نوشته شده در جنبش ها٬ملیت ها توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

صدای پای سلفی ها در کردستان ایران_ ارتجاع در ارتجاع/ کاوه اردلان

دوستی میگوید چند هفته پیش قرار بود یک خواننده زن به نام ژیوار شیخ السلام کنسرتی ویژه زنان در سنندج برگزار کند. اما عدهای با ریش و پشم جلوی در تالار فجر (محل برگزاری کنسرت) تجمع کرده و به برگزاری چنین کنسرتی معترض شدند. اعتراضشان این بود که زنان طبق قوانین اسلام حق آواز خواندن ندارند، چه برسد به این که کنسرت بدهند حتی اگر فقط برای زنان باشد. از قرار نیروی انتظامی شهر که هر تجمع حق طلبانه مردم را با ضرب و شتم و بگیر و ببند به هم میریزد از این حرکت حمایت کرده و دست معترضان را باز گذاشته است. اما این جماعت قرون وسطایی مرتجع چه کسانی بودند؟ حتما تا به حال اسم سلفیها را شنیده اید. این نام شاخهای از پیروان مذهب سنی است که در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا خیلی فعال شدهاند. در چند سال گذشته خبرهای متعددی از پا گرفتن و سازماندهی این شاخه مذهبی در شهرهای مختلف کردستان ایران منتشر شده است. حتی دو سال پیش که چند بمب در کردستان منفجر شد رژیم اسلامی چندین نفر را به جرم انجام این عملیاتها دستگیر کرد. ۶ نفر از آنها به جرم سلفی بودن و اقدام به بمب گذاری حکم اعدام گرفتند که هنوز در حبس بسر میبرند.
با وجود این، از شواهد بر میآید که جمهوری اسلامی بدش نمیآید از نیروی ضربت سلفیهای متعصب برای ترویج افکار مذهبی و ضد کمونیستی و حمله به هر نشانی از آزادیخواهی و نواندیشی استفاده کند. گفته میشود که امامان جریان سلفی گروهی از جوانان را برای برگزاری مراسم نماز جمعه خودشان بسیج کردهاند که تعدادشان هم کم نیست. گسترش نفوذ این جریان در محیط کردستان که طی چند دهه ی گذشته مرکز تبلیغ و ترویج افکار و سیاستهای ترقیخواهانه و چپ بوده واقعا مایه نگرانی است.
برای اینکه بفهمید جریان سلفی چقدر مرتجع است بهترست از اسمی که برای خود انتخاب کردهاند شروع کنیم. سلفیها به عصر «مسلمانان سلف» رجوع میکنند. یعنی عصر محمد و اصحاب او. میگویند اسلام واقعی جز این نیست و بقیه شاخههای اسلامی همگی «مسلمان خلف» هستند. بنابراین سلفی ها مخالف هرگونه دست کاری و افزودن احکام جدید به احکام اولیه اسلام برای هماهنگ کردن دین با تغییرات زمانه اند. اما خود سلفیها به دو دسته جهادی و غیرجهادی تقسیم شدهاند. امروز مرکز فعالیت جهادیها کشور مصر است. سران جریان «القاعده» که زمانی تحت الحمایه دولت آمریکا بودند و توسط کمکهای مالی و تسلیحاتی غرب در جریان جنگ افغانستان (دهه ۱٣۶۰) پروار شدند، سلفی جهادی به حساب میآمدند. غیرجهادیها میگویند که به جهاد برای استقرار و گسترش دین اسلام معتقدند اما بر سر زمان و نحوه اعلام جهاد با جهادیها اختلاف نظر دارند.
ممکنست بپرسید که چطور سر و کله این جریان در کردستان پیدا شده؟ شاید سرچشمه این مساله را بتوان در همان جنگ افغانستان هنگام اشغال توسط شوروی سابق پیدا کرد. آن سالها گروهی از کردهای مسلمان مرتجع عراقی به نیروهای مجاهدین افغان پیوستند تا در کنار آنها با کفار جهاد کنند! همینها بودند که در جریان «جهادی» که پشتش آمریکا قرار داشت القاعدهای و سلفی شدند و بعد از خروج نیروهای شوروی از خاک افغانستان دوباره به عراق برگشتند. کمی بعد، جنگ اول ائتلاف غرب با عراق اتفاق افتاد. نتیجه ی شکست صدام حسین در آن جنگ، تشکیل حکومت کردی در منطقه کردستان عراق زیر چتر نیروی هوایی آمریکا و متحدانش بود. القاعده ایهای کرد هم از این وضع استفاده کردند و در منطقه فعال شدند. مجامع آشکار و پنهان مذهبی خود را سازمان دادند و با استفاده از پیوندهای طبیعی منطقهای با بعضی از ملاهای مرتجع سنی در کردستان ایران هم ارتباط گرفتند.
بالاتر از چند دهه نفوذ اجتماعی جریانهای چپ و ترقیخواه در کردستان ایران گفتیم اما معنایش این نیست که در آن جا نیروهای متعصب مذهبی و افکار و اعمال مرتجعانه هیچ پایهای نداشتند و ندارند. از همان زمان انقلاب ۵۷ بخشی از مالکان بزرگ و ملاهای سنی و قشرهای سنتی شهر و روستا در ارتباط با حکومت خمینی قرار گرفتند تا از افتادن کردستان به «چنگ کمونیستهای کافر» جلوگیری کنند. این نیرو ضعیفتر از آن بود که در کردستان کاری از پیش ببرد. بنابراین خیلی زود منزوی شد و صحنه را خالی کرد. اما در پیله باقی ماند و بعد از سرکوب جنبش کردستان و استقرار نیروهای اشغالگر جمهوری اسلامی در سراسر منطقه، به شکل خزنده فعالیت کرد. این جریان سنی با حکومت شیعه تضادهای مهمی داشت و به همین علت تحت فشار هم بود. حالا پایههای این جریان و به قولی نسل جوانشان به طعمه مناسبی برای سلفیها در کردستان تبدیل شدهاند.
شاید اگر جمهوری اسلامی با چنین بحرانهای خرد کننده ای در سطح ملی و بین المللی روبرو نبود، به سادگی از کنار فعالیت سلفیها نمیگذشت و به شکل متمرکز به پیگرد و سرکوب آنان میپرداخت. اما حالا رژیم در وضعی گیر کرده که مجبور است مرتبا حساب و کتاب کند. به فلان جریان امتیاز بدهد. جنب و جوش آن دیگری را نادیده بگیرد. و حتی علنا با بعضی از گروههای مخالفش برای از سر گذراندن خطرات بزرگتر یا تضعیف دشمنان عمدهتر زد و بند کند. اگر میخواهید بدانید که رژیم چقدر دارد در برابر سلفیها در کردستان کوتاه میآید باید به خطبههای امامان سلفی و سی دیهای تبلیغی آنان که در سطح شهرهای کردستان وسیعا توزیع میشود و در خیابانها به فروش میرسد رجوع کنید. آیا میتوانید باور کنید که در جمهوری اسلامی، سخنرانی هایی پخش شود که در آن سران حکومت به علت شیعه بودن کافر یا مشرک معرفی میشوند؛ یا کافران و مشرکان شیعه مستوجب مرگ قلمداد می شوند؟
تجربه دو دهه ی اخیر در کشورهای منطقه نشان داده که سلفی ها در پیشبرد اهداف خود جدی هستند و در این راه حاضرند به بدترین و تکان دهنده ترین جنایتها دست بزنند. اینها در جوامع مختلف با اتکاء به تضادهای واقعی، از فقر مادی و فقر فرهنگی گسترده گرفته تا ستمهای مذهبی و قلدری و تجاوزگری امپریالیست ها، در حال جذب نیرو هستند. کردستان ایران هم از جنس تفلون نیست که چنین جریاناتی نتوانند به آن بچسبند. این وظیفه مهم به دوش نیروهای انقلابی و شخصیتها و مبارزان آزادیخواه و نواندیش در کردستان است که ماهیت و عملکرد جریان سلفی و افق تیره و تاری که برای جامعه ترسیم میکند را علیرغم هر تضادی هم که با رژیم جمهوری اسلامی دارند پیگیرانه افشا کنند. اپوزیسیون ترقیخواه و سکولار در برنامههای رادیو و تلویزیونی خود باید به ایدئولوژی ترسناک، زن ستیزی، کافر کُشی و ضدیت سلفیها با هر چه مدرن و امروزی است بپردازد. نباید این واقعیت را دست کم گرفت که بسیاری از جوانان ناآگاه و محروم در کردستان که از ستم حکومت مرکزی شیعه در رنجند، تحت تبلیغات سلفیها ریشه بدبختی خود را در اختلاف بین شیعه و سنی و دست بالا داشتن شیعهها میبینند و از پرچم جهاد (یا در واقع مبارزه قهرآمیز) علیه ستمگر در دست سلفیها به هیجان میآیند. به علاوه از امکانات مالی و امتیازات یا وعده هایی که جریان سلفی به پشتوانه ی حامیان قدرتمند و دولتهای منطقه در برابر این جوانان میگذارد هم نباید غافل شد. اگر نیروهای اپوزیسیون رژیم در کردستان به بهانه ی «مذهب امر شخصی مردم است» و یا دشمن عمده در کردستان جمهوری اسلامی است و نباید با «انگشت گذاشتن روی تضادهای فرعی به تفرقه در بین مردم کرد دامن زد» در مقابل این جریان سکوت اختیار کنند زیر پای خود را خالی کرده اند.
افشای ماهیت و برنامه سیاسی سلفیها بخشی از مبارزه ایدئولوژیک و سیاسی ضروری برای سازماندهی و تدارک انقلاب اجتماعی به رهبری کمونیستها در جامعه است. فقط با افشاگری از وضع بد اقتصادی کارگران و تمرکز تبلیغات بر روی مسائل معیشتی زحمتکشان نمیتوان این کار همه جانبه را سازمان داد.

به نقل از آتش شماره ی ۱۲، آذر ۱٣۹۱
email: atash۱۹۱۷@yahoo.com
weblog: n-atash.blogspot.com

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>