نوشته شده در اجتماعی توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

ساطور تیز مواد مخدر بر پیکر جوانان / شیده رخ فروز

زن پژمرده تر از پیش، با چشمانی که از شدت گریه از هم باز نمی شود، آنقدر بر سر و صورت خود کوبیده و در راهروها و اتاق های اورژانس بیمارستان دویده و التماس کرده که خود درمانده تر از دختر جوانش کنار تخت او از حال رفته است. در یک لحظه دنیا با تمامی آرزوهایی که برای موفقیت فرزند دانشجویش در سر می پروراند دود شده و از شیرینی آن رویا واقعیت تلخ و سیاهی برجای مانده است. اکنون دختر بر اثر مصرف مخدر صنعتی دچار کما و صدمه شدید بافت مغزی شده است. پدر نیز از محل کار سراسیمه به بیمارستان رسیده است.

سالهاست که مواد مخدر در جامعۀ ایران بیداد می کند. طی چند سال اخیر، آمارها حکایت از آن دارند که مصرف مخدرهای صنعتی بیشترین قربانیان را از نوجوانان و جوانان می گیرد. خانواده ها علاوه بر خرد شدن زیر بار فقر، بیکاری، گرانی، بیماری و … در محاصره و اسارت این بلای خانمانسوز تباه می گردند. از “شیشه” و انواع قرص گرفته تا “آدامس” و “پاستیل” و انواع نام های رنگارنگ مواد مخدر به وفور بازار پرسود این تجارت سیاه را رونق بخشیده اند. تجارتی که طبق آمارهای رسمی جهانی سود خالص آن ۵۰۰ میلیارد دلار و حداقل تجارت آن یک هزار و ۵۰۰ میلیارد دلار است.

شیوع روزافزون انواع بسیار متنوع مواد مخدر موجب کاهش سن مصرف در بین مردم شده است. این زنگ خطری است که نشان می دهد زندگی اجتماعی در جهت های مختلف دارد دچار آسیب های جبران ناپذیر می گردد. مصرف مواد مخدر توسط نوجوانان ۱۴ – ۱۵ ساله حکایت از شدت یابی انفعال و مرگ تدریجی نسل جوانی دارد که به عنوان نیرویی بالقوه می تواند دوشادوش نیروی انقلابی کارگران و زحمتکشان در تحولات آتی انقلاب ایران نقش آفرین باشد.

رژیم اسلامی حاکم در تمامی عرصه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، دستاوردی جز سرکوب و خفقان، بیکاری، اعتیاد، افسردگی و اعمال فرهنگی منحط و به غایت ارتجاعی، بویژه برای جوانان (همانند دیگر توده ها) دربر نداشته است:

«سن مصرف دخانیات از ۱۴ سال به ۱۰ سال رسیده و متاسفانه مصرف دخانیات به ویژه در نوجوانان و جوانان که دانشجو هستند و یا در مقطع دبیرستان تحصیل می کنند افزایش یافته است.» (۴/۲/۹۲- آفتاب) «افسردگی شایع ترین اختلال روانی در میان نسل جوان کشور است … براساس جامعه آماری افسردگی در دختران بیشتر از پسران است …» (آرمان- ۲۹/۱۱/۹۱)

«بیکاری و نبود اشتغال کافی یکی از مهم ترین عواملی است که در رشد جمعیت معتادین در کشور مؤثر است. … کمبود و نبود مراکز فرهنگی، ورزشی، تفریحی، علمی، پژوهشی و … از عواملی است که در سال های اخیر در رشد جمعیت معتادین اثر داشته است.» (۱۸/۱/۹۲- آفتاب)

بیش از هر چیز حاکمان سرمایه دار و مرتجع کنونی زمینه ساز این اوضاع هستند و از تداوم آن سود می برند تا بقای حاکمیت ننگین شان تهدید نگردد.

«قائم مقام دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر از کاهش قیمت مخدر “شیشه” خبر داد و گفت: در حال حاضر قیمت این مخدر ویرانگر به یک میلیون تومان و میزان دسترسی به آن در تهران به کمتر از پنج دقیقه رسیده است.»

مسئولان رژیم کاملاً آگاهند که چه نقش مخرب و ضد انسانی را در شیوع مواد مخدر و عواقب فلاکتبار آن در جامعه ایفا می کنند:

«متأسفانه سیاست گذاران ما خیلی در حوزه اعتیاد کار نکردند، اول سال تصمیم گرفتند متادون را جمع کنند بعد شربت دادند، در نتیجه قرص متادون افزایش قیمت بالایی پیدا کرد. کیفیت این شربت با شربت هایی که در گذشته توزیع می شد، فرق دارد و بیماران می گویند غلظت و میزان دوز موثر آن خیلی کمتر از گذشته شده در نتیجه خیلی از کلینیک ها مجبور شدند برای اینکه برای بیمار مشکلی پیش نیاید، دوز مصرف بیماران را افزایش دهند. گاهی این موضوع درمانگر را مجبور می کند دوز داروی مصرفی را تا ۴۰ درصد افزایش دهد و در نتیجه مصرف دارویی بیمار زیادتر می شود. با وجود اینکه توزیع قرص متادون کم یا قطع شده، اما شاهد هستیم انواع و اقسام این قرص در بازار آزاد وجود دارد البته به نظر می رسد این قرص ها، ساخت داخل کشور نیستند، اما کاملاً شبیه تولیدات داخل کشورند و حتی با مارک و عنوان ایرانی هم عرضه می شوند. این قرص ها در بازار آزاد، عطاری ها، پیاده روهای خیابان ناصر خسرو، به صورت فله ای خارج از پوشش بهداشتی عرضه می شود. مشخص نیست ترکیبات این قرص ها چیست، تاریخ تولید، مصرف و انقضای آنها معلوم نیست. هر دانه از این قرص ها هم ۲۵۰۰ تا چهارهزارتومان خرید و فروش می شود. من داروی متادونی را که در بازار آزاد فروخته می شود، آزمایش کردم، همه چیز داشت جز متادون یعنی به خاطر سیاست گذاری اشتباه وزارت بهداشت از سیستم درمان خارج شد و وارد بازار آزاد شد. مصرف متادون را ممنوع کردند اما بعد در چند استان کشف شد که من آنها را تست کردم و مدارک را دارم که در آن ترامادول بود. اگر ممنوع است چرا در بازار آزاد به چندین قیمت فروخته می شود. به نظر من یک شبکه مافیا دنبال این موضوع است.»(۲۰/۱۲/۹۱ – آفتاب) این شبکۀ مافیایی نیز که مانند بقیه سلاطین و شبکه های مافیایی سرمایه دار (سلطان شکر، سلطان گوشت، سلطان پتروشیمی و…) در عین وابستگی به جناح های حکومتی به شکل نامرئی مشغول کسب سودهای میلیاردی از قبل چاپیدن توده های محرومند، کارکرد دیگری نیز برای رژیم دارند و همچون پوششی بر سیاست های ضد مردمی آن، بازار آزاد (سیاه) را نیز در قبضه خود دارند:

«مافیای مواد مخدر دنبال بازارهای جدید برای فروش مواد مخدر هستند و تبلیغات خود برای نگه داشتن این بازارها را ادامه می دهند.» (۱۶/۱۲/۹۱- آفتاب) «… مافیای هوشمند، قیمت محرک ها را تا آن حد کاهش داده که جمعیت تازه واردی که به دلایل مختلف به چرخۀ اعتیاد راه پیدا می کنند انتخاب خود را بر پایه محرک ها مستقر کند… هم اکنون ۶۵/۲ درصد از جمعیت ۱۵ تا ۶۴ ساله کشور باید در آمارهای سوء مصرف کنندگان محرک ها لحاظ شوند در عین حال که ۴۵ درصد از این جمعیت کمتر از ۳۰ سال دارند و هم اکنون ۵۰ درصد از ظرفیت بیمارستان های روانی توسط بیماران روانی معتاد به محرک ها اشغال شده است.» (اعتماد-۲۹/۱/۹۲)

کشیده شدن بخش وسیعی از زنان و دختران به ورطۀ اعتیاد روی دیگر ابعاد گستردۀ این معضل مرگبار است که مستقیماً آثار ویرانگر خود را بر خانواده ها برجای می نهد، خانواده هایی که دیگر از احساس آرامش و امنیت تهی اند و اعضایشان در گرداب مواد مخدر غرق گشته اند:

« … آمارها تکان دهنده هستند. چندی پیش شهرداری تهران نیز آماری را از سطح مناطق خود استخراج کرد که نشان دهنده کاهش سن مصرف دخانیات در تهران است و در این میان زنان و دختران بیش از هر چیز هدف قرار گرفته اند …» (۴/۲/۹۲- آفتاب)

سردمداران رژیم اسلامی که برای مردم مشغول داستان سرایی از چگونگی تحقق«حماسۀ اقتصادی و حماسۀ سیاسی» اند، در زمینه تولید و توزیع مواد مخدر و افزودن بر شمار مصرف کنندگان آنها هم، الحق «حماسه» های زیادی آفریده اند، البته از پَست ترین و بیشرمانه ترین راهی که در آن خبره اند:

«تولید مواد در داخل به ویژه مواد مخدر صنعتی که به دلیل ترکیبات غیرعلمی بسیار خطرناک هستند. روند مصرف را افزایش و سن مصرف را کاهش داده است.» (۶/۱۰/۹۱- آفتاب)

با آنکه رژیم برای گرم کردن تنور نمایش رسوای انتخابات و کشاندن توده ها به صحه گذاری بر مشروعیت نداشته اش همۀ دستگاه های تبلیغاتی خود را بسیج کرده و سخنان فریبکارانۀ مهره هایش به اوج رسیده است، ولی قطعاً با هیچ وسیله ای قادر نخواهد بود معضلات زندگی توده های مردم را برطرف کند و خواسته های اولیۀ زندگی آنان را برآورده سازد. معضل اعتیاد نیز همانند سایر معضلات کنونی جامعه معلول سیاست های رژیم حاکم است.

ما کارگران و توده های محروم در حفظ این بساط سراپا ننگین و سیاه حاکم هیچ نفعی نداریم و جز تباهی و مرگ نصیبمان نخواهد شد. تغییر این اوضاع جز به شیوۀ انقلابی میسر نیست. تنها دولتی که به دست کارگران و بی چیزان بر رژیم سیاسی و اقتصادی حاکم مهر بطلان خواهد زد، قادر به خشکاندن ریشه ها و علل بروز اعتیاد است. طرح برنامۀ ما اعلام می کند:

«جمهوری دمکراتیک شورائی باید قوانینی برای مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر و ریشه کن کردن تولید و پخش این مواد وضع کند. این قوانین باید در مقابل آمران و عاملان این جرمها سخت و قاطع و در برابر قربانیان مواد مخدر، یاری رسان آنان و مشوقشان به پذیرش درمان و تغییر رفتار خود، باشند.»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>