نوشته شده در سیاسی توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

پیرامون انتخابات در ایران و تشکیل یک ” کمپین تحریم” / سیروان هدایت وزیری

آنچه که پیداست ، موضوع انتخابات و مکانیزم آن در حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی همچنان به صورت تکراری و ادواری صورت  گرفته و بی شک در آینده نیز همچنان خواهد بود  . تکراری بودن آن از این  زاویه هست که ، طبق معمول کاندیداتورها باید ابتدا از صافی نهادهای تصمیم گیرنده ، همانند بیت رهبری و شورای نگهبان گذر کنند . در نتیجه بدون اعلام صلاحیت انها ، حق انتخاب شدن را نخواهند داشت ،  یعنی انتصاب ، بعد انتخاب . در حاکمیت رژیم ،  انتصاب بر انتخاب مقدم تر هست ، در حقیقت انتخابات در رژیم ، هر شکل و شمایلی داشته باشد ، محتوای انتصابی دارد.، نه انتخابی . در نتیجه با توجه به نحوه و محتوای توخالی این انتخابات ، تحریم آن جزئی از وظایف  نیروهای دمکرات ، آزادیخواه  و سیوسیالیست می باشد . این نیروها باید با تشکیل یک ” کمپین تحریم” ، توده های مردم را در بایکوت انتخابات جاری درون رژیم  سازمان دهند .

در انتخابات آتی درون رژیم ، آنچه که تا کنون اعلام گردیده ، هیچ حزب و جریان سیاسی مخالف حکومت ، به قول خودشان غیر خودی ها در لیست کاندیاتوری ها نسیتند و نخواهند بود  . و این تعداد از  کاندیداتورها صرفا کسانی هستند که به هر نحوی در چارچوب رژیم  ،  و حتی  اینک نیز در دم و دستگاه ارگان های حکومتی  نقش اداره کننده را برعهده دارند . برنامه های اعلام شده توسط کاندیداتوری ها نشان بر این هست ، که برنامه و گرایشات سیاسی آنان  نه  انعکاسی از واقعیت های تلخ بر جامعه  ، که این واقعیت ها در این و آن گوشه از جامعه از سوی تود های مردم  کشورمان مطرح می شود  ، بلکه بیشتر اعلام نظر سیاسی فردی ، سلیقه ایی و محفلی به توسط این یا آن کاندیداتورها می باشد . بویژه  در مورد انتخابات ریاست جمهوری  ، این مسئله بیشتر عیان و آشکار هست . صف بندی هایی که هم اینک در درون حکومت بوجود آمده  نه بر سر این برنامه ها ،  از این دسته که توده های مردم در تمامی سراسر جامعه ، چگونه یک زندگی سعادتمندی را داشته باشند ، بلکه برنامه ریزی آنان جز غارتگری و چپاول بیشتر از نعمات اجتماعی ایران نیست . بطوریکه هم اینک وجود  فساد های مالی ایی که در درون حکومت تا کنون وجود داشته و هم اینک نیز  از سوی این یا آن کاندیداتورها مطرح می شود  ، برای هر کسی این شک و شبهه باقی نمی گذارد که  جریان انتخابات در درون حاکمیت  در چارچوب این نوع مسائل خارج نیست .  می توان گفت که  انتخابات در درون رژیم آرایش دیگری از نوع تقسیم بندی نعمات اجتماعی در جهت چپاول آن به توسط این یا آن کاندیداتورها می باشد . به اصطلاح اعتدال و تندروی هایی که از سوی این یا آن کاندیداتورها بروز داده می شود ،  به قصد سهم بیتشری از تقسیم بندی مالی جامعه به نفع خود است .  تا جایی که هرکسی که انتخاب شود ، به مالک ارضی و مالی جامعه تبدیل خواهد شد . بطوریکه هر دولتی که رژیم به اسم و نام انتخابات تشکیل می دهد ، .یکی از دیگری ،  در اختلاس و چپاولگری نمونه بارزی از خود نشان می دهد. و این تخلفات حتی از سوی ارگان های حکومتی در حین رقابت ها بیان می گردد.   

تا آنجایی که به انتخابات به ا صطلاح شورای شهر و روستا به توسط رژیم  بر می گردد ، همانند ارگان های بالاتر  انتصابی  و نه انتخابی ست . و غیر دمکراتیک بودن اش  شاید بدتر از انتخابات ریاست جمهوری باشد. اگر در مرکز گروه های صوری برای اعلام مبارزات انتخاباتی موجودیت می یابند ، در شهر و روستا حتی این گروه صوری وجود ندارند . و هیج حزب ، سازمان و گروه مخالف رژیم در استان ها ، شهرستان ها و دهات برای انتخاب شدن موجودیت ندارند . تا حدودی که حتی افراد کاندیداتور به توسط استاندارها و بخش دار ها تعیین می شوند . بویژه این مکانیزم در مناطق محروم از جمله در کردستان ، سیستان و بلوچستان و خوزستان با شکل آشکارتری عمل می کند . در این مناطق شاید نیز استاندار در تعیین کاندیداتورها نقش اصلی را باز نکند ، معمولا این وظیفه به سپاه پاسداران و اطلاعات آن داده شده است و این ارگان تعیین خواهد کرد که چه کسی باید انتخاب شوند .

حال که به محتوای غیر دموکراتیک بودن این انتخابات اشاره شد ، جاه دارد به صف بندی های جناح ها  اشاره ایی داشته باشیم  . از این جنبه  کدام یک ازجناح ها شانس بیشتری را برای کسب پیروزی  در انتخابات آینده دارند . در اینجا باید به این نکته اشاره کرد  که  انتخابات چند ماه آینده از سوی رژیم نسبت به انتخابات دیگر تا حدودی می توان گفت ، متفاوت می باشد . شکست صفبندی های درون رژیم به چند جناح ، آنچه که تا کنون فقط دوجناح مرسوم بود ، یک موقعیت استثایی برای رژیم  در اجرائیات انتخابات را بوجود آورده است . اگر قبلا جناح ها به دو جناح اصول گرا و اصلاح گرا مرسوم بودند ، در انتخابات آینده ما با تعداد بیشتری از وجود جناح ها مواجهه خواهیم بود . یکی  جناح اصول گرایان که خود را در گروهی به نام ” جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی “  اعلام کرده اند. دومی جناح اصلاح طلبان و دیگری جناح جدید به رهبری احمدی نژاد .  در جناح اصولگرایان افرادی همانند ، سعید جلیلی ، محسن رضایی و محمد باقز قالیباف و نیز رئیسی  قرار دارند . در جبهه اصلاح طلبان ، حسن روحانی و شرکاه هستند . در جناح سومی محمود احمدی نژاد و بقایی . البته محمود احمدی نژاد با توصیه بیت رهبری و با دستور علی خامنه ایی از کاندیدا شدن دوباره  برای ریاست جمهوری ساقط گردید . علی خامنه ایی درپنجم مهر ۹۵ تاکید کرد که ” آقای احمدی نژاد صلاح نسیت در انتخابات پیش رو شرکت کند ” . اما احمدی نژاد اگرچه خود کاندیدا نیست  اما

حمید بقایی را به عنوان یک کاندیدا مطلوب خود ، بر سر زبان ها آورد و بقایی با توصیه احمدی نژاد در لیست کاندیاتوری ریاست جمهوری قرار گرفت ، در نتیجه با این کارکرد و توصیات احمدی نژاد دال برانتخاب حمید بقایی  ، یک جو نارضایتی در جناح اصولگرایان نسبت به احمدی نژاد بوجود آمده است و درجات این نارضایتی تا حدی پیش رفته است که جناح اصولگرایان هر گونه وابستگی احمدی نژاد با این جناح را اعلام کرده اند . البته نارضایتی آنان فقط مربوط به انتخاب بقایی از سوی احمدی نژاد نیست ، بلکه آنان این احساس را دارند که  وضعیت نامشخص ، بحرانی و موقعیت سیاسی ضعیف کنونی آنان به دوران بی عملگی و فساد مالی دولت نهم و دهم دوران احمدی نژاد بر می گردد . در نیجه آنان می خواهند با این حیله ها هم انکه خود را به عنوان یک جناح مستقل معرفی کرده و هم اینک با انتقاد از فساد مالی دوران دولت احمدی نژاد ، خود را در این شراکت های فساد مالی  تبرئه سازند . البته محمود احمدی نژاد با احساس بر اینکه هم اینک جناح اصولگرایان در موقعیت ضعیفی در حفظ نظام دارند و شانسی را  نیز برای انتخاب شدن در پست ریاست جمهوری  را دارا نمی باشند ، خود به میدان آمده و نقشی را باز می کند که رفسنجانی در موقعیت هایی بکار می بست. رفسنجانی قبل از مرگش ،  با میدان آوردن حسن روحانی و توصیه کاندیداشدن مجدد وی  چنان برداشت می شد که در میان  جناح اصولگرایان کسی پیدا نمی شود ،  موقعیت ریاست جمهوری را بر عهده گیرد . احمدی نژاد نیز با فعال شدن در این دوره از انتخابات ، می خواهد معین بقایی را به عنوان یک الترناتیو ، در مقابل هم اصولگرایان و هم اصلاح طلبان قرار دهد و از موقعیت هایی که بویژه در ارگان هایی سرکوبگر همانند سپاه دارد ، برگ برنده را از آن خود سازد . البته تبلیغات و سخنرانی هایی که در خوزستان در این اواخر داشت ، یک خط قرمزی را مابین خود ، اصولگرایان و اصلاح طلبان را طوری ترسیم نمود که حتی مقام بیت رهبری را هم نشا نه گرفت . در این سخنرانی گفت  ” ملت انقلاب کرد که دیگر این آدم ها را نبیند . اگر قرار است که شما را ببینیم آن یکی بود دیگر” . این بخش از سخنان احمدی نژاد یک طوری بازتاب داده شد که خیلی از ابهامات و سئوالات را به همراه آورد . از این جنبه که منطور وی یا حسن روحانی هست و یا شخص خامنه ایی .  محسن رضایی به عنوان یکی از کاندیداهای اصولگرایان منطور محمود احمدی نژاد را توهین به رهبری و شخص خامنه ایی ربط داد تا اینکه بلاخره ثابت کند که فقط اصولگرایان هستند که مطیع رهبری خواهند بود.  محسن رضایی طوری این سخنرانی مبهم را از سوی محمود احمدی نژاد برجسته نمود  تا اینکه سپاه پاسداران که در کنار احمدی نژاد قرار دارد ، به سوی اصولگرایان بکشاند.

 

آنچه که به جناح اصلاح طلبان نسبت به انتخابات  بر می گردد ، موقعیت آنان نسبت به اصولگرایان نه ثابت ، بلکه یک حالت سیالی را به خود گرفته است . اگرچه حسن روحانی به عنوان یک بدیل مستحکم برای جناح اصلاح طلبان محسوب می شود و شاید این تنها نکته مثبت برای این جناح باشد ، اما تحولاتی که در عرصه داخلی و خارجی رخ داده است ، و نیز ناموفق بودن اش در سامان بخشیدن بحران های اقتصادی و سیاسی دولت کنونی اش ،  موقعیت انتخاباتی  این جناح را متزلزل نموده است . ولی تنها نکات قابل ارائه ایی که بتوان به عنوان خودنمایی و بیلان کار دولت روحا نی در نظر داشت ، همانا مسئله ” برجام ” می باشد . و سرنوشت دولت روحانی و شانس انتخاب مجدد وی با این موضوع گره خورده است . بویژه با انتخاب ترامپ به عنوان رئیس جمهوری آمریکا مسئله  ” برجام “  به یک موضع غیر جدی و قابل تغییر برای آمریکا تبدیل شده است . با تحرکات نظامی ایی که سپاه پاسداران در منطقه  در این اواخر از خود نشان داده است ، این طرح خود بخود به عنوان ساختن یک پلی مابین آمریکا و رژیم جمهوری اسلامی غیر عملی به نظر می رسد . در نتیجه رژیم جمهوری اسلامی می خواهد  با ساختن یک پل دیگری  ، آما نه با آمریکا ، بلکه با روسیه ایجاد کند  . در اینجا احمدی نژاد این احساس را دارد که  معمار و نقش ساختن این پل بر عهده وی می باشد  . در نتیجه  وی با انتصاب  حمید بقایی می خواهد  این وظیفه را به ثمر رساند . اما از جای دیگری جناح اصولگرایان با میدان دادن به رئیسی  به عنوان یک کاندیدای مطلوب خود مانع جدی برای پیروزی دارودسته احمدی نژاد محسوب می شوند . و سعی می کنند  رئیسی را به عنوان یک  رقیب مطرح و  سرسخت در مقابل حسن روحانی قرار دهند . البته اصولگرایان به جز اینکه در فکر گرفتن پست ریاست جمهوری هستند ، در حقیقت نیز روی  رئیسی برای جانشینی احتمالی حامنه ای حساب باز می کنند  . و اما اگر رئیسی  این شانس را نداسته باشد ،  حسن روحانی با یک موقعیت بسیار ضعیفی مجددا پست ریاست جمهوری را از آن خود خواهد ساخت . ولی در هر صورت هر کسی که به مسند قدرت برسد ، در بهبود وضعیت توده های مردم ، تا آنجای که تا کنون تجربه شده است ، تغییری حاصل نمی شود .

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>