نوشته شده در بین المللی توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

جناح راست آمریکای لاتین در موضع دفاعی :چیزهای کوچکی که موجب پیروزی در انتخابات می شود / لو موند دیپلوماتیک

چیزی نمانده بود که در اکوادور، نامزد چپ با پشتیبانی رئیس جمهور سابق رافائل کورا پیروز دور اول انتخابات ریاست جمهوری شود. با این وجود در آمریکای لاتین جناح راست حتی زمانی که به دمکراسی گردن می نهد، در حال پیشروی است، دمکراسی که قبلا در بی اعتبار کردن آن می کوشید. ملاقات با یکی از مسئولین این استراتژی (راهبرد) جدید.

جناح راست آمریکای لاتین در حال بازگشت است. گاهی از طریق فشار نهاد های دولتی ، حقوقی و رسانه ای چون در برزیل(١)، ویا با استفاده از استراتژی ایجاد تنش، نظیر ونزوئلا. ولی در همه جا اینگونه نیست. برای مثال، آرژانتین پس از بیش از ده سال تسلط چپ، یک کار فرما، مورسیو ماسری را به عنوان رئیس جمهور انتخاب کرد. چگونه چنین تغییری را می توان توضیح داد؟ در ابتدا بدلیل بحران اقتصادی ومدیریت آن. کاهش تقاضای مواد اولیه در سطح جهان، سیاست توزیع درآمد صادرات دولتها وابسته به صدور مواد خام و را با مشکل مواجه کرد. باز گشت بیکاری، تورم، فقر ، نابرابری ها را افزایش داد: وپس از یک دوره پیشرفتهای قابل توجه، اوضاع رو به تیرگی گذاشت و دولتها بدلیل این مشکلات و همچنین در اثر خشم عمومی از رسوائی های فساد در یک دوره اقتصادی مشکل، برنامه های اقتصادی واجتماعی شان را تعدیل کردند.

آیا دراین شرایط ، راست گرایان فقط منتظر بودند از میوه رسیده نارضایتی ها وبی اعتبار شدن مخالفانشان بهره گرفته وپیروزی های انتخاباتی بدست آورند؟ نمی توان زیاد مطمئن بود.نیروهای مترقی که در کار روزمره دولتی غرق شده بودند اندیشه های راهبردی شان را به اندازه کافی متحول نکردند، روندی که می توانست موجب تصحیح اشتباهات گذشته شده و سیاستشان را با شرایط جدید منطقه تنظیم نماید. بخشی از جناح راست دست بکار شدند تا از نهالی که چپ کاشته بود بهره بگیرند.

کتابهای استراتژیکی(راهبردی) که به فروش می روند

جناح راست در منطقه، با این هدف که همدست شکست نئو لیبرالیسم، فرمانبرداری از آمریکا و دوران دیکتاتوری یا سر کوب شناخته نشود، چهار طرح کلی ارائه می کند: اول قبول و شناخت دستاوردهای اجتماعی دوران مترقی، و تعهد به تحکیم آنها. همچنین قول می دهد که رابطه بین حکومت و مردم را باز سازی نماید: با اعلام پایان دادن به حمایت از دوستان و بخشش به نزدیکان، پایان دادن به سیاست «عوام فریبی»، پایان دادن به «مداخله گرائی» دولتی و تهدید آزادی های فردی ودر عین حال با تاکید بر مبارزه علیه قاچاق مواد مخدره و نا امنی. تاکید بر وحدت ملی در مقابل قطبی شدن جامعه در دوران چپ. ودر پایان تغییر دست اندر کاران سیاسی: انتخاب از میان جوانان، فعالان اجتماعی. بعبارت دیگر جانشین کردن افرادی از شرکتهای خصوصی وانجمنهای غیر دولتی بجای فعالین سیاسی سنتی.

این تحول جناح راست آمریکای لاتین از مهارت «مشاوران» گوناگون بهره گرفته است: بازار یابی، بر رسی کمی وکیفی، روانشناسی فردی و جمعی، جامعه شناسی، فن آوری های ارتباطی وبه ویژه تفکر ایدئولوژیک. در آرژانتین یکی از این « مشاوران» نقشی تعیین کننده بعهده دارد.

این مشاور ویژه رئیس جمهور ماسری، در آپارتمانش در بوئنوس ایرس با شور وشوق حرفه از ٣۵ سال پیش تا کنون کاهش نیافته، از ما پذیرائی می کند. نا آشنا در اروپا، با این حال نام او با ظهور رئیس جمهور کنونی آرژانتین در هم آمیخته است. آقای جیمی دوریان باربا از زمان ورود فرانسیسکو دیگو ماسری به صحنه سیاست در سال ٢٠٠۴، و انتخابش به عنوان نماینده مجلس در ٢٠٠۵، مسئول ارتباطات و الهام بخش تمام مبارزات انتخاباتی ماسری، نجیب زاده و وارٍث مجتمع های ساختمانی واتومبیل ایتالیا آرژانتینی است ودر تمام دوره ای که ماسری شهردار پایتخت بود(٢٠٠٧-٢٠١۵)در گوش او زمزمه ریاست جمهوری شدن را می خواند. پست شهرداری پایتخت سکوئی بود برای رسیدن به پست ریاست جمهوری در سال ٢٠١۵. آمدن ماسری به «کازا روزادا» محبوبیت آقای «جیمی دوریان باربا»، هفتاد ساله و پر نشاط اکوادوری را افزایش داد. یک گردش در طول خیابان کوریانت و کتابفروشی ها معروف آن برای درک این پدیده کافی است: چندین کتاب که به این « استاد»، ستاره مشاورین ماسری اختصاص داد ه شده، ویترینها وقفسه ها را مزین کرده است. بر عکس روشنفکران فرانسوی که نقش مشاور شاهزادگان را بازی می کنند، کتابهای «دوریان باربا» خوب بفروش می رود.

موسس شرکت « گزارش محرمانه» همه وقتش را با رئیس جمهور آرژانتین تلف نمی کند. او همچنین تمام کار زار انتخاباتی حزب « پیشنهاد جمهوری خواه»، که تا حد زیادی به تاسیس آن در سال ٢٠٠۵ یاری رسانده بود را بعهده دارد و مشاور دولت نیز هست. از سال ١٩٩٠ نام این مقرب جناح راست آرژانتین با بسیاری از نمایندگان اجماع لیبرالی منطقه مرتبط است: آقایان ونسان فوکس فلیپ کالدرون(جناح راست مکزیک)، آقای آنتاناس موکوس( اکولوژیست کلمبیائی)، خانم مارینا سیلوا ( طر فدار کتاب مقدس انجیل ومحیط زیست در برزیل)، آقای جمیل ماهواد (رئیس جمهور محافظه کار سابق اکوادور که دوران باربا از سال ١٩٩٨ تا ٢٠٠٠ با عنوان دبیر سازمان امور اجتماعی در خدمتش بود )، آقای کارلوس منن(جناح راست پرونیست درآرژانتین) ویا همچنین خانم بلانکا اولار( جناح راست در پاراگوئه)

«مشکلی برای مردان بالای ۴۵ سال»

اگر چه او از سالهای ١٩٨٠ ساکن آرژانتین است- جائی که مارکسیسم را در دوره تحصیلات فلسفه و علوم اجتماعی در اوایل دهه ١٩٧٠ کشف می کند- اکوادور همیشه جای ویژه ای در کنش او داشته است. آقای دوران باربا، دشمن عمیق رئیس جمهور سابق رافائل کوریا- که او را « مزدور سیاستمدار (٢)» توصیف می کند- از نجیب زاده پولدار وتاجر موز، آقای آلوارو نوبوآ طرفداری می نماید که در انتخابات ٢٠٠۶ در برابر رافائل کوریا شکست می خورد. او همچنین دو مخالف دیگر جنبش« انقلاب شهروندان» رافائل کوریا را همراهی می کند: جیم نبو شهردار گویاکیل و موریسیو رودا شهر دار کوئیتو در جریان انتخابات موفقیت آمیزش علیه اگوستو باررا که از سوی ریاست جمهور پشتیبانی می شد، به پیروزی رسید.

آقای دوریان باربا مظهر سنتی در امریکای لاتین است که به تازگی کشف نشده: مشاورانی که در مدارس آمریکای شمالی آموزش دیده اند(٣). او به ما چنین توضیح می دهد: « کار ما علوم سیاسی نیست، کار ما اعمال سیاست است». هدفمان؟ ایجاد روشی علمی است:« سیاست تحقیق ومطالعه». مدام وروشمند. با یک هدف، پیروزی. « اینکه بدانیم چه کسی، در یک زمان مشخص می تواند به ما رای دهد، چرا وچگونه». آیا می بایست افکار عمومی را قانع کنیم که نیاز به تغییر جهان است؟ اتلاف وقتی است که یک استراتژ با میل آنرا به چپ ها می سپارد. یک استراتژ کمتر به « عقاید سیاسی» می اندیشد تا آنچه که حزب باید برای بدست آوردن پیروزی بزبان آورد.

ابزار اصلی این روند « بر رسی کیفی» نامیده می شود، سلاح کلیدی آن « گروه مورد هدف» است. نظر سنجی اجازه می دهد که عمیقا و بطور پیوسته و در یک دوره طولانی یک گروه نمونه کوچک ٨ تا ده نفره « انتخاب شده با دقت و پرداخت دستمزد بر حسب مشخصات اجتماعی» را بر رسی نمود. از آنها در مورد سلیقه شان، آرزوهایشان، در جه نگرانیشان در زندگی روزمره سوال می شود. همچنین واکنش وتحول احساساتشان اندازه گیری می شود- « به ویژه دلخوری ورنجش آنها» نسبت به یک « پیشنهاد سیاسی» مشخص: یک نامزدانتخاباتی، یک پیام، یک حزب…

« هنگامی که متوجه شدیم آنها چه فکر می کنند»، آن زمان « نامزدان انتخابات را به رای دهندگان معرفی می کنیم». « هر کس جهان را از جایگاه خویش می بیند». آقای دوریان باربا گفته هایش را با اشاره انگشت به دیوار سالن همراهی می کند. یک سری نقشه جغرافیائی قدیمی روی این دیوار نصب شده است. هر یک از این نقشه ها امپراتوری ها بزرگ دوران بین النهرین را نشان می دهد: پارسی، چینی، آفریقائی…او چنین ادامه می دهد « از زمانهای دور انسانها جهان اطرافشان را از دریچه واقعیت خودشان مشاهده می کنند و همیشه خود را در مرکز آن تصور می کنند» مفهوم مشخص این گفته ها ؟ « در سال ٢٠٠۵، ״ گروه های مورد هدف״ ما از وجود یک مشکل در بخشی از جمعیت بوئنوس ایرس گزارش می کردند: مردان بالاتر از ۴۵ سال. آنها مدام مضطرب بودند در مواجهه با دو پدیده : » از یک سو طولانی شدن عمر، واز طرف دیگر کیش جوان ماندن ابدی. بنا بر این ما یک برنامه تحقیقاتی در بوئنوس ایرس تر تیب دادیم، و کشف کردیم که اکثر فرصتهای شغلی منتشر شده در روزنامه ها خواهان مردانی بودند که کمتر از ۵٠ سال داشته باشند»

« چپ، بار آورنده جامعه ای با حقوق اجتماعی»

در رابطه با این کشف، کار زار انتخاباتی را این چنین در یک ویدئو براه انداختیم:« تو بیش از ۴۵ سال داری؟ ماسری به تو کار می دهد». با یک نوای موسیقی آرژانتینی و رژه چهره های سیاه وسپیدی از زیگموند فروید، اسحاق نیوتن، تماس ادیسن، پابلو پیکاسو ، مادر ترزا و لوئی پاستور که همگی بیش از ۴۵ سال داشتند زمانی که به بشریت خدمت کردند. این گفتمان را با پیشنهاد نامزد انتخاباتی مان همراه کردیم: دو سطح از معافیت های مالیاتی برای شرکتهائی که در صدی را برای استخدام افراد بیش از ۴۵ سال و ۶٠ سال اختصاص می دهند. آقای دوریان باربا با تاکید بر هنر مبتذل تبلیغاتی اش چنین نتیجه گیری می کند :« دو تا سه سال کار مدام و روزانه برای تهیه کارزار انتخاباتی و استراتژی شروع کار کافی است، سپس باید مدام باز نگری و تجدید نظر کرد».

آقای دوریان باربا، طرفدار نظریه کثرت گرائی دمکراتیک، که سرنوشت مشترک بازار ودمکراسی، فرد ومصرف کننده را رقم می زند، متقاعد است که: پاسخ به گسست رو به افزایش، بین رای دهندگان ونمایندگانشان باعث زیر سوال بردن درک سنتی از عملکرد سیاست می شود.سیاست باید « بار ایده آلی» که در خدمت « تعالی جمعی» بیهوده ای است را رها کرده و به « عشق به واقعیت، ارزش دادن به اشکال مشخص زندگی روزمره» بها دهد:« پایه استراتژی سیاسی زیر نظر گرفتن افراد و درک و نیاز ها ورفتار روزمره شان است». با استفاده از لحنی عاریت گرفته از گرامشی که برخی تئورسین های عوام گرای چپ بکار می برند (۴)، این مشاور چنین ادامه می دهد:« سیاست بیشتر مسئله شور، عواطف، احساسات و خشم است تا عقلانیت وبرنامه سیاسی. این است موتوری که رای دهندگان را به حرکت می اندازد».

آقای دوریان باربا با اعتقاد به اینکه ما شاهد پایان آرمانهای بزرگ، اختلاف چپ وراست و مبارزه طبقاتی برای بسیج سیاسی هستیم، دید لیبرالی خودرا چنین ابراز می کند:« مردم به عنوان یک مقوله وجود ندارد. این دیدگاه فراگیر خطرناک به نظر می آید، زیرا پیشنهاد می کند که ساخت وساز درونی ای در جامعه وجود دارد وهر کس می تواند با مردم یا علیه مردم باشد». نه، دمکراسی« ساختاری است که در آن گروه ها با منافع گوناگون بطور موضعی، بر اساس امکانات، برای رسیدن به حاکمیت موقت، با هم متحد می شوند». و تعریف عمل سیاسی:« ائتلاف کردن، زنده نگاه داشتن ائتلاف و از بین بردن ائتلافات دیگران» است.

در واقع سیاست بدون تفکر؟ « نه به هیچ وجه! ما وارد مرحله تازه ای از تاریخ می شویم، که در آن سیاست باید مسائل و ارزش های جامعه که در حال متولد شدن است را در هم تلفیق نماید.» جامعه ای که چپ در حال بدنیا آوردنش بود…ودر حال زایمان در گذشت. « هر چه بیشتر، در سایه رونق مواد خام چپ پیروز می شد، بیشتر رای دهندگان فقیرش را بسوی مصرف و مدینه فاضله طبقه متوسط هدایت می کرد. در حالی که سیاستی به نفع این گروه پیشنهاد نمی کرد، ودر کل از این گروه روی می گرداند. این تناقض(پارادوکس) برای چپ کشنده بود: در این سالهای اخیر، هر اندازه که چپ این گونه حکومت می کرد، همانقدر شکست آینده اش را رقم می زد».

آقای دوریان باربا در دو کتاب مرجع خود (۵)، تحلیلش را به چهل سال اخیر گسترش می دهد. به باور او این چهل سال دید مردم منطقه نسبت به فعالیت سیاسی را تغییر داده است: افزایش جمعیت، رشد شرکت در انتخابات( در منطقه ای که در بسیاری از کشورها شرکت در انتخابات اجباری است(۶))، افزایش شهر نشینی، توانمند سازی افراد در حوزه تکنولوژیک، افزایش دسترسی به آموزش وپرورش، فرو پاشی بستگی های نسبی اجتماعی سنتی( خانواده، مذهب، پدر سالاری، گروه حمایتی): این پدیده ها ظهور «رای دهندگان نوینی» را تسهیل کرده است. فرد گرا، مستقل، مطلع، مصرف کننده، در پی لذات شخصی، وابسته به تمایلات درونی، شورشی در برابر قدرت ونخبگان سنتی، به اعتقاد آقای دوریان باربا این مشخصات هسته مرکزی « طبقه متوسط پائین وطبقه متوسط است». و هسته مرکزی جدال انتخاباتی است، ، او این هسته مرکزی را به پنج زیر مجموعه تقسیم می کند:«سخت»( رای دهندگان فعال که او آنها را رهبری می کند)، «نرم»( آنهائی که بیشتر طرفدار حریف ما هستند ولی بدون شور وشوق برای نامزدشان)، « ممکن»( آنها که می گویند به حریف ما رای می دهند ولی نسبت به کاندیدای ما و برنامه اش ابراز همدردی می کنند) و « غیر ممکن ها»( کسانی که مطلقا مخاف کاندیدای ما وبرنامه اش هستند). و اظهار می دارد:« نظر سنجی ها و ابزار آماری به ما امکان می دهد که روی ״ نرم ها ״ و ״ ممکن ها״ کار کنیم». این توده مردم « هوشمند، ولی از لحاظ فعالیت سیاسی دارای اطلاع و آموزش کم، رای دهندگان معقول ما هستند. باید به آنچه می خواهند توجه داشته باشیم. چه چیزی را دوست دارند ؟ از چه متنفرند ؟ چی چیزی را رد می کنند ؟ باید خود را بجای آنها بگذاریم». به باور این استراتژیست، چنین شرایطی، گفتمانی بی سابقه می طلبد، نیاز به مدیرانی داریم که بتوانند این طبقه متوسط نوین را بسوی افق های دیگر بسیج نمایند و با افتخار چنین نتیجه می گیرد:« این آن چیزی است که من به اجرای آن کمک کرده ام».

رئیس جمهور آینده و پدر جوان خانواده

در حالیکه به پایان گفتگویمان نزدیک می شویم، مخاطب ما پیشنهاد می کند نمونه ای از ویدئو های فراوان کارزار انتخاباتی آقای ماسری و همکاران اصلی او را مشاهده نمائیم. وتاکید می کند که« این فیلمها ما را برنده کردند». در یکی از این فیلمها نامزد انتخاباتی در یک صبح زیبای آفتابی با پیراهنی با دکمه های باز در شهر کنسپسیون دل اروگوای (ایالت انتره ریور) ظاهر می شود. پشت میز در باغچه در کنار نیکلا پدر جوانی که نوزاد خود را در آغوش گرفته است، مشغول نوشیدن مته ، نوشابه سنتی آمریکای لاتین که روی سفره ای سفید مزین به نقش گل قرار گرفته می باشد. در رابطه ای برابر، رئیس جمهور آینده ومرد جوان تبادل افکار می کنند و رهبر سیاسی چنین سوال می کند:« فکر می کنی ما می توانیم کشور را باز سازی کنیم؟» « امید وارم…زیرا وقتی از من می پرسند چه آرزوئی برای کشورم دارم….» نیکلا متوقف می شود وبا بغض در گلو:« متاسفم. نمی توانم حرف بزنم» و سکوتی طولانی بین آندو نفر، غیر معمول در این نوع فیلمها. اشک در چشمان پدر که به فرزندش نگاه می کند. آقای ماسری دستش را روی شانه مرد جوان می گذارد وبا صدائی آرامش بخش می گوید:« نگران نباش» و شعار کار زار انتخاباتی در تصویر ظاهر می شود:« ما به تغییر اعتقاد داریم» . صحنه پایانی، موریسیو ماسری و مرد جوان همدیگر را به روش سنتی در آغوش می گیرند.

آقای دوریان باربا با لبخند حاکی از رضایت می گوید : یک سوال ارزش پرسیدن دارد:« رای دهندگان من در خواب چه رویائی دارند ؟ رویای سوسیالیست ؟ نه! رویای افزایش راحتی ورفاه خود وبستگانشان را دارند». زمان تدوین « مدینه فاضله با چیزهای کوچک» فرا رسیده است. در واقع، فریب رای دهندگان وحفاظت از نخبگان.

١- مقاله « بهار گمراه کننده در برزیل» لوموند دیپلوماتیک ماه مه ٢٠١۶.

٢- « Correa pide a Rodas explicaciones sobre Durán Barba », La República, Guayaquil,, 26 mars 2016.

٣- سرژ حلیمی را بخوانید « سازندگان انتخابات در ایالات متحده آمریکا» لو موند دیپلوماتیک اوت ١٩٩٩

۴ – رزمینگ کوشیان و رنو لامبر را بخوانید « ارنستو لاکلو، الهام بخش پو دموس» لوموند دیپلماتیک سپتامبر ٢٠١۵

۵- Jaime Durán Barba et Santiago Nieto, Mujer, sexualidad, Internet y política. Los nuevos electores latinoamericanos, Fondo de Cultura Económica, Mexico, 2006 (non traduit) ; El arte de ganar. Cómo usar el ataque en campañas electorales exitosas, Editorial Sudamericana SA, Buenos Aires, 2010.

۶- آرژانتین، بولیوی، برزیل، کوستاریکا، اکوادور، گواتمالا، هندوذاس، مکزیک، پاناما، پاراگوئه، پرو، اوروگوئه.

مارس ٢٠١٧

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>