نوشته شده در سیاسی توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

جنگ در منطقه خاورمیانه و آلترناتیوها (بخش یکم) / سیروان هدایت وزیری

منطقه خاورمیانه شاهد یک جنگ فراگیر می باشد.  بخش بزرگی از کشورهای منطقه با یک جنگی مواجه هستند که شاید در دهه های گذشته قابل پیش بینی نبود . هم اکنون حدود شصت کشور در جهان به طور مستقیم و غیر مستقیم خود را در جنگ جاری  سهیم می بینند . و اعلام کرده اند که در یک وضعیت جنگی قرار دارند . و حتی این جنگ به خارج از خاورمیانه نیز سرایت کرده است. و شاید بتوان گفت که این جنگ بر خلاف جنگ ها ی کلاسیک ، دارای  یک جبهه مشخص و معلومی که ، دوست و دشمن را در صف بندی های معینی قرار گرفته باشند ، نیست . در نتیجه، این جنگ از مکانیزم بسیار بغرنج و پیچید ه گی های خاصی بر خوردار می باشد . بعضی از صاحب نظران ، جنگ جاری را ناشی از بحران سرمایه داری می پندارند . بعضی این جنگ را ناشی از درگیری های ایدولوژیک ، مذهبی دانسته ، بعضی این جنگ را بر سر تقسیم قدرت جهانی می پندارند و بعضی نیز این جنگ را معلول تناقضات و فاصله میان کشورهای ثروتمند و فقیر ناشی می دانند . ولی با همه اینها این جنگ یک پدیده  واقعی و هویداست که همواره تعمیق می یابد .

اگر چاره ای در جهت خاتمه این جنگ اندیشیده نشود ، جامعه  بشریت با یک فاجعه همه گیر و هولناک روبرو خواهد شد. از ماهیت این جنگ طوری استنتاج می شود،  که می توان همه دلایل فوق را برای آن پیدا کرد. آری ناشی از بحران سرمایه داری ، آری ناشی از جنگ های ایدولوژیک مذهبی ، آری ناشی از فاصله عمیق کشورهای فقیر و ثروتمند ، آری ناشی از تقسیم بندی قدرت جهانی و منطقه ای  و…  پیچیدگی این جنگ نیز در آنجاست که  صف اول جبهه نا معلوم  و مبهم است . پیچیدگی این جنگ در آنست که همه به خود حق می دهند و شکستی را در حق خود نیز متوجه نمی شوند . ولی این جنگ قربانیانی را بوجود آورده که اساسا به این جنگ ربطی نداشته اند ، اما  ناگزیر به دام آن افتاده اند . پیچیدگی این جنگ در آنجاست که برای شروع شدن آن نمی توان تاریخی را در نظر گرفت ، هر چه به شروع  تاریخی این جنگ استناد می شود ، فکر و نظرها بسیار عمق تاریخی به خود می گیرد . اما اگر روی علل و معلول های این جنگ  برخوردی واقع گرایانه و منطقی صورت  گیرد ، شاید شروع این جنگ ، اینکه چه وقت شروع شده  ، بی اهمیت جلوگر شود  واما چگونگی پایانش با اهمیت . هر انسانی خواهان جنگ وکشتار نیست و اگر جنگی باشد خواهان پایان  فوری آن می باشد . شاید در اینجا این سوال مطرح شود که،  ما از کدام جنگ صحبت داریم . جنگ جاری در سوریه عراق ، ترکیه ، ایران ، مصر ، یمن ، لیبی ، لبنان ، فلستین ، افغانستان ، پاکستان ، روسیه ، فرانسه ، و خیلی از کشورهای دیگر  . اگر بر ماهیت این جنگ در بعضی از این کشورها ، که  هم اینک به مرکز ی پر از  منازعه و درگیری تبدیل شده است ،  مروری داشته باشیم ،  به مجموعه علل و معلول های بر شمرده بر خورد خواهیم کرد. 

 جنگ در سوریه : تحولات در سوریه و جنگ جاری در این کشور محصول چند پارامتر شکل گرفته می باشد  . اگر علت و معلول جنگ جاری در سوریه  مورد بررسی همه جانیه قرار گیرد ، خودبخود ما را به جهتی می رساند ، که آری ،  بعد از جنگ و کشتار در کشورهای دیگر عربی که در آنها  تحولاتی موسوم به “بهار عربی”، روی داده بود، بعدا نوبت سوریه می شد . این مکانیز م و درک ، شاید ما را  به علت ها، نزدیک کرده باشد ،  اما برای اثبات آن کافی نیست . ساختار قدرت سیاسی در سوریه ، طوری  بود که باب میل و سبک اکثریت کشورهای سنی و عربی در منطقه خاورمیانه نبود. قدرت سیاسی  موجود در  سوریه بر مبنای شیعه گری علوی می باشد . این قدرت هیچوقت نتوانست در کشورهای عربی “سنی” مجاور خود طرفداری داشته باشد و شاید نیزاین کشور با همین قدرت سیاسی اش به عنوان یک غده سرطانی برای کشورهای سنی مجاور در منطقه محسوب می گشت . و کشورهایی مثل عربستان سعودی و کشورهای حاشیه خلیج فارس ضدیت جدی با این کشور داشتند و همواره خواهان بر چیده شدن قدرت سیاسی در این کشور هستند. و حتی کشور ترکیه نیز از ساختار سیاسی و مذهبی کشور سوریه ناخشنود بود و این کشور نیز با پیروی از کشورهای سنی منطقه ،  خواهان بر چیده شدن قدرت سیاسی در کشور سوریه می باشد . از طرف دیگر ایران به عنوان مرکز رهبری  شیعه اثنی عشری به خود اجازه داد در سرنوشت جامعه سوریه دخالت همه جانبه ای را ایفا نماید و با پیروی از صدور انقلا ب اسلامی در منطقه و خط کشیدن نوار سبز شیعه گری ، حاکمیت خاندان اسد را با هر شکل ممکن نگه دارد .  تا اینکه این دولت در مقابل کشورهای سنی عربی بتواند بیشتر مقاومت از خود نشان دهد.

دولت ایران نیز با تشکیل این و آن سازمان و گروه واپسگرای حزب الـله شیعه می خواهد ثابت کند که قدرت  منطقه ای ایران غیر قابل چشم پوشی می باشد . و ایران این احساس را دارد که سوریه  یک سر پل بزرگ و کمربندی سبز  بین مناطق شیعه نشین کشورهای مجاور سنی که می تواند با عبور از این پل  ، صدور انقلاب اسلامی اش را میسر سازد. کشور روسیه نیزبا توجه به روابط  سنتی و دیرینه ایی که با سوریه داشت ، هنوز این کشور را به عنوان متحد خود دانسته و با طرفداری از دولت اسد خواهان حفظ سنتی سیستم اقصادی و سیاسی آن می باشد . تا آنجایی که به روابط هیئت حاکمه اسد و روسیه بر می گردد ، می توان به استنتاج اپورتونیسم دیپلماتیک رسید . روابط حسنه روسیه با حاکمیت اسد مرکز ثقل روابط ایران و روسیه را تشکیل می دهد. کشور روسیه که با هر امکانی خواهان توسعه روابط دیپلماتیک اقتصادی و سیاسی با ایران می باشد، در حقیقت مسئله سوریه حربه ایی محکم در این مورد خواهد بود . برای روسیه قدرت از بالا بر قدرت از پایین یعنی توده های اجتماعی  سوریه  ارجحیت بیشتری  دارد . طرفداری روسیه از دولت  اسد  نشانه ای از یک تیر زدن  برای دو هدف می باشد . روابط حسنه تر با ایران از یک طرف و از طرف دیگر مطرح کردن خویش به عنوان یک قدرت  خاورمیانه ای قابل  طرح در مقابل غرب . کشورهای غربی نیز با استفاده از وضعیت جنگی و بحران موجود در سوریه ، خواهان دخالت گری بیشتر در اوضاع جامعه سوریه می باشند و آنان نیز سعی دارند به نیروهایی که خواهان بر اندازی حکومت اسد هستند ، کمک مالی و معنوی نمایند تا اینکه پروسه سرنگونی حکوت اسد تسهیل گردد.

 ساختار سیاسی و مذهبی هیئت حاکمه طوری چهره سوریه را متطاهرنموده  که انگار این کشور یک کشور عربی نیست ، بلکه تافته ای جدا بافته است.

 ساختار اجتماعی و سیاسی  این کشور نیز با وجود  حاکمیت مادام العمر و دیکتاتوری خاندان اسد دچار تزلزل ، تجزیه و پاره پاره شده است . زیرا ساختار اجتماعی این کشور طوری شکل گرفته ، که هر کشوری را متوهم می سازد که درسر نوشت بخش بخش جامعه سهیم می باشند .  وجود بخش بسیار کوچک ترکمن ها در این کشور ، دخالت گری ترکیه را در امور این جامعه سهیم کرده است . در نتیجه کشور ترکیه با مساعدت مالی و مرزی خود به گروه های موجود ترک سنی مذهب  در کشور سوریه به دخالت گری اش جنبه رسمی داده است . کشورهای سنی مذهب منطقه امثال عربستان سعودی ، قطر به طرفداری از مذهب سنی گرا به خود نیز حق می دهند که علیه دولت علوی مذهب اسد به مبارزه بر خیزند و آنان نیز با تشکیل گروه و سازمان های واپسگرایی همچون داعش و القاعد در پی بر اندازی دولت اسد شده اند . جامعه کردنشین سوریه نیز جدا از اینکه چه نوعی مذهبی را دنبال  می کنند از وضعیت موجود استفاده نموده و اکنون برای احقاق حقوق ملی و منطقه ای پایمال شده  خود به مبارزه بر خاسته اند . کردهای سوریه با تشکیل سازمان و گروه های متفاوت چپ و راست خود را برای یک پروسه سیاسی و دموکراتیک آماده می سازند . طبعا آنان هم اینک با یک جنگ پیش بینی نشده مواجه هستند . جنگ در مقابل نیرویی واپسگرا امثال داعش ، کردها را در وضعیت حساسی قرار داده است .  اما از اینکه جامعه بین المللی در مقابل نیروی داعش اعلام جنگ کرده اند ، برای کردهای این منطقه  ، می تواند یک نقطه ا تکایی در زمینه های سیاسی و لجستیکی به حساب آید . و با توجه به تنوع آلترناتیوها ، تغییرات سیاسی و جغرافیایی ، نقش کردها  را به عنوان یک ثقل موجود در نظر گرفته میشود ، آنچه تا کنون غیر واقعی به نظر می امد .

وجود اقلیتی مسیحی در سوریه  نیزدر تحت فشار ، تبعیض و  اجحاف مذهبی  وارده از طرف حکومت موجود ،  جامعه غرب را وادار کرده است ، در امور این جامعه همانند مابقی کشورهای مربوطه دخالت خود را قانونی تر جلوه دهند . در حقیقت می توان گفت که سوریه به ” میدان رقابت ها  ” تبدیل شده است . بی شک در این رقابت ها حساب رسی اش به خود مردم سوریه واگذار شده است . می توان گفت بیلان این حساب رسی ،  قربانی شدن هزاران نفر از مردم این جامعه می باشد . ولی در هر صورت باید مردم سوریه برای تشکیل یک دولت دموکراتیک و آزاد به میدان گزینه ها تشویق شوند.

جنگ در عراق : جنگ در عراق بر خلاف جنگ موجود در سوریه پیشینیه  قدیمی تر دارد . شروع جنگ در عراق نیز دارای یک تاریخ مشخصی نیست .از شروع تشکیل جامعه عراق (کشور عراق)، تاریخ همواره شاهد جنگ های متفاوتی بوده است . اما اگر سلسله زنجیره های جنگی در عراق را  از همدیگر جدا کنیم ، خود بخود درجات و حدت یابی این جنگ ها ، از اینکه به تغییرو جابجایی قدرت سیاسی در این کشور منتهی شد ، ما را به حمله حکومت صدام حسین به کویت معطوف می کند . حکومت صدام بعد از آتش بس جنگ ایران عراق ، استراتژی خود را در توسعه طلبی جغرافیایی تغییر نداد ، آنچه که این استراتژی  جنگی ، علیه جامعه ایران نیز به کار برده بود . حمله جنگی صدام به کویت به مثابه ضمیمه کردن این کشوربه عراق بود . و برای توجیه این حمله ، گویا به اسنادی رجوع شده بود ، که کویت تاریخا به عراق ربط و پیوند دارد . اما تحریف های تاریخی ، تا آنجایی که به کنش و واکنش بزرگان و قد رت ها بر می گردد ، غیر قابل هضم به شمار می رفت . صدام با حمله به کویت ، خود به دست خود ،  قبر خود را آماده ساخت و بدان نیز پرتاب گردید . اگر چه خمینی در ناتوانی اش  ،  قدرت این پرتاب را نداشت ، اما به نوشیدن جام  زهر وی منجر گردید . جنگ در عراق اگرچه می بایست با نا بودی صدام به پایان می رسید ، ولی به یک آغاز دیگری منجر گردید . ماهیت و جوهره  این آغاز را می توان به متفاوت بودنش با جنگ های دیگر نسبت داد . اپوزیسیون چندین دهه حکومت صدام حسین دراز یک جرقه پیش آمده تاریخی به کاخ ریاست جمهوری رسیدند و جانشین شدند . اما همین که جاتشین شدند ، جامعه عراق به یک سرنوشتی نامعلوم سوق داده شد.  روندی که  می تواند معکوس  با چگونگی تشکیل یک کشوری به عنوان عراق قلمداد شود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>