- The Union Of People's Fedaian Of Iran - http://www.etehadefedaian.org -

اعمال خشونت بر زنان؛ راهی برای کنترل / پرستو مهاجر

Posted By admin On آذر ۱۰, ۱۳۹۳ @ ۱۲:۰۶ ب.ظ In زنان | No Comments

خشونت بر زنان فرای ملیت و نژاد موضوع جدیدی در دنیای امروز نیست. شاید همین امر آشنا، باعث شده است تا هر سال از ۲۵ نوامبر، روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان آغاز و تا ۱۰ دسامبر، روز جهانی حقوق بشر ادامه داشته باشد.

گویی در این ۱۶ روز جامعه جهانی می خواهد تمامی خشونت هایی را که بر زنان در سرتاسر دنیا اعمال می شود را به یاد بیاورد. خشونت های فیزیکی، زبانی و یا روانی که زنان در اکثر نقاط جهان ممکن است در زندگی اجتماعی، سیاسی و حتی خانوادگی خود تجربه کرده باشند. در این میان ایران نه تنها از این قاعده مستثنی نیست بلکه یکی از کشورهایی است که آمار بالایی در ارتباط با خشونت زنان دارد و خشونت اجتماعی در صدر دیگر خشونت هایی است که هر روزه بر زنان ایران اعمال می شود. برای نمونه می توان به اسیدپاشی در اصفهان و حمله با چاقو به زنان در جهرم اشاره کرد. اما جدای از اتفاقات اخیر، زنان ایرانی با چالش های اجتماعی متفاوتی دست به گریبان هستند و سوال اینجاست که دلیل این خشونت ها چیست؟

موجودی ضعیف، گناهکار و خطاکار نگاهی است که در طول تاریخ بر روی زن سایه افکنده است. یکی از استدلالهای کلاسیکی که در توضیح اعمال محدودیت و خشونت بر زنان عنوان شده بود وابستگی زن به مرد برای بقا و ادامه نسل است که در کتاب تاریخ زن ستیری نوشته جک هلند به آن اشاره شده است و نویسنده همین وابستگی را سرمنشاء آغاز محدودیت و کنترل زن در طول تاریخ عنوان کرده است.

اما از منظر دیگر میشل فوکو نظریه پرداز فرانسوی، از بدن به عنوان سوژه ای یاد کرده است که در طول تاریخ دست مایه کنترل و نظارت اجتماعی بوده و از آن به عنوان یکی از نمادهای محدود کردن و سرکوب جنسیت یاد می کند.

بدن، شی است که منجر به هویت فردی، جنسیتی و جنسی می شود اما با کنترل کردن بدن و سلب اختیار فرد، در برابر آنچه مختص به او محسوب می شود می توان یکی از اهرم های کنترل اجتماعی را اعمال کرد تا جایی که سرپیچی از قوانین، می تواند از او یک فرد خطا کار بسازد.

فوکو مکانیسم های نظارت بر بدن را با مراکز مذهبی، بیمارستان و دولت مرتبط می داند. برای نمونه شکنجه‌های بدنی مذهبی برای تطهیر و یا احساس گناه از لذت جنسی، شامل نظارت مذهبی هستند که در اکثر مذاهب نیز وجود دارند و ایران از این قاعده مستثنی نیست به طوری که این نظارت بر بدن را در تمامی ادوار در ایران می‌توان شاهد بود برای مثال کشف حجاب دوران رضا شاهی و یا حجاب اجباری جمهوری اسلامی هر دو نوعی سیاست کنترل بر بدن زن را شامل می شدند. پس از انقلاب خشونت‌های اجتماعی بر زنان به شکل متفاوت تری نسبت به قبل بروز پیدا کرد و حتی رد پای آن را به راحتی می توان در قوانین حکومتی نیز پیدا کرد.

مبارزه اجتماعی با بدحجابی، محدود کردن پوشش زنان، طرح هایی برای ازدواج، روابط جنسی مشروع همانند صیغه و در سالهای اخیر طرح افزایش باروری و پیشگیری از کاهش جمعیت، طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده، طرح صیانت از حریم عفاف، محدود کردن سهمیه دختران در دانشگاه، تشویق زنان برای خانه داری و ادامه نقش های سنتی و در نهایت تصویب طرح حمایت از آمران امر به معروف و نهی از منکر، همگی موارد دخالت در خصوصی ترین امور زنان است که می توان از آن به عنوان سرکوب جنسیتی که فوکو به آن اشاره کرده است یاد کرد.

اساس فرضیه سرکوب بر این است که قدرت به‌عنوان پدیده‌ای منفی و سرکوبگر باعث سرکوبی جنسیت می شود. بنابراین سخن گفتن به‌صورت صریح پیرامون جنسیت، به‌منزله نفی قدرت مستقر است. اما با اعمال چنین نظارت و مراقبتی، همچنان گفتگو و اندیشه پیرامون غریزه جنسی نه تنها حذف نمی شود بلکه افزایش چشمگیری پیدا می کند.

تجربیات اجتماعی در ایران نیز تاییدی بر گفته فوکو است و این حقیقت را نشان می دهد که این اعمال قدرت ها و محدودیت های جنسیتی برای نسل جوان و زنان، طرح های موفقی در طی این سی و چند سال نبودند و نه تنها آن را کاهش نداده است بلکه به نوعی رشته را از دست آنان ربوده است و هراس از عدم کنترل بر بدن از سوی سیاست های دولت تا جایی پیش رفته است که یکی از استادان محافظه‌کار دانشگاه تهران، ابراهیم فیاض٬ وقوع “انقلاب جنسی” در ایران را هشدار داده است و به این نکته اشاره دارد که در صورت وقوع چنین انقلابی کلیه هنجار‌های جنسی اجتماعی نابود خواهد شد.

یکی از تعاریفی که در اسلام درباره زن ایده آل آمده، زیبایی است اما این زیبایی تنها در چهارچوب خانه و برای همسر مجاز است چیزی که خلاف آن، از زن فردی گناهکار می سازد زیرا جنسیت مجاز در حوزه روابط زناشوئی، باید مشروع و در عین حال سودمند برای ادامه نسل باشد.

مسالة زیبایی در جامعه شناسی جنسیت نیز همیشه با این چالش دست به گریبان بوده، زیبایی همیشه سعی در ساختارشکنی از نقشهای سنتی جنسیت داشته و دارد. به عقیده گیدنز (جامعه‌شناس معاصر انگلیسی) زنان به‌ویژه بر اساس ویژگیهای جسمانی‌شان مورد قضاوت قرار می‌گیرند و قضاوت آنان رابطه‌ مستقیمی با انتظارات اجتماعی دارد.

از یکسو زنان در ایران با جامعه‌ای روبرو هستند که که دولت آن از زن انتظار دارد به نقش سنتی خود قانع باشد و پا را فراتر از آنچه در شریعت آمده است انجام ندهد و حتی در رسانه ملی، به تصویر کشیدن زن سنتی را یک ارزش قلمداد می کنند.

اما از سوی دیگر نگاه اجتماعی غالب چیزی متفاوت تری از زن می خواهد، جامعه ای که از او انتظار دارد خوش هیکل، زیبا، بدون نقص، صبور، همه هنر دان، مادر و همسری نمونه باشد. به عبارتی دیگر زن امروز ایران با معجونی از تفکرات قدیم و مدرن خود را در چالشی همیشگی می بیند.

چنین زنی بدون اینکه خود آگاه باشد خشونت اجتماعی را در زندگی هرروزه خود تجربه می کند. بدنی که از هر سو در جامعه کنترل می شود. در چنین موقعیتی به معرض گذاشتن بدن با وجود تمامی محدودیت های اجتماعی و یا بی توجه به خواسته های اجتماعی از سوی بدن زن، همانند چاقی و یا بی توجهی به خود هر کدام ساختارشکنی محسوب می شود که تعداد کمی از زنان در این ساختارشکنی جای دارند.

با این حال زنان امروز ایران اما، با وجود محدودیتهای اجتماعی که بر آنان اعمال می شود به راه خود ادامه می دهند و گویی با همین مبارزه با گفتمان‌های پیرامون قدرت به عقیده فوکو نوعی مخالفت اجتماعی را آشکار می کنند و زنان ایرانی در این مبارزه حرف اصلی را می زنند.

اما از سوی دیگر بدن خود را بیش از پیش درگیر تاییدهای اجتماعی قرار می دهد و همین امر چون در تضاد با نظام قدرت قرار می گیرد سبب می شود تا نظام قدرت، برای دست یابی به آنچه خواهان کنترلش است، دست به اعمال فشار و محدودیت بیشتری بزند. محدودیتی که یکی از شاخه های خشونت اجتماعی است.

در تعاریف جامعه شناسی، اساس خشونت یعنی ضرر رسانیدن به دیگران. این در حالی است که در طول تاریخ، از خشونت همیشه به عنوان یکی از مکانیسم های کنترل یاد می کنند و آن را نوعی ابراز قدرت افراطی می دانند. زیرا با ایجاد رعب و وحشت امکان کنترل فرد و یا جامعه حتی درک کوتاه مدت امکان پذیر می شود. برای نمونه گشت های ارشاد و یا عدم دستگیری عاملان اسید پاشی در اصفهان نیز می تواند یکی از همین تهدیدها محسوب شوند.

البته نمی توان نادیده گرفت که نتیجه ناتوانی در کنترل رفتارهای جمعی (در اینجا به خصوص زنان) از سوی نظام قدرت حاکم و یا خواست اجتماعی از زن در نهایت منجر به خشونت می شود و سعی در نابودی “بدنی” دارد که در مقابل آنها ایستاده و نافرمان است و با از بین بردن هویت جنسیتی و زیبایی آن، شاهدان را وادار به پذیرش اعمالی می کنند که خواهانش هستند.

به این معنی که زنان اگر ویژگی‌های مورد نظر نظام قدرت را رعایت نکند توبیخ و محکوم می شود و از سوی دیگر اگر ویژگی‌های زیبایی خواست اجتماعی را نداشته باشد و برای نمونه از هیکل و یا چهره ای متفاوت برخوردار باشد نیز همچنان محکوم هستند.

بی بی سی [1]


Article printed from The Union Of People's Fedaian Of Iran: http://www.etehadefedaian.org

URL to article: http://www.etehadefedaian.org/%d8%a7%d8%b9%d9%85%d8%a7%d9%84-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa-%d8%a8%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86%d8%9b-%d8%b1%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%84-%d9%be

URLs in this post:

[1] بی بی سی: http://www.bbc.co.uk/persian/institutional/2011/04/000001_aboutus

Copyright © 2011 Etehade Fedaian. All rights reserved.