نوشته شده در سیاسی توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

طرح بحثی کوتاه درباره «جمهوری خواهان ایران وگرایشات درونی موجود در میان آن ها» / اکبر سیف

متن زیرطرح بحث مختصری است پیرامون جمهوری خواهان ایران وگرایشات درونی آن ها که در شروع نشست سیاسی انجمن جمهوری خواهان ایران-پاریس، به تاریخ عصر یکشنبه ۲۹ مارس،ارائه شده است.دراین نشست پیرامون موضوع گفت وگو هایی صورت گرفت ونظرات مختلف مطرح شد وادامه بحث درباره همین مبحث به نشست سیاسی ماه آینده واگذارگردید.

**************

یکم – درمیهن ما ایران، مثل دیگر نقاط جهان، گرایشات سیاسی مختلف و گاه متضاد، خود را باجمهوری و جمهوری خواهی تعریف می کنند. چنین است که جمهوری ایران، جمهوری دموکراتیک، جمهوری دموکراتیک ولائیک،جمهوری دموکراتیک و سکولار، جمهوری عرفی، جمهوری فدرال، جمهوری سوسیالیستی، جمهوری دموکراتیک خلق،جمهوری اسلامی، جمهوری اسلامی دو، جمهوری دموکراتیک اسلامی درادبیات سیاسی ایران مطرح شده اند. هریک از این فورمولبندی هااز پیشینه تاریخی معینی برخوردارند و طرفداران آن ها،به این یا آن صورت و تحت نام های مختلف، خود را سازمان داده اند.

اماجمهوری چیست واز آن چی می فهمیم؟
جمهوری فقط شکل نیست، فقط شعار نیست واز مضمون معین وشناخته شده ای برخوردار است.
«جمهوری» درواقع نظام سیاسی معینی است که باحاکمیت مردم برمردم مشخص می شود. درجمهوری همه مقامات و مسئولیت ها انتخابی اند ومردم به عنوان شهروندانی برابرحقوق،ازطریق انتخاب نمایندگان خودبرای دوره زمانی معینی،در جریان انتخاباتی آزاد ودموکراتیک، مقامات ومسئولین راانتخاب می کنند. آنان،ازطریق مکانیسم های قانونی ودموکراتیک،فعالیت انتخاب شدگان راکنترل ودر صورت لزوم آنان راازاریکه قدرت پایین کشیده وبانماینده یا نمایندگانی جدید جایگزین می کنند.
در نظام سیاسی جمهوری، قوای سه گانه قانون گذاری وقضائی واجرائی ازیکدیگر جداهستند؛آزادی احزاب سیاسی وسندیکا ها ومطبوعات ودیگررسانه ها ونهادهای مدنی برمبنای قانون تامین می باشد ودولت جمهوری موظف به تضمین آن می باشد.
درنظام جمهوری پیروان همه ادیان ومذاهب،ونیزبی دینان وخداناباوران،از حقوق یکسانی برخوردارند.تغییر عقیده ودین ومسلک آزاد است وبا هیچ مانعی روبرو نمی باشد.پیروان همه ادیان،اعم ازاینکه دراکثریت باشند یادراقلیت،آزادند درچارچوب قانون به هرشکلی که خودصلاح می دانند مناسک خویش رابجاآورند.
جمهوری در ارتباط نزدیک باقانون وقانون گرائی، دموکراسی،حقوق بشر وجدائی دین ازدولت(درمفهوم دقیق آن که دربرگیرنده هرسه قوه است)قرار دارد.
به این ترتیب است که نظام جمهوری در نقطه مقابل با تمامی نظام های سیاسی موروٍثی،اعم ازسلطنتی یاغیرسلطنتی،دینی ومسلکی قراردارد.

جمهوری ازپشتوانه تاریخی وتجربی طولانی وشناخته شده ای برخورداراست؛بطور مداوم خودرااصلاح کرده است ونمونه های موفق وناموفقی راتابه امروزازسرگذرانده است.جمهوری به عنوان مدرن ترین سیستم سیاسی مدیریت جامعه شناخته شده ومهر ونشان خودرا برتاریخ بشریت زده است.اگرقراربراین باشد که برمبنای این پشتوانه تاریخی وتجربه های موفق به انتخاب اقدام کنیم آنگاه،فارغ ازنام ونشان های موجود،باید به محتوا ومضمون پروژه های سیاسی مستترزیر این عناوین پرداخت.چنین است که به صرف پذیرش جمهوری به مفهوم سیستمی سیاسی،ونه اقتصادی –اجتماعی،به صرف پذیرش جدائی قطعی دین ومسلک وایده ئولوژی از دولت،به صرف پذیرش برابر حقوقی شهروندان فارغ از تمایزات جنسی وقومی –ملی وتعلقات دینی ومذهبی مسلکی شان،به صرف پذیرش انتخابی بودن همه مقامات وپذیرش دموکراسی واعلامیه حقوق بشر، تنها نشان جمهوری خواهی برای بخشی ازاین گرایشات باقی می ماند.(نظیر رژیم های سیاسی حاکم درسوریه کره شمالی وایران وشوروی سابق ونظایر آن).
به عبارت روشن،تاآنجا که به بحث مربوط به جمهوری خواهان ایران وطیف بندی درونی آنهابرمی گردد، طرفداران جمهوری اسلامی وطرفداران جمهوری دموکراتیک اسلامی وطرفداران جمهوری اسلامی دو،با وجود همه تفاوت های درونیشان که گاه مهم می باشندوبرخوردهای متفاوتی راایجاب می کنند،در یک سو قرار می گیرند؛طرفداران جمهوری سوسیالیستی وجمهوری دموکراتیک خلق وهمه آنها که درپی تلفیق مسلک وایده ئولوزی با دولت هستند درسوی دیگرقرار می گیرند.دراین دوسویه،آن بخش از شهروندان متعلق به دین ومذهب ویا مسلک وایئولوژی مرتبط با دولت،به اشکال مختلف از امتیازات ویژه ای برخوردارمی گردند؛تبعیض میان شهروندان به صورت های مختلف اعمال می گردد ودرجه بندی شهروندان بنا برتمایزات عقدتی ومسلکیشان بدل به امری عادی می گردد.این دودسته،با تمامی تفاوت های اساسی موجوددرمیان آنها،موضوع بحث ما دراینجا نمی باشند.بحث ما برسر طرفداران جمهوری ایران بمثابه نظام سیاسی ای که طی چند سطر پیش وبه اختصار،مشخصات اصلی آن برشمرده شد متمرکز می باشد.
دوم-در نگاه رودررو به جمهوری خواهان ایران وطیف بندی درونی آنها،در وقت موجود، ملاحظات زیر رامی توان مطرح کرد:
واقعیت این است که حضورحاکمیت دینی درایران که باسرکوب به شدت خشن وقرون وسطائی همه دگراندیشان ومخالفین نظام توام بوده ومی باشد هزینه فعالیت سیاسی مخالفین نظام را به شدت بالا برده ودست وبال جمهوری خواهان را نیز،مثل سایرمخالفین نظام،به شدت بسته است وامکان فعالیت آزاد وعلنی را سلب نموده است.چنین است که ارائه برآورد دقیق ازموقعیت وطیف بندی جمهوری خواهان حاضر درایران دشوار است.به همین خاطر بحث ما به محدوده خارج از کشور وتشکل های جمهوری خواهی شکل گرفته درتبعید محدود می گردد.
موضوع مرکزی مورد اختلاف درمیان جمهوری خواهان ایران درخارج کشور به امر ضرورت گذار از جمهوری اسلامی به جمهوری ایران وچگونگی آن برمی گردد.بخشی ازآنان جمهوری اسلامی رااصلاح پذیر وبخشی دیگراصلاح ناپذیرتلقی می کنند؛یکی سیاست تعرضی علیه نظام دینی حاکم پیش می گیرد ودیگری سیاستی ملایم که گاه تاهمراهی با آن یا دنباله روی ازبخشی از آن امتداد می یابد. وبه این ترتیب به دو سیاست متفاوت در برخورد به رژیم ج ا وجناح بندی های درونی نظام ره می برند.
انجمن جمهوری خواهان ایران –پاریس،بنا برمنشور سیاسی آن به آن گرایشی ازجمهوری خواهان ایران تعلق دارد که ضرورت گذار قطعی از جمهوری اسلامی به جمهوری پارلمانی درایران را مطرح می سازند.انجمن ما به طور روشن وواضح مدافع ومروج گذار خشونت پرهیز از جمهوری اسلامی است.
انجمن ما از لحاظ روش کار وسازماندهی از تشکیل انجمن های جمهوری خواهی محلی وهماهنگ کردن فعالیت های آنها درسطح اروپا وامریکا، درروابطی دموکراتیک وافقی دفاع می کند.براین مبنا انجمن ما تاسیس شده ودر این راستا وبه قصد گسترش وهماهنگ کردن فعالیت جمهوری خواهان در خارج تلاش می ورزد.
تا آنجا که به مواضع ورفتار سیاسی تشکل های موجود جمهوری خواهی برمی گردد نزدیک ترین جریانات جمهوری خواه به انجمن عبارتند از:انجمن های جمهوری خواهی محلی در هرآن جایی که تشکیل شده اند بویژه در آمریکا واروپا، سازمان همبستگی برای جمهوری عرفی وحقوق بشر درایران،اتحاد جمهوری خواهان ایران، جنبش جمهوری خواهان دموکرات ولائیک ایران.
فعالیت های حقوق بشری درفعالیت انجمن ما نقش خاصی داشته ودارد.به همین خاطر انجمن رابطه بسیار نزدیک با تمامی انجمن ها وکانون ها وفعالین حقوق بشری داشته ودارد.
در بحث آلترناتیو جمهوری اسلامی باید توجه داشت که این آلترناتیو نه در خارج بلکه در اساس خویش درایران ودرجریان جنبش مردم درایران وبا تکیه برمردم است که شکل می گیرد.به این ترتیب انجمن ما هیچ مناسباتی با کوشش های محافلی که به این یا آن شکل در پی آلترناتیو سازی درخارج هستند نداشته وندارد.
جمهور خواهان متشکل در خارج ازکشور بخش بسیار ناچیزی از شهروندان ایرنی طرفدار جمهوری رادر خود جای داده اند.همین بخش های متشکل نیز تاکنون از برقراری روابط موثر ومستمر با یکدیگر تا حدودزیادی ناتوان مانده اند.
مسئله مهم دیگر گسست رابطه ای است که میان نسل های مختلف جمهوری خواهان درتبعید به چشم می خورد.پروژه جمهوری خواهی در انحصار هیچ تشکل وفردی نیست.جمهوری خواهان متعلق به نسل های مختلف نتوانسته اند تا کنون همدیگر را بازیافته وحول پروژه واحد خویش به گفت وگو وتبادل نظر وسپس هماهنگ کردن فعالیت های سیاسی شان اقدام ورزند.چاره جوئی برای این مسئله امری عاجل است.انجمن ما می تواند در محدوه فعالیت خویش مبتکر این روند باشد ودر سامان بخشی وانتظام تلاش ها وروابط پراکنده واتفاقی موجود سهم ایفا کند.
پر واضح است که انجمن های جمهوری خواهی نه ایئولوژی محور هستند ونه شخصیت محور.آنها حول پروژه سیاسی جمهوری خواهی برای ایران که با ضرورت گذار از جمهوری اسلامی پیوند می خورد، گرد آمده اند.بنابراین هم سوسیالیست ها وهم دین باوران وبی دینان،وهم لیبرال ها درکنار هم می توانند حضور داشته باشند.
بکوشیم تا به سهم خویش در پا گرفتن بیشتر انجمن های جمهوری خواهی در اروپا وآمریکا،در برقراری رابطه مستمر ومؤثر میان جمهوری خواهان،در برقراری رابطه گسترده میان نسل های مختف جمهوری خواهان درتبعید ودربرآمد سیاسی مؤثر جمهوری خواهان در خارج از کشور ورواج گفتمان جمهوری خواهی درمقابل گفتمان های دیگر مؤثر باشیم.*

با احترام اکبر سیف
دو شنبه ۱۶ مارس ۲۰۱۵
ــــــــــــــــــــــ

*به نظر من بحث در باره اصلاح طلبان مذهبی ونیز دیگر جریانات سیاسی –مذهبی که خود را با هویت دینی یا مذهبی،ااعم از شیعه یا سنی،توضیح می دهند؛چه آنها که درکادر نظام وبرای اصلاح آن می کوشند نظیر حزب مشارکت ومجاهدین انقلاب اسلامی وحزب کارگزاران،وچه آنها که برای جایگزینی نظام تلاش می ورزند نظیرطرفداران نشریه انقلاب اسلامی ومجامع اسلامی ایرانیان ومجاهدین خلق ایران؛وچه آنان که در میان این دو گرایش هستند نظیر طیف جریانات موسوم به ملی- مذهبی ها، بحث جداگانه ای طلب می کند. به نظر چنین می رسد که همه اینها به این یا آن صورت ازجمهوری اسلامی دوئئ که با جمهوری اسلامی کنونی تفاوت هائئ،گاه جدی واسا سی دارد،طرفداری می کنند.به نظر چنین می رسد که فاصله ویا تقابلی که اینان با جمهوری اسلامی گرفته اند وگاه تا اعلام پذیرش جدائی دین ازدولت واعلامیه جهانی حقوق بشر پیش می رودواین خودبسیارمهم است اما آنجا که به مصادیق آن در ایران مربوط می شود هنوز تا برابر حقوقی کامل همه شهروندان،که تعلق خاطر به مذهب شیعه امتیاز خاصی در برنداشته باشد،که دین رسمی وجود نداشته باشد وقانون گذاری و قضاوت(دو قوه مقننه و قضائیه) ونیزنظام آموزشی وپرورشی کشور مطلقا متاثر از قوانین شریعت شیعه نباشند انکشاف وگسترش نیافته است.اینکه دین اسلام وبطور مشخص مذهب شیعه درکشور ما ازتاریخی طولانی برخوردار است،اینکه جامعه ما جامعه ای است مذهبی وشیعه مذهبان اکثریت جامعه را تشکیل می دهند ومسائلی نظیرآن،ازجمله عواملی هستند که این جریانات درتوجیه مواضع ورفتار سیاسی خویش به این یا آن صورت ابراز کرده ومی کنند.توجه به تحولات نظری وسیاسی جریانات دین باورواشترکات این جریان های سیاسی با جمهوری خواهان ایران، بخصوص از این لحاظ اهمیت دارد که روند تفکیک دین ودولت در ایران واستقرار دموکراسی در میهن ما، به دلایل مختلف روندی بغرنج وپیچیده است واز مسیری دشوار عبور می کند. ودر این روند،چنین به نظر می رسد که.دو نیروی عمده دموکرات های سکولار ولائیک ازیکسو ودین باوران سکولار ولائیک از سوی دیگر،در همراهی با دیگرنیرو ها واقشار ترقی خواه کشور،نقش روزافزونی می توانند ایفا کنند.
.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>