نوشته شده در ملیت ها توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

برای یک ایران دموکراتیک / جنبش فدرال دموکرات آذربایجان

۱ایران سرزمین مشترک همه ایرانیان، مستقلازهر گونه تمایز قومی، ملی ، جنسی، فرهنگی و مذهبی است که درآن زندگی میکنند وهمهحق برخورداری ازحقوقبرابر برای زیستن آزاد وحق تعیین سرنوشت این میهن مشترک خودرا دارند.

در قریب چهار دههاز حاکمیت یک حکومت مذهبی بر ایران، که  از همان ابتدا مختصات مشترکی با حکومت های توتالیتر وشبه فاشیستی رابه نمایش گذاشت، حاکمیت سیاسی به نمادی از ستم همگانی و بی حقی عمومی و بی قانونی تبدیل گردیده است. این تجربه تلخ تاریخ است که  تحمیل ارادههر گروه وفرقه اقلیتی برجامعه، با هر ایدوئولوژی و با هر ادعائی، بهاستبدادمحض می انجامد. بیرون آمدن یک استبداد حکومتی ازتحمیل ارادهفرقه روحانیت برجامعه ایران در چهره ولایت فقیه، از این قاعده عمومی جدا نبوده است. از آنجائی که استبدادبخاطراستبدادوجود ندارد، حتی اگر خودرادرلباسمقدسات آسمانی پوشانده باشد، و در ورای هراستبداد سیاسی، منافع مادی و ملموسی نهفتهاست، حکومتگرانی که که بعداز قیام بهمن۱۳۵۷ قدرترابدست گرفتند، بیش ازهرقدرت اشغالگر بیگانه ای به تاراج ثروتهاومنابع کشور روی آوردند. لیکن، غارتبدوندست های خونین ناممکن است. اراینرو، پیش از آنکه غارتگران روی به تاراج آرند، آزادی درآنتوسط حکومتی ناعادلانه باید ربوده می شد، وقهرو خشونتی مداوم ، شرطلازم برای چنین تاراجی بودهاست.

 ۲ ـ سرکوب آزادی های سیاسی، سرکوب اندیشه و بیان، ازبین بردن هرگونه تشکل سیاسی و صنفی، سرکوب جامعه مدنی، از بین بردن هرگونه حقوق فردی انسانها، نهتنهاشرط اولیه برای به تملک در آوردن دارائى های کشور دردست اقلیتی از یکسو، و گسترش فقرو فلاکت عمومی وفاصله عظیم و بی سابقه طبقاتی از سوی دیگر بودهاست، بلکه کشور مارا اکنون بیش ازهرزمان دیگری دربرابرحوادث نامنتظر بین المللی ومنطقه ای بی حفاظو آسیب پذیر ساخته است.

۳ـمابر این باوریم که دموکراسی وحق تعیین سرنوشت از همدیگر تفکیک ناپذیر هستند وحق تعیین سرنوشت چیزی جز گسترش و تعمیق دموکراسی به حیطه اقتصادوحقوق اجتماعی مردموبدست گرفتن سرنوشت خود نیست. نهحق تعیین سرنوشت بدون دموکراسی معنائی دارد و نه دموکراسی بدون گذار به زندگی اقتصادی و اجتماعی توده های مردم می تواند عمقو معنائی داشته باشد.

۴ ـ ایران جامعه ایست با طیف رنگارنگی ازاقوامو ملیت ها، با فرهنگ هاوزبانهاومذاهبمختلف، که حکومت های متوالی در قریب صدسال گذشته، هیچگونه حقوقی رادرعمل برای آنان برسمیت نشناخته است.نمیتوان ازتداوم تبعیض ووجود یک حیات دموکراتیک سخن گفت. حقوق و آزادی های فردی، حتی درمطلوب ترین شکل خود، تضمین کننده حقوق جمعی خلق های غیر فارسدر ایران نیست و هیچگونه بازتابی درنظام سیاسی این میهن مشترکی که ایران می نامیم ندارد. اگر ما فرهنگستانی برای پاسداری و پیشبرد زبان فارسی داریم، اگر نظام آموزشی و قضائی و قانونگذاری کشور تنهابهزبان فارسی است، جایگاه فرهنگی و زبانی میلیون ها غیر فارسدر کجاست ؟ آیا «خرده فرهنگ » نامیدن زبان های دیگر، چیزی جز بمعنی تحقیر خلقهاو مکمل نژاد پرستی « آریائی» ایست؟ میتوان از دموکراسی سخن گفت و نسبت به این تبعیض و نابرابری بی تفاوتماند؟بدونفائق آمدن بر چنین کسری دموکراتیک، همدلی و همزیستی همهخلقهادر ایران غیر ممکن خواهد بودوبه آسانی میتواند به نیروهای گریز ازمرکز دامنزدهو زمینه بهره برداری بیگانگان گردد.

 ۵ ـاز آنجائی که هیچ جامعهو هیچ ملیت و گروه قومی شبیه سنگ مونولیت و یک پارچه نیست وخوداز گروه هاوطبقاتمختلف اجتماعی تشکیل یافته است، مادفاعاز آزادی وحق تشکل سیاسی و صنفی، با هرتنوع اعتقادی، آزادی بیان و اندیشه، ودفاعاز حاکمیت قانون برخاسته ازاراده آزاد مردمراشرط بقای آزادی همگانی وهمزیستی دموکراتیک میدانیم.

۶ ـ با توجهبهتنوع اتنیکی و زبانی جامعه ایران، نظام سیاسی ایران زمانی ساختار دموکراتیکی خواهد داشت که بازتابی از این تنوعجامعهخود باشد. تاریخ،تجربه و حیات سیاسی کشورهای دیگر جهان، ابزار سیاسی آزمون شده ای رادر اختیار ما می گذارد که می توانازآنبهره گرفت. بسیاری از کشورها چه در کشورهای پیشرفته غربی و چه در کشورهای جهانسوم که تنوع اتنیکی و زبانی داشته اند،برای غلبهبر چالش های درونی، بطرز موفقیت آمیزی از الگوی حکومتی فدراتیواستفاده کرده اند که بهثبات، همزیستی صلح آمیزآنها کمک کرده استوجامعه ایران برای بقای یک پارچه خود راهی جزآن ندارد.

۷ ـ نابرابری سیاسی، مدنی و جنسیتی علیه زنان بخشی از ایدوئولوژی حکومتی در ایران را تشکیل میدهد، که به خشونت بی سابقه علیه زنان چه درسطحجامعهو چه در در درون خانواده هادامنزدهاست. زنان نخستین قربانیان سرکوب و در عین حال نخستین سد مقاومت علیه رژیم اسلامی درطول حیات آنبودهاند. تنهادفاعاز تشکل های مستقلزنان، بیان دفاعاز دموکراسی نیست. برابری حقوقی زنان در تمام سطوح با مردان، عیارسنج نگاه عمومی دموکراتیک جامعه و مدنیت آن است. بدونفرصت های برابر و مشارکت زنانبعنوان نیمی ازجامعهدر تمامی نهادهای سیاسی، مدنی، قانونگذاری، نظام قضائی و تصمیم گیری های ناظربر سرنوشت کشور، دموکراسی بهمفهوم واقعی کلمه نیز وجود نخواهد داشت. دموکراسی برشمول و عامیت حقوق همگانی دلالت داردو قیچی کردن هربخشی ازآن بمعنی از بین بردنهمهآنست. چرا که هیچ جامعه ای، با حفظ تبعیض و ستم درهر شکلی، خود آزاد نیست.

۸ ـنظام سیاسی ایران نهتنهاضد دموکراتیک، فاسدو ستمگر نسبتبهمردمخوداست، بلکه دولتی است با هرج ومرجی درهم تنیده، با دولتی در درون دولتو بیرون از نظارت مردم، که گوئی اشباحی نامرئی برآنفرمان می رانند. دست آورد تاریخی آن چیزی جزفقر و فحشاء و اعتیاد و ایجاد جامعه ای بیمار نبوده است.

۹ ـمااعتقاد داریم که تنها حکومتی دموکراتیک، مبتنی برارادهو رضایت همهمردم، می تواند درجهتاز بین بردن تبعیض ها، کاهش نابرابری های عظیم طبقاتی، و نزدیک کردن خلقهابههمو تامین همزیستی صلح آمیز آنان گام بردارد.

۱۰ ـمساله محیط زیست در کشورما ابعاد بحرانی و خطرناکی پیدا کرده است. اگرچه مسائلمربوط محیط زیست ازعلل متعددی تاثیر میگیرد، لیکن در جمهوری اسلامی، بیشتر از هرچیزی ازعامل سیاسی و ایدوئولوژیک و بی کفایتی مدیریت درآن متاثر بودهاست. هیچ بلای طبیعی نمی توانست به اندازه خود جمهوری اسلامی در تخریب زیست محیطی کشور این چنین آسیب های ترمیم ناپذیری راوارد کند.

 ۱۱ـ  مااعتقاد جدی داریم که بدونفرا روی از جمهوری اسلامی، هیچ چشم انداز دموکراتیکی در کشورما قابلتصور نیست. این بمعنی نادیدن تضادها و جناح بندی هاو تعارضات در درون حاکمیت وبهره برداری از آنها نیست. همانگونه که حکومت اسلامی همواره از تضادهای درون اوپوزیسیون خودبهره برداری کرده و اراده مبارزات متحدانه علیه خودرابازداشتهاست. بنابراین بدون افتادن دردامجناح بندی های حکومتی و امید بستنبهمنازعات درونی آن، می تواندرجهتخط حرکتی مستقلوتلاش برای آگاهی اجتماعی و سازماندهی گام برداشت. بی تردید جنبش های توده ای، دینامیسم و قانونمندی های خاصخودراداردو نهایتا شکل و چگونگی فرا روی از آنرا تعیین می کند.

۱۲- جنبش فدرال دموکراتیک آذربایجان، همواره براصل اتکاء بهمردموحق کنترل آنانبر دستگاه قدرت سیاسی، بعنواناصل تعریف کننده حق تعیین سرنوشت تاکید ورزیده استوبرآن پایبند خواهد ماند. ما بخوبی آگاهیم که شرایط دشوار مبارزه برای حقوق سیاسی و مدنی، وجودتعصبات ملی و قومی درجامعه ایران که گذر به آزادی و دموکراسی در کشور مارا با موانع جدی روبرو ساخته است، بقای طولانی یک حکومت استبدادی و توتالیتر وفاسد که منافع لایه فاسدخودرابر هرگونه حقوحقوق عمومی مردمواز آنجمله هر ملیت و قومی در ایران ترجیج می دهد ودر این راهاز همدستی با هیچ سیاست ارتجاعی درمنطقهودرسطح بین المللی ابائی ندارد، راهحلراتنهادر تکیه بر براداری خلقهاو اشتراک تلاشآنها میدانیم. مابر دشواری وسختی راه آگاهیم. هرگونه عدولازآنو تکیه به بیرون ازمردم کشورمان، به بیراهه ای می تواند بیانجامد که تنها تضمین کننده خواست ومنافع حمایتگران خواهد بود.تاریخ درس های تلخی در این زمینه دارد. بگذارید صریح ترسخن گفته باشیم :ما در جهانی متفاوتازانقلاب اکتبر و یا عصر جنبش های ضد استعماری زندگی می کنیم که ایدوئولوژی و سیاست محافظه کاری راستبرآن سایه انداخته است که با آزادی و دموکراسی وحق تعیین سرنوشت بمثابهاصل دموکراتیک درتعارضاست. در طی نیم قرن گذشته ، عربستاندر مرگز ثقل ارتجاعی ترین سیاست هادرمنطقه خاورمیانه بودهاستو با کوچکترین گرایش دموکراتیک حتی در بین کشورهای عربی دشمنی ورزیده است .این کوته بینی سیاسی خواهد بود که گروه یا یک سازمان مدعی حقوق دموکراتیک، ایده آلخودرا با آن گره زند. بگذارید تنها و تنها به ایده آل آزادی و خواست دموکراتیک مردمخود وفادار بمانیم.

دور است سرآب در این بادیه هشدار

تا غول بیابان نفریبد به سرابت !

جنبش فدرال دموکرات آذربایجان

پانزدهم سپتامبر ۲۰۱۶ مطابق بیست و پنجم شهریور۱۳۹۵

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>