نوشته شده در اجتماعی توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

تخریب زندان اوین: تفاهم‌نامه‌ای برای برج‌سازی / س. حمیدی

سردار قالیباف شهردار تهران مثل بسیاری از کارگزاران شرمنده‌ی حاکمیت برای چندمین بار عزم خود را جزم نموده‌ است تا شاید بتواند با تبدیل زندان اوین به بوستانی عمومی آبروی نداشته‌ی نظام را به آن بازگرداند. چون به ظاهر او همانند بسیاری از کارگزاران حکومت چنین می‌انگارد که با تخریب زندان اوین و تبدیل آن به گردشگاهی عمومی خواهد توانست به چنین برنامه‌ای یاری رساند و از شرمندگی مدیران حاکمیت بکاهد. همچنین این گروه از مدیران ارشد نظام سهل‌انگارانه می‌پندارند که تخریب اوین تلاشی خواهد بود تا کشتارهای بی‌امانی را که مدیران ریز و درشت نظام طی سی و هفت سال برای بقای خویش در آن به انجام رسانده‌اند، برای همیشه از تاریخ محو کنند.

اما این تمامی آن ماجرایی نیست که قرار است روزی در زندان اوین اتفاق بیفتد. چون شرم کارگزاران رژیم از پیشینه‌ای که برای خویش در زندان اوین بر جای نهاده‌اند، در صورتی محقق خواهد شد که بتوان استحاله‌ی آشکاری را در درون حاکمیت سراغ گرفت. ولی هیچ‌یک از مدیران ارشد جمهوری اسلامی تا کنون از کارکرد ناصواب حاکمیت با زندانیان سیاسی سخنی بر زبان نرانده‌اند. چنانکه کارگزاران جمهوری اسلامی اینک با آنچه که در زندان اوین و زندان‌های دیگر کشور می‌گذرد همکاری امنیتی تنگاتنگی را به نمایش می‌گذارند. تا آنجا که گفته می‌شود بیش از نیمی از مجموع مدیران ارشد شهرداری تهران به نحوی از انحا روزگاری از خدمت خود را در سامانه‌های امنیتی کشور به سر آورده‌اند. به طبع ایشان از آنچه که اینک در زندان اوین و دستگاه امنیتی کشور می‌گذرد، رضایت کامل دارند.

بی‌تردید موضوع انتقال زندان اوین بیش از همه به احداث برج‌هایی ارتباط می‌یابد که با سرعتی هر چه تمام‌تر از چهارسوی آن سر برمی‌کشند. کاری که هر چند شهرداری تهران آن را شگردی کلان برای درآمدزایی خویش ارزیابی می‌کند ولی قوه‌ی قضاییه جدای از گستردگی فساد مالی، آن را مخالف راه‌بردهای امنیتی خویش در حریم زندان می‌بیند. با این همه محدوده‌ی اوین – درکه علی‌رغم اینکه یکی از گران‌ترین مناطق تهران به شمار می‌آید بیش از مناطق دیگر از دستبرد برج‌سازان حرفه‌ای در امان مانده است. چنانکه در رویکردی حساب‌گرانه درختان قدیمی و کهن دو محله‌ی درکه و اوین یکی پس از دیگری به خاک فرو می‌غلتند تا بر بستر باغ‌های آن آسمان‌خراش‌هایی از سنگ و سیمان سر بر آورند. یادآور می‌شود آپارتمان‌سازی مسکونی در این محدوده به طور متوسط متر مربعی ده میلیون تومان سود خالص برای سوداگران خویش به همراه خواهد داشت. چون هر متر مربع آن با قیمتی حدود دوازده تا شانزده میلیون تومان به دست خریدار می‌رسد. در عین حال واحدهای تجاری را با قیمتی چهار برابر املاک مسکونی به فروش می‌رسانند.

با چنین دیدگاهی شهرداری بیش از همه به ثروتی می‌اندیشد که آن را در پروژه‌های عظیم مجتمع‌سازی‌های باغ‌های اوین- درکه می‌توان انتظار داشت. چون مدیران حوزه‌ی معاونت شهرسازی و معماری آن به منظور کسب درآمدهای بی حساب و کتاب، عوارضِ تراکم می‌فروشند تا درآمدی کلان برای شهرداری فراهم بینند. ضمن آنکه سازندگان اصلی این برج‌ها نیز همان شرکت‌هایی خواهند بود که مدیران خودی شهرداری تهران صحنه‌گردانی پنهانی آن‌ها را به عهده دارند.
شهرداری تهران در همین راستا طی ده سال گذشته در تبانی با بساز بفروش‌ها بسیاری از باغ‌های اوین و درکه را به مجتمع‌های تجاری و مسکونی تبدیل نموده است. برج‌های جدید به سهم خود معارضی سرسخت برای فضای پر رمز و راز زندان به حساب می‌آیند. چون به آسانی حریم و فضای سنتی زندان اوین را به چالش می‌گیرند. قوه‌ی قضاییه در چنین رویکردی شهرداری تهران را مقصر می‌بیند. آنان آشکارا سهم خود را از این درآمدهای بی حد و حساب انتظار دارند. چون مدعی‌اند که شهرداری بر خلافِ مصوبات شورای عالی مسکن و شهرسازی به این برج‌های نوپا گواهی ساخت و پایانِ کار داده است. آنان به درآمدهایی می‌اندیشند که شهرداری در باغ‌های اوین و درکه از راه‌های قانونی و غیر قانونی به آن دست می‌یابد. اما شهرداری تهران ضمن عقد تفاهم‌نامه با سازمان زندان‌ها به راهکاری گردن می‌گذارد که زندان اوین را از قوه‌ی قضاییه بخرد. به طبع فروش زندان اوین به قوه‌ی قضاییه یاری می‌رساند تا پروژه‌‌‌های زندان‌سازی خود را در جنوب تهران و استان البرز به انجام برساند.

با این رویکرد سردار قالیباف نه فقط در پروژه‌های زندان‌سازی حاکمیت، یار وفاداری برای رژیم خواهد بود بل‌که گستره‌ی سرسبز باغ‌های دو محله‌ی اوین و درکه را بی‌کم و کاست به نفع دوستان برج‌ساز خود مصادره خواهد نمود. او در این قراردادِ نانوشته به حتم رضایت بی چون و چرای قوه‌ی قضاییه را نیز به همراه خواهد داشت.

محله‌ی اوین و همچنین محله‌ی درکه از کم‌ جمعیت‌ترین محله‌های تهران به شمار می‌آیند. جمعیت اوین در آمارهای رسمی از ۳۶۰۰ نفر فراتر نمی‌رود. ولی با تبدیل باغ‌های قدیمی محله به مراکز مسکونی و تجاری هر روز جمعیت آن‌ فزونی می‌گیرد. جمعیت ثابت و پایدار درکه را هم ۵۸۰۰ نفر دانسته‌اند. اما روزها جمعیت اوین و درکه به دو برابر افزایش می‌یابد. چون این دو محله‌ شب‌‌هنگام به دلیل بافت تجاری و اداری نیمی از جمعیت خود را از دست می‌دهند. کارشناسان شهرداری ضمن انعکاس آمار جمعیت محلات تهران، همواره در خصوص اوین طنزی را به شوخی واگویه می‌کنند تا بتوانند شمار زندانیان را نیز در جمعیت آماری محله‌ی اوین بگنجانند. چون با احصای زندانیان، شمار ساکنان اوین از دو برابر جمعیت رسمی آن هم فزونی خواهد گرفت. ولی این نیمه‌ی دوم (زندانیان) علی‌رغم ماندگاری شبانه‌روز در محله، از حقوق اجتماعی خود باز مانده‌اند.

بی‌تردید جمهوری اسلامی آمد و شد جمعیت متغیر این دو محله را با سیاست‌هایی که در زندان اوین تعقیب می‌کند، در تعارض می‌بیند. در نتیجه برای ساخت زندان‌های جدیدِ خود، بیابان‌های حاشیه‌ی جنوبی و غربی تهران را مناسب یافته‌ است. با همین حقه تجمع خانواده‌ی زندانیان نیز در زندان‌های بیرون از شهر، از چشم‌های عابران و رهگذاران پنهان می‌ماند. در عین حال جمهوری اسلامی دوست دارد که خانواده‌ی زندانیان همواره به تنبیهی مضاعف گرفتار گردند. چون همیشه آوارگی و سرگردانی را برای آزار این خانواده‌ها شگردی مناسب می‌بیند.

در حال حاضر علی‌رغم افتتاح زندان‌های جدید در مراکز استان‌ها، زندان اوین همچنان مهم‌ترین زندان سیاسی کشور به حساب می‌آید که در بازتاب عمل‌کرد ناصواب جمهوری اسلامی از شهرتی جهانی سود می‌جوید. اما در روشنای تاریخ معاصر ایران احداث زندان اوین در زمین‌های سیدضیاءالدین طباطبایی خود طنزی شیرین به همراه دارد. ضمن آنکه ساخت و بهره‌برداری آن از سال ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۰ به مدت ده سال زمان برده است. جانمایی زندان اوین در فضایی بیرون از شهر تهران بر خواست رژیم شاه بازمی‌گردد تا ضمن تظاهر به نوگرایی هنجارهای غیر انسانی خود را از رسانه‌ها و توده‌های مردم مخفی نگه‌ دارد.

هر چند در آن زمان اوین را برای استقرار حدود دو هزار زندانی پیش‌بینی کرده‌ بودند، ولی جمهوری اسلامی در تابستان سال ۸۸ همزمان با رشد تظاهرات اعتراضی مردم توانست بیش از چهار هزار و پانصد نفر را در سلول‌های آن به بند بکشاند.

اکنون در حاشیه‌ی زندان اوین مجتمع‌های تجاری و مسکونی فراوانی سر بر آورده‌اند که دیوار اوین به پدیده‌ای ننگین برای بینندگان آن تبدیل گشته است. ضمن آنکه با کمی فاصله، در حاشیه‌ی جنوبی زندان دو هتل بین‌المللی استقلال و آزادی (اوین) قرار گرفته‌اند. در فاصله‌ی بین همین دو هتل نیز نمایشگاه بین‌المللی را احداث کرده‌اند که در طول سال به فعالیت پر ازدحام خویش ادامه می‌دهد. به طبع گردشگران خارجی در گشت و گذار روزانه‌ی خود به دفعات از حاشیه‌ی زندان خواهند گذشت. آنان بدون استثنا بر نقش این زندان برای ماندگاری نظام جمهوری اسلامی آگاهی دارند.

از سویی دیگر پنج سال دیگر اوین عمری پنجاه ساله را برای خویش رقم خواهد زد. گماشتگان جمهوری اسلامی در همسویی با بازماندگان رژیم پیشین از انعکاس اخبار پنجاه سالگی این زندان در رسانه‌های عمومی واهمه دارند. بی دلیل نیست در افتضاحی که طی نزدیک به نیم قرن خادمان دو رژیم در اوین به بار آوردند افرادی همانند قالی‌باف و دوستان او در قوه‌ی قضاییه، سپاه، وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی مبتکرانه حذف پیشینه‌ی اوین را از تاریخ در دل می‌پرورانند./

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>