نوشته شده در اندیشه٬نقد و نظر توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

شعله نامیرای آزادی در وجود مردم ما/ شهناز غلامی

پیشکش آزادی خواهان
«….و چون روزگار دراز برآمدی این اخبار از چشم و دل مردمان دور ماندی و این تجربت تاریخ نیاموختندی و کارهای گران دوباره به خردان سپردندی و بزرگان را بکشتندی و روزگار مهمل گذاشتنی .» ( تاریخ بیهقی – صفحه-۱۲۹ )
ما وارث تاریخی هستیم که استبداد بارزترین مشخصه آن است متاسفانه درطی قرون پرفراز ونشیب حیات اجتماعی – سیاسی جامعه ما نه تنها این آفت ازصفحات خونین تاریخ ما زدوده نشده بلکه از شکلی به شکل دیگر بازتولید وهر بار در قالب های فریبنده برما تحمیل شده است. ازاینرو تا زمانی که بیماری استبداد زدگی به طرزی مستمر و منطقی مداوا نشود ساختن جامعه مدنی وایجاد فضای بازسیاسی امری غیرمحتمل خواهد بود.
«چرا که صد باراگر با استبداد گلاویز شویم و آن را تحویل دیگری بدهیم تا ساختارهای استبداد پرورهستند همچنان به تولید محصول خود خواهند پرداخت.»
(جامعه شناسی نخبه کشی-علی رضا قلی)
برای استقرار و استمرار آزادی درجامعه ای همچون جامعه ما لازم است فرهنگ آزادی ابتدا درروح و فکر مردم ایجاد شود والا مردمی که درعمل فردی خود به شکلی خود کامانه رفتار می کنند و روابط شان درخانواده و جامعه با هم متکبرانه و خود خواهانه است و الا مردمی که خود را درحصار نادانی، تعصب و بی مسئولیتی محصورکرده باشند، چگونه خواهند توانست آزادی حاصله را به طرزی پایدار و هوشیارانه دربرابر استعمارگران خارجی و انحصارطلبان داخلی حفظ و حراست نمایند.خصوصیات اخلاقی مستبدانه ای که ساختار اساسی شخصیت ما بویژه مردان جامعه را شکل می دهند باید به طرزی عمیق و ریشه ای تغییر کند. ما نیازمند یک دگردیسی فکری و عملی در رابطه با خود و دیگران هستیم و تا وقتیکه بدان درجه از رشد و دانایی دست نیافته ایم شایستگی درک آزادی وحفظ آن را نخواهیم داشت.

دیدگاه ها درباره آزادی
افلاطون: زینت انسان سه چیز است ۱- علم ۲- محبت ۳- آزادی .
******
مارکس : هیچکس مخالف آزادی نیست حداکثر مخالف آزادی دیگران است.
******
ماهاتما گاندی : آزادی هرگز به معنی مجوز برای اعمال استبداد نبوده است .
******
روزا لوزامبورک : آزادی یعنی آزادی دگر اندیشان.
******
ولتر : انسان درلحظه تصمیم گیری اگرآزاد باشد آزاد است.
******
عبید زاکانی : خود را از بند نام وننگ برهانید تا آزاد توانید زیست.
******
توماس جفرسون : آزادی، دریایی متلاطم و طوفانی است ، انسان های ترسو آرامش استبداد را براین طوفان ترجیح می دهند.
******
ویکتوهو گو: آزادی ما ازنقطه ای شروع می شود که آزادی دیگران پایان می یابد.
******
بنیامین فرانکلین : آنان که آزادی را فدای امنیت میکنند،نه شایستگی آزادی را دارند و نه لیاقت امنیت را .
******
شارل دومنتسکیو: اگر قوه قضاییه از قوه مقننه و مجریه جدا نباشد بازهم ازآزادی نشانی نخواهد بود .
******
ولتر : تمام مردم آزادی را دوست دارند ولی مهارت عجیبی درمعدوم کردن آن دارند.
******
توماس جفرسون : جائی که مردم از دولتشان بترسند،ظلم حاکم است؛ جائی که دولت از مردم بترسد، آزادی وجود دارد.
******
لئون تروتسکی: وظایف واقعی دولت کارگری این نیست که به دوراذهان عمومی قلائده پلیسی بیندازد، بلکه برعکس این است که آن را از یوغ سرمایه آزاد کند.
******
علی اکبر دهخدا : هیچ وقت درخت پرثمراستقلال و آزادی بی آشامیدن خون، بارور و برومند نشده است و من هزاربار بیشتر ترجیح می دهم که در راه استقلال و آزادی و آسایش مردم کشته شوم تا مانند عجزه دررختخواب بیماران جان بسپارم.
******
لئون تولستوی: ماکیت زمین ازاهمیت خاصی برخوردار است. چنانچه مقررگردد که زمین متعلق به هیچ کس نباشد مگر آن کس که روی آن کار می کند، آن گاه می توان آزادی پایدار را تضمین کرد.
******
شارل دومنتسکو: کشور در صورتی دارای آزادی و استقلال است که افرادش آزاد و مستقل باشند.
******
شارل دومنتسکو: هنگامی که دریک شخص یا یک دستگاه حاکم، قدرت تقنین با قدرت اجرایی جمع گردد، دیگر ازآزادی اثری نیست، زیرا بیم آن است که همان شهریاریا همان سنا قوانین خودکامه ای وضع کنند و با خود کامگی به موقع اجرا گذارند.
******
گاندی : قول دهید که دوسال با من متحد باشید من قول میدهم که برای شما
استقلال را بدست آورم .
******
فرانکلین : کسی که برای حفظ جان خود از آزادی صرف نظر کند استحقاق آزادی و سلامتی را ندارد.
******
گوته : کسانی که نومیدانه درقید بندگی هستند به غلط چنان می پندارند که آزادند.
******
گوته : کسی شایسته آزادی است که هرروز بتواند به هوس های خود چیره شود.
******
فرانکلین : ما ترجیح می دهیم که آزادانه بمیریم اما یوغ اسارت به گردن نگیریم.
******
گاندی : ما که آزادی را دوست نداریم نمی توانیم نان آزادی را بخوریم واگرهم بخوریم هضم نخواهیم کرد.
******
سشاو: معنی حقیقی آزادی مسئولیت است و به همین جهت است که اغلب از آن می ترسند.
******
چخوف : مقدس ترین چیزها برای انسان سلامت روح، هوش،عشق وآزادی مطلق است.
انواع آزادی
« واژه آزادی به خودی خود واژه بزرگی است و با عبارت هایی همچون آزادی های اجتماعی و حقوق بشر آمیخته شده است. «آزادی» واژه ای تعریف شده است و دولت به عنوان نماینده مردم وظیفه حفظ و نگهداری از « آزادی ها» را به عهده دارد.آزادی یعنی آزادی عمل و اعتقادات انسان مانند دین و مذهب بدون سرکوب شدن با زور و خشونت دولت و سیاست مداران باشد.

برخی از آزادی های شناخته شده به شرح زیر هستند :
- آزادی مذهب.
- آزادی پوشش .
- آزادی اقتصادی.
- آزادی وصیت .
- تجمع های صلح آمیز.
- آزادی های اجتماعی.
- آزادی جنسی ( ازجمله آزادی درعشق به هم جنس ).
- آزادی سیاسی .
- آزادی آکادمیک .
- آزادی های قومی و ملیتی .
- آزادی های مدنی .
- آزادی بیان .
- آزادی پس از بیان .
- آزادی رسانه و مطبوعات .
- آزادی انتقاد کردن از قدرت .
- آزادی اعتراض کردن .
- آزادی مقاومت( ازجمله در برابراشغال نظامی،استعمار و امپریالیسم ).
- آزادی درتولید هنر.
- آزادی رای دادن و انتخابات آزاد و دموکراتیک.»
(ازسایت ویکی پدیا)

درتبیین معنای آزادی
آزادی یک مفهوم کلی است برای فهم و شناخت صحیح آن باید انواع قید و بندها و طریقه رهایی از آنها را به طور اصولی مورد بررسی قرار دهیم. چرا که به تعبیر فلسفی آزادی یعنی رهایی انسانها از هر گونه جبر و رفع عواملی که مانع حرکت و پویایی انسان درجهت نیل به کمالات است چه این عوامل بیرونی باشند و چه درونی، آزای مجهز شدن به وجدان خودآگاه است و وضعیت وجودی است که از یک تجربه خودآگاهی ایجاد می گردد وقتیکه می خواهیم ازآزادی سخن بگوییم لازم است تا به سه پرسش اساسی زیر پاسخ دهیم:
تعریف آزادی؟
آزادی از چه؟
آزادی برای چه؟

تعریف آزادی
آزادی همچون عشق، عدالت و نوع دوستی خواسته جاودانه انسان است و دلیل تمایز او از سایر موجودات محسوب می شود. هر چند به شهادت تاریخ و به اعتراف کسانی چون( ژان ژاک روسو) درکتاب ( قراردادهای اجتماعی ) انسان با وجود اینکه آزاد آفریده شده است درهمه جای دنیا در قید اسارت بسر می برد. ولی با وجود زندان های سرد و نمین و تاریک، زنجیرهای پولادین، باتوم های برقی، چشم بندهای تیره، دهن بند ها و بی شمار ابزارشکنجه که به مدد تکنولوژی مدرن روز به روز به کارایی آنها افزوده شده و توسط خدایگان زر و زور و تزویر بر دستها، پاها، چشمها و دهان آزادی بسته می شود،این شعله نامیرا وهمواره فروزان نه تنها دروجود انسان خاموش نگشته بلکه برعطش دیرپای آدمی برای درک و تنفس آزادی افزوده شده است.
درکتاب( تحلیل نوین از آزادی) تالیف موریس کرنستون دراین باره چنین می خوانیم :
« آیین اخلاقی و فلسفی که برای همگان آزادی عقیده و آزادی دیانت اعلام میدارد، غایت اصلی حکومت در معنای کلی و صوری، اجرای عدالت در عرصه ی زندگی عمومی است وعدالت دراین معنای وسیع متضمن مفاهیم امنیت، آزادی، برابری و رفاه عالادنه است.»
علاوه بر آنچه گفته شد «حسین بشیریه» در کتاب (حقوق بشر و مفاهیم مساوات، انصاف وعدالت- صفحه ۹) دراین باره چنین می نویسد:
«همچنین به آیین مدنی و سیاسی اطلاق می شود که بنابرآن بیشترین آزادی های ممکن در برابرمداخله دولت وخودکامگی حکومت باید به شهروندان داده شود. شهروند به معنای امروزی یک فرد آزاد صاحب حقوق مساوی با سایر اتباع دولت است. شهروند همچون رعیت عامل بی اراده و مجبور و محکومی دراختیار دولت نیست. شرایط حقوقی – قضایی درجامعه چنان باید باشد که به او اطمینان خاطر دهد چنانچه درجایی حقوق او مورد تجاوز و یا مورد سوء استفاده قرار گیرد قانون و مراجع اجرای قانون فوراً از او حمایت خواهد کرد.»
و نیز ازقول نظریه پردازان سیاسی – فلسفی تعاریف زیر را از آزادی می خوانیم:
« فلسفه انسان، مقوله ای ابدی است چون مرگ، عشق، تنفر، رنج ومسئولیت ابدی هستند. آزادی را نمی توان دراستقلالی خیالی نسبت به قوانین طبیعت یافت. آزادی در درک این قوانین و امکانی که از این طریق بوجود می آید تا این قوانین را بطور آگاهانه برای رسیدن به اهداف مشخص به کار گرفت.»
(فردریش انگلس – آنتی دورینگ، ۱۸۷۷)
« هرآنگاه که آزادی در زمینه مشخصی زیرعلامت سوال برود، این تمام آزادی است که زیرعلامت سوال رفته است.هر آنگاه که شکلی از آزادی محکوم شود، تمام آزادی محکوم شده است.»
(مارکس – ۱۸۴۲)
« آزاد بودن درمفهوم ماتریالیستی یعنی بر خورداری از قدرت مثبت برای ارزش بخشیدن به شخصیت واقعی هر فرد.«
(مارکس – خانواده مقدس ، ۱۸۴۵)
« آزادی کمال اراده است.»
( تاریخ فلسفه کاپلستون – دانز اسکوتس – جلد ۲ صفحه۵۳ )
« آزادی قدرتی است که انسان برای عمل کردن یا احتراز از عملی خاص داراست.»
( مقاله ای درباره فهم آدمی – لاک ، جلد ۲- صفحه ۱۵ )
از آزادی می توانیم فقط قدرت عمل کردن برحسب اراده را مراد گیریم.»»
( تحقیق درباره فهم آدمی – هیوم ، صفحه۷۳ )
« آزادی عبارت است از استقلال ازهرچیزی سوای فقط قانون اخلاقی.»
(نقادی عقل مطلق – کانت ، صفحه ۹۳ )
« آزادی خود انگیختگی عقلی است.»
( کلیات – لایبنیتس ، صفحه ۱۰۸ )
« آزادی نیروی اراده است.»
(منطق – کوهن،بخش۲۵۹ )
« آزادی برای انسان حکومت روح است.»
(دستگاه اخلاق – پاولزن ،صفحه۴۴۲ )
« آزادی اراده ای است که با آن ذهن اراده اش را اجراء می کند.»
(مقاله تحلیلی درباره قوای نفس – بونه ، صفحه ۱۴۹ )
«انسان آزاد کسی است که تنها به حکم عقل می زید.»
(قضیه اخلاق- اسپینیوزا ، صفحه۶۷ )

آزادی از چه ؟
حصارهایی ناخواسته انسان را ازهر سو در محاصره خود گرفته اند.انسان بی آنکه بخواهد از ابتدای وجود اسیر سرپنجه های پرقدرت طبیعت است. ارگانیسم بدنش بنابر قانون طبیعت نیازمند آب، غذا، دما و رطوبت مناسب است. میزان استعداد، قدرت خلاقیت، بیمارهای ارثی، تاثیرعوامل ژنتیک درضریب هوشی، میزان و حتی خصوصیات اخلاقی، جریانات عصبی، فرمان گردش خون و هزاران پیغام و دستور دیگری که ازسوی مغز و قلب انسان صادر می شوند، بدون دخالت اوست. حوادث طبیعی چون زلزله، سیل، طوفان، خشکی و بدی آب وهوا همه و همه انسان را مجبور به نوعی زندگی کرده اند که او کمترقادر به تغییر آنهاست .
گذشته از جبر طبیعت، انسان به علت زندگی اجتماعی اش اسیر روابط و ضوابطی است که از تشکیل اولین جوامع درتاریخ تا به امروز شکل گرفته و دوره به دوره پیچیده تر شده است. با این همه خواها ن رهایی از جبرطبیعت، افکار خرافی، سانسور و تسلط ماشین بر زندگی و رهایی ازگناه شده است.

آزادی را برای چه خواستاریم؟
انسان پدیده ای است آزاد، منحصر بفرد و تاریخی .«هستی» یی که نتیجه انتخاب های خویش است و این یعنی برخورداری از آزادی .عشق و دوست داشتن یکی از این انتخاب هاست. وجودی که آزاد باشد ناب ترین انتخاب را برای خود می کند و این گونه است که عشق و دوست داشتن از درون آزادی سرچشمه می گیرد و بارور می شود.
آزادی را می خواهیم برای عشق ورزیدن بی آنکه به گناه عاشقی مصلوب مان کنند، برای گفتن کلمه دوستت می دارم بی آنکه لبان مان را بدوزند، برای سرودن ترانه های آبی کوهستان بی آنکه حنجره مان را ببرند، برای احساس بزرگ و سپید رهایی ، برای پریدن از فرازسیم های خطر بی آنکه سرب داغ برسینه مان بکارند،برای بالندگی قدرت خرد ورزی مان بی آنکه فکرواندیشه مان را همچون اجسادمان به گلوله ببندند و هزینه آن برای رعایت در بیت المال مسلمین ازخانواده های مان مطالبه کنند و حتی اجازه ندهند تا اجساد مرتدّمان را به نام خودمان در گورستان های سرد و متروک شهر به خاک بسپارند.تا مبادا ازخاکستر اجسادمان سیمرغ های دیگری زاده شوند وهمچون ما عاشق رهایی و آزادی باشند .
آزادی را می خواهیم برای بیان حقیقت، برای عمل به باورهای انسانی مان، برای لحظه لحظه ی زندگی مان که بی آزادی انسان بودن مان تهی بودنی است همچون نقطه ی صفر، خالی و بی محتوی و بی معنا برپهنه ی پراعجاب و لایتناهی هستی.
آزادی را می خواهیم برای این که بی پیرایه با او بخندیم، بی پیرایه با او بگریم، بی پیرایه با او آشنا شویم و به سادگی او را دوست داشته باشیم با او زندگی کنیم و با او یکی شویم.
آزادی را می خواهیم برای نجات سرمایه های زندانی شده ازچنگال امپریالیست های جهانی و فاشسیم دینی حاکم برمیهن مان و تقسیم عادلانه مظاهرطبیعت که امروز تنها عده ای آنرا به خود منحصر کرده اند، بی آنکه برای به دست آورد نش رنجی کشیده باشند.
آزادی را خواستاریم برای آنکه بتوانیم ایده ها ونظرات خود را بدون زندان، شلاق، تهدید واعدام بیان داریم آزادی را خواستاریم برای آنکه بتوانیم با توجه به قوانین حقوق بین المللی و نیز قوانین حقوقی نانوشته در داخل کشوربه عضویت احزاب، سازمان ها، تشکل ها وسندیکاها درآییم بی آنکه به جرم گرایش عقیدتی یا عملی به حزب یا تشکلی ازحقوق فردی و اجتماعی خود محروم شویم.
مجموعه بایدهایی که جهت تحقق آزادی لازم الاجراست
برای تحقق آزادی درجامعه دولت های حاکم درهر جامعه ای باید وظایف خود را در رابطه با موارد ذیل به طور منسجم و دقیق انجام دهند «فرانسیس گراهام ویلسون» اهداف دولت را چنین بر می شمارد :
ترضیه اراده ها .
کسب ترقی اخلاق .
ایجاد امنیت .
تحقق بیشترین سعادت برای بیشترین عده .
رشد شخصیت فرد .
حفظ حقوق .
متوازن کردن و نیزحمایت از منافع اکثریت مردم یک جامعه .

جمع بندی
با توجه به وضعیت غیردموکراتیک و فضای امنیتی حاضرکه بعد ازکودتای انتخاباتی ایجاد شده است و نتیجه اش بسته شدن تریبون ها، تعطیلی رسانه های عمومی، فیلترگذاری سایتها، افزایش خشونت و نظامی گری، حذف ها، حبس ها، تجاوزهای جنسی سیستماتیک، شکنجه های روانی و فیزیکی و اعدام های فله ای می باشد. ضرورت وجود آزادی درجامعه اختناق زده حاضربیش ازهرزمان دیگری احساس می شود. مردم ما همواره عاشق رهایی بوده وهستند این مهم را جان باختگان انقلاب سال ۱۳۵۷ چه آنگاه که درشهرهای مختلف کشورحماسه های استواری و پایداری می آفریدند و چه آنگاه که درشکنجه گاه های ساواک متحمل غیرانسانی ترین رفتارهای توهین آمیزو شکنجه های وحشیانه می شدند وچه آنگاه که درمیدان های تیر به اعدام محکوم می شدند، مکرر به اثبات رسانده اند. هنوزکوچه ها وخیابانهای شهرهای مختلف کشورمان شاهد حضور زنان و مردان حقیقت جو وعدالت طلب و آزادی خواهی است که به جرم آزادگی شان متحمل غیرانسانی ترین رفتارها، محرومیت ها، زجرها و تهدیدها می شوند.
مردم رنج دیده سرزمین مادری ما که به رغم ازدیاد روزافزون خفقان و سرکوب های وحشیانه و قرون وسطایی به مناسبت های مختلف بی هراس از نیروهای تا بن دندان مسلح قوای ارتجاع به خیابانها می آیند وشعار تحقق آزادی، دموکراسی، سوسیالیسم، صلح، رعایت معاهده های بین المللی و حقوق بشری، برابری اقتصادی،اجتماعی وجنسیتی را سرمی دهند؛ نشان داده اند درهمواره زمان طالب آزادی اند و ازهر آن دستی که بخواهد پنجره ی خانه ی شان را بسته نگه دارد بیزار .
مضاف برآن ملت مبارز وآزادی خواه آذربایجان نیزهمچون سایرملل درزنجیر ایران، برای تحقق آزادی و اجرای عدالت بهایی گران پرداخته است، تاریخ گواه صادق این حماسه هاست. چه آن زمانی که بابک خرمدین اسطوره ملی سرزمینم، برای استقلال و آزادی میهن مان از دست مرتجعین اسلامی خون به چهره می مالید تا دشمن نتواند زردی چهره او را به حساب ترس و هراسش از دستگاه حاکمیت جابرانه خلفای عباسی عنوان کند و چه آن وقتی که انقلاب مشروطیت را بدست فرزندان دلیرش همچون ستارخان، باقر خان، حیدرعمو اوغلی، زینب پاشا وغیره رهبری می کرد. و چه اکنون که درفضای سرد و منجمد سیاسی – اجتماعی حاضر لحظه ای امیدشان را به فردای روشن آزادی وعشق به انسان به اندوه ناامیدی و سیاهی بدل نکرده اند و برای رسیدن به اهداف دموکراتیک وعدالت طلبانه شان دربستر زمان جاری اند و ایستایی و سکون و روزه مرگی وجودشان را دستخوش مرگ و نیستی نساخته است؛ این مهم را به کرّات به اثبات رسانده اند.
به امید آزادی همه مردم جهان از رنج اسارت و بردگی.
دست دردست هم آزادی را برای همه ملل در زنجیر ایران به ارمغان بیاوریم چرا که مردم یکدل ویکصدا هرگز شکست نخواهند خورد.

شهناز غلامی
پاریس-۲۰/۱۲/۲۰۱۲

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>