نوشته شده در دیدگاه ها توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

پیرامون گردهمایی هم میهنان درپاسارگارد درگرامی داشت کوروش بزرگ / علی جلال

مرزهای جغرافیایی از نگاه تاریخی امری من درآورده نیست، “مرز”بطور کلی ناشی از ضرورتی تاریخی بود و تا کنون نیز هست گرچه به نظرمن بشر امروزی به ان حد از پیشرفت رسیده است که امر “کم رنگ کردن مرزهای جغرافیایی” را در دستور قرار دهد.
تا مرز جغرافیایی ضرورتی تاریخی است “میهن پرستی ” نیز روحیه و فرهنگی طبیعی است. اینهمه به دنیای باستان می تازیم، اینهمه علیه امپراتورهای کشورگشا و تجاوز گرسخن می گوییم (که درست هم است) ولی توجه نمی کنیم معنی این سخنان چه بخواهیم چه نخواهیم، ستایش میهن پرستی مردمانی است که دربرابر تجاوزگران ایستادند. مردمی که میهن نداشته باشند به هیچوجه نمی توانند راه خوشبختی و پیشرفت و سربلندی راطی کنند. میهن بدون مرز تا امروز وجود ندارد
.
کشور بدون حکومت و بدون نیروی سازمان یافته دفاعی نمی تواند وجود داشته باشد، بویژه تا هنگامی که تجاوز و تجاوزگری وجود دارد.اینکه حکومتی پادشاهی است یا جمهوری و یا…؛ در درجه اول به سطح تمدن بشری و سطح رشد ان کشورمعین بر می گردد. بنابراین پیش از دوران مدرن حکومتها اصلا پادشاهی یا عقب مانده تر، هستند
.
ما ایرانیان چند هزارسال است که درپهنه این سرزمین که نامش ایران بوده و هست زندگی کرده و می کنیم. میهن ما دردنیای کهن شاید تنها کشوری است که واقعا درقلب جهان قرار گرفته است یعنی درست درچهار راه جهان. هر”رفت” و هر “آمدی” چه صلح طلبانه(تجاری، فرهنگی و …) چه جنگ طلبانه (لشگر کشی ها) از میهن ما “می بایست” عبور کند. ما دراین چند هزارسال در برابر این همه “هجوم” مقاومت کرده ایم نیاکان ما دربرابر اینهمه هجوم پایدار بی‌نظیری کرده اند. البته که افتخار بزرگی برای ما ایرانیان است. کسانی که درکل این سخنان را درست می دانند، لابد می دانند که یک چنین پایداری سترگی با حرف وشعار و سخنان غرا شدنی نیست. پیش ازهمه، به کار، تولید، سخت کوشی وبرآن پایه سازماندهی عالی ، تدارکات عالی، آمادگی و…نیازمند است همچنین وبه همین میزان و بیشترنیز به صلح طلبی و تبلیغ و ترویج “دوستی و همیاری و همکاری و برادری بین همه مردمان جهان” نیز ضرورتا نیازمند است.  وظیفه خودم می دانم که باصدای بلند و با افتخاراعلام بکنم که مردم بزرگ ما با بزرگی، چند هزارسال این “مهم” این “پایداری” بی‌نظیر را انجام داده اند ( وبر علیه جمهوری اسلامی انجام می دهند)۰.۰
ماباید سلسله صفویان را نقد کنیم ما باید سلسله قاجار را نقد کنیم و بقیه را. اما صفویان تنها به شاهان آن و قاجارفقط درشکست از “تزاهای روسیه” خلاصه نمی شوند، آنها درضمن محصول کوشش‌های تاریخی زنان و مردان ایران دوست و مردم دوست بودند که می کوشیدند این سرزمین و مردم زحمتکش آنرا از هجوم‌های پی درپی به سرزمینی! که گویی رها شده! و بی‌درو پیکر!بود (حمله قبایل: حجاز، آسیای میانه، چنگیز و تیمور و …) به امان آورند. که به نسبت شرایط آن زمان، بهرحال این”کار”را کردند و “ایران” را برای ما نگه داشتند.به همین اندازه و بیشتر از ان، مردان و زنان بزرگ دانش پرور:رازی، فارابی، بوریحان، پورسینا, خوارزمی  و…؛ و ادب پرور و ادب آفرین همچون فردوسی، نظامی حافظ، مولانا, سعدی و…(که باا فتخار: شمارشان بسیار است) فرهنگ ضد جنگ(عشق)، صلح، دوستی، مدارا ، مروت و …؛را گسترش داده  با آفرینش هنر، علیه کینه و علیه نفرت انگیزی، وبرترانگاری, علیه خرافات و جهل وارتجاع مذهبی و…؛ در میان مردمان منطقه (نه فقط ایرانیان) انسانها را به رفاقت و سازندگی و عشق ورزی فراخواندند
.
کوروش بزرگ یکی ازپادشاهان ایران است. او انسان برجسته‌ای در تاریخ جهان است. او چهره تاثیر گذاری درتاریخ تمدن است. بنا به اسنادومنابع تاریخی، او شاهنشاهی بوده است که برای نخستین بار درتاریخ امپراتوران، تا آن زمان (و شاید تاکنون) پس از برانداختن امپراتوریهای نظام‌های برده داری، به مردم آن سرزمین‌ها ستم نکرد. اسرا و بردگان را آزاد کرد و کمک نمود تا به سرزمین‌های مادری خود برگردند. یکی ازمعروفترین سندها در دفاع از حقوق بشردردنیای باستان که تاکنون شناخته شده است.بفرمان او انتشار یافته است. او برای نخستین بار (وشاید آخرین بار) دولت جهانی برپا کرد. درامرسیاست و دولتمداری، شاید اصول سازماندهی حکومت او هنوزازسرمشق‌های سازماندهی دولتی درجهان است.بیشتر تاریخ نویسان ازاو به نیکی یاد کرده اند
.
میهن پرستی نه تنها به عنوان حسی غریزی دفاع از سرزمین(محدوده )، که در نزد حیوانات نیز دیده می شود، همچنین امری انسانی، مبتنی برشماری از ارزشهای معنوی “میهن” نیزهست. میهن ما افتخارات علمی، فرهنگی، هنری بسیاری دربر دارد(در رقابت بادیگر ملتها درمقام بالایی است) که عشق ژرف ما ایرانیان رابه خود بر می انگیزد
.
تقریبا همه ایرانیان از ضدیت جمهوری اسلامی و سران آن با “ایران” و “ایرانیت” و با “مفاخرملی ایران” آگاهند
.
هجوم “خلافت اسلامی” به ایران در ۶۳۵ میلادی بامقاومت سترگ و پیوسته ایرانیان روبرو شد. این مقاومت در عرصه نظامی، علمی و فرهنگی، بطور بی‌امان پیگیری گردید. و پس از بیرون کردن متجاوزان ازایران، مبارزه علیه دین حاکم، بطور عمده درجنبه‌های اخلاقی،علمی، ادبی وهنری ادامه یافت
.
دانش و خرد بالاترین راهنمای انسان هستند. دین ضد علم و ضد خرداست زیرا آنهارا تابع خود می خواهد. اسلام باعشق ورزی انسانها مخالف است. اسلام با هنرهایی همچون نقاشی، موسیقی، مجسمه سازی و… مخالف است. ملاها مردم را در”غم” و “مصیبت” و “عزا” و سیاهپوش می خواهند. هزارسال ادبیات فارسی عمدتا رویا رویی با “فقه” است. ملاها اینرامی دانند آنان با فردوسی، مولانا و…دشمن هستند، آنها حافظ و سعدی و نظامی و …رانیز بد می دانند
.
رژیم اسلامی حاکم بر ایران ، “ایران” و هویت تاریخی آنرا با “اسلام” در تضاد می بیند، واز این روی از آغاز روی کار آمدنش با “ایران” و “ایرانیت” و ایران دوستی و میهن پرستی ایرانیان به مقابله پرداخت. بویژه خامنه‌ای به این”مقابله” بسیار مصر است، سران رژیم از نیروی سترگ “میهن پرستی” ایرانیان آگاهند و ازان به شدت در هراسند از این روی نیات پلید خودرا با بزدلی و مذبذبانه دنبال می کنند. ملاها اصولا بنا به آموزش خود عربی گرا هستند دنیای ذهن ملاها “دنیای سراسر عربی سده‌های گذشته” است. هم و غم این رژیم از آغاز روی کارآمدنش، کشورهای عرب نشین است. تجاوز رژیم صدام به ایران بدنبال  دخالت رژیم درمسایل کشورهای کویت و عراق و …انجام شد، آشکاراست که جمهوری اسلامی به فلسطین، لبنان، سوریه، عراق “اهمیت درجه اول” می دهد و منابع ایران، وحاصل کارو زحمت مردم ایران را عمدتا خرج گروهها و دستجاتی در کشورهای عربی(عرب نشین) می کند.(اگرچه سیاست جمهوری اسلامی عملا و متاسفانه به ضرر مردم آن کشورها تمام می شود)۰
همانطور که گفته شد گرچه جمهوری اسلامی مذبوحانه می کوشد تاماهیت ضد ایرانی خود را از مردم ایران پنهان دارد اما برخی از آنان “اشتباه” کرده و مطالب بولتنهای داخلی را علنا بیان می کنند، مانند آن جانداری (۱)که گفته بود سوریه برای ما (رژیم) از خوزستان مهم تر است. یا آن نصرالله(حسن) که به صراحت فاش می کرد(چند سال پیش) که خامنه‌ای و دستگاه خلافتش تماما عرب و قریشی( قبیله پیغمبر اسلام) هستند و اصلا و ابدا ایرانی نمی باشند و ….(درتاریخ دنیا هیچکسی راپیدا نمی کنید که خودرا رهبر یک کشور بنامد اما نزدیکترین یارش اعلام کند که اواز آن ملت نیست و به ملت و قوم دیگری تعلق دارد! و “او” سکوت کند. خامنه‌ای سکوت کرد زیرا سخن نصرالله حقیقت است)۰
مردم ایران، مردم کوچه وخیابان ایران، نزدیک به چهار دهه است که این مسائل را باگوشت و پوست خود چشیده اند. من (و خیلی ها) مردم خودمان را می شناسیم می دانیم که چه کینه عمیقی از این رژیم در سراسر جسم وجانشان می خروشد. بد فهمی‌های ایدئولوژیک، حقایق را می پوشاند
.
همیشه درهر گرد همایی ممکن است کسانی شعارهایی بدهند که با جمع هماهنگ نشده باشد. ممکن است برخی از مردم از روی کاستی آگاهی، احساسات خودرا بد بروز بدهند(این به کار و آگاه گری روشنفکران بر می گردد)۰
.
برخی مردم برخی بخشهای فارس نشین ایران، درحرف خود را برتر از ملل همسایه ایران(ترک، عرب ، افغان وپاکستانی…) می نامند اما اینکه در عمل اقدامی علیه “غیر فارسها” از سوی شماری از مردم روی دهد! به نظر من این شمار احتمالی، اندک است
.  .
مردم ما هر فرصتی بیابند علیه رژیم تظاهرات می کنند درهر تظاهراتی درمخالفت با سیاستهای رژیم در برباد دادن دارایی‌های ایران درکشورهای عرب نشین ممکن است شماری از مردم شعارهایی بدهند که ظاهری “ضد عرب”ی داشته باشد. از نظرمن اکثریت بزرگ مردم ایران درقلب خود نه ضد عرب نه ضد افغان ، نه ضد اهالی ترکیه و نه …می باشند. اگر مردم ایران یا بخشی ازمردم فارس‌ ایران خود را “آریایی ضد عرب” می دانستند, آنگاه درزمان شاه احتمالا می بایست  شاهد شعارهای این چنینی در اجتماعاتی می بودیم
جمهوری اسلامی بنا به ماهیت خود بین خلق‌ها و ملیتهای ایران  اختلاف بر‌می‌انگیزد وآنرا دامن می زند(که باید درنوشته‌ای دیگر به آن پرداخت). روشنفکران ایران باید این موضوع را خوب متوجه بوده در جهت افشا و خنثی کردن آن اقدام کنند. که متاسفانه درمواردی اقدامات و گفتارهایی بروز می کند که درجهت تقویت دوستی تاریخی مردمان ایران نیست
.
با  همه این توضیحات، به نظرمن نیروهای سیاسی دمکرات و پیشرو ایران نباید کوروش بزرگ را ستایش کنند(باهمه احترامی که خودم برای کورش قائلم )، زیرا ما درعصری زندگی می کنیم که امکان گفتگو بین ملتها و کنترل دولتها فراهم است, بشر امروز سازمان ملل دارد که بر محور ملتها متحدند, بشر امروز کاملا امکان بهسازی این سازمان و بروز کردن آنرا دارد, دردوران کنونی برای نخستین بار درتاریخ بشر, ما “افکار عمومی جهانی” داریم. نیروهای سیاسی دمکرات و پیشرو جهان باید اکیدا و مطلقا هرتجاوز,هر عمل نظامی کشوری علیه کشوری دیگر را محکوم کنند, ما باید بیشترین دوستی‌ها و همکاریها و رفاقتها بین مردمان و ملتهای همسایه ما,عربها, ترکیه‌ای ها, پشتونهاو…راگسترش دهیم, ماایرانیان باید پیشتاز این روند باشیم کما اینکه پیشینیان ما, بزرگان علم وهنرما درتاریخ چنین نقشی داشته اند, که احترام آنان هنوز در نزد فرهیختگان ملل منطقه بجا آورده می شود, ماباید به این ارزشهای آفریده موجود: صلح و عشق و مدارا ومروت و جوانمردی و کار و همکاری تولید توسعه و … تکیه کنیم ازاین روی روشنفکران ونیروهای سیاسی پیشرو و دمکرات منطقه(وجهان) نباید به ستایش “کشورگشایان خودی” شعاردهند حتی اگرعلمای تاریخ نقشهای مثبتی برای این یا آن کشورگشا قائل باشند
.
من نیز همچون اکثر ایرانیان ونیز بنا به ادبیات و فرهنگ بالنده ایران، هر سخن و عملی که علیه ملت‌ها یا تیره‌های نژادی و فرهنگی دیگرباشد رابشدت و بدون کمترین گذشت محکوم می کنم. ایران میهن همه مردم آن از بلوچ و ترک وفارس و کرد و عرب و ترکمن و گیلک است. مردم ما همچنین ایران را میهماندارو پذیرای همه آزادگان جهان و نیزهر خانواده بیجا شده‌ای در جهان می‌‌خواهند
.
باازمیان برداشتن جمهوری اسلامی که عفریت شوم جنگ و جهل, تخریب, فسادوتقویت ارتجاع درکشورما و درمنطقه است,آبادانی و شادی میهن ما و دوستی وهمکاری وتوسعه یافتگی ملل منطقه را,دست دردست هم,  پیش ببریم
علی جلال۰۶/۱۱/۲۰۱۶

پاورقی
(۱
)
آخوند طائب سردارخامنه‌ای برقرارگاه عمار۰

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>