نوشته شده در دیدگاه ها توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

انتخابات پیش رو و بازهم چالش های نظری / آزاده حسینی

کانون مدافعان حقوق کارگر

اگر از تمایلات جناح های تمامیت خواه درون حکومت که خواهان بازگشت همه چیز به روال قبل از ظهور کابینه روحانی و مصادره آرای مردم در آن چیزیست که اسمش را انتخابات گذاشته اند بگذریم و اگر از تمایلات جناح های اصلاح طلب و اعتدال گرایان حکومت که خواهان شرکت حداکثری مردم در انتخابات هستند و همیشه تبلیغ می کنند شرکت در انتخابات کارزاریست که مردم در آن سرنوشت خود را تعیین می کنند نیز بگذریم چیزی که باقی می ماند خواسته های مردمی است که باید پاسخی هائی برای سئوالات درون ذهن خود در مورد این به اصطلاح کارزار بیابند سئوالاتی از جمله اینکه :
-این انتخابات موازین و سازوکارهای آن چقدر با استانداردهای متداول در جهان غرب مشابهت داشته و از حداقل موازین آن برخوردار است.
– انتخاباتی که در سایه اراده استصوابی شورای نگهبان صورت می گیرد از چه قماش انتخاباتی است و دست آخر آنکه :
– نمایندگان مجلس در کشور از چه جایگاهی در قدرت حاکم برخوردارند و واقعا درچه عرصه هائی اثرگذارند.
اگر بدون یافتن پاسخ هائی برای این سئوالات در انتخابات شرکت کنیم و حتی بی تفاوت از کنار این به اصطلاح کارزار بگذریم یکی از دو ویژگی های زیر خصوصیت های شخصیتی و رفتاری ما را سامان می دهد:
یا بدون اندیشیدن دست به کار می شویم به این معنی که “هرچه اتفاق می افتد سرنوشت ماست ” و توکل به نیروهای غیبی می کنیم و یا آنقدر”هرهری مذهب” هستیم که برایمان فرقی نمی کند چه سرنوشتی در انتظارمان خواهد بود.
اگر جزء هیچ یک از این دو گروه نیستیم پس باید به دنبال پاسخ هائی عقلانی برای سئوالات منطقی خود باشیم.
– لازمه انتخابات آزاد در کشور آزادی مطبوعات اجتماعات احزاب نهادهای مدنی غیردولتی و رسمیت یافتن برابری همه افراد در برابر قانون است. درصورت وجود این موازین می توان از آزادی انتخابات نمایندگی سخن به میان آورد.
– انتخاباتی که اراده استصوابی شورای نگهبان در آن تعیین می کند چه کسانی می توانند نماینده شوند و آن هم با شمشیر مقیاس ها و خط کشی های عمدتا مذهبی و عقیدتی که جامعه را به مدت سی وهفت سال به دو بخش خودی و غیرخودی تفکیک کرده است نمی تواند کارزاری برای تعیین سرنوشت باشد (در این جا به سایر دستگاه های نظارتی اشاره نشده است).
– هنگامی که تاسیسات بالادستی بسیاری بر فرق سرمجلس نشانده شده که قانون گذاری تصمیم گیری و اجرای آنها در کف قدرت آنان است و مهمترین حوزه های زندگی اجتماعی کشور را در دست دارند و مجلس را نه فقط حق ورود به آنها نیست بلکه حتی اجازه صحبت در باره آن حیطه ها را ندارد جای تردیدی در مورد جایگاه کوچک آن باقی نمی گذارد و اگر به یک ویترین تزئئنی مانند نباشد دستکم به فرزند صغیر خانواده ای می ماند که بر گوشه سفره ای می نشانند وغذا بر دهانش می گذارند.
اما عده ای ظاهرا درخارج از این حاکمیت “برخورد فعال”مردم در برابر موضوع انتخابات را به معنی گذاشتن شناسنامه در جیب و بیرون آمدن ازخانه در روز رای گیری حضور یافتن در محل رای گیری پرکردن برگه رای انداختن رای درصندوق انگشت نشانه رابه جوهر آغشته کردن و احیانا در انتها پاک کردن آن با دستمال می دانند. اگر چنین باشد پس در صف نان ایستادن وثبت نام در کلاس های تقویتی و کنکور را هم نشانی از پویائی و برخورد فعال مردم درزندگی اجتماعی باید تلقی کنیم. اما بهتر نیست این جماعت به این بیانات کودکانه پایان بخشند به دنبال استدلال مردم پسندتری باشند و به شعور آنان هم کمی احترام بگذارند. به قول هگل ” در عصری چنین غنی از تامل و استدلال همچون عصر ما باید مخلوق فلک زده ای بود که نتوان برای بدترین و فاسدترین چیزها دلیل آورد. هر چیزی که در این دنیا فاسد شده است دلائل خوبی برای فسادش دارد. ”
ممکن است رفتن نمایندگانی اندک به درون مجلس که حداقل حقوقی برای مردم قائلند تریبونی برای مطرح کردن گوشه ای از این موارد در اختیار قراردهد ولی ساختار تقسیم قدرت در ایران سخت وصلب تر از آن است که تکانه ای از این گوشه ها به آن وارد شود. صاحب منصبان سرمایه می دانند چگونه همه چیز را در کنترل خود نگه دارند. دیگر نباید فقط گوشه ها را اشغال کرد. باید در فکر تسخیر قلبها بود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>