یک هفته با سندیکاهای فرانسه در همبستگی با کارگران ایران

به مناسبت برگزاری اجلاس سالیانه «سازمان جهانی کار» در ژنو، سندیکاهای فرانسوی کلکتیو سندیکائی برای ایران، در راستای احقاق حقوق ابتدائی کارگران ایران و به ویژه مسئله حق ایجاد تشکلات کارگری و سندیکای واقعی و مستقل در ایران، امسال در رابطه با این اجلاس چندین کارزار را برنامه ریزی کرد و با موفقیت به اجرا در آورد. این کلکتیو از سندیکاهای مهم فرانسه س. اف. د.ت.، ث. ژ.ت.، اِف.اس.او (سندیکای فرهنگیان)، اونسا، و سولیدر (همبستگی) تشکیل شده است.

کلکتیو سندیکائی فرانسه که در گذشته به به دفعات به اعزام ماموران دولتی به جای نمایندگان واقعی کارگران ایران به اجلاس های سازمان جهان کار اعتراض کرده بود، امسال تصمیم می گیرد که چند نماینده واقعی از سندیکاهای ایران برای مذاکره با مقامات سازمان جهان کار دعوت کند. به دنبال تلاش های ناموفق چندماهه این کلکتیو برای دعوت از نمایندگان صنف های مختلف، سرانجام از سه تن از اعضای سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه برای ملاقات با مسئولان سازمان جهانی کار رسماً دعوت به عمل آورد می شود. متاسفانه آقایان رضا شهابی و ابراهیم مددی به دلیل «ممنوع الخروج» بودن نتوانستند از ایران خارج شوند و فقط آقای حسن سعیدی موفق می شود به عنوان نماینده سندیکای واحد به فرانسه سفر کند. لازم به یاد آوری است در تهران مسئله اخذ ویزای ایشان با کارشکنی یکی از کارمندان ایرانی سفارت مواجه می شود که با دخالت مستقیم سندیکای ث. ژ. ت. و ث. اف. د. ت.، شخص کنسول فرانسه در تهران دستور صدور ویزا را می دهد.

روز دوشنبه ۱۲ ژوئن حسن سعیدی به فرودگاه شارل دوگل پاریس وارد می شود ولی متاسفانه در این جا نیز با برخورد نادرست یک پلیس فرانسوی مواجه می شود و اجبارا یک شب را در محدوده فرودگاه می گذراند. با دخالت کلکتیو و به ویژه سندیکای ث. اف. د. ت.، و به دستور دفتر رئیس جمهوری فرانسه، صبح سه شنبه ۱۳ ژوئن ایشان از فرودگاه مرخص و همان روز عازم ژنو می شود.

در روز ۱۳ ژوئن، به دعوت کلکتیو سندیکائی برای دفاع از حق کارگران ایران و جهت آزادی های سندیکائی، حق اعتصاب و اعتراض و حق ایجاد تشکلات آزاد و مستقل، تظاهرات ایستاده ای در میدان ملل ژنو در مقابل مقر سازمان ملل درژنو برگزار شد. سندیکای سویسی از این تظاهرات پشتیبانی فعال کرده و تهیه امکانات تدارک آن را به عهده گرفته بود. علاوه بر “همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران- فرانسه” و “اتحاد بین الملل در حمایت از کارگران ایران”، نوزده تشکل حمایت از کارگران، متشکل در نهادهای همبستگی در خارج از کشور از این تظاهرات حمایت کردند. مدافعان حقوق کارگران ایران از سوئد، آلمان، انگلستان، سویس و فرانسه و هلند در این تظاهرات موفق  شرکت داشتند.در طول تظاهرات ایستاده، علاوه بر پخش اعلامیه به زبان های انگلیسی، فرانسه و آلمانی و نیز فارسی برای ایرانیان حاضر، نماینده سه سندیکای کارگری ترکیه با حضور خود از مطالبات و حقوق کارگران ایران پشتیبانی کردند. فیلیپ رئو مسئول امور بین المللی ث. اف. د. ت. و نجات فروز از بخش بین المللی ث. ژ. ت. و امیلی تریگو از سندیکای اونسا در مورد اقدامات خود در اجلاس سازمان جهانی کار و حاشیه آن در دفاع از سندیکاها و تشکلات مستقل کارگری ایران اظهار نظر کردند. هیأتی از سندیکای کارگری الجزایر حمایت خود را از خواسته های کارگران ایران اعلام داشتند. اعضای کلکتیو سندیکائی فرانسه با رسانه های مختلف در مورد فعالیت ها و نتیجه تلاش های خود مصاحبه کردند. در پایان تظاهرات فیلیپ رئو توضیح داد که با توجه به ماهیت سه جانبه گرایی سازمان جهانی کار، از این سازمان نباید انتظار داشت که مجازات هائی برای دولت ایران تعیین کند، اما فشارهای سندیکاها، جمهوری اسلامی ایران را که مصوبات این نهاد بین المللی را زیر پا می گذارد، تحت فشار قرار می دهد. او و فروز اظهار داشتند که دیگر کارگران ایران تنها نیستند و علاوه بر سندیکاهای فرانسه، سندیکای جهانی حمل و نقل، سندیکای سوئدی ال. او.، سندیکاهای بریتانیا، آفریقای جنوبی و ترکیه و چند کشور آفریقائی در کنار کارگزان ایران و به ویژه سندیکای شرکت واحد  قرار دارند تا مطالبات ان ها را به گوش مقامات مسئول جهانی برسانند.

روز سه شنبه ۱۴ ژوئن، حسن سعیدی به اتفاق نمایندگان ث. ژ. ت. ، ث. اف. د. ت. و اونسا و با حضور مترجم در محل سازمان جهانی کار حضور یافت. ابتدا وی در نشستی با حضور خانم بیوندی، معاون بخش رسیدگی به حقوق و شکایات کارگران در «دفنر بین المللی کار» و آقای مک اوراتا از فدراسیون بین المللی ترانسپورت و نمایندگان بخش بین المللی «ث. اف. د. ت.» و «ث. ژ. ت.» به طور مفصل مسائل و مشکلات خود را در میان گذاشتند. این نخستین باری بود که یک نماینده واقعی کارگران ایران با مسئولی از سازمان جهانی کار ملاقات می کرد. خانم بیوندی قول داد به شکایات سندیکای واحد رسیدگی کرده و آن ها را پیگیری کند.

بعدازظهر آن روز،حسن سعیدی در نشست چهارساعته ای با حضور آقای ممدو دیالو رئیس امور انسانی و حقوق سندیکائی «کنفدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری  ituc-csi »، مسئول بین المللی ومسئول پروژه بخش ترانسپورت سندیکای سوئدی ال او و نمایندگان سندیکاهای فرانسوی ث. ژ. ت. ، ث. اف. د. ت.، و اونسا (از کلکتیو سندیکائی) حضور یافت. آقای سعیدی پس از اشاره ای تاریخچه سندیکای واحد، از مبارزات سندیکا در سال های اخیر و فشارهای دولتی بر آن سخن گفت. ا و از مسئولان سندیکائی بین المللی خواست تا در جهت به رسمیت شناخته شدن سندیکا در ایران و نیز  احترام به حقوق کارگران در این کشور تلاش کنند و مسئولان سندیکائی جهانی با دقت به  اظهارات او گوش داده و متعهد شدند که مسائل سندیکاهای ایران را با حضور نمایندگان دولت ایران مطرح کنند و از جمهوری اسلامی بخواهند که به تعهداتش پای بند بوده و به مفاد کنوانسیون های سازمان جهانی کار احترام گذاشته و اجرای آن ها را در ایران بپذیرند.

در این گفتگوها توجه خاصی به مسئله حق تشکل و ایجاد سندیکا و تشکل های صنفی شد. مخاطبان سعیدی قول دادند که این مسئله را با جدیت بیشتری پیگیری کنند و تلاش کنند تا جمهوری اسلامی را به پذیرش تعهدات بین المللی و نیز قبول دیگر کنوانسیون های بین المللی وادار کنند.

روز پنجشنبه ۱۶ ژوئن ، آقای حسن سعیدی به دعوت سندیکای سولیدر فرانسه برای شرکت در هفتمین کنگره سندیکا به شهر سَن برییو Saint-Brieuc واقع در منطقه بروتانی، در غرب فرانسه سفر کرد. کنگره استقبال گرمی از  نماینده سندیکای شرکت واحد به عمل آورد. ایشان در فرصتی که داشتند، به اجمال از اوضاع سندیکای واحد و مسائلی که کارگران آن شرکت خصوصا و کارگران در ایران عموما، روبرو هستند، صحبت کرد. از کمک های این سندیکا  سپاسگزاری کرد و بر اهمیت همبستگی سندیکاهای فرانسه با کارگران ایران تاکید کرد. پانصد نفر نماینده شرکت کننده در کنگره، با کف زدن های شورانگیز طولانی دو دقیقه ای با نماینده سندیکای واحد و در واقع با کارگران ایران اعلام همبستگی کردند.

سندیکای سولیدر به روال همیشه، «همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران – فرانسه» را به کنگره های خود دعوت کرده بود (ما در ژوئن ۲۰۱۴ در ششمین کنگره و نیز کنگره قبلی شرکت داشتیم). نمایندهء ما  با سپاس گذاری از همبستگی خدشه ناپذیر این سندیکا و نیز  کلکتیو سندیکائی فرانسه بر لزوم گسترش همکاری سندیکاهای فرانسه با تشکلات مستقل کارگری در ایران و نیز حمایت آنان از مبارزات و مطالبات کارگران ایران تاکید کرد.

در حاشیه کنگره سولیدر، حسن سعیدی توانست چند ساعت با نمایندگان سولیدر در کنفدرایسون راه آهن، شرکت متروی پاریس و اتوبوسرانی فرانسه گفتگوهای سازنده داشته و در مورد مسائل جاری خود تبادل نظر کند. نمایندگان سولیدر و شرکت واحد در مورد همسوئی مسائل روزمره و مشکلات موجود، وحدت نظر داشتند. فقط، طرفین روی این امر مهم تاکید کردند که اختلاف اساسی در باز بودن فضای اجتماعی فرانسه  و آزادی سندیکاها برای فعالیت در این کشور است. فعالان سندیکائی فرانسه اشتیاق خود را برای تماس مستقیم با سندیکای واحد و تبادل نظر و همکاری اعلام داشتند.

بعدازظهر روز جمعه ۱۹ ژوئن، حسن سعیدی با مسئولین بخش بین المللی سندیکاهای ث. ژ. ت. و ث. اف. د. ت. در مقر دو سندیکا دیدار کرد و به تبادل نظر در مورد چگونگی ادامه ارتباط و نیازهای عمده سندیکای واحد و جهت گیری مبارزه فعالان کارگری ایران  پرداخته و از همبستگی این دو بزرگترین سندیکای  فرانسه قدردانی کرد.

عصر روز جمعه ۱۹ ژوئن، به ابتکار عمل و کلکتیو سندیکائی فرانسه یک” شب همبستگی برای پشتیبانی از کارگران ایران” در محل « بورس کار» پاریس برگزار شد. در این نشست علاوه بر نمایندگان کلکتیو سندیکائی، جمعی از ایرانیان مدافع حقوق کارگران ایران و دوستان فرانسوی شرکت داشتند. در آغاز ترجمه  پیام سندیکای شرکت واحد به کلکتیو سندیکائی خوانده شد. در این پیام آمده است:

« بسیار خوشحال هستیم که کارگران ایران و اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در طی سالیان متمادی از همبستگی و پشتیبانی شما عزیزان برخوردار بوده ا ند. به شما درود می فرستیم که در طی اجلاس سازمان جهانی کار، در پیش و پس از آن بی وقفه در حمایت از جنبش کارگری ایران و حق ایجاد تشکلات مستقل کارگری در ایران فعال بوده اید.

همچنین بسیار خوشوقتیم که شما دوستان میزبان همکار و نماینده ما آقای حسن سعیدی هستید. ضمن قدردانی مجدد از شما و سپاس از دعوت از آقای سعیدی و آقایان رضا شهابی و داود رضوی، متاسفانه همانطور که به اطلاعتان رسانده ایم آقایان رضوی و شهابی، این دو عضو هیئت مدیره سندیکای واحد، به دلیل ممنوع الخروج بودن از امکان شرکت در اجلاس سازمان جهانی کار به دعوت شما دوستان و نیز از حضور در “شب همبستگی با کارگران ایران” برخوردار نبوده اند، لیکن بدین طریق پیام قدردانی و همبستگی آنان را نیز به شما منتقل می کنیم.

همانگونه که مطلع هستید فعالین سندیکای کارگران شرکت واحد در طول سالیان اخیر بطور روتین تحت تعقیب و اذیت و آزار و محاکمه و حبس بوده اند و نگاه و برخوردهای امنیتی نسبت به آنان و فعالین دیگر تشکلات مستقل کارگری و فرهنگی لحظه ای متوقف نشده است. تلاش جهت احقاق حقوق کارگران شرکت واحد و نیز پیشبرد مطالبات جنبش کارگری ایران بطور عموم با موانع بسیاری از جمله فشار قوه قضاییه و نیروهای امنیتی و انتظامی مواجه بوده است. در عین حال، هر ساله عده ای به نام کارگران ایران در اجلاس سازمان جهانی کار و برخی دیگر مجامع بین المللی شرکت می کنند که نه تنها ربطی به کارگر و تشکل واقع کارگری ندارند بلکه اساساً وظیفه شان این است که مطمئن گردند شکایات علیه نقض حقوق کارگران در ایران راه به جایی نبرد. این روند غیرقابل قبول و تقلب بزرگ باید متوقف گردد. امیدواریم که با تداوم پشتیبانی شما یاران گرامی و دیگر تشکلات کارگری جهانی موفق شویم در عرصه های گسترده تری حق ایجاد تشکلات و سندیکاهای مستقل کارگری را به کرسی بنشانیم.»

سپس نمایندگان سندیکاهای فرانسه  در مورد فعالیت چند ساله خود در ارتباط با مسئله کارگران ایران و به ویژه اجلاس اخیر سازمان جهانی کار و ابعاد مداخله خود اطلاعات ارزنده ای دادند. عمدتا، برروی اعتراض به اختناق در محیط کارگری ایران و اعمال فشار بر جمهوری اسلامی جهت احترام به آزادی سندیکائی در ایران و توقف سرکوب فعالان کارگری و محاکمه های فرمایشی و زندان فعالان تاکید کردند. ایشان تاکید کردند که موفقیت شان نسبی بوده و حتما کافی نیست. گرچه در مورادی توانسته اند برای آزادی فعالان کارگری اقدام کنند. سندیکاهای فرانسه به نقش دیپلماتیک سازمان جهانی کار اشاره کردند و گفتند که نباید از این سازمان «سه جانبه گرا» انتظار مجازات دولت ایران را داشت. خود دولت ایران مثل دولت های دیگر بخشی از این نهادند و تلاش ما این است که جمهوری اسلامی را وادار به احترام به مصوبات این سازمان بکنیم. در راه پیشبرد این اهداف آنان خواستار گسترش کلکتیو موجود فرانسوی به یک کلکتیوی اروپایی را دادند که این پیشنهاد با استقبال سندیکای سوئدی قرار گرفت و قرار بر این شد که در جهت تحقق این امر کوشش های لازو به عمل آید.

سپس نوبت حسن سعیدی رسید. او پس از سپاسگزاری مجدد از کلکتیوسندیکائی فرانسه، از دیدارهای خوب و مفید خود در فرانسه و سویس یاد کرد و سپس «گزارشی اجمالی» از وضعیت کارگران ایران را ارائه داد.

او عمومی ترین خواست کارگران ایران را افزایش دستمزد بیان کرد. با اشاره به میزان بالای تورم، افزایش حقوق ها را کافی ندانست. نماینده سندیکای «واحد» به دیگر خواسته های کارگران اشاره کرد و گفت که با توجه به میزان ستمزد چندبار زیر خط فقر، آموزش و پرورش، پوشاک و ورزش و بهداشت به کالاهای لوکس برای کارگران تبدیل شده است. او افزود که به رغم مبارزات کارگران، شرایط زندگی بدتر شده و دولت های متوالی کوچک ترین قدمی در راه بهبود وضع کارگران برنداشته اند.

او با اشاره به تصمیم دولت کنونی در ایجاد تغییرات و اصلاحات در همین قانون کار کنونی که به اجرا در نمی آید، مسئله خصوصی سازی را مطرح کرد که نخستین پیآمدش کاهش دستمزدها، برچیده شدن بیمه اجباری، گسترش قراردادهای سفید یا بی امضا و نیز استقرار طرح «شاگرد و استادی» و … است که امنیت شغلی را به کلی از بین می برد. او از وضعیت نامناسب شرایط کار و نبود امنیت در کارگاه ها و به ویژه در رشته ساختمان صحبت کرد که  کارگران روزانه استخدام شده، بیمه نداشته و به واسطه فقدان نظارت دولتی، در طی حوادث کار یا دچار نقص عضو می شوند و یا جان خود را از دست می دهند. به گفته سعیدی، استاندارد امنیت کاری و حرفه ای در ایران با استانداردهای جهانی تفاوت فاحش دارد. او گفت که رایج شدن قراردادهای سفید امضا و موقت موجب اعتراض فراوان کارگران شده است.

حسن سعیدی در بخشی از صحبت هایش از فشارهای حکومتی بر فعالان کارگری یاد کرد و گفت که حاکمیت با سندیکای واحد، سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه و خانه صنفی کارگران برخوردهای خشن داشته و فعالان این ها را اخراج و به زندان های طولانی محکوم می کند. در مورد اعتراض کارگران معدن آق دره، اشاره کرد که با حکم «قضائی» کارگران را به ضربه های شلاق محکوم کرده و احکام  را اجرا کردند.

او  سپس به وضعیت بد حقوقی معلمان اشاره کرد و این که آن مجبورند که در کنار معلمی شغل دومی هم اتخاذ کنند که شایسته مقام معلم نیست. معلمان نیز از فقدان امنیت شغلی رنج می برند. آنان با این که حق بیمه زیادی می پردازند ولی هنگام بیماری پوشش مناسبی ندارند. در پی کوچک ترین اعتراضی به انفصال خدمت محکوم می شوند و فعالان کانون صنفی معلمین نظیر عباس عبدی به زندان محکوم می شوند.

حسن سعیدی افزود که طبق بند ۳۰ قانون اساسی، آموزش در ایران رایگان است . اما حتی مدرسه های دولتی به عناوین مختلف برای ثبت نام دانش آموزان پول دریافت می کنند. بازنشستگان معلم  به خاطر گرانی زندگی و پائین بودن حقوق بازنشستگی دچار گرفتاری معیشتی هستند.

اعضای سندیکای نیشکر هفت تپه نیز از زندان و محاکمه در امان نبوده اند و فعالان آن به زندان های طولانی محکوم شده اند. در حال حاضر به دلیل خصو.صی سازی آن، کارگران ناچار به اعتراض مجدد شده اند.

او یکی از مشکلات کارگران را وجود تشکلات کارگری “رسمی” نظیر « خانه کارگر» «شوراهای اسلامی کار»،  و انجمن های صنفی زرد گوناگون دانست که در یک روند دموکراتیک ایجاد نشده و مسئولان شان منتخب کارگران نیستند. او اضافه کرد که در سال ۲۰۰۵، اعضای شورای اسلامی و خانه کارگر که وظیفه شان کنترل اعتراضات کارگری است به سندیکای شرکت واحد حمله کرده و آسیب های فراوانی وارد آوردند.

در بخش پایانی سخنانش، حسن سعیدی به گسترش اعتراضات کارگری پرداخت که به رغم سرکوب ها، در سال ۱۳۹۵نسبت به ۱۳۹۴ رشدی معادل ۲۷ درصد داشته و مطالبات کارگران بیشتر شده است به طوری که در سال گذشته ۱۳۰۰اعتراض کارگری داشتیم. یکی از گرایش های نو در اعتراضات، شرکت خانواده ها در کنار کارگران است و با حضور آنان مطالبات کارگران در سطح شهر  به خیابان ها کشانده می شود.

سپس، حاضران پرسش های مختلفی در مورد نقش سندیکاها در جامعه ایران، ارتباط بین سندیکاهای مختلف، ارتباط سندیکاهای کارگری با جنبش های دیگر نظیر زنان و دانشجویان، چشم انداز آینده، دفاعی یا تهاجمی بودن فعالیت ها و میزان پیشرفت جامعه کارگری مطرح کردند که به آن ها پاسخ مقتضی داده شد. سعیدی تاکید کرد که اذیت و آزار و تعقیب پلیس مسئله گسترش فعالیت های سندیکائی را با محدودیت زیادی مواجه می سازد اما سندیکای واحد، با مبارزه و استقامت خود راه را باز تر کرده است. معتقدیم که با حرکت جمعی و متحد  به پیش خواهیم رفت. گر چه چشم انداز زیاد روشن نیست. اما از بازتاب مکاتبات بین ادارات دولتی در می یابیم که گسترش فعالیت ما برای حکومت ایجاد نگرانی کرده است و این نشانه ای از موثر بودن فعالیت های ماست.

در میان تشویق حاضران جلسه همبستگی با کارگران ایران به پایان رسید.

پاریس ، ۲۲ ژوئن ۲۰۱۷

همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران – فرانسه www.iran-echo.com  https://www.facebook.com/daneshjo.agah     sstiran@yahoo.fr

جلوگیری از ورود ۳۰ کارگر – ادامه ی اعتصاب در نیشکر هفته تپه

صبح امروز (پنجشنبه یکم تیر ماه) در ادامه اعتراض صنفی کارگران مجتمع نی شکر هفت تپه، ماموران حراست از ورود ۳۰ نفر از کارگران به کارخانه جلوگیری کردند.

کارگران مجتمع نی شکر هفت تپه با اعلام این خبر به ایلنا گفتند؛ بدنبال اعتراض صنفی روزهای گذشته کارفرما با این استدلال که این ۳۰ کارگر اعتراضات را هدایت می‌کنند از ورودشان به کارخانه ممانعت کرده‌ است.
برپایه اظهارات این منابع خبری، از قرار معلوم ۳۰ کارگری که صبح امروز پنجشنبه (یکم تیرماه) از حضور در محل کار همیشگی‌ خود منع شده‌اند بین ۱۸ تا ۲۲سال سابقه کار دارند.
در همین رابطه، یکی از کارگران به ایلنا گفت: در حالی که همه کارگران اعتصابی در واکنش به بی توجهی کارفرما در پرداخت مطالبات صنفی شان تصمیم به توقف تولید گرفته‌اند، ماموران حراست با این استدلال که این ۳۰کارگر اعتراضات را هدایت می‌کنند از ورودشان به کارخانه ممانعت کرده‌اند.
به گفته وی ،کارگران مجتمع نی شکر هفت تپه تقریبا از ابتدای سال جاری هر چند روز یکبار در اعتراض به معوقات مزدی و بیمه‌ای خود در این واحد تولیدی دست از کار کشیده و تولید را متوقف می کنند.
طبق ادعای این کارگر مجتمع نی شکر هفت تپه همه کارگران این واحد در اعتراضات دو ماه گدشته نقش کلیدی دارند بنابراین اگر کارفرما قصد اخراج دارد باید همه کارگران را اخراج کند.

سهم روستاییان از معدن آق‌دره: بیکاری و آلودگی

محلی‌ها می‌گویند استخراج از معدن طلای آق‌دره در آذربایجان غربی سال‌هاست که باعث از بین رفتن مراتع کشاورزی روستاهای اطراف و بیکاری مردم منطقه شده است. روستاییان بیکار خواستار کار در این معدن هستند، اما کارفرما از جذب آنها امتناع می‌کند.

این حواشی برای همان معدنی است که سال ۹۳، چند کارگر آن به دلیل اعتراض صنفی، در ملاء عام شلاق خوردند و واکنش‌های زیادی را بین مردم و برخی مسئولان دولتی برانگیختند.

حالا مردم منطقه خواستار بکارگیری افراد بومی در معدن طلای آق‌دره‌اند، ولی بیشتر کارگران معدن روزانه از شهرستان تکاب به آنجا آورده می‌شوند. اهالی روستای آق‌دره مدعی‌اند که استخراج معدن طلا نه‌تنها آنها را بیکار کرده، بلکه آب و هوا را هم آلوده کرده است. سه هفته پیش بود که درگیری بین نیروی انتظامی و مردم روستای «آق‌دره وسط» که در محل معدن با خانواده خود تحصن کرده بودند، باعث شد معدن تعطیل شود تا اهالی روستا و صاحبان معدن شاید بتوانند به توافق برسند.

مردم منطقه خواستار بکارگیری افراد بومی در معدن طلای آق‌دره‌اند، ولی بیشتر کارگران معدن روزانه از شهرستان تکاب به آنجا آورده می‌شوند. اهالی روستای آق‌دره مدعی‌اند که استخراج معدن طلا نه‌تنها آنها را بیکار کرده، بلکه آب و هوا را هم آلوده کرده است

عباس دن، نماینده کارگران معدن طلای آق‌دره در توضیح حادثه این معدن می‌گوید: سال‌هاست مردم روستاهای اطراف معدن به‌ویژه روستای آق‌دره وسط خواستار کار افراد بیکار روستاهای بومی در معدن هستند و قرار بود مسئولان بعد از انتخابات به اعتراضات مردم روستای آق‌دره رسیدگی کنند، ولی چون اقدامی صورت نگرفت مردم این روستا هفتم خرداد با پرپایی چادری در ابتدای معدن، جلوی کار در معدن را گرفتند. بعد از تعطیلی چند روزه معدن و اصرار کارگران برای شروع کار، مسئولان جلساتی تشکیل دادند و قرار شد مسالمت‌آمیز مشکل را حل کنند.

حمله‌ ناگهانی نیروی انتظامی

او در ادامه توضیح می‌دهد: روز حادثه رئیس دادگستری شهرستان تکاب، رئیس اماکن، نیروی انتظامی و حدود ۲۰۰ کارگر به دستور رئیس دادگستری در محل حضور داشتند و شرایط خوب پیش می‌رفت، اما متاسفانه به دلایل نامعلوم نیروی انتظامی با افراد داخل چادر درگیر شد و خبر درگیری و ضرب و شتم زن و بچه‌ها به روستای آق‌دره وسط رسید و حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ نفر از روستا به معدن آمدند و درگیری بین طرفین بالا گرفت و روستاییان نیز شیشه‌های ساختمان شرکت و ماشین‌ها را تخریب کردند.

دن با اشاره به پایان یافتن درگیری بعد از حدود سه ساعت، می‌افزاید: به دلیل این حادثه معدن همچنان تعطیل است و فقط ۶ نگهبان در آنجا حضور دارند. او در ادامه به قول کارفرما در جذب نیروی بومی از اردیبهشت امسال اشاره می‌کند: الان حدود ۴۵۰ کارگر در معدن کار می‌کنند که بیشتر از شهرستان تکاب می‌آیند.

نماینده کارگران با اشاره به درخواست اهالی روستای آق‌دره برای استخدام تمامی افراد بیکار این روستا با قرارداد یکساله، می‌گوید: کارفرما اگر بخواهد تمامی افراد بیکار روستای آق‌دره وسط را جذب کند باید به روستاهای دیگر پاسخگو باشد که این چیزی حدود ظرفیت ۷۵۰ نفر است و صرفه اقتصادی ندارد، مگر اینکه تمامی کارگران را از افراد بومی منطقه جذب کند.

انفجارهای مخرب معدن

خلیل آفتابی، از ساکنان روستای آق‌دره با اشاره به اثرات تخریبی انفجارهای معدن برای زمین‌های کشاورزی می‌گوید: این انفجارها که با سر و صدای زیاد و گرد و غبار فراوان همراه است نه تنها باعث از بین رفتن مراتع کشاورزی و کارهای دامداری روستاییان شده بلکه آب آشامیدنی و هوا را نیز آلوده کرده است.

او در ادامه به کارگران غیربومی معدن که هرروز با چندین اتوبوس و خودرو از شهرستان تکاب به آنجا می‌آیند، اشاره می‌کند: روز حادثه خبر رسید که نیروی انتظامی به زن و بچه‌هایی که در چادر بوده‌اند حمله کرده‌اند که مردم روستا به سمت معدن رفتند.

برخی نیز می‌گویند جلوگیری کارفرما از اتحاد احتمالی کارگران بومی در آینده، دلیل خودداری او از به‌کار‌گیری کارگران محلی است که خیلی‌هایشان با هم قوم و خویشند.

انفجارها که با سر و صدای زیاد و گرد و غبار فراوان همراه است نه تنها باعث از بین رفتن مراتع کشاورزی و کارهای دامداری روستاییان شده بلکه آب آشامیدنی و هوا را نیز آلوده کرده است.

آفتابی با اشاره به درخواست اهالی روستا مبنی بر بکارگیری افراد بومی در کار معدن و با قراردادهای یک‌ساله اضافه می‌کند: ۱۵ سال است که این معدن روی زندگی ما تاثیر گذاشته و باعث بیکاری ما شده، ولی مردم همین معدن با وجود فاصله دو کیلومتری با آن در آنجا به‌کار گرفته نمی‌شوند.

یکی از کارگران بومی معدن که نمی‌خواست نامش برده شود به اعتراضات سال ۹۳ کارگران این معدن اشاره می‌کند و می‌گوید: در سال ۹۳ ما به قراردادهای کوتاه‌مدت یک ماهه خود اعتراض کردیم که متاسفانه حدود ۹ نفر از معترضان به خوردن شلاق، ۱۱ نفر به زندان و ۶ نفر به پرداخت جزای نقدی محکوم شدند و این احکام اجرا شد.

او با اشاره به اینکه این معدن فصلی نیست و حتی زمستان‌ها در کارخانه کار می‌کنند، می‌افزاید: بعد از اعتراض کارگران، در سال ۹۳ نیز همچنان قراردادها کوتاه مدت است و تغییری در شرایط رخ نداده است.

 

محکومیم به حاشیه‌نشینی / حد فاصل جاده ورامین تا قرچک مکانی برای سکونت حاشیه‌نشین‌ها

با یک روسری سبز موهای یکدست سفیدش را پوشانده؛ با فشار می‌سابد تا چرک از لباس کم شود، در کنارش یک گودال پر از آب گل‌آلود است، بیشتر می‌سابد و در آخر با همان آب؛ لباس را آب می‌کشد. در دنیای او جریان پیدا می‌کنم؛ می‌خواند و با فشار می‌سابد. در این بین گاهی نگاهش را به نگاهم گره می‌زند و دوباره مشغول شستن می‌شود. جهان اطرافم بی‌حرکت شده و به او خیره مانده‌ام. بیشتر از هفتاد سال سن دارد و دختر بزرگش بعد از فوت خواهر کوچکتر به خاطر نوعی بیماری که پیرزن نامش را به درستی نمی‌داند، او را به مقصد حاشیه شهری صنعتی ترک کرده‌ است، اما پیرزن می‌داند «دوری از درمانگاه موجب مرگ دخترک شده‌»، داستان تکراری زن تنها در روستای دور افتاده در استان فارس. زنی که چون دیگر مردم روزگاری در بهار زندگی بود و امروز فراموش شده.

جاذبه رفاه شهرنشینی، بی‌آبی و فقر خانواده آنها را به سوی قطب‌های صنعتی و بازارهای کار کشانده است؛ کسانی که در شهرهای بزرگ هم جایی برای سکونت ندارند، در حاشیه شهرها ساکن می‌شوند و می‌کوشند خود را به اقتصاد پررونق شهر تحمیل کنند. آنها چاره‌ای جز حاشیه‌نشینی یا سکونت در بافت‌های فرسوده و غیررسمی شهرهای بزرگ ندارند، مناطقی که نه آب شرب مناسبی دارد؛ نه گاز و علاوه بر آن سیستم درمانی‌شان به شدت ضعیف است.

جاذبه رفاه شهرنشینی، بی‌آبی و فقر خانواده آنها را به سوی قطب‌های صنعتی و بازارهای کار کشانده است؛ کسانی که در شهرهای بزرگ هم جایی برای سکونت ندارند، در حاشیه شهرها ساکن می‌شوند و می‌کوشند خود را به اقتصاد پررونق شهر تحمیل کنند

روستاییان این سرزمین سال‌هاست فرزندان خود را به حومه شهر می‌فرستند یا به اجبار زادگاه را ترک کرده‌ و فرزندانشان را به تنهایی می‌سپارند. صدای پیرمرد تکیه به عصا داده در سر می‌خواند: «مزرعه‌ام دیگه آب نداره. یه موقعی با کشاورزی و دامداری سرم گرم بود. حالا فقط خشکی و بی‌آبیه. ولی یادم میاد که یه روزایی اینجا پر از آب بود. بچه‌هامو فرستادم حومه شهر. با زنم تنها زندگی می کنیم. زندگی جوریه که وقت نمی‌کنن بهم سر بزنن.»

کشاورز دیروز؛ حاشیه‌نشین امروز

حد فاصل جاده ورامین تا قرچک به مکانی برای سکونت غیررسمی حاشیه‌نشین‌ها تبدیل شده است. از مهاجرهای کشورهای افغانستان و پاکستان تا ایرانی در این نقاط زندگی می‌کنند؛ در کنار مزارع، در اتاق‌های کمتر از ۳۰ متر آجری، بدون برق و گاز؛ اگر خوش شانس باشند آب در اختیار دارند که به گفته ساکنین به دلیل شوری قابل خوردن نیست.

«به سختی زندگی می‌کنیم، زمستونای سختی داریم، آب و گاز نداریم؛ فصل سرما که میشه مردم قندیل می‌بندن، شبا سرد میشه حتی تابستونا.» این صبحت‌های زنی از ساکنان این منطقه است، لباس او پر از رنگ‌های زنده است، کنار یک اتاق کوچک آجری نشسته است و همینطور که به دوربین نگاه می‌کند، سعی در آرام کردن بچه‌ها دارد که از ورود یک غریبه به خانه بی‌حصار آنها هیجان زده‌اند.

«با کیسه دور اتاق رو پوشونده بودیم؛ اما شهرداری اومد و خرابش کرد، دیوار بتنی که نبود چند تیکه کیسه بود.» اتاق آجری بیشتر از بیست متر فضا ندارد. «دوازده نفریم.» همینطور حرف می‌زند و حساب می‌کنم که این تعداد «انسان» چطور در یک اتاق بیست متری شب را به صبح می‌رسانند.

زن تعریف می‌کند که چطور از محل زندگی خود؛ جایی درست نزدیک نقطه صفر مرزی در استان سیستان بلوچستان به تهران آمده‌اند تا هم برای درمان یکی از نوه‌ها به بیمارستان‌های تهران نزدیک باشند و هم درآمدی برای گذران زندگی داشته باشند؛ چراکه هامون نه آبی برای کشاورزی دارد و نه نهاده‌ای برای فعالیت‌های کشاورزی به آنها تعلق می‌گرفت. «نمی‌خواستم بچه‌هام و نوه‌هام گرسنه بمونن، یا بمیرن.» زن پشت درهای بیمارستان‌های مجهز تهران ماند، کاری برای همسرش پیدا نشد تا خانه‌ای اجاره کنند، راهی برای بازگشت نبود، ماندند و حاشیه‌نشین شدند؛ حالا هم اگر کاری در مزارع اطراف باشد؛ درآمدی روزانه دارند.

در میان وسایل اتاق آجری می‌توان ردپای سازمان‌های خیریه “مردم‌نهاد” را مشاهده کرد، رخت‌خواب‌های تلمبار شده در کنار دبه‌های آب نیمه‌پر. کف اتاق را با کیسه پوشانده‌اند. درست در کنار زنی که مشغول سوزن‌دوزی‌ست و فقط تا زمانی که هوا روشن است فرصتِ کار دارد؛ دخترکی برادرش را محکم در آغوش گرفته. دلال‌ها خانه را پیدا کرده‌اند کارهای زیبای سوزن‌دوزی شده را به قیمت‌های پایین خریداری می‌کنند و در عوض در مغازه‌های پرزرق و برق شهرهای بزرگ به قیمت‌هایی گزاف می‌فروشند. «۱۰ سالمه»،مدرسه میری؟ « نه باید کمک کنم، مدرسه از ما فاصله داره.» « بقیه بچه‌ها هم مدرسه نمیرن؟» می‌خندد و می‌گوید: «آب میخوری؟»

خانه‌های محل سکونت حاشیه‌نشین‌ها فقط اسم خانه دارند و از کمترین امکانات رفاهی برخوردار نیستند؛ رشد حاشیه‌نشینی بارزترین نشانه رشد فقر در جوامع است که هرچه گسترده می‌شود، زنگ خطر فقر و جرایم و آسیب‌های اجتماعی ناشی از آن هم در جامعه بیشتر طنین‌انداز می‌شود.

خانه‌های محل سکونت حاشیه‌نشین‌ها فقط اسم خانه دارند و از کمترین امکانات رفاهی برخوردار نیستند؛ رشد حاشیه‌نشینی بارزترین نشانه رشد فقر در جوامع است که هرچه گسترده می‌شود، زنگ خطر فقر و جرایم و آسیب‌های اجتماعی ناشی از آن هم در جامعه بیشتر طنین‌انداز می‌شود.

یازده میلیون نفر در حواشی مرزهای شهر تهران هستند که ۸ میلیون نفرشان بد مسکن هستند. بد مسکن‌ها لزوما خارج از مرزهای شهر نیستند ولی به لحاظ کیفیت پایین بنا و خدمات زیرساختی شهری از استانداردها فاصله دارند. مردی که در نزدیکی یکی از همین خانه‌ها؛ سنگفروشی دارد، تاکید می‌کند که در خیابان زندان قرچک سکونتگاه‌های غیررسمی و حاشیه‌نشینی به شکل انبوه وجود دارد. محله‌هایی فقیرنشین که مشکلات اقتصادی و اجتماعی به وضوح در کوچه‌هایشان قابل رویت است.

اتاق ۳۰ متری با اجاره ۲۰۰ هزار تومانی

کوچه‌های باریک و ساکت را صدای عبور وانت‌هایی می‌شکند که با سرعت زیاد؛ فاضلاب داخل جوی‌ها را به اطرف پخش می‌کنند و فضا بیشتر از قبل آغشته به بوی آزاردهنده فاضلاب می‌شود.

«برات عادی میشه، بذار یه کم بگذره.» پسری نوجوان گوینده این جملات است که کتاب در بغل دارد. «مددکار زیاد میاد اینجا؛ اما خب خیلی هم فایده نداره، یه دو روز غذا میرسه بعد میره تا ماهه بعد، اینجا خیلیا بیشتر موقع‌ها گرسنه میمونن.» «مددکارنیستم، خبرنگارم.» «آها اومدی مارو سوژه کنی، ببین هرچی بیشتر بری جلو وضعیت بدتر میشه، این سیم‌ها رو میبینی که از در و دیوار رد شده؟ هرچی بری جلوتر بدتر میشه، برق نداریم، آب شوره، اینارم بنویس؛ اما مراقب باش خیلی امن نیست.»

«دخترها که بالغ می‌شن هیچ امکاناتی ندارن، عروس خودم بچه‌دار نمیشه، میگن بخاطر عفونت بوده، اینو یه مددکار کمک کرده تا بفهمیم.»

یک زن کیف مدرسه‌ای کوچک در دست دارد و به ما نزدیک می‌شود، پشت سرش پسری حدودا ۷،۸ ساله یکجا بند نمی‌شود. زن به دوربین نگاه می‌کند و با اشاره می‌خواهد همراهش بروم تا خانه‌ها را نشانم بدهد. «یه اتاق ۳۰ متری داریم که با دو تا بچه و شوهرم با هم زندگی می‌کنیم، ماهی دویست هزار تومن هم اجاره میدیم، خیلی از بچه‌ها مدرسه نمی‌رن انگار تقدیرشون اینه؛ همینجا به دنیا بیان همین جا هم بمونن بدون اینکه بفهمن بیرون از این منطقه بعضیا چه‌جوری زندگی می‌کنن.» زن تاکید می‌کند که موسسات خیریه مردمی به این منطقه رفت و آمد دارند؛ اما از کمک‌های دولتی‌ها خبری نیست. او از وضعیت بهداشتی و آب شرب گله دارد و آدرس منطقه‌ای را می‌دهد که فاصله ۱۰ دقیقه‌ای با این منطقه دارد که در آنجا زنان بالغ قادر به تهیه حداقل نیازهای بهداشتی نیستند و با مشکلات و بیماری‌های زنانه و عفونت مواجه هستند. «براشون کاری کنید، از جاده اصلی خیلی دورن و احتیاج به کمک دارن.»

یک لیتر آب ۶۰۰ تومان

زن آدرس دقیق را می‌دهد، خانه‌ها همانطور است که توصیف کرده؛ کاهگلی، قدیمی با درهایی که قدیمی نیست و شکل ناهماهنگی به منطقه داده است؛ حدود ۲۰ خانوار در این محله زندگی می‌کنند. در یکی از خانه‌ها باز می‌شود، فضای حیاط پر از مگس و حشرات است. مردی حدودا ۶۰ ساله است که با همسر و پسرش در خانه زندگی می‌کنند، خانه‌ای که برق آن در بیشتر ساعت‌های روز قطع است، گاز ندارد. آنها برای هر لیتر آب باید ۶۰۰ تومان پرداخت کنند؛ چراکه آب قابلیت مصرف خوراکی ندارد و همچون دیگر نقاط این منطقه شور است.

«دخترها که بالغ می‌شن هیچ امکاناتی ندارن، عروس خودم بچه‌دار نمیشه، میگن بخاطر عفونت بوده، اینو یه مددکار کمک کرده تا بفهمیم.» علاوه بر مشکلات جسمی زنان و دختران و عفونت‌هایی که به دلیل نبود بهداشت در این مناطق به وجودآمده است؛ بچه‌ها اینجا تغذیه مناسبی هم ندارند، خیلی شانس بیاورند شب‌ها گرسنه نمی‌خوابند. بچه‌ها مدرسه نمیرن؟ْ «بعضی وقتا پول واسه آب نداریم، بچه‌ها برن مدرسه!»

منبع: ایلنا  /

ناصر زرافشان: معضل اقتصاد ایران، سیاست‌های نولیبرال است / گفت‌و‌گو با ناصر زرافشان

لیلا محمودی

«ما مواد خام می‌فروشیم و کالای ساخته شده می‌خریم و ثروت اضافی و اشتغال حاصل از تبدیل مواد خام به کالای ساخته شده را به دیگرانی تقدیم می‌کنیم که همان مواد خام را به کالای ساخته شده تبدیل و به خود ما می‌فروشند. ادامه خواندن Continue reading

شکایت «کمیته آزادی سندیکایی» ILO علیه دولت ایران بازگشایی شد


«کمیته آزادی سندیکایی» ILO پرونده شکایت علیه نقض حقوق کارگران در ایران را بازگشایی کرد. پرونده در سال ۲۰۰۶ تشکیل شده. دولت ایران پاسخ قانع‌کننده‌ای به شکایات طرح شده نداده و در این فاصله موارد دیگری از نقض حقوق کارگران و مقاوله‌نامه‌های ILO در ایران به این کمیته گزارش شده است.

هیات مدیره کمیته «کمیته آزادی سندیکایی» خواستار پاسخگویی جمهوری اسلامی به شکایات طرح شده و پایان دادن به نقض حقوق کارگران، آزار و پیگرد فعالان کارگری و لغو احکام قضایی علیه کارگری شده است. علیرضا نوایی فعال حقوق کارگران به زمانه می‌گوید نفس بازگشایی پرونده نشان می‌دهد که تلاش‌های فعالان کارگری در ایران برای رساندن صدایشان به مجامع بین‌المللی از طریق تشکل‌های کارگری جهان موثر واقع شده است.
گزارش «کمیته آزادی سندیکایی» ILO روز ۱۷ ژوئن و یک روز پس از پایان اجلاس (۱۶ ژوئن) در ژنو منتشر شد و دربرگیرنده گزارش‌ها و بررسی وضعیت کارگران در همه کشورهای عضو این سازمان است.
بیش از ۱۰ صفحه از گزارش به ایران اختصاص دارد و تحت عنوان «درباره شکایت شماره ۲۵۰۸» منتشر شده است.

«شکایت شماره ۲۵۰۸» مربوط به سال ۲۰۰۶ است. شاکیان عبارتند از کنفدراسیون بین‌المللی سندیکاها (CSI) و فدراسیون جهانی کارگران ترانسپورت(ITF). این دو نهاد کارگری موارد نقض حقوق کارگران، فشار بر تشکل‌های مستقل کارگری و فعالان این تشکل‌ها را به کمیته آزادی سندیکایی گزارش کرده بودند. «کمیته آزادی سندیکایی» ILO از حکومت ایران پاسخ خواسته بود.
هیات مدیره کمیته آزادی سندیکایی در گزارش اخیر خود نوشته است که جمهوری اسلامی ایران تا کنون درباره اجرای کنوانسیونهای ۹۸ و ۸۷ درباره آزادی تشکل و قراردادهای دسته‌جمعی کار پاسخ قانع کننده‌ای نداده، شکایت‌ها مختومه نشده و شکایت‌های جدیدی به آن اضافه شده است.
«کمیته آزادی سندیکایی» به پرونده‌های فعالان تشکل‌های مستقل کارگری و آزار و پیگرد آنان اشاره کرده است. در گزارش از جمله از ابراهیم مددی و رضا شهابی از سندیکای کارگران شرکت واحد، علی نجاتی از سندیکای نیشکر هفت‌تپه، پروین محمدی، جعفر عظیم‌زاده و شاپور احسانی راد از اتحادیه آزاد کارگران ایران، محمود صالحی از محمود صالحی از «کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری» و محمد جراحی و بهنام ابراهیم‌زاده نام برده شده است.
یکی از نکات گزارش هم درباره مرگ ناگهانی شاهرخ زمانی در زندان است. تهیه کنندگان گزارش پاسخ دولت ایران در رابطه با مرگ شاهرخ زمانی کارگر نقاش و فعال کارگری در زندان را قانع‌کننده ندانسته و خواستار پاسخ مجدد شده اند.
شاهرخ زمانی کارگر نقاش و فعال کارگری سال ۱۳۹۰ در پی تلاش برای ایجاد تشکل‌های مستقل کارگری در تبریز دستگیر و به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «تشکیل گروه به قصد برهم زدن امنیت ملی» به ۱۱ سال حبس محکوم شد. او شهریور ۱۳۹۴ بطور ناگهانی در زندان رجایی شهر درگذشت. مرگ او طبیعی اعلام شد.
هیات مدیره کمیته آزادی سندیکایی ILO اعلام کرده پاسخ‌های دولت ایران ۲۶ اکتبر ۲۰۱۶ و ۹ می ۲۰۱۷ را مورد بررسی قرار داده است.
در خواست کمیته آزادی سندیکایی از دولت ایران بازبینی قانون کار در رابطه با تشکل‌های کارگری، اجرای مقاوله‌نامه‌های ۹۸ و ۸۷ سازمان جهانی کار، پایان دادن به آزار و اذیت فعالان کارگری و برسمیت شناختن آزادی بیان و اجتماع و لغو احکام قضایی کارگران است.

حکومت اسلامی ایران چه واکنشی به این گزارش نشان خواهد داد؟
علیرضا نوایی از فعالان «اتحاد بین‌الملی در حمایت از کارگران در ایران» می‌گوید این گزارش نشان می‌دهد که تلاش‌های فعالان کارگری در ایران برای رساندن صدایشان به مجامع بین‌المللی از طریق تشکل‌های کارگری جهان موثر واقع شده است. جمهوری اسلامی به عنوان عضو ILO ملزم است به این موارد پاسخ دهد. هر چند که می‌تواند اهمال‌کاری و وقت‌کشی کند.

یاد سعید سلطانپور در سی و هفتمین سالگرد جانباختن او گرامی باد / بیانیه کانون نویسندگان ایران(در تبعید)

از آغاز برقراری رژیم جمهوری اسلامی، سرکوب و کشتار، سیاست حاکمان تاریک اندیشی بود که در جریانِ خیزش و انقلاب سال ۵۷، بر گردۀ قدرت سیاسی در جامعۀ ما چنگ انداختند و آن را از آن خود کردند. ادامه خواندن Continue reading