نوشته شده در اجتماعی توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

کودکان خیابانی قربانیان فقر و نابرابری و خشونت / شهناز غلامی

هیچ چشمی نگران آینده تیره و وحشت آور آنان نیست. هیچ دلی برای شان تنگ نمی شود نه آنگاه که در کوچه ها و خیابانها تا پاسی از شب سرگردانند و نه آنگاه که بی هراس از له شدن در زیر چرخ های بی رحم ماشین های سنگین فلزی از این سوی خیابان به آن سو می دوند.

همه معصوم و بیگناه و پاکند و اگر تندخویی می کنند، فحش می دهند و همدیگر را تا می توانند کتک می زنند به اقتضای شرایط خشونت باری است که در آن به اصطلاح زندگی می کنند.از چشمهای شان شرمنده می شوی وقتی امیدوارانه می دوند تا آدامس و شکلات خود را به زور و اصرار و تمنا هم که شده بفروشند..

کودکان خیابانی در همه مناطق ایران در شرایط بسیار وحشتناکی بسر می برند. شما می توانید آنها را با مشخصه های مشترکی چون صورت های سیاه، لباس های کثیف و پاره پاره، موهای ژولیده، پوست زرد و ترک خورده، بدن نحیف و مچاله شده با بیماریهای پیدا و پنهانی چون سل، آسم، نرمی استخوان و ضعف بینایی که از رنگ پریده و تن رنجورشان پیداست، مشاهده کنید.

آنان گاه برای جلب رضایت چشمهای تحقیر کنندگان به صورت چند نفری با یک قوطی پلاستیکی یا حلبی صداهای نه چندان موزونی در می آورند و می رقصند و یا در کنار زنانی که وانمود می کنند مادر آنان هستند. توسط داروهای بیهوشی خوابانده می شوند تا حس ترحّم را در عابران تحریک کرده آنها را به پرداخت پول وادار نمایند.

زمانی دیگر برای فروش  گلها، آدامس ها و شکلات ها یشان بدنبال مشتری تا کیلومترها او را دنبال می کنند و اگر کسی اجازه دهد که کفش هایش را واکس بزنند و یا آدامس هایشان را به قیمت خوبی بخرد. زود با او صمیمی می شوند و قصه پر غصه زندگی یشان را تمام و کمال برایش تعریف می کنند..

بنا به استناد حرفهای خودشان غالباً از نقاط محروم شهرها می آیند از میان آنها کمتر کسی است که به مدرسه برود.درخانواده های پرجمعیت زندگی می کنند، پدر و مادرشان بی سوادند و اغلب بیکار.کودکان خیابانی قربانیان فقر، اعتیاد، خشونت، استثمار و بهره کشی ، ناآگاهی و نابرابری های اقتصادی جامعه هستند.

آنان در شرایطی کاملاً ناعادلانه، بی آنکه دوران طلایی زندگی کودکی شان را طی کنند دردنیای بی تفاوتی چشمها، دستها و دل های آدم های بزرگ، بی هیچ پشتوانه ای برای فردا رها شده اند. این کودکان همواره در معرض آسیب های ناشی از خشونت های جسمی و روحی قرار دارند و این درحالی است که در کنوانسیون حقوق کودک مصوب سال ۱۹۸۹ میلادی اعلام گردیده است:

 ”دولتها موظفند کودکان را در برابرهرگونه استثمار، ظلم، ناعدالتی و خشونت مورد حمایت قرار دهند. “از آنجا یی که رژیم فاشیست اسلامی درایران نیز ازجمله امضا کنندگان این پیمان و نیز پیش نویس اعلامیه حقوق کودکان است که درآن همه دولتها متعهد شده اند تا بهداشت و سلامت همه کودکان خود را تامین کنند،لذا کارگزاران خودکامه ارتجاع جمهوری اسلامی ایران ملزم از آن هستند تا به تعهدات خود در این زمینه عمل نماید.

 وجود بیش از ۳۲ میلیون نفر ایرانی که زیر خط فقر زندگی می کنند و مرگ سالانه ۲۵۰٫۰۰۰ کودک و نوجوان و سوء تغذیه چهار میلیون و چهارصد هزار کودک ایرانی و وجود هزاران کودک خیابانی در شهرهای مختلف کشور، نشان دهنده بی توجهی مستبدان اسلامی در انجام تعهدات خویش است..

با آنکه سالانه صدها گردهمایی با موضوع های مختلفی که جز صرف پول و وقت فایده دیگری ندارد. در نقاط مختلف کشور برگزار می شود ولی براستی در طول هر سال چه مقدار ثروت ملی و نیروی انسانی برای حل معضل این قشر آسیب پذیر صرف گردیده است.

با وجود آنکه روزانه برنامه های مختلفی از کانال های چندگانه صدا وسیمای انحصار زده  پخش می شود.برنامه هایی که فاقد هرگونه پیام روشن و سازنده است و بیشتر جهت انحراف افکار عمومی از واقعیت های اجتماعی و سیاسی تهیه می شود.اما متاسفانه تاکنون برنامه ای که بتواند  سیمای واقعی جامعه را به  دور از جار و جنجال های تبلیغاتی به نمایش بگذارد و اشاره ای هرچند گذرا به زندگی چندین هزار کودکی کند که در شرایط کاملاً غیرانسانی بسر می برند، به نمایش گذاشته نشده است.

 گفته می شود این گروه از کودکان همراه سایر گدایان توسط باندهایی ویژه به هنگام صبح در مسیرهای تعیین شده قرار می گیرند و شب هنگام توسط افراد باند جمع آوری می شوند.آنان در محلهای خاص نگهداری می شوند و علاوه بر تکدّی گری از عوامل اصلی توزیع مواد مخدر، دزدی، قتل و فحشا نیز محسوب می گردند.اگر چنین باشد- که البته چنین است- بی شک تعقیب و شناسایی این افراد و محل های زندگی آنها برای نیروی انتظامی کار چندان دشواری نمی باشد. پس چرا این نیرو بر اصلی ترین وظیفه خود که همانا حفظ امنیت شهر و تلاش برای سالم سازی آن است کوچکترین توجهی نمی کند.

دراین گونه موارد نیروی انتظامی موظف است تا کسانی که این کودکان را به صورت غیر انسانی و ناعادلانه ای در جهت کسب منافع فردی  خود به خدمت می گمارند، مورد پیگرد قرار دهد و کودکان را به کانون های ویژه حمایتی بسپارد.ولی نیروی انتظامی در تمام مناطق کشور به یکی از مخرب ترین نیروها تبدل شده که اصلی ترین وظیفه اش در طی سه دهه گذشته سرکوب سیستماتیک فعالان سیاسی و مردم عادی بوده و می باشد.

 مردم با دیدن صحنه های دلخراش و زجرآوری چنین چه کسی را مورد مؤاخذه قرار دهند و یا اگر خواستند در جهت رفع این معضلات کاری موثر انجام داده باشند باید به کدام نهاد یا سازمان مراجعه نمایند؟

 درهرحال کارگزاران رژیم مافیایی در ایران تحت هرعنوانی که بخواهند ثروت ملی جامعه ما را به غارت ببرند و نیز با ایحاد مانع، سد راه آزادی و برابری شوند. باید متوجه این مهم باشند که روزی نه چندان دور، دست خداوندان عشق و آزادی و برابری از آستین قهر آمیز محرومان و همین کودکان خیابانی بیرون خواهد آمد و کیفر خیانتکاران و جنایت پیشه گان را پاداشی در خور عطا خواهد نمود.

 شهناز غلامی – پاریس ۲۰۱۲ /۱۲/۰۷

عضو انجمن حمایت از حقوق کودک ( در تهران )

عضو انجمن دوستداران حقوق کودک ( در تبریز)

عضو انجمن روزنامه نگاران زن ایران ( رزا )

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>