نوشته شده در دیدگاه ها توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

سازمان فدائیان خلق ایران(اکثریت) و اشک تمساح ریختن آنها در رابطه با رد صلاحیت کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی / سیروان هدایت وزیری

سازمان فدائیان اکثریت در یک اطلاعیه ای در رد صلاحیت  و کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی برای ریاست جمهوری اسلامی اعتراض خود را اعلام نموده است . در این اطلاعیه امده است :« رد  صلاحیت کاندیدا شدن رفسنجانی و مشائی به تدریج امید به تغییر سیاست های جاری ، برگزاری انتخابی رقابتی در بین جریان های حکومتی و شرکت گروه هائی از جامعه در جریان مبارزات انتخاباتی و طرح خواسته ها و مطالباتشان را تقویت می کرد و بی تفاوتی مردم نسبت به انتخابات جای خود را به مشارکت و تائیر گذاری بر صحنه سیاسی حذف کاندید ها، مردم را حتی از امکان انتخاب از بین کاندیدای جریان. اما این امید به یاس تبدیل شد«

 

قبل از پرداختن به موضوع ،باید گفت ،  متاسفانه سازمان اکثریت باید برای جریان و موقعیت سیاسی خویش اشک تمساح بریزد نه برای رد صلاحیت کاندیاتوری این یا ان شخص ، از جمله رفسنجانی. سیال بودن مواضع سیاسی اکثریت و نا موفق بودنش در عرصه عملی مبارزات سیاسی ، این جریان را به یک موقعیتی رسانده که خود نیز مایوس کننده است . معلوم نیست که اکثریت دنبال چیست ؟ و چه هدفی را دنبال می کند که حتی خود نیز از اقدامات سیاسی اش راضی شود . سازمان اکثریت در اطلاعیه اش با رد صلاحیت رفسنجانی امیدش به یاس تبدیل شده است . اگرچه در انتخابات سال ۸۸ یک بار دیگرامیدش را در انتحابات ریاست جمهوری از دست داده بود . البته موضوع گیری اکثریت در رابطه با مایوس شدنش ، تلویحا خود را قاطی قربانیان این دوره از انتخابات کرده است و می توان گفت این جریان تلویحا از شرکت در انتخابات را مردود نساخته ، اگر چه به طور سازمانی ، خود در این انتحابات شرکت ندارد . موضوعی که در جریان دوره اتی انتخابا ت ریاست جمهوری ، رخ داده ، انگار تازه گی دارد و یا انگار رفسنجانی یک شخص ناشناخته ایی است ، که به محض رسیدن به قدرت ، جامعه ایران را از مصیبت های موجود اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی نجات می دهد و فرشته نجات ما نیز هست . شمایی از دوره و زمامداری شخص رفسنجانی در عرصه های مختلف در جامعه ایران ، نشانه آن است ، که شاید رد صلاحیت رفسنجانی برای ریاست جمهوری ، از صلاحیت اش برای احراض این مقام مفیدتر واقع گردد . هنگامی که ایشان مقام ریاست مجلس را داشت ، تاکیداش برمبنای قدرت برتر مجلس بر ریاست جمهور بود . اما هنگامی که ریاست جمهوری را برعهده گرفته بود تاکیداتش ، انتقال هر چه بیشتر ریاست جمهوری بر قدرت و خواهان تخفیف قدرت مجلس بود . وقتی که از مسئولیت هر دو کناره گیری کرد و یا کناره گیری اش کردند ، بر اریکه قدرت سازمان تشخیص مصلحت نظام نشست ، خواست هر دو ارگان ریاست جمهوری و مجلس را تابع این سازمان سازد . در هر صورت مکانیزم قدرت یابی شخص رفسنجانی جای شک ، تردید و بیسمارکی می باشد . و این هم را باید اضافه کرد که معماری قدرت سیاسی  جمهوری اسلامی بدون شخص رفسنجانی ممکن نبود و نیست . در نتیجه لازم نیست که اکثریت در این مورد احساس همدردی را با رفسنجانی داشته باشد  و برایش اشک تمساح بریزد . قبل از هر مسئله ایی لازم هست که سازمان اکثریت از سیال بودن  تصمیم گیری و موقعیت سیاسی اش مورد سرزنش قرار گیرد . و اما تا انجایی که به انتخابات این دوره از ریاست جمهوری اسلامی ایران بر می گردد ، پرداخت به این موضوع از اهمیت ویژه ای بر خوردار می باشد . زیرا این انتحابات صلاحیت کسی را مورد قضاوت منفی قرار می دهد که خود جزئی از ستون فقرات این رژیم بوده است . ولی در هر صورت شاید موقعیت کنونی شخص رفسنجانی و شرایط سنی وی توانسته به این قضاوت منفی صراحت بیشتری بدهد . در هر صورت  شکل و مکانیزم انتخاباتی  در حاکمیت جمهوری اسلامی در ابعاد منفی و غیر دموکراتیک اش غیر مترقبه نیست  اتفاقی که می افتد جزئی از روتین هاست . اما ایا از مسائل غیر مترقبه و غیر روتین باید مایوس شد و امید ها را از دست داد ؟ در هر حال ، تا انجایی که به موضوع این انتحابات بر می گردد ، توازن قوای سیاسی و اجتماعی اپوزیسیون و تائثرات این انتخابات از اهمیت بیشتری بر خوردار می باشد . در این انتخابات هیچ اپوزیسیون سنتی و غیر قانونی شرکت ندارند و توصیه های انان نیز گوش به شنوای ندارد وقتی که تاثیر ندارد بهتر است که سازمان اکثریت  در ابعاد این مسئله مایوس و نا امید باشد . آنچه که به موضوع انتحابات بر می گردد ، شکی در این مسئله نیست که مبارزات پارلمانتاریزم شکل مترقی هر مبارزه ای برای تغییر مثبت است . اما بستگی دارد که این شکل از مبارزه در بعضی از جوامع از جمله جامعه ما ، مجرای را برای خود بازگشایی کرده است ؟ و اساسا کانالی برای همچون مبارزه ایی مهیاست ؟ و نیز بستگی به این دارد که انتخابات حول چه قانون و برنامه ایی صورت می گیرد ؟ تمامی انتخابات در ایران حول یک قانون اساسی قرون وسطی تشکیل گردیده است و اگر پیروزی در این یا آن انتخابات نیز ممکن شده بر ترازوی قدرت مطلق جمهوریت اسلامی سنگینی کرده است و نه بیشتر . و تا کنون هیج انتخاباتی به مات شطرنجی ولایت فقیه منجر نشده است و هیج انتظاری از این انتخابات به جز این اینکه توازن قوا را در درون جناح های درون رژیم به نفع این یا ان جناح تمام شود ، وجود نداشته است . اگر اپوزیسیون سنتی و غیر حکومتی به این انتخابات اشاره ایی داردند ، صرف یک اعلام می باشد که شاید پایه مادی ندارد . ولی سازمان اکثریت در برخورد به انتخابات از موضوع ایدولوژی “مبارزه پارلمانتاریزم” نشات می گیرد که این هم موروثی ایدولوژی جاافتاده حزب توده ایران می باشد . سازمان اکثریت در فکر ان است که یک انقلاب زردی از مجرای مبارزه پارلمانی صورت گیرد و ثابت کند که اساسا خواهان مبارزه به شیوه قهر آمیزش نیست .ولی تجارب سی و چهل ساله مکانیزم انتخاباتی رژیم نشان می دهد که اساسا این ایدولوژی جایی برای مانور سیاسی نداشته و هیج رادیکالیزم انقلابی در مجرای انتخاباتی در جامعه ایران مصمر ثمر نموده است . مشکل اکثریت اما جاافتادن این ایدولوژی مبارزه پارلمانتاریزم در جامعه ایران انهم در وجود یک دولت بی نهایت مطلقه اسلامی ست . والبته منظور بدون اکثریت از مبارزات پارلمانی ، نه به شیوه مبارزات پارلمانی ای که در امریکا و یا اروپاه صورت می گیرد بلکه مبارزه پارلمانی مصوبه کنگره بیستم اتحاد جماهیر شوروی سابق می باشد . آنچه که حزب توده اساسا مشوق آن بود و اتفاقا خیلی از حرکت های انقلابی در ایران را مدیون همین شیوه مبارزاتی کرد و شاید شکست این مبارزات در ایران نیز از چنین مسئله ایی ناشی شود . تحولات عمیقی که در سال پنجاه و هفت روی داد می بایست ماحصل اش به یک انقلاب تغیییر پذیر منجر می‌شد.

 در این تحولات نیروهای چپ و از جمله حزب توده ایران می توانست با تعمیق کردن و گسترش دامنه این تحولات از استقرار دولت توتالیتر و مطلق گرا رژیم جمهوری اسلامی جلوگیری کرده و بجای ان یک دولت دموکراتیک لائیک مستقر شود . توده های مردم برای دست یابی به همچون دولتی حاضر به عقب نشینی نبودند و همپنان مبارزه خود را ادامه می‌دادند. حزب توده ایران با پیش کشیدن تئوری دولت عموم خلقی و مبارزه مسالمت امیز از طریق پارلمانتاریزم سیر  تحول را ترمز کرد و از مردم خواست که از “دولت خلقی جمهوری اسلامی” پیروی کنند و به خانه اشان برگردند. در حقیقت تئوری های حزب توده ماهیتا تدافعی بودند که این تئوری ها در کنگره بیست اتحاد جماهیر شوروی سابق برای دفاع از جامعه خود اتخاذ کرده بودند . تئوریسین های شوروی اعتقاد شان بر این بود که سوسیالیزم و کمونیزم در  جامعه اتحاد جماهیر شوروی استقرار کامل یافته و دیگر لازم نیست شعار ها و ایده های تعرضی اتخاذ کرد . در صورتی که جامعه ایران هنوز در حال تحول بود . و شعار های تدافعی خودبخود این تحول را مسدود می ساخت . سازمان اکثریت نیز در پیروی از این تئوری سلاح های مبارزاتی خود را رها ساخت و در نتیجه ، تسلیم رژیم به اصطلاح خلقی جمهوری اسلامی شد . بعد از چندین سال متوالی سازمان اکثریت خواست در کنار رژیم جمهوری اسلامی ثابت کند که تئوری های موجود حزب توده درست بوده و می توان از طریق مسالمت امیز و مبارزه پارلمانی به خواست ها ی مردم دست یافت . اما بعد مدتی سازمان اکثریت خود نیز قربانی این تئوری شد و از کنار رژیم به دور افتاد و ناچارا به صف اپوزسیون غیر قانونی پیوست . تجاربی که می بایست سازمان اکثریت را به یک سازمان بغایت متعرض و انقلابی ترغیب می کرد . اما موضع سیاسی کنونی سازمان اکثریت دال بر چشم پوشی از این تجارب می باشد . شاید این چشم پوشی در یک پروسه معیین در میان اپوزیسیون غیر قانونی به ایزوله سیاسی  وی منجر شود .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>