نوشته شده در اجتماعی٬کارگری توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

در سیستم حاکم بر ایران آنچه اهمیت ندارد جان کارگران است / گفتگوی اخبار روز با دو تن از مسئولان سندیکای کارگران فلزکار مکانیک

 

اخبار روز- سندیکای کارگران مکانیک فلزکار، سندیکای شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه، سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، سندیکای کارگران خباز و… نهادهای نام آشنای کارگران ایران می باشند. نهادهایی که با تلاش روزمره در جهت دفاع از مطالبات کارگران و سازماندهی مبارزه آنان، سطح آگاهی صنفی و مبارزه جنبش کارگری ایران را پیوسته ارتقا می دهند، اعتماد کارگران کشور را به فعالیت در نهادهای صنفی برمی انگیزند و در عمل حضور تشکل های صنفی مستقل کارگران و ادامه حیات خود را بر جمهوری اسلامی تحمیل می کنند. تلاش و مبارزه ای که به بهای تحمل سرکوب و زندان و با از جان گذشتگی پیش می رود. برخورد خشن با رضا شهابی عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد در زندان و تلاش حکومت برای از نفس انداختن وی شاهد زنده جدال مرگ و زندگی کارگران با رژیم است. چرا حکومت با شهابی چنین کینه توزانه برخورد می کند. آیا این برخورد و عقب نشینی حکومت و کارفرمایان در برابر برخی حرکات اعتراضی کارگران در هفته های گذشته نشانه ورود جنبش کارگری به فازجدیدی از مبارزه است.
دو تن از مسئولان سندیکای کارگران مکانیک فلزکار به این پرسش و پرسش های دیگر اخبار روز در باره مسائل جاری جنبش کارگری پاسخ دادند. گفتگوی ویژه اخبار روز را با این مسئولان سندیکای مکانیک فلزکار می خوانید.
این گفتگو توسط علی مختاری صورت گرفته است.

اخبار روز: در ماه های اخیر بر شمار اعتراضات و اعتصاب های کارگران افزوده شده و در چند نمونه از جمله کارگران “پلی اکریل” اصفهان و کارگران و مهندسان معدن سنگ آهن بافق موفق شدند مطالبه صفنی خود را با تداوم اعتصاب و پافشاری بر خواست مشترک به کارفرما و دولت تحمیل کنند، آیا می توان این نمونه ها را نشانه تحول و ارتقای مبارزه کارگران ارزیابی کرد و از ورود جنبش کارگری به فاز جدید سخن گفت؟

مازیار: بی تردید، دستمزدهای حقیرانه و گرانی بی حساب کارگران را وادار به واکنش خواهد نمود. کارگران به تجربه دریافتند که اگر خصوصی سازی در پلی اکریل و معدن بافق صورت بگیرد بسیاری از دستاوردهایشان از بین خواهد رفت و نان خانواده هایشان با بحران روبرو خواهد گردید. این دو اعتصاب اگر بتواند حمایت دیگر کارگران را برانگیزد و تبلیغات کافی در مورد موفقیت در بدست آوردن خواسته های این اعتصابات در میان کارگران در سراسر ایران صورت گیرد بی تردید جنبش به سمت مرتبه بالاتری ارتقا خواهد یافت.

امید: مطالبات حق طلبانه کارگران را در این مرحله از اعتراضات می توان در چارچوب مبارزات صنفی تلقی کرد که علیه منافع طبقه کارگر بخوبی عیان و آشکار است و خطر جانبی این اعتراضات را می توان نگاه داشتن این مطالبات در حد صنفی و کشاندن آن به رفرمیسم پیش بینی و آن را افشا کرد . با توجه به تجارب جنبش های کارگری این حرکت های مبارزاتی سنگ بنای یک مبارزه اجتماعی و عدالت خواهی میباشد اگر در افق آن به یک مبارزه عالی تبدیل شود. این مقدور نیست مگر به خوبی آفت ها و بازدارندگی ها را بررسی و جهت رفع و پویایی جنبش کارگری بهره مندی از این پتانسیل عظیم را امکان پذیر کرد.

اخبار روز: در کنار روند افزایش اعتراضات و اعتصاب ها، ما شاهد بازداشت، محکومیت و تشدید فشار بر فعالان کارگری و اجتماعی هستیم. بهنام ابراهیم زاده ممنوع الملاقات است، رضا شهابی در اعتصاب غذا به سر می برد، شاهرخ زمانی و محمد جراحی در زندان گوهردشت و تبریز برای دسترسی به امکانات درمانی شرایط دشواری دارند. در دادگاه های تجدیدنظر حکم محکومیت ده ها تن از کارگران صرفا به دلیل پیگیری مطالبات صنفی تائید شده است. نظرتان در باره تشدید فشارها و افزایش بگیر و ببند کارگران چیست ؟

مازیار: ما در اطلاعیه اخیرمان که در مورد فشار به بهنام ابراهیم زاده بود نظر رسمی سندیکا را عنوان کردیم. اما آنچه می خواهم شما را به آن توجه بدهم این است که متاسفانه این فشار به فعالین در بدنه جنبش به هیچوجه اطلاع رسانی مناسب نمی شود و جنبش کارگری ایران در کل از آن بی خبر است.

امید: بر خلاف پراکندگی طبقه کارگر، سرمایه داری اسلامی با امکانات و تئوریزه کردن حرکت های اعتراضی گاهی با توجیهات عوام فریب از یک سو و از سوی دیگر به شکل کارشناسی از سرکوب جنبش های اجتماعی و کارگری و از تجارب دول سرمایه داری صنعتی و امپریالیستی سود می برد تا حرکت های اعتراضی را بشکل های گوناگون سرکوب کند و جلو گسترش و باروری آن را گرفته تا منافع سرمایه داران را از خطر برهاند و بخوبی واقفند یک حرکت مستقل صنفی در جهت رشد خود به حرکت های اجتماعی و سیاسی تبدیل می شود.

اخبار روز: کارگرانی که بازداشت می شوند به ندرت می توانند برسرکار سابق خود بازگردند و در واقع هر گونه اعتراض و اعتصاب صنفی که به بازداشت و زندان منجر می شود، عملا با اخراج از کار همراه است. این ترفند را کارفرمایان آگاهانه برای اخراج فعالان کارگری به کار می بندند و هیات های حل اختلاف اداره کار با آن همراهی می کنند. در این میان وزارت کار و دولت چه نقشی ایفا می کنند؟

مازیار: هیچ نمی توان انتظار داشت که تیغه چاقو، دسته اش را ببرد.

امید: همانگونه که بخوبی آشکار است ایزوله کردن حرکت های اعتراضی و مشخصا افراد شاخص از کارگران را زندانی و اخراج می کنند تا ضرب و شتم حکومت را با مانور قدرت نشان بدهند. از تئوریزه کردن به شکل ما قبل سرمایه داری صنعتی و ابزار های ارتجاعی تا نابودی فیزیکی و روحی و روانی که جز ساختار حکومت های سرمایه داری است، بهره می برند. وزارت کار و هیئت های حل اختلاف گاهی به عنوان کاتالیزور عمل می کنند و گاهی برای گمراهی طبقه کارگر نقش آفرین اند. چرا ؟ چون نهادهای از این دست، دست ساز حکومت اند.

اخبار روز: تلاش کارگران نیشکر هفت تپه برای بازگرداندن اعضای هیات مدیره سندیکا که در جریان اعتراضات از کار اخراج شدند به کجا منجر شد، آیا ممکن است این افراد که نماینده کارگران بودند و از مطالبات صنفی آنان از جمله اجرای طرح طبقه بندی مشاغل دفاع می کردند، بتوانند به سر کار برگردند؟

مازیار: همه اعضای هیات مدیره به سرکار بازگشتند و علی نجاتی هم بازنشسته شد. اما این کارگران شجاع با قراردادهای موقت یک تا چند ماهه به سرکار بازگشتند تا همچنان شمشیر اخراج بالای سرشان باشد. البته دوستان ما دست از فعالیت برنداشته و همچنان بر خواسته های بر حق خود در میان کارگران پافشاری می کنند که اعتراضات کارگران نی بر در سال گذشته و تهدید رضا رخشان از اعضای هیات مدیره سندیکای کارگران هفت تپه از این جمله اند.

امید: واضح است اگر مطالبات کارگران نیشکر هفت تپه ادامه دار باشد و از یک قوام و انسجام برخوردار باشد ،دست یافتن به مطالبات صنفی شان دور از دسترس نیست . اما اگر نهادهای حکومتی برای متفرق کردن کارگران نقش خود را خوب بازی کنند اخراج یا از کار افتادن، بازنشستگی زود هنگام در انتظار کارگران است.

اخبار روز: عدم پرداخت به موقع مزد کارگران یکی از دغدغه های مستمر کارگران و خانواده های آنان است. هزاران کارگر در صدها کارخانه و واحد تولیدی از یک ماه تا یک سال مزد کاری را که انجام داده اند، دریافت نکرده اند. بخش بزرگی از اعتراضات و اعتصاب ها به خاطر همین موضوع دستمزد معوقه است، آیا پایانی بر این چرخه که معیشت کارگران و خانواده های آنان را به فلاکت می کشاند، قابل تصور است؟

مازیار: امروزه مهمترین خواسته کارگران دریافت به موقع دستمزدهایشان است و ما امیدواریم که بتوانیم این موضوع را به قانون تبدیل کنیم. بی تردید کارفرمایان از نپرداختن حقوق به موقع کارگران سودهای سرشاری می برند. به عنوان نمونه در پارس جنوبی که تمامی شریان اصلی اقتصاد کشور به آن وابسته است و پول خوبی هم گیر پیمانکاران اصلی می آید ما همیشه مواجه با اعتصاب کارگران در این منطقه هستیم که حتا پیمانکاران کوچک هم از این اعتصابات حمایت می کنند. بیش از ٣۰۰ هزار نفر کارگر و تکنسین و مهندس در این پروژه ها کار می کنند. شما حساب کنید ٣ ماه حقوق این کارگران با معدل حقوق یک میلیون دیر پرداخت شود، فقط سود بانکی یش بالغ بر ماهیانه میلیاردها تومان خواهد شد و این یک تجارت کثیف با نان خانواه های کارگری است.

امید: عدم پرداخت به موقع دستمزد نیز یکی از راه کارهایی است برای به ستوه آوردن کارگران و اخراج انها توسط جریان سرمایه داری حاکم اعمال می شود که گاهی مزایای بازنشستگان را شامل می شود. ولی عموما برای کارگران شاغل اتخاذ می شود که گاهی برای تبدیل یک کارخانه تولیدی و از کار انداختن ان توسط بخش های تجاری که ارتجاعی ترین بخش سرمایه داری دلال صفت می باشد استفاده می گردد تا پشت ان تاخیر حقوق کارگران، سیاست بیکار سازی (تعدیل نیرو) را اجرا کنند.

اخبار روز: آیا تاخیر پرداخت دستمزد محدود به کارگران شاغل است و یا این که بازنشستگان هم با این مشکل درگیرند؟

مازیار: شاید بی پناه تر از کارگران، بازنشسته ها باشند که دستشان به جایی بند نیست. مثل بازنشسته های ذوب آهن و فولاد. اما فاجعه زمانی رخ می دهد که بعضی اوقات به دلیل اینکه کارفرما بدهی خود را به تامین اجتماعی پرداخت نکرده است نمی تواند کارگرانش را برای بازنشستگی به بیمه معرفی کند. آن وقت کارگری در دوران کهولت از همین مستمری ناچیز هم به دلیل نبود نظارت کافی از طرف وزارت کار و تامین اجتماعی، سر پیری محروم و به دره فقر و فلاکت پرتاب می شود.

اخبار روز: از سال ۶٨، آغاز دولت رفسنجانی و اجرای سیاست تعدیل اقتصادی یک تحول اساسی در ساختار و احدهای تولیدی، گسترش شرکت های پیمانکار و قراردادهای کار به وجود آمده که امنیت شغلی گارگران را از اساس دگرگون کرده است. همین حالا ٨۵ درصد کارگران کشور قرارداد نیمه رسمی، موقت و سفید امضا دارند. آیا بدون بسیج عمده ترین نیرو برای تغییر این مناسبات، پایان دادن به قرارداد سفید امضا و تامین امنیت شغلی می توان مبارزه سازمان یافته در سایر عرصه ها پیش برد؟

مازیار: با توجه به نبود سندیکاهای کارگری در سطح کشور و محدویت شدید برای فعالیت سندیکاهای کارگری و فعالان آن، نمی توان چنین مبارزه سازمان یافته ای را صورت داد.

امید: تا جاییکه پراکندگی در طبقه کارگر وجود دارد مبارزه برای لغو قراردادهای موقت و سفید امضا مقدور نیست تنها یک هارمونی هماهنگ از خواسته های طبقه کارگر علیه این قوانین ضدکارگری این امر را میسر می سازد.

اخبار روز: یکی از وعده های حسن روحانی ایجاد اشتغال و مبارزه با افزایش بیکاری است. وی در آستانه انتخابات حتی از برنامه مشخصی برای ایجاد اشتغال صحبت کرد و گفت در اولین اقدام می خواهد ۴۹ هزار واحد تولیدی نیمه تمام را با به کار گماردن ۴۹۰ هزار نیروی کار جدید تکمیل کند. وزیر کار صراحتا تائید می کند که حدود ٨.۵ میلیون نفر بیکار هستند. بعد از گذشت یک سال از این وعده دولت چه اتفاقی افتاده است، آیا روند افزایش شتابان بیکاری و تعطیلی واحدهای تولیدی حداقل کند شده است؟

مازیار: آنچه که در خبرگزاری ایلنا منعکس است و می توان به آن اشاره کرد افزایش بیکاری و رکود است. نمی شود از یک ماشین معیوب انتظار داشت که چراغ هایش خوب کار کند. دستورات صندوق بین المللی پول دایر بر تک محصولی کردن اقتصاد ایران و مصرف کننده شدن بازار ایران است پس بطور حتم نباید زیاد روی قول صنعتی کردن حساب کرد. کارخانه هایی هم که افتتاح می شوند بیشتر وابسته به محصولات نفتی هستند. شما به من بگویید چند کارخانه در رشته کشاورزی و یا دامداری در مدت ٣۰ سال تاسیس شده است؟

امید: شانتاژهای انتخاباتی و عوام فریبی در نظام های پارلمانی که هدف دریافت رای باشد حرف های زده شده بی پایه و اساس خواهد بود. محمد خاتمی قرار بود ۷۹۰۰۰۰ کار در هر سال ایجاد کند تا بیکاری را در ۴ سال اول به صفر برساند! محمود احمدی نژاد با شعار پوپولیستی و عوام فریب می خواست شرایطی ایجاد کند تا مردم پول نفت را در سفره های خود احساس کنند! حال عقیم بودن حرف های انتخاباتی حسن روحانی که ٨.۵ میلیون نیروی بیکار را با تکمیل ۴۹۰۰۰ واحد تولیدی نیمه تمام و گماردن ۴۹۰۰۰۰ نیروی کار می خواست با تکیه بر کدام علم اقتصاد بر اورده کند؟ غیر از صنایع پربازده برای رانت خواران دولتی، حتی قدرت رقابت بخش خصوصی آزاد را که وابسته به قدرت حکومتی نباشد. از آن گرفته اند و توان تولید ندارد. از طرفی جولان دهی ارتجاعی ترین بخش بورژوازی یعنی تجاری و دلال صفت عرصه را برای تولید به تنگ اورده است. سر بر آوردن بانک ها و موسسات خصوصی نشانه چیست؟ سیاست گذاری های میلیتاریستی سه دهه ی اخیر جایی برای تولید باقی نمی گذارند.

اخبار روز: سقوط دو زن کارگر در جریان آتش سوزی در خیابان کارگر تهران و انتشار تصاویر آن ایران را تکان داد، اما به نظر می آید صاحبان واحدهای تولیدی، دولت و وزارت کار از این حادثه چندان متاثر نشدند و در سال جاری هم آمار کارگرانی که در محیط کار به دلیل فقدان رعایت ضوابط ایمنی کار جان خود را از دست می دهند به رقم ۱٨۰۰ نفر سال ۹۱ نزدیک می شود. آیا در جامعه نسبت به جان این انسانهایی که قربانی طمع ورزی صاحبان سرمایه و بی مسئولیتی دولت می شوند، حساسیتی وجود دارد؟

مازیار: ما در پی این حادثه و طی اطلاعیه های قبلی مان، سالهاست که بر فعال سازی بخش نظارت بازرسی وزارت کار تاکید کرده ایم و پس از این حادثه هم طی شکایتی به “آی ال او” در این مورد طرح دعوا کردیم. اما با نبود سندیکاهای کارگری به عنوان بازوی نظارتی کارگران، باید به انتظار اتفاقات بدتری باشیم. تازه این در مورد کارگران ایرانی است، روزی نیست که برادران مهاجر افغانی ما کشته نشوند و در هیچ جایی هم انعکاس نمی یابد و کسی هم پیگیر این کشتار نیست.

امید: در مناسبات سیستم موجود در ایران آنچه اهمیت ندارد “جان کارگران” است. بدلیل کاهش کار در کارخانجات و تعطیلی فراگیر تولید در نوسانات قدرت و چالش های آن، کارگران برای معیشت خود ناچارا به کارهایی تن می دهند که، ایمنی کار تا حدود حذف شدن در پروسه های تولید ست. سقوط دو کارگر در حادثه ی آتش سوزی تنها از این موارد نیست، روزی نیست که شاهد مرگ کارگر نباشیم. در بخش خصوصی ریزش سازه های غیر ایمن ساختمانی، قنات و چاه ها، حذف چشم الکترونیکی در کارگاه ها و کارخانه های تولیدی، پرس شدن دست کارگران و برای همیشه ناقص العضو شدنشان، از طرف دیگر صاحبان واحدهای تولیدی و کارفرمایان دغدغه ی دیگری جز سود زیاد ندارند و وزارت کار نماینده ی ضدکارگری ترین سیستم اقتصادی موجود است و برای مهار اعتراضات به حق کارگری رسالتی ندارد.

اخبار روز: همزمان با آغاز کار دولت روحانی روزنامه های نزدیک به دولت با تیترهای درشت از کشف و پیگیری اختلاس چندین هزار میلیارد تومانی در صندوق تامین اجتماعی خبر می دادند. با گذشت زمان ورق برگشت و بحث در باره اختلاس در اموال صندوق اجتماعی که در اصل پول کارگران کشور است، حوزه ممنوعه برای فعالان کارگری و روزنامه نگاران متعهد شد و راه کندکاو را بستند. آیا در حسابرسی و نظارت براین صندوق تغییراتی به وجود آمده و امکانی برای کنترل نمایندگان واقعی کارگران پیش بینی شده است؟

مازیار: مسلما خیر. ببینید در این رابطه سندیکای ما آقای خلیل بهرامیان را برای پیگیری این اختلاس وکیل خود کرد ولی به ایشان فکر می کنید چه مقدار اجازه پیگیری پرونده را دادند. چه رسد به اینکه اجازه حسابرسی بدهند. ما می خواهیم کنترل کارگران بر این صندوق که غیردولتی است اعمال شود تا ما نشان دهیم کنترل کارگری یعنی چه؟ مطمئن باشید که اگر مدیریت کارگری بر این سازمان اعمال شود شما شاهد حقوق های چندصد میلیونی نخواهید بود. البته اختلاس زاییده اقتصاد انگلی و رانت خواری است و بطور حتم از کوزه همان برون تراود که در اوست.

امید: به تجربه دریافته ایم که هر دولتی می آید سعی دارد نوسانات و کاستی ها را به دولت قبلی ارتباط دهد و خود همان اسلوب و فرآیند را طی کند. حسن روحانی برای نیروهای پیشرو و فعالین کارگری واقعی یک چهره ی شناخته شده در شورای امنیت ملی ست. با نگاهی گذرا می توان دریافت انتخاب وزرا در حوزه ی کارگری عمل کردی یکسان داشتند و برآیند هیچ نوع خوشبینی نیست. اختلاس ها معمولن از کسانی سر زد که در اریکه قدرت حاکم جزء با نفوذها بودند، از جمله اختلاس جناب مرتضوی از صندوق تامین اجتماعی که بنیان آن از دسترنج کارگران شکل گرفت، به عسر و حرج می رود.

اخبار روز: فعالان دفاع از حقوق کارگران ایران به ویژه در خارج از کشور از نحله های مختلف هستند و هریک بنا به توان و نگرش خود می کوشند از امکاناتی که به آن دسترسی دارند، در جهت پشتیبانی از مبارزه کارگران بهره بگیرند. در این میان با توجه به ماهیت جنبش کارگری دریافت هرگونه کمک مالی، به درستی این پرسش را برانگیخته که منبع و انگیزه چنین کمکی چیست. به نظر شما آیا فعالان جنبش کارگری باید دریافت هرگونه کمکی را رد کنند؟

مازیار: توطئه بسیار محیلانه ای در شرف وقوع هست و آن حذف فعالین کارگری در داخل و به تبع آن دوستداران طبقه کارگر در خارج است. توطئه از سالها پیش برای حذف جسمی و روحی کوشندگان جنبش آزادیخواهی کلید خورده است. این پروژه، پرونده سازی برای کوشندگان کارگری را آسان تر خواهد کرد. و در اذهان اینطور نقش خواهد گرفت که اینها وابسته به پولهای خارجی هستند و بی خود هم نیست که اینطور کوشش می کنند. یعنی لجن مال کردن تفکر کوشش برای بهبودی جامعه. تاکنون تلاش بر این بوده که همه کوشندگان آزادیخواهی را به نوعی وابسته به خارج نشان دهند و امروز می توانند با این شگرد کوشندگان کارگری را جیره خوار نشان دهند. در صورتی که خانواده های کوشندگان کارگری با سختی امرار معاش می کنند، سندیکاهای کارگری بر حق عضویت ها و کمک های بی دریغ اعضایشان یکصد سال است که تکیه کرده اند و بازهم خواهند کرد و نیازی به این گونه پولها ندارند. من هنوز هم فکر می کنم هم نفس شدن با کارگران در کارخانه ها و کارگاهها و زندگی با آنها می تواند کارگران را آگاه و متشکل کند و ما جز این راهی نداریم.

امید: این نحله های فکری از پراکندگی و قرائت های متفاوت از منافع طبقه کارگر می گویند تا جائیکه سلطنت طلبان هم مدافع طبقه کارگر شده و صندوق مالی احداث می کنند. با نگاه دقیق به این موضوع بخوبی می توان درک کرد آنچه از سنتز این کمک ها بر می آید به انحراف بردن صفوف طبقه کارگر و استفاده ابزاری از آن است. هرگاه این کمک های مالی از منبع وحدت طبقه ی کارگر باشد در چارچوب انترناسیونالیسم پرولتری قابل اعتناست وگرنه طبقه ی کارگر اجیر دستجات، گروه ها و احزابی که منافع حزبی و تشکل سیاسی برایشان اصل است نمی شوند، ولو این گروه ها با شعار رهائی طبقه کارگر پیش برنده سیاست خود باشند. نگاهی به کاستی های جنبش چپ و حزب توده در ایران ما را به این درک می رساند به کمک های بیرونی خوش بین نباشیم.

اخبار روز: کارگران ایران و جنبش کارگری یک سال تجربه عملی دولت “تدبیر و امید” آقای روحانی را پشت سرگذاشتند. چه ارزیابی از عملکرد دولت در عرصه مسائل کارگری دارید؟

مازیار: دیدگاه ما طبقاتی است و رفتن و آمدن دولت ها تزلزلی در این بینش بوجود نخواهد آورد. ما از دوران دولت آقای رفسنجانی به سیاست های صندوق بین المللی پول گردن گذاشته ایم و از آن به بعد هر دولتی آمده در پیشبرد این سیاست کوشیده است. واردات سیل آسا برای نابودی اقتصاد تولیدی، کاهش حقوق آجتماعی، وابسته نمودن اقتصاد کشور در زمینه های مختلف به خارج، نابودی دستاوردهای طبقه کارگر از جمله حق داشتن سندیکاها و تامین اجتماعی، همگی دستورات صندوق بین المللی پول است. این دستورات در سراسر جهان اعمال می شود از جمله ایران.

امید: دولت “تدبیر و امید” سعی در هماهنگ سازی واپسگرائی در عرصه تولید دارد و رسالتی جز گره زدن آن به صندوق بین المللی پول و توجیه قوانین ضدکارگری ندارد. تدبیر به آن و امید به وهم و توهم پسروی شالوده دول دیگر در نظام سرمایه داری اسلامی ست.

اخبار روز: همه فعالان جنبش کارگری هر بار که از مشکلات و راه حل ها سخن به میان می آید از ضرورت ایجاد تشکل های مستقل، ایجاد سندیکا و اتحادیه صحبت می کنند. در شرایط کنونی تا چه اندازه زمینه عینی برای ایجاد تشکل های مستقل و ایجاد پیوند بین آنها وجود دارد؟

امید: نظام حاکم بر ایران هیچ تشکل و اتحادیه مستقل را بر نمی تابد. خود با ایجاد انجمن های اسلامی کارگری، خانه کارگر، بسیج کارگری سعی در بازدارندگی تشکل های مستقل دارد. علی رغم آن برای طبقه کارگر جز ایجاد تشکل های مستقل و سندیکاهای کارگری راه نجاتی نیست ولو به کندی با موانع بگیر و ببندها، اخراج از کار، بازنشستگی زودهنگام و … در افق پویائی و حق طلبی و استقلال طبقه کارگر این امر اجتناب ناپذیر است.

مازیار: اینکه ما از ضرورت حرف بزنیم ولی کار دیگری را انجام بدهیم، خوب می توانیم تا آخر دنیا حرف بزنیم. ولی برای اجرایی کردن این ضرورت باید شما دست اتحاد به سمت دیگران دراز کنی و آنها را به گفتگو یا بقول معروف دیالوگ و نه مونولوگ دعوت کنی. نه اینکه بگویی بیایید در زیر تشکل من با هم متحد شویم. سندیکاهای کارگری فلزکارمکانیک، شرکت واحد، نقاش، هفت تپه، اتحادیه کارگران پروژه ای توانسته اند در طی یکسال اخیر با متحد شدن در ماهنامه پیام سندیکا این ضرورت را اجرایی کنند. هر چند که ما تلاش داریم تا دیگر تشکل های مستقل را هم به این اتحاد دعوت کنیم. البته این اتحاد به مذاق خیلی ها خوش نیامده و ما را تحریم خبری هم کردند. به عنوان مثال چند خبر در این چند ساله شما از انتشار ۲٨ شماره ماهنامه پیام سندیکا در سایتتان انعکاس دادید؟ و یا در مورد سوال هایی که پرسیده اید مثل فاجعه آتش سوزی در خیابان جمهوری و یا همین اطلاعیه های بعد از عید کارگری که از طرف سندیکای کارگران فلزکارمکانیک منتشر شده، چقدرش را پوشش داده اید؟ چرا باید سندیکای کارگران فلزکار مکانیک و یا اطلاعیه های مشترک سندیکاها مورد تحریم خبری از طرف سایت ها قرار بگیرد؟ دوستان شما و همه کسانی که از کشور خارج شده اند از راه حل ها سخن می گویند ولی در موقع اجرا می خواهند سندیکاها مجری سیاست های آنان باشند و اگر حرفی خلاف ایده های این دوستان زدند از انگ زدن تا تحریم و نادیده گرفتن این جریان ابایی ندارند. در عوض ببیند چقدر افراد تک افتاده از طریق همین سایت ها به تئوریزه کردن جنبش و رهبرانش می پردازند. و تا می توانند نسخه برایمان می پیچند. ما تا کی باید فردی کار کنیم و هی فقط حرف بزنیم. به هرحال اتحاد عمل یک فرایند طولانی است و در عمل و شناخت از توانایی و سیاست های همدیگر و تحمل بالا و احترام به دیدگاهها صورت می گیرد. ما توانسته ایم این اتحاد عمل را در سندیکاهای موجود بوجود بیاوریم و این به جز شناخت از همدیگر و تعامل و احترام به دیدگاهها بدست نیامده است. امیدواریم در آینده ای که می تواند از همین فردا شکل بگیرد شاهد انتشار و درج اطلاعیه های مشترک از طرف گروهها باشیم تا درج مقالات منفرد افراد در سایت ها.
به هرحال از شما سپاسگزاریم که این مصاحبه را ترتیب دادید و صدای ما را به گوش همه دوستداران جنبش و سندیکاهای کارگری می رسانید.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>