نوشته شده در اعلامیه ها٬مواضع سازمان توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

به مناسبت چهلمین سالگرد ترور رفیق بیژن جزنی و یارانش / کمیته مرکزی سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران

چهل سال پیش روزنامه های عصر تهران خبر ترور هفت تن از فدائیان خلق رفقا بیژن جزنی، حسن ضیا ظریفی، سعید (مشعوف) کلانتری، عزیز سرمدی، محمد چوپان زاده، عباس سورکی و احمد جلیل افشار و دو تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق، مصطفی جوان خوشدل و کاظم ذوالانوار را اعلام کردند. خبر طوری تنظیم شده بود که گویا این نه تن در حین فرار کشته شده اند. اما بر هیچ کس پوشیده نبود که رژیم شاه دست به جنایت دیگری زده است. بعد از سقوط رژیم پهلوی یکی از بازجویان آن چگونگی این کشتار را برملا ساخت و پرده دروغ بر سر این جنایت را کنار زد.

برای جامعه سیاسی ایران واقعیت امر پوشیده نبود. بیژن جزنی و یارانش از پیشتازان جنبش نوین چپ ایران بودند، که از خاکستر شکست های گذشته چپ با قامتی بر افراشه سر بر می آورد. آنان از مشعل داران اولیه جریانی بودند که در عرض مدت کوتاهی به یک جنبش بزرگ تبدیل شده بود و می رفت که مهر خود را بر تحولات آینده کشور بکوبد. جریانی که با جسارت و توانائی ها، یکرنگی و از خودگذشتگی اش، راهی به شعر شاعران و دنیای افسانه و اسطوره را باز کرده بود و درخت امید انبوهی از نسل شوریده آن روز را بارور می ساخت.

بیژن جزنی و یارانش اگرچه در همان گام های نخست حرکت خود به دام رژیم افتادند و بعد از شکنجه های زیاد به زندان محکوم شدند، اما راهی را که گشوده بودند، ادامه یافت و نهالی که کاشته بودند، بارور شد. شگفت آن که دیوارهای زندان نیز نتوانست از تکاپو بازشان دارد، هوای زندان را نیز دگرگون ساختند. با سرازیر شدن نسل جدید چپی که از پس آنان پا به عرصه گذاشت، زندان هم مفهوم خود را از دست داد. هر جا که این جویندگان بی تاب پای گذاشتند، آن جا به عرصه ای دیگر برای همآوردی با سیاهی و تباهی تبدیل شد. دیوارها مفهوم خود را از دست دادند، راهیان چشمه آفتاب در گذر از ظلمت، از هر غیر ممکنی یک ممکن می ساختند، حتی به قیمت جان شیفته خود.

ترور بیژن جزنی و یارانش ضربه بزرگی به جنبش فدائیان خلق بود که در همان زمان هم از ساختار تشکیلاتی خود بسیار فراتر رفته و در حال تبدیل شدن به یک جنبش در سطح کشور بود، اما پایان آن نبود. سه سال بعد زمانی که دستگاه قتل و کشتار پهلوی درهم شکست، فدائیان خلق به یک نیروی عظیم اجتماعی و به نیروی اصلی چپ ایران تبدیل شده بودند. اما زخمی که با ترور بیژن بر پیکر آن نشسته بود، هم چنان باقی بود. با گذشت زمان عمیق تر هم شد.

با سقوط رژیم پهلوی بهار آزادی دوام چندانی نیاورد و در خزان کشتارهای مهیب جدیدی غرق شد. ترور و کشتار زندانیان از جمله میراثی بود که رژیم جدید به وسعتی فراگیر از آن بهره گرفت. از همان ماه ها و سالهای نخست تا اوج آن در سال ۶۷ و در همان زندان اوین این بار هزار هزار زندانی را به جوخه مرگ سپردند.

رژیم ترور پهلوی سال هاست رخت بربسته است ولی خاطره آن ۹ زندانی که در تپه های اوین با سری افراشته در برابر رگبار گلوله ایستادند، هنوز زنده است. در چهلمین سالگرد ترور بیژن جزنی و یارانش یاد آنان را گرامی می داریم. آنان رهبران سیاسی و فکری نسل های بزرگی از چنبش چپ ایران بودند. با اندیشه ها و توانائی های خود چشم انداز جدیدی را پیش پای فعالان چپ گشودند، جسارت برخاستن و در مقابل قدرت سرکوبگر ایستادن و پنجه در پنجه استبداد انداختن را برای نسل های بزرگی از چپ ایران آموختند. آتشی را بر افروختند که شعله های آن بر جان های شیفته امروز نیز هنوز می سوزد. سلحشورانی که نه تنها در زمانه خود، هنوز هم، اسطوره های مبارزه و مقابله با بیداد و استبداد هستند.

کمیته مرکزی سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران

۲۰ فرودین ۱۳۹۴ – ۱۹ آوریل ۲۰۱۵

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>