نوشته شده در کارگری توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

سمینار رابطه جنبش زنان و جنبش کارگری / کانون مدافعان حقوق کارگر

این سمینار با حضور تعدادی از فعالان جنبش کارگری و جنبش زنان برگزار شد. از جمله دلایل برگزاری این سمینار می توان به این اشاره کرد که از یک سو در جهانی پر از خشونت و تبعیض زندگی می کنیم که محصول ناگزیر نظام حاکم بر جهان است و از سوی دیگر فاصله و شکافی بین این دو جنبش وجود دارد. دو جنبشی که به گونه ای اساسی بیشترین تلاش را برای تغییر این نظام سودمحور  انجام می دهند.
امروز در جهانی زندگی می کنیم که نظام سرمایه داری به همه بخش های زندگی انسان ها تعرض کرده است. همه چیز را به کالا تبدیل کرده تا از آن سود ببرد. در این نظام زنان هم به مثابه کالاهایی هستند که سود سرشاری را نصیب سرمایه داران می کنند. سرمایه داری مدام در تلاش است تا از راه های گوناگون این سودآوری را بیشتر و بیشتر کند: با در خانه نگه داشتن زنان برای بازتولید رایگان نیروی کار، با در خدمت گرفتن آنان به عنوان نیروی کار با دستمزدهای بسیار اندک یا به مثابه کالایی با سودآوری بسیار بالا در صنعت سکس و…
در دنیای امروز، خشونت و بردگی و فرودستی در اشکال مختلف بر زنان تحمیل شده است. جنگ در منطقه خاور میانه شرایط را برای زنان این منطقه بسیار بسیار دشوارتر کرده است. در شرایطی که امنیتی برای هیچ کس (مرد ، زن و کودک و پیر و جوان) وجود ندارد، آنان که فرودستترند و در ساختار قدرتمدار و مردسالار و سودمحور نئولیبرالی از کمترین قدرت برخوردارند، بیشترین صدمات را متحمل می شوند. در این منطقه از جهان، بسیاری از زنان از حقوقی که زنان در کشورهای پیشرفته سرمایه داری برخوردارند نیز بی بهره اند. یا به صورت برده جنسی خرید و فروش می شوند و یا به صورت کالائی در دستان نظام سرمایه داری برای سودآوری سرمایه ها هستند، مورد انواع و اقسام خشونت ها قرار میگیرند، از حداقل امکانات بهداشتی، آموزشی بی بهره اند و… در چنین شرائطی زنان به شیوه های متفاوت علیه این روابط غیرانسانی دست به مقاومت و مقابله می زنند. در کوبانی و مناطق دیگر برخی از زنان و دختران ترجیح داده ند که سلاح به دست گرفته و از زندگی و شرافت خود دفاع کنند، چرا که دریافته اند خود باید علیه این خشونت بی حد و اندازه اقدامی انجام دهند.
روشن است که در مقابل این همه نابرابری و تبعیض و ستم واستثمار موجود تنها راه موجود مقاومت، مقابله و تلاش برای تغییر است. این نظام باید در همه زمینه ها مورد تعرض قرار گیرد. این وظیفه ای است که که جنبش های اجتماعی به عهده دارند. جنبش هایی که نه فقط با مظاهر این نابرابری ها و ستم ها مبارزه می کنند بلکه خواستار تغییر ریشه ای و بنیادی آن هستند.
جنبش کارگری و جنبش زنان از جمله جنبش هایی هستند که با سابقه ی طولانی در مبارزه با ستم و استثمار موجود همواره پویا و در تلاش بوده اند. اما متاسفانه با آن که هدف نهایی هر دو رفع ستم و نابرابری های موجود و دست یافتن به عدالت اجتماعی و جنسیتی است اما از هم دورند. فاصله و شکافی بین آنها وجود دارد. چرایش را باید بررسی کرد و در این روند به چگونگی رفع این شکاف و فاصله اقدام کرد.
جنبش های اجتماعی، از جنبش زنان و کارگری گرفته تا سایر جنبش ها مانند جنبش محیط زیست، معلمان، دانشجویان و… برای رسیدن به اهدافشان باید از جوانب مختلف این نظام را مورد تعرض قرار دهند. این نیست که کارگران فکر کنند اگر مساله دستمزد و معیشت آنان حل شود مساله حل است و یا اینکه اگر از نظر قانونی و فرهنگی تغییراتی در شرایط زندگی زنان بوجود آید مساله حل خواهد شد و… بنیان این نظام استثمار است. استثماری که از هر نابرابری طبیعی سود می برد، باید از بین رود.
حل تضاد طبقاتی مساله ای بنیادی است اما به دلیل این که در این نظام سود محور و مردسالار زنان ستم دوگانه و چندگانه ای را تحمل می کنند، نیاز است به این ستم ویژه بر زنان توجه شود. بخشی از دوستان کارگر فکر می کنند اگر طبقه کارگر در قدرت سیاسی قرار بگیرد و ستم و استثمار محو شود مساله زنان به خودی خود حل می شود و نیازی به جنبش مستقل زنان وجود ندارد. از سوی دیگر برخی گرایش ها در جنبش زنان هم تنها به رفع مظاهر فرهنگی و اجتماعی نابرابری میان زنان و مردان توجه دارند…
حرف در این زمینه بسیار است. سمینارهایی این گونه، گامی هستند در این جهت تا دیدگاه ها و نظرات مختلف طرح شود و تلاشی است در راستای درک این دو جنبش اجتماعی بزرگ از یکدیگر؛ امری که برای نزدیکی آنها ضروری است. در این راستا باید برای پرسش های بسیاری پاسخ پیدا کرد:
نقاط مشترک جنبش زنان و جنبش کارگری چیست؟
ارتباط جنبش کارگری و زنان چگونه می تواند باشد؟
آیا اساسا جنبش مستقل زنان ضروری است و یا این که مسایل زنان در زیرمجموعه جنبش کارگری حل خواهد شد؟
چشم انداز جنبش زنان را چگونه تعریف می کنیم: رهایی از قید و بند های ستم و استثمار نظام حاکم یا برابری جنسیتی در حوزه هایی مانند انتخابات، اشتغال و…؟
ریشه ستم بر زنان مسایل فرهنگی است یا سیاسی؟ این ستم بنیان های اقتصادی دارد یا فقط مساله ای اجتماعی است؟ و آیا اساسا می توان مسایل زنان در حوزه های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی را از هم جدا فرض کرد؟
دلایل فرودستی زنان را چگونه تبیین میکنیم؟
آیا صرفا شرکت و حضور زنان و نقش برابر در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی در امور جامعه به معنای رهایی آنان است؟
آیا به مردسالاری فقط در حوزه خصوصی و شخصی و خانوادگی باید پرداخته شود و با آن مبارزه کرد و یا مرد سالاری در حوزه عمومی و دولتی هم باید مد نظر قرار گیرد؟

و این که در نهایت چاره چیست؟
مباحث و گفت و گوهای این سمینار به تدریج منتشر خواهد شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>