نوشته شده در درباره چپ توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

راهکارها و دشواریها در پروژه وحدت چپ / دنیز ایشچی

من این معما را نمیتوانم حل بکنم. چطور ما یک شبه میتوانیم تصمیم بگیریم تا شقه شقه بشویم، سپس سالهای سال در تلاشی با پیشروی لاکپشتی در راستای “پروژه”ای به نام “وحدت چپ” حرکت می کنیم که خود اعلام می کنیم که ممکن است سالهای دیگر طول بکشد تا شاید نتیجه مطلوب را بدهد، یا ندهد. رفیق علی پورنقوی در گزارش ویدئویی خویش تاریخچه پروژه وحدت چپ را به حدود پنج سال پیش ارتباط داده و آینده انسجام یابی احتمالی آن را در دو سال آینده ممکن می دانند.

کنشگران چپی که تلاش می کنند تا ریشه های چگونگی این پروژه و راستای عملکردی آینده آن را ترسیم بکنند، سعی دارند تا از زاویه های مختلف آن را مورد ارزیابی و تجزیه تحلیل قرار دهند. ریشه یابی های تاریخی ایدئولوژیک جنبش کارگری سوسیالیستی جهانی، خصوصا از قرن نوزدهم به بعد در اروپا و سپس روسیه و اتحاد جماهیر شوروی و اردوگاه سوسیالیستی و دوران بعد از تلاشی اتحاد جماهیر شوری و بالاخره بافتهای اندیشه ای تئوری نوین سوسیالیستی، هنوز ریشه های اولیه ارکان تئوریک وحدت کنشکران چپ را در بر میگیرد. ارزیابی تاریخی جنبش سوسیالیستی و سوسیال دموکراتیک در ایران بطور اخص زیر زره بین این عزیزان مورد سنجش و مطالعه قرار میگیرد.

در مورد تصویر  گستره چپ در خود ایران، حساسیتهای تاریخی و گذشت ناپذیر تلخ تاریخی شکل گرفته در میان بخشهایی از سازمان های چپ نسبت به دیگران، آنقدر ریشه دار و گاها غیر قابل گذشت به نظر می آید که امکان گرد هم آیی  بعضی ازآنها را زیر چطری واحد برای پروژه وحدت چپ،  به غیر ممکن نزدیک می سازد. کلیشه های ساختاری، کلیشه های ایدئولوژیک، دمل های آشتی ناپذیری فرهنگی تاریخی، و بالاخره جستجوی ریشه های راهکار آینده در گذشت ها، از بیماری های جدیی می باشند که نقش ترمز کننده قدرتمندی در پیشرفت این پروژه ایفا می کنند.

یکی از مشکلات اساسی این راهکار، اندیشه های کنشگرانی می باشد که راهکار مشکلات حال و آینده را در ریشه یابی گذشته ها و اندیشه های ایدئولوژیک گذشته جستجو می کنند. شاید راهکار این عده از رفقا را به آندسته از اندیشورزان اسلامی تشبیه کرد که یا در جستجوی خط اصیل امام خمینی به سالهای اول قدرت گیری امام خمینی توجه دارند، یا در پاسخگویی به مسائل امروز، به حدیث ها و گفتار زمان حیات پیغمبر مسلمانان مراجعه می کنند. این غزیزان عوض اینکه بر بستره تحولات نوین صنعتی، جهانی، انسانی و اجتماعی چشم به راستاهای تحولات بنیادین اینده بدوزند، به دنبال پیدا کردن ساختار مدینه فاضله ذهنی خویش در گذشته های دور می گردند.

یکی دیگر از اشکالات ادراکی ما این می باشد که فکر می کنیم که قبل از اتمام و تکمیل پروژه وحدت، باید تمامی بخشبندی های نهادی برنامه ای، تاریخی، فرهنگی، تئوریک، ساختاری و اساسنامه ای ان تکمیل شده و بر طرف شده باشند. سپس میتوان گفت که پروژه وحدت چپ مراحل تکاملی خود را طی کرده است. بعد از آن است که میتوان گفت که کاروان رهروان جنبش چپ به منزلگاه خویش رسیده اند. در صورتی که این دیدگاه دو نکته اساسی را از مد نظر دور می دارند.

یکی از نکاتی که این بینش از مد نظر دور می دارد این می باشد که آن چسبی که اندیشورزان چپ را باید در وحله اول به همدیگر گره بزند، موضعگیری سیاسی استراتژیک آنها در مقابل جمهوری اسلامی ایران می باشد. اگر مرحله گذر به نظام سیاسی آینده و آلترناتیو را یک مرحله عمیقا دموکراتیک، سکولار و عادلانه ارزیابی می کنیم، شریان خونی جاری در راستای استراتژی سیاسی ما را باید چگونگی گذر و عبور از جمهوری اسلامی ایران تشکیل بدهد ، نه ریشه یابی های ایدئولوژیک و تئوری نظام سوسیالیستی آینده جهانی. چه بسا عده ای بر بستره تئوری های خیلی رادیکال سوسیالیستی، به استراتژی اصلاحات حکومتی می رسند، این در حالی است که عده ای دیگر بر بستر درکی معتدل از گذر سوسیال دموکراتیک، به عبور جهشی و تحول گونه از این نظام معتقدند.

نکته دوم کلیدی که این رفقا فراموش کرده و از مد نظر دور می دارند این می باشد که این همگامی، همکاری و همراهی هر چه وسیعتر کنشگران چپ در پروسه حرکت کاروان جنبش چپ و کارکردهای مشترک سیاسی می باشد که آنها را در ساختاری همگون، با فرهنگی واحد و تاریخچه ای واحد بر مبنای ارزشهایی واحد به یک نهادی واحد تبدیل خواهد کرد، نه تکمیل اساسنامه، مرامنامه و اسناد واحد سازمانی. فرضا اگر اساسنامه، برنامه و دیگر دیگر اسناد مشابه سازمان اکثریت بعنوان “اسناد دی فالت” پروژه وحدت چپ مورد استفاده اجرائی قرار بگیرد، تا در کنگره های این پروژه مورد اصلاحات ضروری قرار بگیرد، در این صورت می شود گفت که کاروان پیوستگان به پروژه وحدت چپ، از نظر برنامه ای و اساسنامه ای از نقطه صفر آغاز نمیکنند.

مساله سومی که در این رابطه می شود به آن اشاره کرد این می باشد که  نهاد گسترده و در حال باروری پروژه وحدت چپ، باید با حضور زنده سیاسی خود در جامعه و تاثیرگذاری مشخص در حیات سیاسی جامعه به پروسه تکوین و تماملی خویش ادامه بدهد. ایا اتفاق سازمانی و کنشگران چپی که در پروژه وحدت چپ دخیل هستند، بصورت یک نهاد واحد توانستند در مورد مسائل مربوط به انتخابات ریاست جمهوری، پروژه اتمی جمهوری اسلامی ایران و مساله تحریم های اقتصادی، بحران های اقتصادی اجتماعی اخیر کشوری و جنبش های دموکراتیک مردمی موضعگیری، حضور و چگونگی پیوند و همگامی زنده خویش را نشان داده و اعلام می کند. مثل این است که کنشگران این پروژه می خواهد تا آن را بصورتی انتزاعی، بصورتی جدا و ایزوله شده از جامعه و تحولات سیاسی در داخل درهای بسته آزمایشگاهی تکوین داده و به پیش ببرند.

چپ نوین نه فقط طبقه کارگر، بلکه اندام های دیگر اجتماعی جنبش های دموکراتیک شامل جوانان، زنان، روشنفکران، جنبش های دموکراتیک ملیتها و اقلیتهای تحت ستم و اقشار میانه اجتماعی  را نیز نمایندگی می کند. چپ نوین باید آلترناتیو خود را نه در نفی مکانیکی، بلکه در رقابت دموکراتیک با نظام سرمایه داری به روی صحنه بیاورد. چپ نوین باید با نفی ارزشهای جامعه مصرفی، تلف کننده منابع زمینی و مکیدن شیره های اجتماعی با اتکا به تورم اقتصادی را جایگزین ارزشهای تامین کننده نیازهای عموم بشری بر پایه های استفاده هرچه موثر تر از منابع زمینی بصورتی کاربرتر در راستای توزع عادلانه تر حاصل تلاشهای انسانی باشد.

عناصر ، و واحد های اولیه شکل دهنده پروسه “اتحاد” به “وحدت” پروژه چپ، در وحله اول نه “سازمان های سیاسی چپ” ، بلکه افراد و آحاد انسانی چپ، یا کنشگران منفرد چپ می باشند. درست است که بخش اعظم این کنشگران در سازمان های متنوع چپ متشکل می باشند. آیا فکر نمی کنید ضرورت پروسه تکاملی پروژه چپ ایجاب می کند که کنشگران واحد چپ  این امکان را داشته باشند تا نه تنها در یک، بلکه دو تا سه سازمان متنوع چپ که همگی در راستای پروژه وحدت چپ حرکت می کنند عضویت داشته و فعالیت بکنند.

شرایط و ضرورت های زمان ایجاب می کند تا کنشگران چپ نه تنها بتوانند عضو سازمان های سیاسی موجود چپ باشند، بلکه آنها باید بتوانند طبق اساسنامه “موقت” عضو های ساختاری در حال شکل گیری پروژه وحدت چپ  باشند. باید به نسبت تناسب واقعیت رنگارنگ اجتماعی کشوری و منطقه ای موجود، کنشگران چپی که در پروژه وحدت چپ شرکت دارند، باید بتوانند در آن واحد عضو سازمان های چپ سوسیالیستی متعلق به ملیتهای مختلف، از قبیل ترک آذربایجانی، کرد و غیره نیز باشند.

بافت جامعه دموکراتیک آینده باید نه فقط بر مبنای باورمندی به حقوق فردی و اجتماعی تمامی شهروندان استوار خواهد بود، بلکه باید در بر گیرنده ارزشهای دموکراتیک و انسانی گروهبندی های اجتماعی مختلف نیز باشد. جنبش های جوانان، دانشجویان، زنان، ملیتها، کارگران، هنرمندان، روشنفکران اجتماعی، علمی فنی، گروهبندی های مختلف باورمندان الهی و غیره را در بر میگیرد. چپ امروز نه فقط باید  ارزش های دموکراتیک این گروه بندی ها را در برنامه مرحله دموکراتیک خویش در بر داشته باشد، بلکه خود میتواند متاثر از این ارزشها باشد. چپ امروز می تواند فمنیست باشد، متاثر از هویتهای ملی خود بوده و یا آرمانگرایی نسل نوجوان قرن بیست و یک را در خود حمل کند. بنا بر این در عین حال کنشگران چپی که در پروژه وحدت چپ فعال می باشند، میتوانند در ساختارهای سیاسی چپ و دموکراتیک ملیتهای مختلف، یا در ساختارهای فمنیستی و یا سازمان های مشابه کاملا و یا نیمه سیاسی عضویت داشته و فعالانه نقش پیشاهنگ دموکراتیک را ایفا بکنند.

عمده کردن حقوق شهروندی به قیمت نفی حقوق ملی دموکراتیک ملیتها، نفی حقوق دموکراتیک اقشار میانه جامعه به قیمت عمده کردن مساله مرزبندی کار و سرمایه و دشمنی با نقش مثبتی که رشد سرمایه داری تولیدی خدماتی جهت برون آمدن از طفیلی گری رباخواری، قاچاق، زمین خواری و تجارت سنتی باید ایفا بکند، و موارد مشابه از شاخص های دیدگاه هایی می باشند که به تنوع شاخص های دموکراتیک رنگین کمانی جامعه کم بها داده و در برخورد های کلیشه ای گذشته منجمد شده اند.

اگر بلوک های ساختاری و ارزشهای اولیه فکری کنشگران چپ را باورمندی عمیق و بالنده به ارزشهای حقوق بشری و انسانی و عدالت اجتماعی مبتنی بر جامعه عاری از استثمار انسان از همدیگر تشکیل می دهد، راستار محوری رشته های وحدت کنشگران این پروژه را باورمندی به استراتژی سیاسی واحد و تحول گرانه تشکیل می دهد. اگر کنشگران چپ بصورت ایده آلیستهایی در جامعه ای خیالی و سوبژکتیو بر اساس یکسری ارزشمندی های واحد دور همدیگر جمع گردند، اگر بصورتی فعال در کنش های سیاسی تحول گرایانه استراتژیک اجتماعی  با همدیگر شرکت مشترک و فعال نداشته باشند، از حد یک کلوب بزرگ روشنفکری باد کرده فراتر نخواهند رفت. بنابر این در کنار نهادهای زیر مجموعه ای ساختاری، اسنادی- برنامه ای، و تئوریک دست اندرکاران پروژه وحدت چپ، باید نهاد هدایتگر سیاسی اجرائی، نقشی کلیدی و اساسی ایفا بکند.

۲۸/۰۷/۲۰۱۳

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>