نوشته شده در اجتماعی٬دسته‌بندی نشده توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

سفره و سلامت خانواده های محروم / شیده رخ فروز

روند افزایش قیمت کالاهای اساسی، طی سالهای اخیر و سیر صعودی (گاه روزانه) بهای مواد مصرفی که در بسیاری موارد حتی با کمبود و نایاب شدن مقطعی آنها توأم گردیده، یکی از معضلاتی است که پیامدهای وخیم خود را بر زندگی خانوارهای کارگری و اقشار آسیب پذیر وارد نموده است. در رابطه با مصرف مواد غذایی ضروری و اثرات آن در حوزه سلامت، اوضاع بمراتب نگران کننده تر از سایر حوزه ها است. طبق بررسی های انجام شده توسط سازمان بهداشت جهانی در ۲۰ درصد خانوارهای ایرانی فقر و کم غذایی به صورت مزمن وجود دارد و ۱۵ درصد کودکان کشور دچار سوء تغذیه هستند: «آنچه گزارش های منتشر شده از سوی سازمان بهداشت جهانی نشان می دهد آن است که در کشور ما ناامنی غذایی در مناطق مختلف با توزیع متفاوت وجود دارد. سوء تغذیه و شیوع کوتاه قدی ناشی از مشکلات تغذیه ای در مناطق روستایی استان های محروم تا حدود ۲۱ درصد، نسبت کودکان مبتلا به کم خونی تا حدود ۶/۶۱ درصد و کمبود روی تا حدود ۸/۵۰ درصد در کشور گزارش شده است. سوء تغذیه (به صورت کم وزنی،لاغری و کوتاه قدی) در کودکان زیر شش سال و کمبود ریزمغذی ها مانند آهن، روی، ید و … در افراد جامعه، با وجود بهبود در سال های اخیر همچنان به عنوان یک مشکل اجتماعی مطرح است.» (شرق- ۲۱/۲/۹۲) این وضعیت تغذیه که به مراتب بحرانی تر از آمارها و گاه به شکل پنهان شده حتی مورد بررسی قرار نمی گیرند، دامنگیر اکثریت بی چیزان جامعه است که روز به روز به دلیل حداقلی بودن دستمزدها، رشد بیکاری و اخراج سازی ها و تعطیلی و ورشکستگی مراکز کار، بر صفوف آنان افزوده می گردد. دیگر دیدن چهرۀ نزار و زجرکشیده برخی زنان در قصابی ها که با التماس و تحمل انواع تحقیرها تقاضای اندکی گوشت (برای فرزندان خود) از صاحبان مغازه یا مشتریان می کنند، به امری روزمره در خیابانها تبدیل شده است. زنان خانواده های طبقات پایین جامعه برای تهیۀ مواد غذایی با کمترین هزینه تحت فشار روانی شدید قرار دارند. آنان به ویژه با شروع تعطیلات تابستانی و در خانه ماندن فرزندان شان فشارهای عصبی بیشتری برای تهیه مواد خوراکی – به خاطر بودجۀ ناچیز این کار- تحمل می کنند. این مسائل حتی زندگی اجتماعی و دایرۀ روابط آنان را مستقیماً تحت الشعاع قرار می دهد به نحوی که امکان پذیرایی از مهمان و دوست و فامیل و یا رفتن به دید و بازدید به زجری فزاینده تبدیل شده و به طرد شدن از روابط اجتماعی می انجامد. سبد غذایی خانوارهای کارگری و محروم مرتباً ارزش و کیفیت خود را از دست داده و خالی تر از مواد ضروری پروتئینی، میوه و سبزیجات و لبنیات گردیده، و بیماری ها، ضعف و گرسنگی را در پی دارد: «بررسی تولید و مصرف محصولات غذایی نشان می دهد که در ایران فراتر از اغلب کشورها کالری روزانه مصرف می شود اما انرژی دریافتی تعادل لازم را ندارد و بیشتر انرژی تأمین شده از محل هیدروکربورهاست که در عین حال بیشتر نیز حجیم هستند و تأمین انرژی از سایر منابع به ویژه غذاهای با منشا حیوانی که سرشار از پروتئین و مواد مغذی هستند، کمتر است. نتایج بررسی مصرف مواد غذایی در گذشته نشان می دهد که تولید و عرضه محصولات کشاورزی مثل غلات بیشترین توجه را به خود معطوف کرده و در مقابل کالاهای کیفی و باارزش، مورد عنایت کمتری قرار گرفته اند و تقریباً این رویه همچنان ادامه دارد. به همین دلیل تولید غلات و شکر بیش از حد سرانه مطلوب است و عرضه کالاهایی مثل گوشت قرمز، ماهی و شیر در حد مورد نیاز نیست و با متوسط تولید کشورهای توسعه یافته فاصله قابل توجهی دارد.» (همانجا) تداوم سال ها سیاست های اقتصادی مخرب رژیم که در عرصه تولید کشاورزی به نابودی این بخش و خانه خرابی شاغلان آن انجامیده، سرمایه داران حاکم سودجو را به عرصۀ پرسود واردات محصولات کشاورزی، مانند فرآورده های دام و طیور که وابستگی شدیدی به علوفه وارداتی دارد، کشانده است. گزارش یاد شده می افزاید: «مجموع میوه و سبزی مصرفی، در پایین ترین حد قرار دارد به طوری که مصرف حبوب نیز دو سوم میزان توصیه شده است. پروتئین حیوانی کمتر از یک سوم پروتئین توصیه شده را تشکیل داده و میزان مصرف لبنیات نیز در کشور یک سوم مصرف کشورهای پیشرفته بوده… الگوی غذای مصرفی جامعه ایرانی پایه گیاهی دارد و نان و غلات ۳۳ درصد وزن سبد مصرفی را تشکیل می دهند.» (همانجا) با ادامۀ این روند همان طور که در گزارش فوق نیز آمده است رشد بیماری ها (بویژه در مورد کودکان) ابعاد بیشتری یافته و خانوارها را زیر بار تأمین هزینۀ سرسام آور درمان و بهداشت له می سازد. این امر وقتی اسفبارتر می گردد که به سهم حوزه سلامت در بودجه عمومی کشور و تبعات آن نیز نگاهی داشته باشیم: «سهم حوزه سلامت از ۷۰۰ میلیارد تومان بودجه عمومی کشور در سال جاری بسیار ناچیز است … در ماده ۹۰ قانون برنامه توسعه چهارم آمده است که شمار افرادی که بر اثر هزینه های درمان به زیر خط فقر می روند باید از ۳ به یک درصد برسد اما الان ۱۴ درصد شده است … وقتی جداول چند سال گذشته را می بینیم در می یابیم سهم حوزه سلامت روز به روز کمتر شده اما سهم دیگر سازمان ها بیشتر شده است. به نظر می رسد که دید سلامت نگر در دولت به طور کامل حاکم نیست. همان طور که یکی از کاندیداها گفته سهم بودجه بهداشت و درمان را کاهش می دهم. … امسال میزان درآمد دولت از همه وزارتخانه ها ۲۵ هزار میلیارد تومان پیش بینی شده است که متأسفانه از وزارت بهداشت حدود ۸ هزار میلیارد تومان برداشته می شود.» (آرمان- ۱/۳/۹۲) با این سیاست های ضد مردمی حاکمیت کنونی بسیار واضح است که شمار افرادی که بر اثر هزینه های درمان به زیر خط فقر سقوط خواهند کرد رقمی در حدود ۱۰ میلیون نفر است. این بدان معنی است که چرخۀ فقر مواد غذایی ضروری، بیماری و تأمین هزینۀ درمان خانوارها با شتاب و بیرحمی شدید باز هم، باز تولید خواهد شد. آیا می توان همان گونه که مهره های رژیم از برنامۀ انتخاباتی خود در زمینۀ کم کردن سهم بودجه بهداشت و درمان با وقاحت بی حد سخن می گویند، بیش از این شاهد فقر، بیماری و مرگ کودکان مان و فلاکت خانواده های مان باشیم؟ این سئوالی اساسی پیش روی طبقۀ کارگر و محرومان ایران است. این تنها بخش جامعه است که – با آگاه شدن از شرایط و سرنوشت خود و علل اینها – قادر است با اتحاد خویش پاسخ قاطع و انقلابی به وضع موجود بدهند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>