- The Union Of People's Fedaian Of Iran - http://www.etehadefedaian.org -

تشدید تنش در مناسبات خارجی و رجزخوانی‌های رژیم

Posted By admin On بهمن ۱۰, ۱۳۹۰ @ ۷:۴۹ ب.ظ In سرسخن | No Comments

با ترور یکی دیگر از مسئولان برنامه‌های اتمی جمهوری اسلامی، در ۲۱ دی ماه و نسبت دادن این اقدام به قدرتهای خارجی و بویژه اسرائیل و آمریکا، از سوی مقامات رژیم، مورد دیگری بر مجموعه تشنجات در مناسبات خارجی افزوده شد. طی چند ماه اخیر، تنش در روابط رژیم با خارج بر اثر کنش و واکنش‌های متعدد و به عناوین و دستاویزهای گوناگون، مرتبأ روی به شدت نهاده است.
پائیز گذشته انتشار گزارش جدید آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، راجع به پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی که در آن باری دیگر بر تردید در ماهیت صلح‌آمیز طرح‌های اتمی رژیم تأکید و از عدم همکاری کامل آن با «آژانس» انتقاد شده بود، آغازگر دور تازه‌ای از فشارها و تحریم‌های یک جانبه و یا چند جانبه علیه ایران و متقابلأ واکنشهای عصبی و شتابزده رژیم بوده است. نخستین پاسخ مسئولان حکومتی به ابراز نگرانی‌های آژانس بین‌المللی به جای همکاری بیشتر و تلاش برای جلب اعتماد جامعه جهانی، پافشاری بر تداوم و گسترش برنامه‌های اتمی خود و ادامه فعالیتهای غنی سازی اورانیوم تا حد ۲۰ درصد بود. اعلام راه‌اندازی تأسیسات جدید غنی‌سازی در مرکز «فردو» در روزهای اخیر نیز در واقع یک دهن کجی آشکار دیگر به گزارش «آژانس» و قطعنامه‌های متعدد «شورای امنیت» سازمان ملل محسوب می‌شود.
در پی تصمیم دولت بریتانیا و برخی دولتهای دیگر در مورد تحریم مبادلات با بانک مرکزی جمهوری اسلامی، گردانندگان رژیم طرح حمله و تصرف سفارت بریتانیا در تهران توسط گروهی از عوامل خود را در آذرماه به اجرا گذاشتند. این اقدام که بی ارتباط با کشمکش‌های درون دستجات رژیم نیز نبود، رسوائی تازه‌ای برای حاکمان در عرصه بین‌المللی به وجود آورد و اعتراض بسیاری دیگر از دولت‌ها را برانگیخت. در همین حال و به دنبال طرح اتهام دست داشتن مقامات و «سپاه قدس» رژیم در نقشه ترور سفیر عربستان در واشنگتن، دور تازه‌ای از «جاسوس بگیری» توسط ارگانهای امنیتی در ایران راه افتاد. نمایش «اعترافات» تلویزیونی یک آمریکائی ایرانی تبار و صدور حکم محکومیت او به اعدام و همچنین اعلام دستگیری چند «جاسوس» دیگر به وسیله وزیر اطلاعات در هفته گذشته، از جمله واکنش‌های رژیم در همین زمینه است که از بس تکرار و نخ‌نما شده است که کمتر کسی را می‌تواند بفریبد. همزمان با تدارک و تصویب قانون تحریم بانک مرکزی ایران از سوی آمریکا، در اوایل دی ماه و همراه طرح بحث تحریم خرید نفت ایران به وسیله «اتحادیه اروپا» و ژاپن و بعضی کشورهای دیگر، رژیم ملایان و پاسداران مبادرت به برگزاری چند مانور گسترده زمینی و دریائی در خلیج فارس و تنگه هرمز و آزمایش پرتاب موشکهای جدید کرده اند. گروهی از مقامات دولتی و نظامی رژیم اعلام کرده‌اند که در صورت منع صادرات نفت ایران، اقدام به بستن تنگه هرمز خواهند کرد و به ناوگان دریائی آمریکا هم هشدار داده‌اند که از مراجعت به خلیج فارس بپرهیزد. این گونه رجزخوانی‌ها و قدرت‌نمائی‌ها، تهدیدات و اخطارهای متقابل از جانب دولت آمریکا و متحدان آن را به دنبال آورده و به نوبه خود موجب تحریک حساسیت‌ها و نگرانی‌های افکار عمومی در سطح جهانی و همچنین تشدید مسابقه تسلیحاتی در سطح منطقه شده است. در همین حال رژیم اسرائیل نیز که با تهدید به اقدام نظامی مستقل برای بمباران تأسیسات اتمی ایران، مرتبأ به دولت‌های غربی جهت تشدید اقدامات سیاسی و اقتصادی علیه جمهوری اسلامی فشار می‌آورد، تدارک نظامی، مالی و تبلیغاتی تهاجم آتی احتمالی خود را پیگیری کرده و «شمارش معکوس» آن را نیز از سال به ماه تغییر داده است.
تردیدی نیست که ایجاد تنش و بحران در مناسبات خارجی، به منظور سرپوش نهادن بر درماندگی‌های شدید داخلی، سرکوب و خاموش کردن منتقدان و معارضان و نیز تقویت پیوند و صفوف دستجات رقیب حکومتی، یکی از شگردهای شناخته شده رژیم اسلامی حاکم از همان آغاز بوده است. توسل به این ترفند نیز از زمان روی کار آمدن دارودسته احمدی نژاد و با هدایت و حمایت رهبر رژیم افزایش یافته و در واقع به روال «عادی» و جزئی لاینفک از سیاست حکومتی تبدیل شده است. اما این نیز روشن است که در دامن زدن مستمر به تشنجات و کوبیدن مدام بر طبل رویاروئی، همچون بازی با آتش، می‌تواند مخاطرات و صدمات سهمگینی به بار آورده و نهایتأ به شعله ور شدن آتش جنگ و همه فجایع ناشی از آن منجر شود.
رژیم های خودکامه، چنان که تجربه رژیم حاکم بر سرزمین ما و تجارب دولتهای دیگر نیز به دفعات نشان داده است، بنا به ماهیت وعملکرد ضد دمکراتیک خود، همواره دچار کوته بینی می‌شوند، خود را «بزرگ» و حریفان را «حقیر» می بینند و در مقابله با معضلات و بحران‌های درونی غالبأ به ماجراجوئی‌های بیرونی روی می‌آورند. این گونه محاسبات غلط و ماجراجوئی، نهایتأ می‌تواند به پایان حیات و حاکمیت شوم دیکتاتوری‌ها بیانجامد ولی در عین حال می تواند مصایب و خسارات سنگینی نیز برای مردمان کشور و یا منطقه برجای نهد.
چنان که پیداست حکومت ملایان و پاسداران، در بی‌اعتنائی مستمر به موازین بین‌المللی و قطعنامه‌های «شورای امنیت» و در بی‌پروائی کامل نسبت به عواقب پیشبرد برنامه‌های اتمی پیدا و پنهان خود برای مردم ایران، به قمار بزرگ «اتم و دیگر هیچ» دست یازیده است. گردانندگان اصلی حکومت همچنان بر این تصورند که به رغم همه مجازات‌ها و تهدیدات بین‌المللی می‌توانند سیاست اتمی ماجراجویانه خود را پیش ببرند و سرانجام جامعه جهانی را در برابر عمل انجام شده و پذیرش ناگزیر آن قرار بدهند. لکن آشکار است که نه فقط دولت آمریکا و متحدانش بلکه سایر قدرت‌های بزرگ بین‌المللی نیز بر پایه منافع و ملاحظات خود، حاضر به پذیرش جمهوری اسلامی به عنوان قدرت اتمی منطقه‌ای نخواهند شد. قدرت‌های غربی اگر هم به ادامه فعالیت غنی سازی اورانیوم در سطح محدود و زیر نظارت دائمی آژانس بین‌المللی رضایت بدهند، به هر طریق ممکن مانع از دستیابی این رژیم به سلاح هسته‌ای خواهند شد. تمرکز شدید حساسیت‌ها و نگرانی‌ها راجع به طرح‌های اتمی جمهوری اسلامی و تبدیل این مسئله به یک بحران بین‌المللی در سالهای اخیر؛ به روشنی گویای این واقعیت است که آمریکا، «اتحادیه اروپا» و متحدانشان که بر اساس منافع و مصالح خاص خود، موضوع نقض شدید حقوق بشر در ایران و سیاستها واقدامات سرکوبگرانه رژیم را غالبا به حاشیه می‌رانند، در مورد مقاصد اتمی جمهوری اسلامی کوتاه نخواهند آمد. ماجراجوئی‌ها و تنش‌آفرینی‌های رژیم اسلامی صرفنظر از همه اختلافات واقعی یا موهوم آن با غرب؛ عملا زمینه مساعدی را برای پیشبرد سیاست‌های سلطه جویانه قدرتهای بزرگ جهانی، استمرار حضور وسیع نظامی آنها در منطقه خلیج فارس و رونق بازار صدور تسلیحات آنها به وجود آورده است.
سردمداران حکومتی مدعی‌اند که مجازات‌های بین‌المللی برقرار شده از سوی قطعنامه‌های پی در پی «شورای امنیت» و تحریم‌های فزاینده‌ای که از جانب آمریکا، “اتحادیه اروپا” و دیگر کشورها اعمال شده و می شود، تأثیری بر اقتصاد ایران ندارد. این نیز یکی از محاسبات بی پایه و یا تبلیغات عوامفریبانه حکومتگران است که واقعیت‌های ملموس و روزمره، خلاف آن را ثبات می کنند. محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های مالی، بانکی و تجاری که طی سالهای اخیر برقرا شده اند، تدریجأ در همه بخشهای فعالیت تأثیرات زیانبار خود را بر اقتصاد بیمار و بحران زده کشور آشکار می‌سازد. اما دور تازه تحریم‌ها و خصوصأ تحریم بانک مرکزی و یا طرح تحریم صادرات نفت ایران از طرف «اتحادیه اروپا»، ژاپن و به احتمال قوی تعداد دیگری از کشورها؛ از هم اکنون اثرات منفی و مضاعف خود را بروز داده‌اند. طی ماه های اخیر اختلالات شدیدتری در فعالیتها و مبادلات اقتصادی جاری پدید آمده که افزایش سریع بهای ارزهای خارجی و یا کاهش ۵۰ درصدی ارزش ریال در برابر آن ارزها، تنها یکی از شاخص های مشهود آنست.
تهدید به بستن تنگه هرمز در حالت قطع صادرات نفت ایران، حتی در حد یک رجزخوانی نیز مسلمأ به نفع رژیم تمام نشده و برعکس شدت بخشیدن به روند تحریم‌ها را به دنبال آورده است. پیداست که اقدام عملی برای مسدود کردن این گذرگاه مهم بین‌المللی نیز به منزله «عمل انتحاری» از جانب رژیم خواهد بود. این کار نه تنها بخش اعظم جریان صادرات و واردات ایران را متوقف خواهد کرد، بلکه غالب کشورهای جهان را که پیوندهای بازرگانی زیادی با منطقه خلیج فارس دارند، در برابر رژیم اسلامی قرار خواهد داد.
دولتهای غربی ضمن پیگیری مستمر پرونده اتمی جمهوری اسلامی در سازمان ملل و دیگر مجامع بین‌المللی و به مقتضای مقاصد و منافع خویش، تا کنون از توسل به گزینه نظامی حذر کرده و کوشیده‌اند که با فشارها و تنبیهات سیاسی و اقتصادی فزاینده، رژیم را به پذیرش قطعنامه‌های «شورای امنیت» وا دارند. گردانندگان حکومتی، متقابلآ می‌کوشند که با رجزخوانی و تهدید و بالا بردن هزینه‌های تهاجم نظامی احتمالی و به بهای تحمیل صدمات سنگین تحریم‌های جاری، برنامه‌های اتمی خود را پیش برده و به خیال خود جهانیان را در برابر عمل انجام شده قرار دهند. اما نکته اینجاست که اعمال تحریم‌ها، همواره و برای همیشه جایگزین «راه حل» نظامی نخواهد بود. به موازات برقراری و تشدید تحریم‌های اقتصادی و سیاسی، گزینه جنگ نیز همچنان در دستور کار قدرت‌های غربی است و تدارک برای اجرای احتمالی آن (و حتی یافتن جایگزینی برای سهمیه نفت صادراتی ایران در بازار جهانی) در حال انجام است. بنا براین در حالت سر سختی رژیم برای تداوم سیاست رویاروئی، بعید نیست که روزی این دو خط موازی به تقاطع برسند، یعنی جامعه ما علاوه بر تحمل تحریم‌ها و تبعات شوم آن نهایتأ با فاجعه بمباران و جنگ هم روبرو شود.
حکومتگران کنونی ایران، برخلاف آنچه وانمود و تبلیغ می کنند، از «عقبه» و امکانات چندانی هم در این موضع رویارویی که در پیش گرفته‌اند، برخوردار نیستند. رجزخوانی و تهدیدات آنها بیشتر بیانگر ضعف آنهاست تا قدرت شان. برآشفتگی شدید آنها از تشدید تحریم‌ها و فشارهای خارجی، عملأ آشفته فکری و تناقضات درونی آنها را برملا می‌سازد. در وضعیتی که تعمیق بحرانهای داخلی و شدت گیری منازعات بین باندهای رقیب جناح حاکم، آنها را به سبقت‌جوئی از همدیگر در زمینه ابراز خصومت با «استکبار جهانی» کشانده و رهبر رژیم به پیروانش وعده «فتح خیبر» را می‌دهد، شکنندگی مواضع رژیم بیش از پیش نمایان می‌شود. موضعگیری‌های متناقض در باره بستن یا نبستن تنگه هرمز و یا ارسال پیام به مسئول سیات خارجی «اتحادیه اروپا» برای از سرگیری مذاکرات با دولت‌های (۱+۵) و متقابلأ اعلام راه‌اندازی تأسیسات «فردو»، نشانه‌هائی از ضعف موقعیت رژیم است. این رژیم البته توان اجرای پاره‌ای عملیات ایذائی را دارد و طبعآ برای اقشار طرفدار یا جیره بگیر خود در دیگر کشورهای منطقه هم حساب باز کرده است، ولی همه اینها در «روز محاسبه»، چندان کارساز نخواهد بود. جمهوری اسلامی می‌تواند همچنان به باج دهی به برخی از دولت‌ها، به منظور تخفیف تأثیرات تحریم، ادامه دهد، اما این تشبثات عواقب فاجعه بار تحریم‌های روز افزون را مرتفع نمی‌سازد. درآمدهای سرشار نفتی تا کنون تأمین کننده مخارج کلان ماجراجوئی‌های گردانندگان حکومتی، علاوه بر فساد و چپاولگری آنها بوده ولی با کاهش شدید دلارهای نفتی گذشته از اقتصاد و جامعه، خود رژیم هم با تنگنای سختی روبرو می‌شود.
فراتر از اینها، آنچه امروز و در شرایط حاکم موجب نگرانی شدید مردم ایران و همه نیروهای صلح دوست و آزادیخواه منطقه و جهان شده، این است که تشدید تنش‌ها و تهدیدات فزاینده، در نهایت کار را به رویدادهای غیرمترقبه و حوادث خارج از کنترل کشانده و سرانجام آتش جنگ و کشتار و ویرانی را برافروزد. این نگرانی چندان موجه و محتمل است که گرایش‌های افراطی و جنگ طلب در هر دو سوی این صف آرائی و از جمله در درون رژیم اسلامی نیز مشاهده می شود.
رژیم جمهوری اسلامی عامل و مسئول اصلی این تشدید تهدیدات و تخاصمات و همچنین عمده زیان‌ها و صدمات سنگینی است که در نتیجه این رویاروئی بر مردم ایران تا کنون تحمیل شده و می‌شود. در صورت شدت گیری تصادمات و تبدیل «جنگ سرد» جاری به درگیری‌های نظامی نیز طبعأ بیشترین خسارات متوجه مردم در ایران و احیانأ در کشورهای همسایه خواهد بود. توده‌های مردم خواهان جلوگیری از جنگ و حفظ صلح بوده و در شرایط حاکم، پذیرش و اجرای قطعنامه‌های «شورای امنیت» از سوی جمهوری اسلامی و از سرگیری مذاکرات بین‌المللی را تنها راه برون رفت از این بحران می دانند. «تغییر رژیم» موضوعی است که تنها به مردم ایران بر می‌گردد و این مردم هستند که با گسترش مبارزات خود تکلیف خود را با استبداد مذهبی حاکم تعیین خواهند کرد

 


Article printed from The Union Of People's Fedaian Of Iran: http://www.etehadefedaian.org

URL to article: http://www.etehadefedaian.org/%d8%aa%d8%b4%d8%af%d9%8a%d8%af-%d8%aa%d9%86%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%d8%a7%d8%b1%d8%ac%d9%8a-%d9%88-%d8%b1%d8%ac%d8%b2%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%8a

Copyright © 2011 Etehade Fedaian. All rights reserved.