نوشته شده در زنان توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

گرایش سوسیال آنارشیست در جنبش زنان ایران /پیمان نعمتی

عدم تلاش های نظری جهت تدوین استراتژی های سیاسی گرایش های اصلی جنبش زنان در ایران به معنای تدوین اهداف اساسی و ترسیم چگونگی راه ها – شیوه های فعالیت ها ، مانعی اساسی در گذار این جنبش به یک مرحله کیفی جدید است.

در کنار گرایش های نظری غالب فمینیستی در جنبش زنان که درچارچوب های اهداف و روش های رفرمیستی – اصلاح طلبانه فعالیت می کنند، تاثیرات مجموعه ای متنوع ازگرایش های نظری رادیکال، سوسیال – آنارشیستی مانعی درتدوین استراتژی – منشورجنبش زنان ایران هستند.

طرح هیجان انگیز – تبلیغاتی نظرات نانسی فریزر در کتاب ” چه‌گونه سرمایه­‌داری فمینیسم را به خدمتکار خود تبدیل کرد و چه‌گونه باید آن را پس گرفت؟ ” بعنوان نجات دهنده و ظهور دوباره مارکسیسم فمینیسم و گرایش سوسیال آنارشیستی مطرح شده است.

گرایش سوسیال – آنارشیستی بدون توجه به ریشه نظرات انسجام یافته در دهه های ۶۰ و ۷۰ میلادی در میان فمینیست ها در غرب، استراتژی های تجربه شده و شکست خورده مارکسیستی درباره زنان را تکرار می کنند. گرایش سوسیال آنارشیستی ایرانی در تئوری نظرات مارکسیستی و درعمل رادیکال آنارشیستی را مطرح می کنند.

نظرات نانسی فریزر با انتقاد از فمینیست های موج دوم موقعیت کنونی زنان در غرب و تثبیت سیاست های نئو لیبرالیستی جهانی را بدون توجه به نقش اساسی تحولات عمیق ساختاری سرمایه داری در رشد و گسترش کیفی جهانی شدن سرمایه مالی را به سادگی به سیاست های غالب فمینیستی نسبت می دهتد.

گرایش رادیکال سوسیال آنارشیستی ایرانی با تکیه بر نظرات نانسی فریزر در جهت صحت استراتژی های سیاسی به ارث رسیده از چپ های افراطی درباره زنان ایران، تلاش می ورزند.

این نوشته بررسی نظرات رادیکال سوسیال آنارشیستی در غرب و بازتاب نظری و عملی آن در میان بخشی از فمینیست های ایرانی است. نظرات فیروزه مهاجر، فریدا آفاری و فرزانه راجی از نمونه های بارزاین گرایش، مورد توجه قرار می گیرد.

سوسیالیسم، آنارشیسم، فمینیسم : یک تجربه تاریخی

فمینیست ها در غرب از دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی بطور طبیعی بعلت تفاوت ها در میان خود با رشد گرایشات نظری و عملی رادیکال سوسیال آنارشیستی مواجه بوده اند. از لحاظ مبانی نظری نزدیکی عمیقی بین سه گرایش رادیکال، سوسیال و آنارشیسم و از لحاظ عملی موارد همکاری های مهمی وجود داشته است.

کارول ارلیچ (۱۹۷۷) نتیجه می گیرد که ” تمام رادیکال فمینیست ها و سوسیال آنارشیست فمینیست ها دارای موضوعات مشترکی هستند … و رادیکال فمینیست ها و آنارشیست فمینیست ها با هم بر موضوعات زیادی توافق دارند”.

دو مورد اساسی مشترک بین این گرایشات وجود دارد: ۱- رابطه با قدرت سیاسی و روش های رفرمیستی و بویژه موضوع شرکت در انتخابات ۲- روش ها و اشکال سازماندهی مبارزات زنان. در مورد رابطه با قدرت سیاسی این گرایشات در نفی روش های رفرمیستی – اصلاح طلبانه نظرات روشنی دارند:

” رفرمیسم خطری برای منافع زنان است. هر چند بعضی از فمینیست ها معتقدند که رفرم های سنجیده و درست می تواند یک جنبش رادیکال را بسازد…. استراتژی های رفرمیستی انرژی زنان را هدر می دهد و باعث ایجاد انتظارات تغییرات عمیق را بوجود می آورد و توهم می سازد بعلت اینکه نمی توانند خواسته های خود را عملی سازنند…. نمونه گویای آن موضوع انتخابات است. زنان نمی توانند از طریق ابزار غیر دموکراتیک به رهایی برسند”( کارول ارلیچ (۱۹۷۷).

هاورد ارلیچ نیزدرک از موضوع قدرت سیاسی و عدم شرکت در انتخابات این گرایشات را مورد تائید قرار می دهد:

“کسانی که با تئوری های سوسیال انارشیسم و فمینیسم اشنایی دارند از شباهت های آنها تعجب می کنند. هر دو تئوری نابرابری های اجتماعی – اقتصادی را ریشه در مناسبات برنامه ریزی شده قدرت می دانند و هر دو خواهان تغییر مناسبات تعیین شده قدرت را شرط رهایی می دانند و هر دو ایجاد خود مختاری شخصی را درچارچوب اقتصادی مورد نظر دارند”….

” برای آنارشیست فمینیست ها پدرسالاری و قدرت سیاسی در هم آمیخته شده اند و انحلال حاکمیت سیاسی پایان پدرسالاری است. برای پایان پدرسالاری باید حاکمیت سیاسی از بین برود. حاکمیت سیاسی هیچگاه مشروعیت ندارد و از این جهت نباید در انتخابات شرکت کرد. آنها می گویند تغییر قدرت سیاسی نمی تواند چاره راه باشد چون قدرت نا برابری بوجود می آورد” (هاورد ارلیچ).

در مورد اشکال سازماندهی تمام این گرایشات نظرات مشابه ای دارند و به گروههای کوچک بی سر – بی رهبر معتقد هستند. جوانا برنر بعنوان یک سوسیالیست فمینیست آکادمیک و فعال کامیونیتی کارگری درکتاب “زنان وسیاست طبقه” در این باره می نویسد:

“سوسیال فمینیست به سازمانیابی خود مختار و غیر سلسله مراتبی و دموکراتیک و فراگیر معتقد هستند واین باعث رشد قابلیت های فعالین برای دخالت در تصمیمات دموکراتیک جمعی می شود”.

جوانا برنر هدف سوسیال فمینیست ها را چنین ارزیابی می کنند”

” سیاست آینده نگر که هدف سازمان های سوسیال فمینستی است که فعالیت ها و رهبری آموزش و آگاهی مطالبات و گفتمان های سیاسی بوجود می آورد تا تفاوت های اجتماعی میان زنان را از بین ببرد”(همان).

کارول ارلیچ همچنین می نویسد ” فمینیست ها به انارشیست ها با ایده ساختار غیر سلسله مراتبی و فعالیت ها نزدیکی دارند” و به این جمعبندی در مورد نزدیکی این گرایشات می رسد که “سوسیال فمینیست های جدید در تلاش هستند تا از نظرات اساسی مارکس و لنین را به روز کنند و جزیی از رادیکال فمینیست وارد کنند”.

در میان گرایش آنارشیست فمینیست ها موضوع قدرت – اقتدار دارای اهمیت اساسی است:

” برای آنارشیست فمینیست اشکال قدرت و اقتدار سلسله مراتبی را بوجود می آورد.برای آنها موضوع قدرت مسله مرکزی است. به این معنا که هیچ کسی نباید به قدرت و اقتدار تسلیم شود و از ان برای کنترل دیگران استفاده کند”…

در مجموع رادیکال فمینیست ها و سوسیال آنارشیست فمینیست ها دارای موضوعات مشترکی هستند و درک مشترک از موضوع قدرت سیاسی و عمل گرایی آنارشیستی مانند دوری از قدرت سیاسی، نفی اصلاح از بالا و تمرکز برمبارزات از پایین – خیابانی، باعث نزدیکی استراتژیک آنها می شود.

نانسی فریزر ناجی ظهور دوباره مارکسیسم فمینیسم ؟

نوشته های هیجان انگیز گرایشات سوسیال آنارشیسم ایرانی از کتاب ” چه‌گونه سرمایه­‌داری فمینیسم را به خدمتکار خود تبدیل کرد و چه‌گونه باید آن را پس گرفت؟ ” جهت صحت نظرات مارکسیستی فمینیستی و استراتژی انقلابی و نفی اصلاح طلبی درباره مسایل زنان ایران مورد استفاده تبلیغاتی قرار گرفته شده است.

این گرایش در برابر نیاز به توضیح مبانی تئوریکی خود جهت معیار صحت استراتژی سیاسی خود به انتشار بیشماری از ترجمه منابع غربی درباره نقد سرمایه داری و اهداف کلی سوسیالیستی اقدام می ورزد. این ترجمه ها با هدف عمومی ” راهگشای جنبش مستقل زنان ایرانی” (فرزانه راجی و فریدا آفاری- ۲۰۱۶) در نظر گرفته می شوند.

استدلال کلی گرایش سوسیال آنارشیستی درباره نقد نانسی فریزر به شکل ساده چنین است:

در نقد نانسی فریزر نیاز مبارزه با سرمایه داری برای فمینیست ها دارای اولویت است و بعلت اینکه مسایل و مشکلات زنان در ایران “کم و بیش” شبیه زنان در غرب است می باید راه حل های ضد سرمایه داری برای فمینیست های ایران همچنان دارای اولویت یاشد.

فررانه راجی وفریدا آفاری گرایش زنان چپ گرا یا “سوسیالیست فمینیست” ایرانی را در برابر دو گرایش دیگرفمینسیت ها قرار می دهند : ۱- ” فمینیست های اسلامی که ” فمینیسم را حاصل قرائتی جدید از اسلام می‌دانند” و ۲- فمینیست های” لیبرال – اصلاح طلب” که آزادی زنان را به “برابری حقوقی زن و مرد محدود کرده و آزادی زن را نتیجه‌ی رشد هرچه بیش‌تر سرمایه‌داری می‌دانند”.

از نظر راجی – آفاری سوسیال فمینیست ها برای آزادی زنان در ایران “معتقدند که زنان تا زمانی که در چارچوب یک جامعه‌ی سرمایه‌داری زندگی می‌کنند به رهایی دست نخواهند یافت و حتی با وجود برابری حقوقی از ستم و استثمار رنج خواهند برد”(همان).

آنچه که راجی – آفاری گرایش سوسیال – فمینیست ارزیابی می کنند یک گرایش طبیعی – اصیل سوسیال – فمینیستی نیست. شخصیت ها و نظراتی که بطور تاریخی درون یک چپ خشن استالینیست – لنینیستی پرورش یافته اند و صرفا با جدایی سازمانی و حفظ بخش اساسی استراتژی سیاسی چپ سنتی – افراطی، نمی تواند در چارچوب سوسیال – فمینیست قرار گیرد.

روش های خشونت آمیز – انقلابی جهت ایجاد تغییرات اجتماعی با سنت و هستی فمینیستی – زنانه در تضاد هستند. گرایشات زنان ایرانی که خود را خارج از اهداف و روش های رفرمیستی – اصلاح طلبانه مسایل زنان قرار می دهند بعلت همزادی با چپی که روش های خسونت آمیز – انقلابی را جان وهستی خود می داند، هنوز خود را از تمکین و بردگی ایدئولوژیک چپ افراطی مردانه رها نکرده اند.

۱۰ مورد کلی درباره نقد نانسی فریزر و گرایش سوسیال فمینیسم ایرانی

۱- بیان – گزاره ” بازگشت فمینیسم مارکسیستی ” بوسیله فرزانه راجی و فریدا آفاری نمی تواند از نقد نانسی فریزر از موج دوم فمینیسم حاصل شود و حتا بعنوان مورد مهمی در صحت این ادعا استفاده شود. نقد ناسی فریزراز مرحله‌ی نولیبرالیستی در درون سرمایه داری است و برای “راه حل های سه گانه” اصلی مطرح شده خود به مکانیزم های سرمایه داری متوسل می شود. راه حل های نانسی فریزر در چارچوب سرمایه داری و رفرمیستی هستند.

۲- نظرات نانسی فریزر خواهان محدود کردن سرمایه، قطع پیوند با نولیبرالیسم ونفی شکلی از سرمایه‌داری انعطاف‌پذیراست. این نظرات نمی تواند جهت صحت سیاست های ضد سرمایه داری ونفی سیاست های رفرمیستی – اصلاح گرایانه مورد استفاده قرار گیرند.

۳- نقد نانسی فریزر و را ه حل های سه گانه او نمی تواند رابطه منطقی با گرایشات نظری داشته باشد که ” ایران را جامعه‌ای سرمایه‌داری می‌دانند و اعتقاد دارند که رهایی زن بدون عدالت اجتماعی و فراروی از سرمایه‌داری امکان پذیر نیست “( راجی-آفاری ). راه حل های نانسی فریزر در واقع رفرم و اصلاح موقعیت زنان در غرب بوسیله استفاده از مکانیزم های سرمایه داری هستند.

۴- “راه حل اول” نانسی فریزر از انتقاد از تمرکز یک جانبه گرایشات غالب موج دوم فمینیست ها بر موضوع هویت جنسیتی مبتنی است که بطور تاریخی واکنشی در برابر تمرکز مارکسیسم بر طبقه و اقتصاد بوده است. این نقد مدت هاست بوسیله بسیاری از فمینیست ها مورد پذیرش قرار گرفته شده است و سیاست “توازن” بین سیاست هویت و اقتصاد مطرح شده است. این سیاست جدید نمی تواند سیاست مارکسیستی تمرکز بر طبقه و فراروی از سرمایه داری برای رهایی زنان را توجیه کند. بخش غالب فمینیست ها در ایران همواره در تئوری سیاست “توازن” میان هویت و اقتصاد را مطرح کرده اند هر چند بعلت محدودیت های عملی تحمیل شده اهداف برابری حقوقی به سیاست اصلی تبدیل شده است.

۵- “راه حل دوم” نانسی فریزر مبنی بر انتقاد از فمینیست ها ازسیاست «دستمزد خانواده» است که بدرستی به کاهش امنیت شغلی- سطح زندگی، افزایش فقر و افزایش ساعتهای کار برای دریافت دستمزد خانواده ها در غرب منجر شده است. سیاست انتقاد از پذیرش افزایش ساعات کار زنان نمی تواند مبنای سیاست زنان در ایران گیرد که خواست افزایش ساعات کار زنان از موارد مطالبات اصلی بخش زنان کم درآمد جامعه ایران است.

۶- “راه حل سوم” نانسی فریزر انتقاد از سیاست فمینیست ها از” دولت رفاه” است که خواهان کاهش نقش دولت در برنامه های کلان اقتصادی زنان بوده است و اینک تجربه نشان داده است که این سیاست اشتباه بوده و به ضرر زنان در غرب تمام شده است. برای زنان ایران خواست حمایت دولت برای امور اقتصادی زنان و طرح های کلان دولتی برای رفع مشکلات زنان همواره از مطالبات اصلی بوده است. این سیاست همچنین نمی تواند رابطه منطقی با سیاست های ضد سرمایه داری و نفی اهداف رفرمیستی داشته باشد.

۷- نقد نانسی فریزر و راه حل های سه گانه او ضمن داشتن کارایی جهت کشورهای پیشرفته غربی که تجربه سیاست های تمرکز بر سیاست هویت، دستمزد خانواده و دولت رفاه را برای مدت نیم قرن داشته اند می تواند مفید باشد. این راه حل های سه گانه نمی تواند با تفکر اوریناتالیستی و به شکل نسخه بردارانه برای سیاست های جنبش زنان در ایران تجویز شوند و توجیه گر سیاست های ضد سرمایه داری و ضد رفرمیستی باشند.

۸- در نقد نانسی فریزر درمورد موضوع تثبیت سیاست های اقتصادی جهانی نئو لیبرالیستی به نقش فمینیست ها در اینکه “کمکهای فکری مهمی به آخرین مرحله‌ی نولیبرالیستی آن کرد”( نانسی فریزر-۲۰۱۳ ) مبالغه شده است. تحولات عمیق ساختاری سرمایه داری و بویژه رشد بی سابقه جهانی شدن سرمایه مالی در تثبیت نئو لیبرالیسم نمی تواند تحت تاثیرات و “کمک های مهم فکری” فمیسنست ها بوده باشد. سیاست های سه گانه تمرکز بر هویت، دستمزد خانواده و دولت رفاه هر چند در راستای سیاست های ضد سرمایه داری نبوده اند اما بعنوان کمک های مهم در جهت تثبیت نئو لیبرالیسم جهانی نمی توانند در نظر گرفته شوند.

۹- انتقاد نانسی فریزراز کمک فمینیست ها به سرمایه داری از طرف گرایشات مارکسیستی تاریخچه طولانی دارد. در ایران حزب توده ایران در دوران اولیه فعالیت های خود و همچنین سازمان های چپ افراطی دوران انقلاب بهمن همواره فمینیست ها را متهم به بازیچه شدن و کمک به سرمایه داری از طریق عدم تمرکز بر مبارزه طبقاتی کرده اند. فیروزه مهاجر از زبان ترجمه خود کمک و در دام افتادن فمینیست ها بوسیله سرمایه داری را بیان می کند:

” آرمان‌هایی که پیشروان فمینیسم طراح‌شان بودند یکسره در خدمت هدف‌های دیگری قرار گرفت است. … جنبش آزادی زنان، در یک چرخش ظالمانه‌ی سرنوشت، در دام پیوندی خطرناک با تلاش‌های نولیبرالی برای بنای جامعه‌ی بازار آزاد گیر افتاده است”( فیروزه مهاجر-۲۰۱۶).

حزب توده ایران اخیرا نیز درباره” بازیچه شدن‌شان ” زنان در ایران هشدار داده است:

“بنابراین، هوشیاری نیروهای مترقی و فعالان عرصه کارزار زنان، نیازمند آن است که میان شرکت در انتخابات و به صحنه آوردنِ توده‌ها در جریان مبارزهٔ اجتماعی، تفکیک و تفاوت قائل شوند و از روندی که باعث هرز رفتن این فعالیت‌ها و بازیچه شدن‌شان از سوی جناح‌های ضدمردمی، به‌شدت اجتناب گردد…. واقعیت آن است که، روندها و سازوکارهای ارائه‌شده از سوی فعالان زن وابسته به جناح‌های حکومتی، نوعی مشارکت پاستوریزه شده است که هدفِ آن استفادهٔ ابزاری از جنبش‌های اجتماعی برای تأمین منافع جناح‌های چپاولگر حاکم و برنامه‌ریزی‌های آن‌ها است” ( نامه مردم – ۵ مرداد ۱۳۹۴).

۱۰- و در نتیجه، ساده اندیشی محض است که از نظرات نانسی فریزر به صحت نظرات گرایشات رادیکال سوسیال آنارشیستی درباره زنان در ایران رسید و دستیابی به مطالبات زنان را به تغییر قدرت سیاسی، نفی اهداف و روش های رفرمیستی – اصلاح طلبانه مانند شرکت در انتخابات، تمرکز بر مبارزات خیابانی، تلاش در جهت ایجاد درگیری های اجتماعی جهت ایجاد شرایط انقلاب و خیزش های اجتماعی، کرد.

سوسیال آنارشیسم در جنبش زنان ایران: تئوری و عمل

گرایش رادیکال سوسیال آنارشیسم ایرانی ضمن تنوع در جزیئات در پنج مورد اساسی محتوی همسان در استراتژی سیاسی را با سنت سوسیال آنارشیستی غربی نشان می دهد. این موارد شامل ۱- موضوع قدرت و سیستم سیاسی،۲ – موضوع رفرم و مسئله انتخابات، ۳- موضوع ساختارسازماندهی ۴- تقدس عمل گرایی و مبارزات خیابانی و انقلابات اجتماعی ۵- موضوع راه حل نهایی رهایی زنان می شود که به نابودی سرمایه داری و برقراری سوسیالیسم بستگی دارد.

نظر مشترک بر سر موضوع دوری از قدرت سیاسی وعمل گرایی آنارشیستی است که گرایشات رادیکال و سوسیالیستی را در تغییر حاکمیت سیاسی در ایران با نفی رفرم و انتظار خیزش و انقلاب اجتماعی متحد می کند.

فروغ اسدپور درباره ‌ی فعالیت های کمپین تغییر چهره‌ی مردانه‌ی مجلس، مفهوم قدرت، عدم امکان تغییر از طریق قانون، نفی رفرم، نفی فرستادن نماینده به ارگانهای قدرت، انتخابات، اصلاح از بالا و هدف “تغییری بنیادین و واقعی” را از طریق سیاست طبقاتی جایز می شمرد و سیاست های رفرمیستی – اصلاح طلبانه بخش غالب زنان در ایران را در مورد فعالیت های کمپین تغییر چهره‌ی مردانه‌ی مجلس را چنین ارزیابی می کند:

” نتیجه‌ی این سیاست دروغین متوهم این است که دستاوردهای دو سده مبارزات جدی زنان را به پای قدرت سیاسی ریشخند می‌کنند و خوارش می‌شمارند و با خود سنت‌های مبارزاتی زیبای گذشته را نیز به زوال می‌کشانند”(فروغ اسدپور-۱۳۹۴).

پروین اشرفی از زبان ترجمه ” فمینیسم ضد سرمایه داری” راه حل و استراتژی جنبش زنان را استراتژی ضد سرمایه داری می داند که ” همان استراتژی ای است که شامل امکان تغییر رادیکالی میشود که زنان به آن نیاز دارند” .. و “فقط پس از خلاصی از سرمایه داری می توانند ریشه کن شوند”.

در این تفکر موضوع اصلی قدرت – سیستم ناعادلانه است و عملا رفرم – اصلاح کارایی ندارند.

در این فمینیسم ضد سرمایه داری” اهداف فمینیسم رادیکال و سوسیالیسم در نهایت یکی است : عدالت و برابری برای همه مردم، نه فقط فرصت برابر برای زنان، یا مشارکت برابر زنان در سیستم ناعادلانه”(اشرفی-۱۳۹۵).

تحلیل مهناز متین از ” اهمیت درجه اول پیکاردموکراتیک مردم ایران” و “برچیدن” رژیم، نشان دهنده سوسیالیسمی است که هنوز مفهوم چپ سنتی تغییر قدرت سیاسی بعنوان هدف اصلی جنبش زنان را این بار در شکل سوسیال فمینیستی و رادیکال حفظ می کند.( مهناز متین – ۱۳۸۶).

فرزانه راجی و فریدا آفاری گرایش ” زنان چپ گرا، فمینیست‌های سوسیالیست ایرانی” را با راه حل نهایی رهایی زنان معرفی می کنند که ” معتقدند که زنان تا زمانی که در چارچوب یک جامعه‌ی سرمایه‌داری زندگی می‌کنند به رهایی دست نخواهند یافت و حتی با وجود برابری حقوقی از ستم و استثمار رنج خواهند برد”(۲۰۱۶).

تقدس عمل گرایی و خیزش های اجتماعی

در بیان تقدس عمل گرایی و مبارزه از پایین – خیابان و نفی شرکت در ارگان های خرد و کلان قدرت سیاسی – اصلاح از بالا و انتظار قیام ها و خیزش های اجتماعی و درک رمانتیکی و ارضاء تمایلات فردی روشنفکرانه از مفهوم انقلابات اجتماعی، نظرات پروین اردلان و زهره اسدپور نمونه بارز رایکالیسم عمل گرا این گرایش است:
پروین اردلان با تقدس عمل گرایی با تمرکز بر مبارزه از پایین، کاربست سیاست های خیابانی؛ نفی اصلاح از بالا – مبارزات رفرمیستی به خیزش ها و انقلابات اجتماعی با نگاه رمانتیکی می نگرد:

” وقایع تونس و مصر تنها تکانه ای بر دولت های دیکتاتور در شمال افریقا و منطقه خاورمیانه نبوده است، این وقایع هم معادلات نظم نوین جهانی را برهم زده؛ هم مردمان کشورها را به حرکت درآورده؛ و هم همبستگی مردمی را در جهان ارتقا داده است. سرآغاز حرکت و رویش امیدی دیگر در دل مردمان و انتشار ویروسی مسری است که رفته رفته سال ۲۰۱۱ را به سال انقلاب های اجتماعی، سال قدرت جوانان و سال حضور قدرت مند زنان تبدیل کرده و می کند”( پروین اردلان- بهمن۱۳۸۹).

زهره اسدپور در نوشته ” فضای باز انتخاباتی؛ واقعیت یا توهم” بطور روشن چهار مورد اساسی نظری گرایش رادیکال آنارشیستی را مطرح می کند:

ضد قدرت – ساختار سیاسی، فعالیت ها با تکیه مطلق بر توده ها – پایینی ها، علیه هر گونه فعالیت های لابی گری سیاسی، تقدس عمل گرایی و نگاه ستایش گونه به فعالیت های کمپین یک میلیون امضا و علیه سیاست های همگرایی جنبش زنان:
“از آنجایی که”کمپین” نگاه به بالا ندارد اساسا دل مشغول ساختار سیاسی نیز نیست! و این نگاه به پایین، نگاه به توده ها، قدرت دور زدن ساختار سیاسی را دارد. زیرا که ساختار سیاسی با همه تصلب و قشری گری در برابر توده هایی آگاه شده و خواستهایی عمومی شده با همه هزینه هایی که به جنبش و فعالین آن تحمیل می کند، نهایتا عقب می نشیند”"( زهره اسدپور – اردیبهشت ۱۳۸۸ ).
زهره درباره سیاست استفاده از فضای انتخاباتی همگرایی جنبش زنان از “بازی های سیاسی و انتخاباتی، لابی های بی نتیجه ، ورطه ی لابی گری با اهالی سیاست” انتقاد می کند:
“همگرایی اساسا زمین لابی با مردان سیاست را برای بازی خود برگزیده است و از این رو است که به درج شماره ی قوانین اکتفا می کند که برای سیاستمداران این کافی است و در این زمین بازی است که پیوستن به کنوانسیون که سالها است در گروکشی های سیاسی متوقف مانده است، معنی می یابد”…
” قطعا نمی توان جنبش زنان را که با گشودن با بهایی جدید در این سالها دستاورد هایی گرانبها داشته است و توانسته خود را طرح و تکثیر کند، به عقب راند و به ورطه ی لابی گری با اهالی سیاست کشاند”( همان ).

درنتیجه:

جنبش زنان در ایران برای پیشبرد اهداف خود نیاز حیاتی دارد تا با تدوین استراتژی های سیاسی خود از گرایشاتی که اهداف تغییرات بنیادی را بدون نیاز به مبارزات طولانی مدت ایجاد جامعه و فرهنگ مدنی با روش های رفرمیستی – اصلاح طلبانه را دارند، دوری جوید.

جامعه ای که حاکمیت سیاسی با زور – غیردموکراتیک اهداف خود را پیش می برد بطور طبیعی نیروی مخالف خود را تولید می کند که همچنان با شیوه های زور اهداف خود را عملی می کنند.

گرایش رادیکال سیوسیال – آنارشیست مجموعه ای است از زنان جدا شده از چپ های سنتی – افراطی دوره انقلاب بهمن با حفظ محتوی اساسی استراتژی های سیاسی چپ های سنتی، و زنان رادیکال – آنارشیست که هدف تغییرات بنیادی ازطریق خیزش های اجتماعی و انقلاب و تمایلات روشنفکرانه رمانتیکی از تغییرات اجتماعی را دارند. این گرایشات جهت تغییرات اجتماعی همانند حاکمیت سیاسی به استفاده از زور و خسونت تکیه می کنند.

رشد و گسترش استفاده از ابزارهای دموکراتیک – رفرمیستی اصاح طلبانه در جامعه به سود جنبش زنان است وتدوین استراتژی های سیاسی مبتنی بر اهداف و روش های رفرمیستی اصلاح طلبانه در خدمت رشد و گسترش ابزار ها و فرهنگ دموکراتیک در جامعه می شود.

منابع

فریدا آفاری و فرزانه راجی (۲۰۱۶) ظهور، افول و بازگشت فمینیسم مارکسیستی – نقد اقتصاد سیاسی

نانسی فریزر (۲۰۱۳) چرخش ظالمانه‌ی جنبش زنان – ترجمه فیروزه مهاجر- نقد اقتصاد سیاسی

مهناز متین ( اردبهشت ۱۳۸۶) جنبش زنان و “جریان اصلاحات” در ایران – اخبار روز

جنبشِ زنان: چالش کارزار مدنی در برابر فعالیت انتخاباتی – ۵ مرداد ۱۳۹۴- نامه مردم

فروغ اسدپور( اسفند ۱۳۹۴) به‌ مناسبت هشت مارس – سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

پروین اشرفی ( فروردین ۱۳۹۵) فمینیسم ضد سرمایه داری – نیکول اشآف – اخبار روز

زهره اسدپور ( اردیبهشت ۱۳۸۸) فضای باز انتخاباتی؛ واقعیت یا توهم- عصر نو

پروین اردلان-( بهمن۱۳۸۹ ) امید قدرت می آورد- اخبار روز

Carol Ehrlich- 1977 “Socialism, Anarchism, and Feminism-Routledge, Kegan & Paul, LondonHoward J. Ehrlich, ed., Reinventing Anarchy, Again (Edinburgh and San Francisco: AK Press, 1994).

Johanna Brenner, 21 Century Socialist- Feminism, Socialist Studies / Études socialistes 10 (1) Summer 2014

Nancy Fraser -How feminism became capitalism’s handmaiden – and how to reclaim it, , Guardian 14 October 2013.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>