نوشته شده در خبرو گزارش توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

درویشیان برای عدالت، سوسیالیسم و آزادی مبارزه کرد

مراسم تشییع و خاکسپاری علی اشرف درویشیان نویسنده ی محرومان ایران روز دوشنبه ٨ آبان برگزار شد. در این مراسم عده ای از شخصیت های برجسته ی چپ ایران و اعضای کانون نویسندگان سخنرانی کردند. در زیر متن سخنرانی های فریبرز رئیس دانا و ناصر زرافشان را می خوانید:

متن سخنان فریبرز رئیس دانا

دوستان آزادی خواه، مسئول و متعهد نام گذاری تاریخی خود را برای علی اشرف درویشیان انجام دادند. او را نویسنده ی محرومان خواندند. ما یک نویسنده ی محرومان در طول تاریخ ایران داریم. علی اشرف درویشیان.

یک بار از ویکتور هوگو مطلبی می خواندم. می گفت تا زمانی که فقر و محرومیت و ستم وجود دارد، آثاری از این دست بی نتیجه نخواهد بود. اینجا این حرف را به این شکل تغییر می دهم: تا زمانی که فقر و ستم و تبعیض و محرومیت و جنایت و آزادی کشی وجود دارد، آثاری از این دست، آثار علی اشرف درویشیان، و خود او ضروری است. ضروری است، فقط نتیجه بخش نیست. جامعه ی ما به او و کسانی چون او احتیاج دارد تاریخ ما از امیل زولا، از رومان رولان، از ماکسیم گورگی، صمد بهرنگی، یاشار کمال و علی اشرف درویشیان برای یادگارهای نجات بخشش و آزادی بخشش یاد خواهد کرد و یاد خواهد کرد.

یک بار علی اشرف درویشیان به من گفت که ژانر ادبی طبقه ی کارگر نداریم. ما می باید به تمامی ادبیاتمان در خدمت محرومان باشد. به هر حال او فقط نویسنده ی فرودستان نبود. به جز آن او وقف ادبی تهیدستان و رنج دیدگان بود. برای عدالت و سوسیالیسم و آزادی مبارزه کرد، هم در گذشته و هم تا آخرین لحظه ی حیاتش. او برای کانون نویسندکان ایران که سنگر و نماد مبارزه و مقاومت برای آزادی است جنگید. او برای من و برای همه ی ما شرافت قلم است، نماد شرافت قلم است و نماد این پیام است که برای آزادی هیچ گذرگاهی ارزشمندتر از عبور از راه عدالت اجتماعی نیست. سوسیالیست ها و عدالت خواهان و اعضای کانون نویسندگان ایران به گوشه های مختلف و به گونه های مختلف برای ازادی رزمیده اند و علی اشرف در راس آن ها قرار داشت.

او نماد عدالت خواهی ریشه گرا و آزادی خواهی است.
ای ستمدیدگان ایران و جهان، امید خود را از دست ندهید، آثار علی اشرف، شاگردان او و همه ی ما هنوز هستیم.

متن سخنان ناصر زرافشان

قصه نویس در نسل ما و معاصران ما کم نبوده اند، اما علاقه و عاطفه ی ویژه ای که در میان مردم نسبت به علی اشرف درویشیان وجود دارد خاص است. این را همه می دانیم و حس می کنیم. راز این علاقه ی ویژه چیست؟ امروز من می خواهم در این باره چند کلمه با شما صحبت کنم.
اگر علی اشرف چنین جایی در دل مردم دارد، به خاطر چهره و یا وجود فیزیکی او نیست. اندامی رنجور که بار یک عمر رنج و ستیزه را کشیده بود. راز این عاطفه ی ویژه ی مردم به علی اشرف این است که او راوی رنج های خود آن ها بود. این ویژگی تمام آثار قلمی اوست و از اینجا می خواهم به اولین نتیچه گیری خود برسم. اصالت در مضامینی است که در زندگی واقعی یعنی زندگی مردم روی می دهد و اگر ادبیات و هنر از این مضامین روی برتابد و صرفا اسیر مسایل فنی و شکلی ادبی بشود، نه به درد جامعه می خورد و نه جامعه به آن توجهی می کند. گیرم که کار ادبی صنائت و فنون خاص خود را را لازم داشته باشد، قبول، اما تکلیف مضمون آن چه می شود؟ شکل در ادبیات به قول قدما صناعت ادبی است. اما مضمون آن، همین مضمون واقعی زندگی است که با عبور از منشور ذهن و شیوه ی بیان شخصی خاص نویسنده، در قالب این صناعت ادبی ارایه و ابراز می شود و اگر از مضامینی که گفته شد تهی باشد، به بیهودگی دچار و فراموش خواهد شد. این گونه کارها با همه ی هیاهوهای ساختگی و بی بنیادی که پیرامون آن ها برپا می کنند، بعد از چند صیاحی فراموش می شود.
دومین ویژگی کار درویشیان این است که مضمون عمده ی کارهای او هم افشای نابرابری ها، حرمان ها، فواصل خونین طبقاتی، و ستیزه با این ناروایی ها و آرزوی عدالت اجتماعی است. تکیه ی او بر این خط به این دلیل بود که خود در دانشکده ی زندگی معنای نابرابری را تجربه و عمیقا شناخته و این نکته را به خوبی درک کرده بود که آزادی و عدالت اجتماعی لازم و ملزوم یکدیگرند و وجود هر یک مستلزم وجود دیگری است. او به عنوان یک مبارز راه آزادی به خوبی دریافته بود که بدون برابری، آزادی حرف مفت است. بدون عدالت اجتماعی دموکراسی حرف مفت است و در فقدان عدالت اجتماعی گفتگو از آزادی عوامفریبانه است و به این دلیل دغدغه او در کار نویسندگی در درجه ی اول عدالت اجتماعی و ستیز با فقر و حرمان و استثمار بود.
سومین ویژگی علی اشرف درویشیان این است که کار درویشیان بومی است و این مزیت اوست. من با تاکید می گویم این مزیت اوست. درختی است که در خاک این سرزمین روییده و برگ و بار آورده است. تقلید چشم بسته از فرم هایی که در جاهای دیگری شکل گرفته و تکامل یافته اند بدون آشنایی و الفت عمیق با سرزمین خود و آن چه که در اعماق آن می گذرد، بدون پیوند دائمی با مردم خود و شرایط آن ها، از کسی چیز قابل توجهی به وجود نمی آورد. جیمز جوینس، کافکا، مارسل پروست و دیگران محصول پرورده ی جامعه ای دیگر با شرایطی دیگر هستند و در آن جا ارزش خود را دارند، و تقلید صرف و خام از شکل کار آن ها کسی را به جایی نمی رساند. اگر در برنامه های غربی، به هر دلیل هری پاتر خواننده و مخاطب میلیونی دارد، دنیای ادبیات کودک ما دنیای هری پاتر نیست. دنیای کودکانی است که روزی خود را در صندوق های زباله جستجو می کنند. نویسنده ای که هر روزه منظره ی کودکان ده دوازده ساله ای را پیش رو دارد که دست خود را تا شانه در زباله ها فرو برده اند، تا از میان آن ها چیزی در خود بدست آورند، و گونی های بزرگ زباله ای را که دو برابر قد آن هاست در کوچه و خیابان به دوش می کشند، ذهنی دارد غیر از ذهن نویسنده ی هری پاتر. خاطر چنین نویسنده ای که روزمره شاهد چنین تجاربی است، در آتش است.
و آخرین نکته، چهارمین نکته، شخصیت فردی خود علی اشرف بود. اگر چه خودش هم مثل آثارش ساده و فاقد تکلف بود. شخصیتی زلال و ساده.
یادش گرامی و جاودانه. نجیبانه ترین بزرگداشت، نجیبانه ترین خدمت به رفقایی نظیر علی اشرف درویشیان ادامه ی راه آن هاست. یاد و خاطره اش گرامی و راهش پر رهرو باد.

اخبار روز

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>