نوشته شده در سیاسی توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها. Print This Post Print This Post

افشاگری جناح های حکومتی و مواضع استراتژیک بخشی از چپ / دنیز ایشچی

مناظره ها پشت سر هم تکرار میشوند و کاندیدهای فیلتر شده ولایتی دزدیها، فساد مالی، جنایات، فساد شخصیتی، اختلاس ها و عدم کفایت های همدیگر را افشا و بر ملا میکنند. جناحی از چپ ایران در حالی که پیراهن بیژن، حمید، مسعود و دیگر فدائیان پاکباز را برتن کرده اند، بعنوان نمایندگان سیاسی پیشگام نسل های نوین، جنبش دانشجوئی، جنبش زنان، کارگران و روشنفکران و دیگر نیروهای بالنده آینده ساز، ناپاکی های چرکین جناح های حکومتی را بر تن خویش مالیده و بر آن می بالند. از آن تاسف بار تر این می باشد که این جناح عملا پاشنه اشیلی می باشد امروز کلیت جنبش چپ ایران را در زمینه استراتژی انتخاباتی فلج کرده است. بلوغ سیاسی اجتماعی جنبش مدنی مردم ایران آلترناتیو بمراتب شایسته تری را می طلبد. این در وحله اول وظیفه چپ آزاده و دموکرات ایران می باشد که باید آلترناتیو نوین، استراتژی سوم و راهکار نوینی را خارج از محدوده رسواگران سیاسی حکومتی ارائه دهد. عدم ارائه آلترناتیو سوم نشانه ای از ورشکستگی استراتژیک انتخاباتی می باشد. نسلی که دیگر جوان نخواهد شد، در صورت عدم کاراوری و بهره وری سیاسی، توسط نسل های نوین جنبش مدنی، آزاده و دموکراتیک بصورت جبر تاریخی کنار زده خواهد شد. شاید هم حاشیه نشینی و حضور در سایه های تحولات سیاسی چپ امروز نشانه ای از این روند معدوم تاریخی میباشد.

کارنامه سیاسی آقای خمینی برای همه ما روشن میباشد. خواستم این نوشته را با گفته هائی از ایشان قبل از اینکه به ایران بیایند آغاز کرده باشم. بگذارید کارنامه سیاه سیاسی ایشان را که به کشتار و آوارگی میلیون نفر، سلب آزادی و محرومیت از حقوق طبیعی دهها میلیون نفر، و تاحدود زیادی ویرانی ارزش های فرهنگی و ساختار اقتصادی کشور ما انجامید را با جملاتی از وعده های ایشان مقایسه کنیم. هدف از این نوشته پاسخی است به آن عده از دوستان “چپ دموکرات” که سخنان قبل از انتخاباتی آقای روحانی را به مثابه پرچم هویتی خویش بر افراشته و هویت مستقل برنامه ای، سیاسی و استراتژیک چپ مدرن و نسل های نوین را با خونابه های ناپاک پورمحمدی ها و امثال ایشان آلوده می نمایند.

“حکومت اسلامی یک حکومت مبتنی بر عدل و دموکراسی است”. “مطبوعات در نشر همه‌ی حقایق و واقعیات آزادند”. ” در جمهوری اسلامی کمونیست‌ها نیز در بیان عقاید خود آزادند”. ” اسلام، هم حقوق بشر را محترم مى‏شمارد و هم عمل مى‏کند”. ” زن‌ها در حکومتِ اسلامی آزادند حقوق آنان مثل حقوق مردهاست”. ” علما خود حکومت نخواهند کرد”. ” همه نهادهای فشار و اختناق و همچنین استثمار از میان خواهد رفت. جامعه آینده ما جامعه آزادی خواهد بود”. ” هیچ سازمانی و حکومتی به اندازه اسلام ملاحظه حقوق بشر را نکرده است. آزادی و دموکراسی به تمام معنا در حکومت اسلامی است، شخص اول حکومت در حکومت اسلامی با آخرین فرد در امور مساوی است”. “دولت اسلامی یک دولت دموکراتیک به معنای واقعی است”، “امام خمینی”.

اینها همه از معدود سخنان آقای خمینی و از سخنرانی ها و مصاحبه های ایشان قبل از آمدن به ایران می باشد. عملکردهای ایشان کاملا و صد در صد مقابل گفته ها و وعده هایشان بود و فجایعی را در کشور ما آفرید که در تاریخ بشریت کم سابقه بود. آیا مشابه همین وعده ها را آقای روحانی و دیگر کاندیداهای فیلتر شده حکومتی قبل از انتخابات به زبان نمی آورند؟ آیا برای سنجش وعده های قبل از انتخاباتی آنها در درجه اول نباید هم به کارنامه زندگی سیاسی آنها، هم به بافت های ذهنی و شخصیتی ایشان، و اینکه ایشان درون کدام گروهبندی قدرتی سیاسی – اقتصادی- اجتماعی قرار دارند توجه کرد. کارنامه زندگی سیاسی آقای روحانی را چگونه میشود ارزیابی کرد؟ باورمندی های ذهنی ایشان درون چه پردایمی قرار میگیرد؟ ارزش های شخصیتی ایشان بعنوان یک روحانی نمایانگر چه خصلیت هایی میباشد؟ ایشان در کدام محفل ها و گروه بندی های قدرتی سیاسی اقتصادی قرار دارند.

واقعیت دیگر این است که کلیت نظام ولایت فقیه ، در مقابل فشارهای اجتماعی از پایین جنبش های مدنی و ازادیخواه، از یک طرف مجبور به عقب نشینی و عکس العمل شده اند، بلکه بطور همزمان همه کاندیداها تلاش دارند تا با انگشت گذاشتن بر زخم های دهها ساله مردم و سوء استفاده از احساسات آنها، مردم را در این انتخابات فریب داده و پشت سر خود بکشانند، تا بعد از اینکه انتخابات تمام شد و مجددا سر کار آمدند، ایشان هم به همان گونه به وعده های خویش عمل کنند که آقای خمینی به وعده های قبل از مراجعت خویش عمل کردند.

استراتژی حمایت مطلق از جناح های جکومتی در وحله اول نشانگر بن بست استراتژیک این جناح از چپ ایران میباشد. نسلی از چپ ایران که همزمان با اقرار به اینکه در مبارزه سیاسی خویش شکست استراتژیک خورده اند، نقش نصیحت دهندگانی را پیدا کرده اند که بقول مثال مشهور انگلیسی “اگر در مقابله با رقیبت نمیتوانی برنده بشوی، با آنها همراه شو” ، الان به استراتژی ورشکسته همراهی و همگامی با جناح هایی از قدرت سیاسی حکومتی روی آورده اند.

استراتژی سیاسی برنامه ای ما از عوامل متعدی تاثیر پذیر می باشد. این استراتژی بر بستره ارزش های انسانی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، زیست محیطی و فلسفی و ارزش های مشابه آن پیش زمینه های شکل گیری ساختاری استراتژی برنامه ای سیاسی خود را تشکیل می دهند. این ارزش ها با ضد ارزش های ولایتی، رانت خواری، اختلاس، ارزش های ضد انسانی و ضد آزادی ضد فرهنگ متعالی همخوانی ندارند. بخاطر همین میباشد که ما از نظر برنامه ای و ارزشی در صف اپوزیسیون سیاسی مقابل حکومتی قرار داریم. اگر میخواهیم بعنوان آپوزیسیونی تاثیر گذار و واقعی در جامعه حضور داشته باشیم، باید در وحله اول سمبل، پرچمدار و پیشگام حفاظت و حراست از این ارزش های والای انسانی باشیم. با همپیاله شدن با رسوا شدگان سیاسی اخلاقی و چشم پوشی بر جنایات پورمحمدی ها، دیگر ما نمیتوانیم خود را در درون صف آزادیخواهان، عدالت طلبان و آزادگان سکولار تعریف نماییم. بهتر است خود و مواضع خویش را در خارج از این پردایم تعریف نماییم.

تعریف هویت سیاسی برنامه ای مستقل خویش هیچ وقت به مفهوم داشتن سیاست تاکتیکی آشوب گرانه نیست، بلکه بر عکس، این همیشه حکومتیان بوده اند که نیروهای آزادیخواه، عدالت جو و آزاده کشوری را زیر ضرب گرفته ، مورد ضرب و شتم قرا داده، موجب فرار آنها از کشور گشته و یا آنها را در زندانها اسیر کرده و مورد شکنجه و کشتار قرار داده اند. لذا، اینگونه تهمت زدن ها به آزاده ترین نیروهای چپ دموکرات از طرف بعضی از پیش کسوتان که آلترناتیو سوم و آلترناتیو تحول، خشونت طلب می باشد نه تنها غیرقابل باور میباشد، بلکه شایسته رئیسی ها و پور محمدی ها می باشد. علّت های چنین رفتارهای تهمت آمیز چه می باشد، آینده نشان خواهد داد. اگر اینقدر خطر احتمالی روی کار آمدن رئیسی ها برای شما جدی می باشد، میتوانید اکثریت غالب افشاگری های خویش را روی شناساندن ماهیت جناح اصولگرایان حکومتی اختصاص بدهید. اما اینکه استراتژی خود را در حد رای دادن به جناح پورمحمدی – روحانی پایین می آورید، دیگر از خط قرمز گذشته اید و نمیتوانید خود را در درون آزادگان چپ دموکرات که پیشگامان آلترناتیو سوم می باشند تعریف نمائید.

تحلیل از مضمون ماهیتی استراتژی برنامه ای سیاسی چپ ایران در مقابل حکومت جمهوری اسلامی ایران بصورت عام، و انتخابات فرمایشی بصورت خاص، باید برپایه تجزیه و تحلیل جامعه شناسانه و اقتصادی سیاسی ساختاربندی اجتماعی، ارزش یابی روانشناسی گروهبندی های سّنی، جنسی، اتنیکی و طبقاتی اجتماعی و غیره می باشد. این تجزیه تحلیل ها و این شاخص های اجتماعی به ما چه چیزهایی را نشان می دهند؟ استراتژی به بن بست رسیدگان چپ ایران بر این پایه متکی می باشد که ای وای بر ما اگر به روحانی رای ندهیم و رئیسی اصول گرا روی کار بیاید، مسئولیت این عقب گرد ما خواهیم بود. این جلو رفتن ها و عقب گردهای انتخاباتی در نظام های دو حزبی حکومتی در تمامی کشوها مشاهده میگردند و دلایل زیادی ممکن است داشته باشند. حمایت از جناح بد حکومتی در مقابل جناح بدتر لزوما به این مفهوم نیست که در دراز مدت روندی صعودی به سمت آزادی و دموکراسی خواهد داشت. امکان بازگشت مجدد و افتادن زیر چرخه های دیکتاتوری، خفقان و دیکتاتوری ارتجاعی در هر مرحله ای به نحوی موجود خواهد بود. نقش چپ آزاده، دموکرات این میباشد که یک آلترناتیو سیاسی برنامه ای مستقل و جداگانه ای را ارائه داده و با اتکاء به نیروها و جنبش های مدنی مردمی اجتماعی نه تنها راه چنین بازگشتی را ببندد، بلکه همگام با حرکت به پیش این کاروان نهادهای دمکراتیک ساختار اجتماعی به پیش، پایه های آینده را بصورتی استوار پایه ریزی نماید. چپ دموکرات و آزاده نیروی راستین صلح و ضد جنگ می باشد که ارزش های نوین انسانی اجتماعی و زیست محیطی را در برنامه و استراتژی خویش تبلور داده و استراتژی آلترناتیو سومی را ارائه می دهد.

دنیز ایشچی ۱۳-۰۵-۲۰۱۷

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>