: “برخی معتقدند که این پایان داستان است، یا این که در سلول انفرادی هلاک خواهند شد، اما من می دانم، حتی در این تنهایی اجباری، ما تنها نیستیم. من می دانم که میلیون ها فلسطینی و بسیاری دیگر در سراسر جهان با ما ایستاده اند. ”

http://farc-epeace.org/background/item/2396-victory-to-the-hunger-strikers.html

گزارشی از بیست و یکمین کنگره ی بین المللی مارکسیسم / حسن معارفی پور

روز هشتم تا یازدهم ماه ژون در شهر برلین المان انستیتوی برلین برای تئوری های انتقادی بیست و یکمین کنگره ی سالانه ی خود را با حضور دهها متفکر برجسته ی مارکسیسم در عرصه ی بین المللی با موفقیت برگزار کرد. ادامه خواندن Continue reading

اقبال جوانان به کوربین، پدیده انتخابات بریتانیا / اردشیر زارعی‌قنواتی

انتخابات پارلمانی بریتانیا در روز پنجشنبه، هشتم ژوئن با نتایج غافلگیرکننده‌ای برای حزب حاکم محافظه‌کار و نخست‌وزیر «ترزا می» به پایان رسید. نتایج رسمی نشان می‌دهد که حزب «محافظه‌کار» به‌عنوان بزرگ‌ترین فراکسیون با ٣١٨ کرسی (١٢ کرسی کمتر از دور قبل)، حزب کارگر با ٢۶١ کرسی (٢٩ کرسی بیشتر از دور قبل)، حزب «ملی‌گرای اسکاتلند» با ٣۵ کرسی (٢١ کرسی کمتر از دور قبل)، حزب «لیبرال‌دموکرات» با ١٢ کرسی (هشت کرسی بیشتر از دوره قبل)، حزب «اتحادگرای دموکراتیک» ایرلند ١٠ کرسی (دو کرسی بیشتر از دور قبل)، حزب «شین‌فین» ایرلند هشت کرسی، حزب «سبز» یک کرسی، حزب محلی «ولز» و مستقل‌ها چهار کرسی را از آن خود کرده‌اند.

این نتایج یک شکست و فاجعه برای حزب محافظه‌کار است که در مجلس فعلی با ٣٣٠ کرسی از حدنصاب اکثریت ٣٢۶ کرسی برخوردار بود. ترزا می‌ به دلیل نظرسنجی‌های زمان اعلان انتخابات زودرس که حدود ٢٠ درصد از حزب کارگر جلو بود، انتظار حداقل ۶٠ کرسی اضافه را داشت، اما اکنون این حزب در «پارلمان معلق» آینده قادر به تشکیل دولت حزبی بدون جلب مشارکت یک متحد ائتلافی نخواهد بود. خانم می ‌در فردای اعلام نتایج انتخابات خلاف درخواست منتقدان و از جمله «جرمی کوربین»، رهبر حزب کارگر، برای استعفا، نه‌تنها این خواست را اجابت نکرد که با هماهنگی حزب اتحادگرای ایرلند برای حمایت برای تشکیل دولت به حضور ملکه رسید و مجوز تشکیل دولت جدید را اخذ کرد. نخست‌وزیر در شرایطی درصدد تشکیل دولت جدید برآمد که در پشت‌سر خود شکست بزرگی را یدک می‌کشد و هم‌اکنون حتی در بین رهبران حزب محافظه‌کار به‌شدت مورد انتقاد قرار دارد. به‌همین‌دلیل حتی تشکیل دولت ائتلافی یا با حمایت حزب اتحادگرای ایرلند نیز پایان کار نخواهد بود و به نظر می‌رسد خانم ترزا می، رئیس یک «دولت مستعجل» خواهد بود که با وزش حتی یک نسیم مخالف در هم فرومی‌ریزد.

انتخابات پارلمانی بریتانیا در محتوا و شکل خود حاوی درس‌ها و شرایط خاصی است که وضعیت بریتانیا را درست در زمانی که باید نقشه راه خروج از اتحادیه اروپایی «برگزیت» ترسیم شود، در مسیر یک بحران قرار داده است. بدون‌تردید این انتخابات تنها تابع عوامل درونی جامعه بریتانیا نبوده و از یک روند عینی در مجموعه اروپایی و حتی آمریکا پیروی می‌کند که نیروهای تازه‌نفس و به‌خصوص طبقات جوان و ناراضی از وضع موجود با حضور در پای صندوق‌های رأی (البته در یک انتخابات نسبتا آزاد و وجود گزینه‌های ایجابی برای رأی‌دهندگان) بسیاری از معادلات موجود را برهم زده‌اند. این رأی‌دهندگان جوان و ناراضی معمولا موضع انتقادی به وضع موجود دارند. اکنون گزینه بدیلی که بتواند با برنامه‌های خود بخشی از خواسته‌های آنان را پاسخ دهد، این شانس را دارد تا با کسب رأی آنان روند معمول انتخاباتی را دچار شوک و الیگارشی حاکم را با چالشی بزرگ مواجه کند. در این دور از انتخابات بریتانیا هم دقیقا همین وضعیت اتفاق افتاد و جرمی کوربین با تمام اختلافات درون حزب کارگر و خیانت جناح راست علیه خود، تنها به دلیل نزدیکی به مطالبات توده‌ها و جوانان ناراضی از وضع موجود توانست چنین موج بزرگی را ایجاد کرده و کشتی نخست‌وزیر را در دریای توفانی به سمت سواحل صخره‌ای هدایت کند. درواقع این موفقیت بیش از آنچه به حزب کارگر (تابع برنامه بلریسم) متکی باشد، پیروزی جرمی کوربین و برنامه رادیکال چپ او بود که توانست بر همه مشکلات موجود (اختلافات درون‌حزبی، شوک بعد از برگزیت، حمایت نهادهای مالی و رسانه‌ای از حزب محافظه‌کار و حتی تأثیر منفی حملات تروریستی منچستر و لندن در یک هفته مانده به انتخابات) فائق آمده و با طرح یک برنامه شفاف و متمرکز بر مطالبات اجتماعی روند انتخابات را به ریل اصلی برگرداند.

قبل از او، «برنی سندرز» تا حدودی در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا استارت ظهور این نیروی سوم را زد؛ در فرانسه «ژان لوک ملانشون» در انتخابات ریاست‌جمهوری یکشنبه ٢٣ آوریل فرانسه توانست لکوموتیو آن را به حرکت درآورد و امروز جرمی کوربین موفق شد ایستگاه اول آن را فتح کند. حزب کارگر به رهبری کوربین نه‌تنها توانست حدود ١٠ درصد و حداقل ٢٩ کرسی را به آرای ٣٠ درصدی این حزب بیفزاید، بلکه حزب حاکم محافظه‌کار را هم از اکثریت انداخت و شکست تلخی را بر ترزا می ‌تحمیل کرد. در انتخابات اخیر بریتانیا هرچند در شمارش کرسی‌ها، حزب محافظه‌کار توانست ۵٧ کرسی بیشتر از حزب کارگر کسب کند، اما نباید فراموش کرد که در مقابل ۴٢,٢ درصد رأی جمهوری‌خواهان، حزب کارگر توانست ۴٠.١ درصد از آرای شهروندان را کسب کند و نسبت رأی ملی دو حزب به حدود ٢.٣ درصد رسیده است.پدیده این دور از انتخابات، مشارکت زیاد جوانان در این انتخابات بود که اکثریت مطلق آنان به حزب کارگر و برنامه جرمی کوربین رأی دادند که همین موضوع پشتوانه قابل‌اعتمادی را برای مواضع چپ‌گرایانه جدید این حزب و تثبیت موقعیت کوربین در حزب ایجاد کرده است. به‌همین‌دلیل در صورت شکست دولت ائتلافی آینده ترزا می‌ و احتمال برگزاری انتخابات زودرس پارلمانی، این‌بار کوربین که کاریزمای خود را به ثبات رسانده است، با قدرت بیشتری به مصاف محافظه‌کاران خواهد رفت. نکته مهم در این میان پیروزی حزب کارگر در حوزه‌های مهم و شهرهای بزرگ بود، درحالی‌که محافظه‌کاران توانستند در شهرهای کوچک و حوزه‌های روستایی بیشترین رأی را کسب کنند. نقطه قوت محافظه‌کاران در این انتخابات بیشتر در اسکاتلند بود که برخلاف دیگر مناطق به دلیل اصرار حزب ملی‌گرای اسکاتلند برای برگزاری همه‌پرسی خروج از بریتانیا، حامیان برگزیت را در پشت‌سر حزب محافظه‌کار بسیج کرد و آنان با کسب ١٣ کرسی در این منطقه (دور قبل تنها یک کرسی کسب کرده بودند) توانستند از سقوط کامل ترزا می‌ جلوگیری کنند. بدون‌تردید این انتخابات به دلیل بروز اختلافات درونی در حزب محافظه‌کار و موضوع مهم چگونگی خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا پایان کار نخواهد بود و این کشور در کانون بحران سیاسی بزرگی قرار گرفته است. شکست کامل حزب «استقلال» (یوکیپ) که تنها کرسی خود را هم از دست داد و افزایش قدرت حزب کارگر، روزهای سختی را برای خانم می ‌رقم خواهد زد.

 

در ژنو ۲ تظاهرات در پشتیبانی از کارگران ایران برگزار شد.

روزهای جمعه ۹ و سه‌شنبه ۱۳ ژوئن، دو تظاهرات در اعتراض به سرکوب کارگران ایران و به منظور پشتیبانی از مطالبات آنان در ژنو (سوئیس) برگزار می‌شود. کنفرانس سالانه سازمان جهانی کار(ILO) که ۵ ژوئن در ژنو آغاز شده تا شانزدهم این ماه ادامه دارد. تظاهرکنندگان به حضور هیات نمایندگی جمهوری اسلامی در این کنفرانس معترض اند و تلاش دارند توجه افکار عمومی را به خواست‌های کارگران ایران جلب نمایند.فراخوان تظاهرات اول را «کمیته برگزار کننده تظــاهــرات ٩ ژوئن» منتشر کرده است. در این فراخوان مسائل کارگران ایران ناشی از نظام حاکم عنوان شده که با «گسترش سیاست‌های نئولیبرالی، خصوصی سازی و بیکارسازی‌های گسترده، آزادسازی دستمزد» همراه بود و با «مقرارت زدائی درحوزه مناسبات کار با لغو و نقض هر چه بیشتر قانون کار، نهادها ،ساختارها و رویه‌ها و آئین نامه‌ها در مناسبات کار و با تعرض و تهاجم هرچه بیشترحیات و بقا کارگران را  به ورطه هلاکت می‌راند.»

نویسندگان فراخوان افزوده‌اند که حکومت اعتراضات کارگران به تحمیل چنین وضعیتی را با سرکوب شدید پاسخ می‌دهند و ممانعت از هر سطحی از سازمانیابی مستقل کارگران را در دستور کار خود قرارداده و «امسال نیز چون سال‌های گذشته کارگزاران و گماشتگان، نمایندگان امنیتی رژیم و تشکل‌های دست ساز حکومتی قراراست به عنوان “نمایندگان” کارگری در اجلاس سازمان جهانی کارشرکت کنند.»

تظاهرات سه‌شنبه ۱۳ ژوئن با فراخوان مشترک ۱۹ نهاد مدافع جنبش کارگری برگزار می شود. نهادهای امضاء کننده این فراخوان مشترک کانون‌های حامی مبارزات کارگران ایران در شهرهای مختلف اروپا، کانادا، استرالیا و آمریکا و همچنین چند نهاد فعالان چپ در آمریکا و دو تشکل علیه کشتار زندانیان سیاسی هستند.

در فراخوان آن‌ها به سرکوب تشکل‌های مستقل کارگری از جمله سندیکای شرکت واحد و نیشکر هفت‌تپه و پیگرد و زندانی کردن فعالان کارگری اشاره و افزوده در این شرایط «مثل هر سال، دار و دسته‌ی وابسته به رژیم به نام “نمایندگان کارگران ایران” به ژنو فرستاده می‌شوند تا از رژیم سرمایه‌داری و ضدکارگری جمهوری اسلامی دفاع کنند.»

برگزارکنندگان تظاهرات مشترک تاکید کرده‌اند «هیچ توهمی نسبت به “سه جانبه گرائی”» سازمان جهانی کار ندارند و تظاهرات مقابل محل برگزاری کنفراس ILO با این هدف صورت می‌گیرد که «در غیاب نمایندگان واقعی و منتخب کارگران ایران، بلندگو و صدای خواسته‌های آنان» باشند زیراحکومت اسلامی که خود برخی از مقاوله‌نامه‌های ILO را امضاء کرده، پایه‌ای‌ترین حقوق کارگران را نیز پایمال می‌کند.

برگزار کنندگان تظاهرات‌ها از «از تمامی انسان ھای آزاده،اتحادیه ھای کارگری، تشکل ھای کارگری ،فعالین و مدافعان جنبش کارگران وزحمتکشان، فعالین مدافع حقوق پناھندگی،تشکل ھا ونھاد ھای چپ،دمکراتیک وترقیخواه» دعوت کرده‌اند به شرکت در تظاهرات کرده‌اند.

هر دو تظاهرات در «میدان ملل» مقابل مقر اروپائی سازمان ملل در شهر ژنو برگزار می‌شود.