نوشته شده در زنان توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

زنان کجایند؟ / لاله حسین پور

به راستی زنان کجایند؟

آیا در میان امواج رأی دهندگان در زیر آب شناکنان، جهت آب را به سمت ساحل تعیین می کنند؟ یا با امواج این طرف و آن طرف رانده شده و پس از رسیدن به ساحل دوباره بازگشته و حرکت تکراری خود را از سر می گیرند؟

چگونه می توان به این سئوال جواب داد؟ دور بودن از بطن جامعه، اطلاعات اندک، اخبار محدود و ارتباطات نزدیک به صفر….  پاسخ را نمی توان به راحتی یافت. تنها می توان رنگ امواج را دید که به بنفش گرائیده، می توان ذرات براق آن را دید که با شعارهای مربوط به مطالبات زنان آکنده شده و می توان در هر “انتخابات” شعارهای بیشتری از برابری زن و مرد را دید که از طرف کاندیدا ها به وام گرفته می شوند. قدرت زنان را نمی توان از حضور متشکل شان و یا نهادهای شان و یا سخن رانی معدودی از زنان فعال جنبش  متوجه شد، آن ها نصف جامعه هستند و قدرت خود را در مطالباتی نشان می دهند که اکنون رژیم برای ادامه حکومت خود به آن ها تکیه داده و می داند بدون طرح این مطالبات شانسی برای رأی آوردن نخواهد داشت. تلاش برای بالا بردن سطح مطالبات می بایست روزمره انجام گیرد.

روحانی، یک آخوند طرفدار جمهوری اسلامی و مدافع اصل ولایت فقیه که در آن اساسا زنان، جنس درجه دو به حساب آمده وعقل شان  نصف مردان شمرده می شود، شعار رفع تبعیض جنسیتی را فریاد می زند. او به زنان پیام می دهد، به من رأی دهید، من خودم تبعیض را از میان برمی دارم!!! او به همه اقشار مردم چنین قول های مشابهی می دهد.

آیا زنان و همه آن هایی که چه به روحانی و چه به رئیسی رأی داده اند، نادانند؟ و آیا گول شعارهای کاندیداها را خورده اند؟ یا این رژیم است که خود را کاملئون وار آن چنان هم رنگ با خواسته های مردم نشان می دهد که دیگر قدرت تشخیص چنگ و دندان و سیه رویی اش را از برخی رأی دهندگانش می گیرد. گاه خود را سبز می کند، اکنون بنفش و در آینده لابد به سرخی نیز خواهد زد!!!

آن رژیمی توان ادامه حاکمیت خود را دارد که همراه با بالا و پایین رفتن نبض جامعه، داروی مناسب با آن تجویزکند. حاکمیت جمهوری اسلامی عجیب ذکاوتی در این حوزه از خود نشان داده  و هم چنان می دهد. رژیمی است که از روز اول و می شود، تنها ذکاوت این رژیم و توان آنان رادر شناخت جامعه و مطالبات اقشار مختلف مردم نشان می دهد. و این امر یکی از دلایل مهم ابقای رژیم جمهوری اسلامی  است که توانسته در هر برهه از زمان باتغییر روش بر عمر حاکمیت خود بیاحتی قبل از روز اول، شعارهای  خود را با مطالباتی که مردم از رژیم پهلوی و انتظاراتی که از قیام خونین خود داشتند، منطبق کرده و عوام فریبی و دروغگویی را از نوفل لوشاتو شروع و تا به امروز ادامه داد و هم چنان ادامه خواهد داد.  وقتی رئیسی طرفدار معیشت فقرا، از بین بردن تروریسم، گذاشتن دیوار در مقابل چپاول گران و هوادار خواننده های زیرزمینی فزاید.

مردم نیز! مردم، زنان و مردان، از هر قشری که می خواهند باشند و به هر کاندیدایی که رأی داده اند، نمی توان در ذکاوت شان شک کرد. چه آن ها که به روحانی رأی داده اند و چه به رئیسی و چه آن هایی که اصلا  در این رأی گیری شرکت نکردند. ناگفته نماند، که اصلا حرفی از میلیون ها نفری که رأی ندادند، در میان نیست. تعدادی تقریبا مساوی با رأی هایی که به رئیسی داده شد، در انتخاب میان بد و بدتر شرکت نکردند. در رابطه با کسانی که بعد از ساعت ۱۲ نتوانستند رأی خود را در صندوق ها بریزند، صحبت ها می شود، اما آن هایی که نخواستند رأی بدهند، گویی عضو این جامعه نیستند و معنایی برای عدم شرکت آنان متصور نیست. باید تأکید کرد که سرنوشت سیاسی کشور در جامعه ما برای هیچ احدی علی السویه نیست و شرکت نکردن در “نهضت رأی دهی” به هیچ وجه ناشی از بی تفاوتی نبوده است.

اما  آن هایی که رأی داده اند، اکثریت آن ها نیز می دانند، چه رئیس جمهور و چه مابقی، فردای بعد از رأی دادن مجددا دزدی های خود را از سر می گیرند و دعواهای جناحی خود را برای گرفتن سهم بیشتری از قدرت،( بگو دست رسی به کیسه های پول) شروع می کنند و هم چنان از همین مردم به مثابه سپر بلای خود استفاده می کنند.

مردم نه تنها از قیام ۵۷ درس های ارزنده ای گرفتند، بلکه از هر اتفاقی که بعد از آن، چه در کشور و چه در جهان افتاده است، تجربه اندوخته و به آگاهی خود افزوده اند. به ویژه دیده اند که سیستم رأی دهی چه نقش تعیین کننده ای در انتخابات کشور های مختلف داشته است.  آن ها فداکاری های بزرگی کرده اند، هزینه های هنگفتی داده اند و هم چنان می دهند، آن ها به استقبال مرگ رفته اند، جوانی خود را در زندان ها می گذرانند و آگاه تر از پیش شده اند.  اکثریت مردم در اقشار مختلف، اکنون به این نتیجه رسیده اند که  فعلا ، تنها با تکیه به صندوق های رأی است که می توانند قدرت خود را نشان دهند.  اکثریت آن ها به فریب هایی که خورده اند، آگاهند. آن ها می دانند شعار، فقط حرف است و عملی نمی شود. آن ها دیگر می دانند، هزینه هایی که می دهند، جبران نخواهد شد و انتخاب میان بد و بدتر نیز دردی را دوا نخواهد کرد. آن ها بسیار می دانند. آن ها قدرت خود را به حاکمیت نشان می دهند.

درست است که رژیم شرکت میلیونی مردم را نشان دهنده مشروعیت خود به جهانیان می داند، اما این ظاهر امر است،  در باطن خود خوب می داند که مردم با شرکت شان چه پیامی به او می دهند. رژیم از همین پیام واهمه دارد.

۴ خرداد۱۳۹۶

۲۵ مه ۲۰۱۷

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>