نوشته شده در اعلان توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

در تسلای رفتن دوست

دوست و رفیق دیرین ما رضا ساکی سه شنبه شب هشتم دیماه هزار و سیصد و نود و چهار خورشیدی و در آستانه ی سال نوی دوهزار و شانزده ی میلادی، ما را و جهان ما را واگذاشت واز دست رفت. سکته ی بی رحم قلبی و مغزی همزمان، جان و جهان او را به یغما برد. رضا ساکی زاده ی خرم آباد لرستان در هزار و سیصد و سی و سه خورشیدی، از آغازه های نوجوانی و جوانی به تئاتر روی آورد و شور و اشتیاق هنر را تا پایان با خود داشت. کشش و کوششِ مبارزه جویانه در راه عدالت و آزادی، بهره و غنیمتِ او بود از پرورش و بالیدن در خانواده ای مبارز. در آستانه ی انقلاب، همراه بسیارانی از همنسلان خود به مبارزه پیوست و در شمار هوادارن جنبش فدائی بود. پس از انقلاب عضو فدائیان خلق بود. سال هزار و سیصد و شصت و سه ــ در پیوند با سازمان فدائیان خلق، ۱۶ آذر ـــ دستگیر شد، در برابر شکنجه ها و رفتارهای نامردمی رژیم اسلامی در زندان ها، سرفرازانه ایستاد. از آن کشتار هولناکِ به فرمانِ مستقیم خمینی در سال هزار و سیصد و شصت و هفت، به تصادف جان بدر برد. سال هزار و سیصد و شصت و هشت، به گونه ای مشروط از زندان رهائی یافت. ایران را و زادگاهش را ناگزیر ترک گفت و در نروژ پناهنده شد. رضا ساکی در همه ی سال های تبعید، خواه در کار و کوشش تشکیلاتی و خواه در فاصله گیری از آن، در همه حالی، ارزش های عدالت جویانه و آزادی خواهانه را با خود و در گفتار و کردار صمیمانه ی خود داشت چونان چیزی یگانه با او و آمیخته با او. همصحبتی متین و آرام بود با کلامی صمیمی و صاف و ساده چون آب روان. نازک اندیش و شوخ طبع بود. دوستی را و صمیمیت را و مهربانی را هم، پیوسته با خود داشت. آزردگی های طاقت سوز تبعید را هم دریافته بود و تجربه کرده بود و ماوای هنر را نیز تجربه کرد. بازیگری تئاتر را پی گرفت و در نمایشنامه هائی ایفای نقش کرد که در تلویزیون نروژ نیز نشان داده شدند.

اینک، بهره ی آدمی به رضا ساکی نیز رسید. اندوه خانواده و خویشان و دوستان سنگین است. ما، با همه ی اندوهِ از دست رفتن او، به پاس ارزش والایِ دوستی و یگرنگی خالصانه ی رضا ساکی، خود را از غرقه شدن در غم و پریشانی برکنار می داریم، فضیلت دوستی را که از پس مرگ نیز دوام می آورد بیاد می آوریم و پاس می داریم. در کنار خانواده و خویشان و نزدیکان او هستیم و به همگی آنان تسلیت و تسلا می گوئیم.

احمد آزاد، رسول آذرنوش، ابراهیم آوخ، فریدون احمدی، پریسا احمدیان، مهدی اخوان بیطرف، نسترن اسدیان، بانو اسکندانی، قادر اسکندانی، فرید اشکان، پوران انصاری، نسان انصاری، منصور انصاری، رصا انصاری، ایران انصاری، مهران اعظمی، فریده اعظمی، محمد اعظمی، رضا اکرمی، حسام امام، بهمن امینی، امیر اهوازی، اصغر ایزدی، مهرداد بابا علی، منیره برادران، علی برزوئی، امیر حسین بهبودی، اژدر بهنام، محمود بهنام، ژینوس پزشکی، میهن جزنی، بابک جزنی، حسین پورجانکی، مهدی پرویز، علی پورنقوی، احمد پورمندی، اسفند جاوید، فلور جاوید، حسن جعفری، فردوس جمشیدی رودباری، علی جلال، شهرزاد چگنی، محمد حداپور، محمود حمزه لوئی، نقی حمیدیان، بهروز خسروی، نسیم خاکسار، اسماعیل ختائی، اصغر خرسند، بهروز خلیق، مرضیه دانش، رضا درخشان،رضا دقتی، عزت دولت آبادی، ناصر رحیم خانی، فرهمند رکنی(اخوی)، مجید زربخش، فخری زرشگه، سیامند زند، علی ستاری، فرج سرکوهی، مریم سطوت، نسرین سلمان مظفر، اکبر سوری، اکبر سیف، حماد شیبانی، شهلا صالحی، فرزانه ضیا فتحی، نادر عصاره، راحله طارانی، مجید عبدالرحیم پور، رحمان عبدی، فرزانه عظیمی، مه دی علوی، سرور علیمحمدی، ثریا علیمحمدی، مسعود فتحی، ملیحه فرهنگ، مصطفی مدنی، مسعود فراز، احمد فرهادی، داریوش فریدونی، حسن فخاری، مهدی فتاپور، ناصر قاضی زاده، فیروز قریشی، قدرت قلی زاده، پرویز قلیچ خانی، مقصود کاسبی، اسفندیار کریمی، بهزاد کریمی، حجت کسرائیان، سیروس کسرائیان، رضا کعبی، رئوف کعبی، علی کشتگر، اکرم کوهساری مرند، منوچهر گلشن، جلیل مبشری، مرسده محسنی، ضرغام محمودی، منوچهر مختاری، پرویز مختاری، علی مختاری، بهروز مطلب زاده،سیروس ملکوتی، امیر ممبینی، جمشید مهر، ناصر مهاجر، محمد رضا مهجوریان، ذبیح موسوی، باقر مومنی، اشرف میرهاشمی، شیدا نبوی، فرهاد نعمانی، حمید نعیمی، مسعود نقره کار، پرویز نویدی، ایرج نیری، پروین واحدی پور، علیرضا هادی طلب، فریده یامچی، محسن یلفانی و …..

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>