نوشته شده در درباره چپ توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

به کجا چنین شتابان؟ محمد اعظمی

یکی از ضعف های بخش مهمی از چپ ایران نداشتن جسارت و اتکا به خود برای رویاروئی با معضلات سیاسی نظری است. چپ های تقدس گرا برای آلوده نشدن دامانشان، از مواجه با واقعیات می گریزیند. بیشتر آرمانگرایانه زندگی می کنند و به این هم دلخوشند. قبله گاهی می سازند تا به سجده اش بنشینند. کلید هر قفل جدیدی را فقط در مجموعه کلیدهای پیش ساخته قدیم، می جویند. این ضعف مختص امروز نیست. سالیان درازی است این رفتار جزء جدائی ناپذیری از وجودشان شده است. به جهان و همه پدیده ها اینگونه می نگرند: به سیاست، به ایدئولوژی و به همه عرصه های مبارزه. به وحدت نیز چنین نگاهی دارند. در سرودن شعارهای کلی پیشکسوتند، اما به عمل که می رسند، هزاران دلیل و توجیه برای روی برتافتن از آن در جیب دارند. اکثریت رفقای ما در کمیته مرکزی سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران یکی از نمونه های این تفکرند. حتی امروز هم که به این پروژه مشخص پشت پا زده اند، در حرف، آواز وحدت می سرایند. برای یاران ما، بیش از اشتراکات، تفاوتهاست که برجسته و جذاب اند. در حالیکه از اتحاد عمل های مشخص روی برمی تابند،(۱) همزمان برای بحث وحدت اعلام آمادگی می کنند. برای وحدت چپ تا آنجا که “خطر” عملی شدنش وجود نداشت، آغوش می گشودند، اما به محض جدی شدن آن، پا پس کشیدند. این روش تنها به پروژه وحدت کنونی ارتباط ندارد، شامل هر وحدت دیگر نیز می شود. بی جهت نیست که امروز هیچ متحدی به تاکید می گویم هیچ متحد پایداری در بین “چپ ها” ندارند و با هیچ چپی قادر نیستند قدم در راه وحدت بگذارند. منظورم قدم جدیست، وگرنه برخی از رفقا با همین پروژه وحدت چپ نیز، تا زمانی که “خطر” عملی شدن نداشت همراه شدند، اما به محض نزدیک شدن به روز حادثه، متوجه شدند “شیر شکار کرده اند” و پا پس کشیدند.
متاسفانه اکثریت کمیته مرکزی سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران اخیرا با صدور اطلاعیه ای (۲) راه به چاه باز کرده و ادعاهای نادرستی را در سطح جنبش مطرح نموده است، که جز تضعیف کل چپ و خود رفقا “دستاوردی” نخواهد داشت. بسیاری از ادعاها، بی اهمیت اند، از آنها به سکوت می گذرم و فقط به دو مورد مهم آن، می پردازم. اما پیش از ورود به این بحث لازم می دانم بگویم که اساسا تمایلی به پرداختن به این موضوع ندارم. هرگز داوطلب گشودن این بحث ها نبوده و حالا هم نیستم. اما به نظر می رسد این قصه را پایانی نیست. خصوصا اینکه دامنه اتهام را از ما طرفداران وحدت در سازمان، به دیگران سرایت داده اند. اینجاست که سکوت را جایز نمی بینم و ناگزیرم به این عزیزان بگویم: به کجا چنین شتابان! البته آگاهم که توضیحاتم برای سطح وسیعتر چندان جذبه ای نداشته و تداوم این کشمکش ها، برنده ای ندارد. می گویم کشمکش، چون در جمع ما فعلا گوش ها بسته و زبانها گشوده است. من این یادداشت را برای کسانی می نویسم که مایلند بدانند که قضیه چیست.
مردود اعلام کردن دو ادعای رفقای کمیته مرکزی سازمان اتحاد فداپیان، موضوع مطلب کنونی است. نخست می خواهم ادعای دخالت نمایندگان سازمان فدائیان خلق ایران-اکثریت در امورمان را رد کنم. سپس به نادرستی دیگر ادعای کمیته مرکزی می پردازم.
در اطلاعیه کمیته مرکزی سازمان ما نوشته شده است که: “ما انتظار نداریم که همراهان ما در این پروژه منتظر نتیجه تصمیمات ما بمانند و کاملا محقند که برای ادامه کار از هیچ تلاشی فروگذار نکنند، ولی حداقل انتظار داریم که در امور داخلی سازمانی که سال‌ها است با آن رابطه دوستانه دارند دخالت نکرده و مشوق انشعاب نباشند.”
نمی دانم ادعای دخالت نمایندگان سازمان فدائیان خلق ایران – اکثریت در امور داخلی ما، به چه معناست و چقدر برای خودشان جدی است. آیا اکثریت کمیته مرکزی سازمان ما، نمی داند که ناخواسته با طرح این مساله، در امور درونی سازمان اکثریت دخالت می کند؟ رفقای ما مطلع اند که در درون سازمان اکثریت در رابطه با پروژه وحدت نارضایتی هائی وجود دارد. چنین ادعایی با هر هدفی طرح شده است، در عمل نتیجه اش می تواند به سهم خود در امر وحدت چپ کارشکنی کند. به نظر می رسد رفقا دخالت را این می فهمند: چون خود آنها به این وحدت صراحتاً “نه” گفته‌اند، سخنی جز این را، دخالت معنا می کنند. اگر سازمان اکثریت بگوید که ما همچنان طرفدار این وحدت هستیم و آن را پی می گیریم، مداخله گر می شوند! یعنی از نظر این عزیزان فقط زمانی کار سازمان اکثریت عدم دخالت است که آنها هم ادامه پروژه وحدت را تعطیل اعلام کنند. از سوی دیگر زمانی که سازمان اتحاد فداییان خلق ایران می تواند رسماً بگوید که این سازمان حاوی دو نظر در زمینه وحدت است، چرا همین را اگر نماینده سازمان اکثریت تکرار کند، می شود دخالت!
من به عنوان عضو سازمان فدائیان خلق ایران که مدتهاست مسول گروه کار تدارک و سازماندهی بوده ام، از همان ابتدا تا کنون با نمایندگان چهار طرف پروژه و از جمله با نمایندگان سازمان اکثریت رابطه داشته ام. اگر بخواهم نسبت به فعالیت مشترک آنها سخنی بگویم، نه دخالت آنان برای دامن زدن به اختلاف و انشعاب در درون سازمان ما، که حساسیت بیش از حد و ملاحظه کاری تا حد محافظه کاری این نمایندگان را مورد انتقاد قرار می دهم. نمایندگان سازمان اکثریت مدتهای طولانی برای اقناع مخالفان وحدت در اتحاد فدائیان آب در هاون کوبیدند و عملا کارها را برای جلب آنان به پروژه وحدت، به تاخیر انداختند. با این امید که مخالفان را به ادامه گفتگو برای وحدت و تداوم این پروژه، ترغیب نمایند. ما طرفداران وحدت در سازمان اتحاد فدائیان خلق در این دوره بیشترین فشار را به نمایندگان سازمان اکثریت وارد کردیم تا سریعتر موضع گیری کنند. چون هیچ چیز را موثرتر از فعال کردن پراتیک مشترک برای اقناع مخالفان نمی دانیم. این رفقا در حد خود کوشیده اند که اتحاد فدائیان انسجام خود را حفظ نماید. به رغم این، روشن نیست این ادعا با چه هدفی در سطح جنبش طرح شده است. آیا این توپ ناشیانه برای تحریک ناراضیان درون سازمان اکثریت به میدان پرتاب نشده است؟ این شیوه ها را کنار بگذاریم. “چشمها را باید شست”.
دومین نکته قابل تامل ردیف کردن کلمات پشت هم و چسباندن آنها به سینه طرفداران ادامه پروژه وحدت است. روشن نیست در اطلاعیه کمیته مرکزی به چه دلیل از کلماتی نظیر ” خلاف اساسنامه” “غیر تشکیلاتی” “غیر دموکراتیک” “خلاف تمام تعهدات و روابط درون سازمان اتحاد فدائیان خلق” در ارتباط با طرفداران وحدت، استفاده شده است. به نظر می رسد که این کلمات بدون کوچکترین مکثی روی معنای آن، بیان شده اند. چرا ما غیر تشکیلاتی و مغایر اساسنامه رفتار کرده ایم؟ کمیته مرکزی سازمان اتحاد فدائیان برای این ادعا چنین استدلال می کند. چون: “دقیقا همین تصمیم به شکل یک قرار در جلسه کنگره ارائه شد و رای کافی بدست نیاورد.”
بسیار خوب، تصمیم چه بود که ما خلاف آن عمل کردیم؟ مگر خود همین کمیته مرکزی اعلام نکرده است که کنگره فوق العاده سازمان نه برای توقف و نه برای تداوم پروژه وحدت، نتوانست تصمیمی اتخاذ کند، پس چرا کار ما غیر تشکیلاتی است، اما کار بخش دیگر سازمان و کمیته مرکزی آن، برای توقف پروژه مطابق اساسنامه و تشکیلاتی است. مگر پیشنهاد توقف پروژه وحدت هم، به شکل یک قرار به کنگره ارائه نشد و رای نیاورد؟
بر این نظرم که به طور کلی هیچکدام از اقدامات دو بخش سازمان -موافقان و مخالفان وحدت- غیر تشکیلاتی و غیر اساسنامه ای نیست. اما ارگان کمیته مرکزی سازمان دقیقا رفتاری ” خلاف اساسنامه” “غیر تشکیلاتی” و… انجام داده است. چرا؟ چون کمیته مرکزی منتخب کنگره و نماینده سازمان است. این ارگان در چارچوب مصوبات کنگره، حق دارد موضع گیری نماید. اگر در موردی مصوبه وجود داشته باشد، نماینده کنگره (کمیته مرکزی)حق تصمیم مغایر مصوبه را ندارد. در مورد پروژه وحدت چپ، برای تداوم و یا شکست آن، سازمان ما مصوبه ای ندارد. بنابراین کمیته مرکزی سازمان اگر برای توقف و یا ادامه آن، موضع اتخاذ کند، کارش غیر تشکیلاتی و غیر اساسنامه ای است. کمیته مرکزی سازمان ما چنین کرده و اینگونه موضع گیری نموده است:
” شکست این پروژه، با همه صدمات و تبعات آن، البته به معنی پایان کار نیست. همه ما از پریشانی و پراکندگی چپ رنج می‌بریم و در حد توان خود برای غلبه بر آن می‌کوشیم.” (٣)
پرسش این است بر مبنای کدام مصوبه، کمیته مرکزی اتحاد فدائیان، شکست پروژه را اعلام نموده است؟ من وارد اساسنامه نمی شوم تا بیگانگی درک این رفقا از اساسنامه را توضیح دهم. این رفقای عزیز به جای اینکه از خود انتقاد کنند، به سوی حریف شلیک می کنند. در دو کنگره قبل طرفداران وحدت در کمیته مرکزی اکثریت داشتند. اگر این دوره هم آنان مسول بودند، آیا حق داشتند به نام کمیته مرکزی تداوم وحدت را اعلام کنند؟ روشن است پاسخ منفی است.
نکات نادقیق و نادرست در اطلاعیه کمیته مرکزی سازمان کم نیست. در رابطه با نقش گروه تدارک و سازماندهی و جایگاه آن در پروژه وحدت چپ، سیر رویدادها و ….. مسائل زیادی را درست منعکس نکرده اند. پرداختن بدین موارد را در این مطلب چندان جایز نمی دانم و از آن می گذرم. فقط پرسشم از کمیته مرکزی سازمان را تکرار می کنم: آیا در سراسر ایران هیچ نیروی شناسنامه داری را برای وحدت می شناسید؟ اگر آری کیست؟ اگر وجود ندارد، فکر نمی کنید اشکال در شناخت شما، در منش و روش شماست؟ آیا انتظارتان از متحدان خود غیر واقعی نیست؟ به جای اینکه چپ را در سطح ارزش های ذهنی خود بسته بندی کنید، “جور دیگر باید دید”. بهتر است ذهن و روحیه و منش و روش خود را تغییر دهید تا امکان چشم اندازی برای کار مشترک با نیروی هر چه وسیعتری، برای داد، علیه ستم و بیداد و استبداد، گشوده شود.
اکنون سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران در وضعیتی قرار دارد که از پرداختن به فعالیت سیاسی تا حد زیادی باز مانده است. برای برون رفت از آن، راهی نداریم جز اینکه کلیشه های ذهنی را به نفع واقعیت زندگی تغییر دهیم. آن کلیشه ها، ما را به صف جدا کردن از یکدیگر فرا می خوانند، اما ما جوان های بی تجربه چهل سال پیش نیستیم. می خواهیم کوله بار تجربه سالیان دراز گذشته را، توشه راه کنیم. راه حل شناخته شده و تدوین شده ای وجود ندارد. اساسنامه ما و دیگر جریانات سیاسی برای شرایط دشوار کنونی، راه حلی پیش بینی نکرده اند. با وضعیت جدید و ویژه ای روبرو هستیم. از اینرو اهمیت دارد کلیشه ها را پس بزنیم و خلاقانه در پی یافتن راهی نو باشیم. آسان ترین واکنش، اما بی حاصل ترین آن، جدائی فوری است. ما در گام نخست، داوطلب اینگونه صف جدا کردنی، نیستیم. این راه نیست، پرتگاهی است، که ما را به سقوط در عمق دره می کشاند. برخی برای برون رفت از این وضع، برگزاری کنگره دیگری را، پیشنهاد دارند. از نظر من این هم پاسخگو، نیست. فضای حاکم بر ما اجازه گفتگو و تبادل نظر را نمی دهد و آزرده و فرسوده، بدون دستیابی به نتیجه، با روابطی تخریب شده تر، از کنگره بیرون می زنیم. فرض کنیم چنین رفتار نشود، چه ادامه پروژه وحدت رای بیاورد و چه توقف آن، خطاست اکثریت تشکیلات، از اقلیت بخواهد در این مورد تابعیت کند. برای این موضوع، بحث اکثریت و اقلیت پاسخ نمی دهد. راه حل دموکراتیک، رسمیت دادن به هر دو نظر است. ما دو بخش هستیم که به لحاظ حقوقی، حدودا یک وزن در تشکیلات داریم. همچنین، فضای حاکم بر ما چندان آرام نیست. پیرامون هر سوژه جزئی نیز، صف بندی می کنیم. اهمیت دارد اشترکات و تفاوت ها را به صورت گفتگو روشن کنیم و در این چارچوب، راه حل برای مبارزه مشترک پیدا نمائیم. اگر کنگره ای هم فرا می خوانیم می بایست دستور کارش فرموله کردن تفاوت ها و اشتراکات و بر این اساس، یافتن پاسخی به چه باید کرد، باشد. مشخص کردن تعداد مدافعان و مخالفان این یا آن نظر، بی حاصل است. فقط فضا را سنگین و دستیابی به نتیجه را تقریبا ناممکن می کند. خطاست امروز همدیگر را به اطاعت یک نظر از نظر دیگر، فرا بخوانیم. اجازه دهیم در هر کجا که تفاوت اساسی وجود دارد، هر بلوک خود حرکت کند. در زمینه هائی که موضع مشترک است، کار مشترکمان ادامه یابد. این راه حل هم برای پروژه وحدت و هم برای دیگر عرصه هائی که تفاوت ها اساسی است، می تواند کارائی داشته باشد. در صورتی که وضعیت کنونی دستخوش تغییر اساسی شد، دو طرف به شکل دوستانه، رابطه خود را در شرایط جدید تنظیم می کنند. میدانم این پیشنهاد هم، بدون نقص نیست. اما جوهره ای دموکراتیک دارد. در عمل ممکن است ما را با پرسش هائی روبرو کند. اگر کلیت آن پذیرفته شود، می‌توان برای پرسش ها به کمک همدیگر به پاسخ هاپی رسید. تردید نکنیم جز چنین راهی، چاهی در برابرمان دهان می گشاید. همان چاهی که پیش از این، هر گاه به تفاوت می رسیدیم، درون آن سقوط می کردیم. در آن فضای مسموم، قلم ها بی تدبیر، شمشیر می شدند و هست و نیست یکدیگر را نشانه می رفتند. “دست آورد” چنین نبرد حقیرانه ای، تضعیف کل چپ و تضعیف و تجزیه هر چه بیشتر هر کدام از دو طرف ” دعوا “، در جامعه بود. این روش ناپسند، به سهم خود ما را زمین گیر کرد. از فرو غلطیدن در آن چاه، آگاهانه پرهیز کنیم.
***

(۱) برای نمونه در حالی که به طور کلی با گفتگو برای وحدت موافقت می‌کنند، برای شرکت در جشن اومانیته در فرانسه که سالهاست به شکل مشترک برگزار می شده است اعلام کناره گیری کرده اند.
(۲) اطلاعیه کمیته مرکزی سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران درباره «گفتگو پیرامون پروژه “شکل دهی تشکل بزرگ چپ”» سایت اخبار روز
(٣)ارزیابی ما از روند آغاز، پیشرفت و حاصل کار پروژه «شکل دهی تشکل بزرگ چپ» / کمیته مرکزی سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران. سایت عصر نو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>