نوشته شده در دیدگاه ها توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

مسئولیت مشترک / ف. تابان

توضیح: این متن را دو شب پیش در صفحه ی فیس بوک منتشر کردم. بر اساس بحث هایی که پیرامون آن صورت گرفت، ان را بازنویسی کرده ام. نام اولیه ی یادداشت «این دایره ی بسته» بود. 

اول
هیچ کس حق ندارد در برابر تلاش مردم برای بهبود حتی اندکی در زندگی خود بایستد و با آن مخالفت کند. منطق «یک قدم به پیش» و کاستن از فشارها در هر زمینه ای، منظق روزانه ی زندگی مردم است که به دنبال آسان کردن این زندگی و بهبود آن هستند. در برابر این منطق نه باید، و نه می توان ایستاد. این منطق، بسیار نیرومند است، زندگی جاری است و مخالفت با آن، ممکن نیست. مردمی را که بر اساس این منطق به پای صندوق های رای می روند، نه می توان محکوم کرد و نه عامل حکومت و این یا آن جناح آن خواند.
«نه» به انتخابات ضددموکراتیک جمهوری اسلامی به معنی مخالفت با نصمیم مردم به منظور بهبود نسبی و حتی – توهم بهبود نسبی – در زندگی روزمره ی خود نباید باشد. حکومت می کوشد مخالفت با انتخابات ضددموکراتیک را مخالفت با بهبود زندگی مردم معنی کند و چنین تصویری از معترضان به خود به وجود بیاورد.

دوم
وظیفه ی احزاب و گروه ها و نیروهای سیاسی دموکرات و به ویژه چپ نباید این باشد که دنبال چنین منطقی بیفتند. آن ها ضمن این که از هر قدم بهبود زندگی مردم دفاع می کنند اما رسالت های دیگری دارند. آن ها باید بتوانند چشم انداز بهتری برای انتخاب مردم بگشایند و سطح خواسته های مردم را یک قدم جلوتر ببرند. در برابر منطق «کاچی به از هیچی» – و در انتخابات بد بهتر از بدتر – وظیفه ی اپوزیسیون چپ و دموکرات نه همراهی با این منطق که ترسیم وضعیت خوب و بهتر است. دشواری کار اما اینجاست که اپوزیسیون که باید جزیی از راه حل باشد، خود به مشکل تبدیل شود. مردم حق دارند بپرسند: در برابر دعوت به رای ندادن به کاندیداهای حکومت چه راه حلی جلوی ما می گذارید، اما اپوزیسون نباید خود را به این سوال محدود کند، او باید در صدد پاسخ باشد. متاسفانه، این پرسش، به پرسش بخشی از اپوزیسیون (رای دهنده) از بخش دیگر آن (تحریم کننده)، تبدیل شده است. این بخش از اپوزیسیون نمی تواند شانه ی خود را از پاسخ به این پرسش خالی کند و آن را بر دوش بخش دیگر اپوزیسیون بیاندازد. پاسخ به این پرسش باید مشترکا داده شود.
این بخش از اپوزسیون (رای دهنده) نباید وظیفه ی خود را که ترسیم چشم انداز مناسب تر و انتخاب بهتر برای جامعه است کنار بگذارد و مشغول اثبات آن که این مهره ی حکومت بهتر از آن یکی مهره ی حکومت است، به خودش، به مردم و به بخش دیگر اپوزیسیون بشود. وظیفه ی او این است که نشان دهد، او راه حل ها و برنامه های بهتری دارد و کمک کند که این راه حل ها و برنامه های بهتر در برابر آلترناتیوهای موجود حکومتی هر چه بیشتر جا بیفتند. وظیفه ی او این است که افق های پیش روی جامعه را فراخ تر کند.

سوم
اساس مخالفت دموکراتیک با انتخابات جمهوری اسلامی چیست؟
«ما» – این «ما» می تواند هر گروه و حزب یا فعال سیاسی باشد – برای جامعه ی ایران برنامه های بهتری از آن چه حکومت عرضه می کند داریم. ما، می خواهیم که این برنامه های خود را به رای مردم بگذاریم، ما می خواهیم که در انتخابات کاندیدا داشته باشیم، ما نمی خواهیم به کاندیدایی که حکومت تعیین می کند رای دهیم. این کاندیداها، نمایندگان ما نیستند. ما آن ها را قبول نداریم، آن ها ما را سرکوب کرده اند و به زندان انداخته اند و اعدام کرده اند. حق ماست به کسانی که از ما نیستند و بالاتر از آن دشمن ما هستند، رای ندهیم، ما با صندوق های رای قهر نیستیم، ما منفعل نیستیم، حق ماست که نمایندگان خود را داشته باشیم و به آن ها رای بدهیم. ما به این دلیل که حکومت اجازه نمی دهند نمایندگان ما در انتخابات کاندید بشوند، نمی توانیم در این انتخابات شرکت کنیم و به کسی رای بدهیم. ما از همه – از جمله ی آن هایی که به هر دلیل قصد دارند در انتخابات شرکت کنند- می خواهیم که از این خواست و حق بدیهی ما پشتیبانی کنند.

همه ی این موضوعات بدیهی به نظر می رسند. اما واقعیت این است که آن هایی که به اعتراض در انتخابات شرکت نمی کنند، نتوانسته اند چنین موضوعات بدیهی را در جامعه ی ایران جا بیاندازند که چه می خواهند و برای چه با انتخابات جمهوری اسلامی مخالفند. بسیاری از رای دهندگان آن ها را دشمن خود می پندارند و با آن ها برخورد خصمانه ای دارند. در ایجاد این برخورد، طبیعی است جمهوری اسلامی نقش مهم و اول را دارد. حکومت نه تنها با سرکوب و زندان، بلکه با تحریف و دروغگویی و قطع ارتباط مخالفین با مردم – می کوشد چهره ی نیروهای چپ، دموکرات و مخالف را به گونه ای ترسیم کند که نه به فکر مردم هستند و نه دلسوز آن ها.
واقعیت تلخ این است که بخشی از خود «ما» در این تلاش ها با حکومت همداستان شده ایم. می خواهیم «برج و باروی تحریم» را در هم شکنیم و به طور پیگیرانه ای در پی این هستیم که مشت محکم ملت را بر دهان آن ها که به انتخابات ضددموکراتیک معترض هستند فرود آوریم و آن ها را هر چه بیشتر در میان مردم منزوی کنیم. از احزاب و گروه ها و سازمان های چپ و دموکرات می خواهیم که تسلیم منطق روزانه ی زندگی بشوند و دنبال آن بیفتند و به «ممکن»های امروز تن بدهند، و چون به این تن ندهند، آن ها را خارج از کشوری و جداافتاده از جامعه و مردم می نامیم. آن ها را به مخاطبان خود آدم هایی معرفی می کنیم که انگار از مریخ آمده اند و هیچ از جامعه ی ایران نمی دانند و خواست ها و انتظاراتشان با جامعه ی ایران و خواست ها و انتظارات مردم ایران غریبه است. آری، همه ی این ها را بخشی از اپوزیسیون علیه بخش دیگر اپوزیسیون – بخشی از یک سازمان و حزب، علیه بخش دیگری از یک سازمان و حزب – انجام می دهد.

چهارم
اپوزسیون تا در چنین وضعیت پراکنده ای و تقسیم شده ای قرار دارد نمی تواند تغییری در شرایط پدید آورد و مردم به دنبال همان منطق روزمره ی زندگی خواهند رفت. جدایی نیروها و احزابی که در بسیاری از وجوه برنامه ی سیاسی – کوتاه مدت خود – اشتراکات فراوان دارند و حملات مداوم آن ها به هم، قابل قبول نیست، نباید ادامه یابد. وظیفه ی اپوزیسیون است که به تلاش و هم فکری با یکدیگر به پرسش بزرگ جامعه در مورد «آلترناتیو» پاسخ دهد. برای این کار بیشتر از هر چیز لازم است طیف های مختلف اپوزیسیون که به برگزاری انتخابات ضددموکراتیک در ایران معترض هستند، با تجمع هر چه بیشتری از نیروهای خود به خصوص در فرایندهای انتخاباتی که موسم سیاست در سطح توده ای در ایران است، وارد عمل و میدان سیاست شوند.

دو سال دیگر ما باز در برابر این وضعیت قرار خواهیم گرفت: اولین قدم این است که ما باید بتوانیم کارزاری ایحاد کنیم و مردم را به دفاع از حق نیروهای مخالف برای شرکت در انتخابات فرا بخوانیم. ما باید با هم این کار را بکنیم. نباید بخشی از اپوزیسیون علیه بخش دیگری از اپوزیسیون که از حق انتخابات آزاد و داشتن نماینده دفاع می کند، موضع بگیرد و برج و بارو بشکند و سعی کند آن را منزوی کند. ما باید حتی بدون توجه به مخالفت حکومت و شورای نگهبان اگر توانستیم، کاندیداهای خودمان را به جامعه معرفی کنیم؛ ما اگر بتوانیم کاندیداهایی به جامعه معرفی کنیم آن وقت می توانیم فعالیت خود را حول این کاندیداها متمرکز کنیم و وقتی شورای نگهبان آن ها را رد می کند، مردم را به اعتراض فرا بخوانیم، از سازمان های بین المللی حقوق بشر و ناظر بر انتخابات کمک بخواهیم، به مطبوعات آزاد در اروپا و آمریکا مراجعه کنیم، فعالیت هایمان را هدفمند و متمرکز کنیم. کارهای دیگری شاید بتوان انجام داد. این وظیفه را باید پیگیرانه پیش برد.
مبارزه برای انتخابات آزاد وظیفه ی همین امروز نیروهای چپ، دموکراتیک و همه ی مخالفین انتخابات ضددموکراتیک در ایران است. آن ها با هر موضع و سیاستی که نسبت به حکومت دارند در این زمینه می توانند همراه شوند. در این مبارزه به نیروی تک تک آزادی خواهان نیاز است و آن چه مسلم است این که ما باید با هم بایستیم و حق خود را یعنی حق شرکت در انتخابات و داشتن کاندیدا را بخواهیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>