- The Union Of People's Fedaian Of Iran - http://www.etehadefedaian.org -

اسرار امنیت امریکا

Posted By admin On اردیبهشت ۲۴, ۱۳۹۶ @ ۸:۱۴ ب.ظ In بین المللی | No Comments

Jeanne LaRoux

دامن زدن به اسلام ستیزی جهت یافتن مقصری برای ” مشکل امنیت کشورمان” نه تنها در تضاد کامل با واقعیت قرار دارد بلکه به دلیل این جهل به واقعیت، لطمات سنگینی به ما می‌زند. اگر دونالد ترامپ رئیس جمهور به راستی می خواهد بداند «که چه می گذرد»، تنها چیزی که او باید بکند این است که به تاریخ دخالت‌های ایالات متحده  در خاورمیانه در صد سال اخیر نگاه کند.  تاریخی که از دید اکثریت بزرگ مردم آمریکا پنهان نگاهداشته شده است . اگر دولت ایالات متحده آمریکا این اتحاد نامقدس را با نیروهای مذهبی ارتجاعی با هدف برقراری یک امپراطوری در خاورمیانه و ورای آن نمی بست و آنها را تقویت نمی‌کرد امروز ” تهدید” اسلام گرایی افراطی وجود نداشت .

بازیگران معاصر داستان این اتحاد نامقدس  شامل القاعده و اسامه بن لادن می باشند، و البته سابقه آن به  بیش از یک قرن پیش می‌رسد که بسیاری از متعصبان مذهبی برای پیاده کردن اهداف سیاسی دولت ایالات متحده آمریکا مفید واقع شدند.

دولت بریتانیا در کشمکش « بازی بزرگ »امپریالیستی علیه روسیه تزاری برای تسلط بر آسیای مرکزی با سرعت و اشتیاق از تجدید حیات پان‌اسلامیستی اسلام پیشنهاد شده از سوی سید جمال‌الدین افغانی (اسدآبادی) در سال ۱۸۸۵ با هدف تضمین گسترش سلطه انگلیس بر میلیون‌ها مسلمان ساکن در مستعمرات امپراطوری بریتانیا  و نیز آنهائی که می‌توانست از امپراطوری عثمانی درحال زوال جدا بکند، استقبال کرد . طرح فرصت‌طلبانه سید جمال‌الدین سنگ بنای حرکت بنیادگرائی را گذاشت که از مصر تا افغانستان گسترش یافت و آن هم با هدف پاکسازی و قلع و قمع نیروهای سکولار و برای بازگشت به دوران عظمت خلافت اسلامی قرن هفتم صورت گرفت، در حالیکه این مفاهیم و شیوه تفکر خلاف دیدگاه اکثریت مسلمانان است.

این کار اما خدمت بزرگی به امپراطوری انگلیس کرد چرا که از این طریق سلاطین کشورهای اسلامی را تقویت و علیه نیروهای ملی و جنبش‌های استقلال‌طلبانه در سراسراین کشورها دست به مبارزه زد. همزمان با بستن پیمان با سید جمال ، دولت انگلیس دست به اتحاد دیگری  با راهزنان غارتگر و تسخیرگر بیابان عربستان ، خانواده آل سعود زد، خاندانی که به کشتار بیرحمانه هر کسی که با وهابیت مخالفت می‌کرد مبادرت نمود و در این راه شهر ها و اماکن مقدس را به ویرانی و تخریب کشید .

به سال ۱۹۱۵ که می رسیم، بوی نفت به مشام می‌رسد، و دولت انگلیس ابن سعود  را فرمانروای عربستان زیر حمایت انگلیس اعلام می‌کند و خانواده آل سعود هم متقابلا وفاداری خود را به تاج و تخت انگلیس متعهد می‌شود. جنگجویان بیرحم «اخوان‌«  تحت فرمان ابن سعود با کمک مالی انگلیس در دهه ۱۹۲۰ برای تسخیر کل شبه جزیره عربستان، سیاست سرزمین سوخته  را برای اربابان خود پیاده کردند. تا سال ۱۹۲۷ دولت نوبنیاد سعودی پایگاهی برای نیروهای اسلام گرای دست راستی افراطی می‌شود ، و دیری نمی‌گذرد که دولت آمریکا به عنوان حامی آل سعود جای انگلیس را می‌گیرد.

این دو گرایش یعنی گرایش پان اسلامیستی سید جمال‌الدین  و وهابیون آل سعود به هم پیوسته و در سال ۱۹۲۸ اخوان المسلمین توسط حسن البنا در مصر بنیاد گذاری می‌شود. وسپس با کمک کمپانی انگلیس کانال سوئزو پول عربستان اسلام سیاسی در سراسرجهان گسترش می‌یابد. دیری نمی‌گذرد که اینان یک دستگاه جاسوسی و نیروی شبه نظامی تروریستی تشکیل می‌دهند، و این تروریست‌ها را در خدمت پادشاه مصر می‌گذارند. در سال ۱۹۴۲ یک واحد تروریستی سری آغاز به قتل مقامات دولتی و قضات و نیز حمله به اتحادیه‌های کارگری و گروه های چپ میکند. در حالیکه رهبری اخوان‌المسلمین با پادشاه مصر متحد بود، اما اعضای آن اکثرا ضد امپریالیست بودند، و این واقعیتی بود که از چشم سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا پنهان مانده بود. به پایان جنگ جهانی دوم که می‌رسیم، ایدئولوژی شدیدا ضد کمونیستی اخوان‌المسلمین با کارزار ضد کمونیستی جنگ سرد تطابق و همخوانی کاملی پیدا می‌کند،  در اینجاست که دولت آمریکا وارد صحنه می‌شود.

به خاطر نفت عربستان و تبعیت رژیم خاندان سعودی از سیاستهای آمریکا در منطقه، فرانکلین روزولت قرار داد نفت در ازای امنیت  را با پادشاه سعودی در ملاقاتی مخفیانه با او در کشتی نظامی «کوینسی» در فوریه سال ۱۹۴۵ در دریای سرخ می‌بندد، که طبق آن دولت آمریکا تعهد می‌کند از خانواده سعودی در برابر هر دشمنی چه داخلی و چه خارجی محافظت کند. فرانکلین روزولت با در نظر گرفتن اهمیت نفت برای برتری نظامی امریکا، دو سال پیش از آن اعلام کرده بود که” بدینوسیله در می یابم که دفاع از عربستان برای دفاع از ایالت متحده حیاتی است” .

آیا براستی دفاع از عربستان برای دفاع از ایالات متحده آمریکا حیاتی بود؟ نتیجه این قرار داد این بود که ما را متعهد به دفاع از یک سلطنت فئودالی فاسد کرد که در ملاء عام سر افراد را به جرم کفر گفتن یا بی احترامی به خانواده سلطنتی می برند، وما در عوض نفت ارزان برای گسترش نفوذ جهانی خود بدست می آوریم .

دولت آمریکا به دلیل جنون ضد کمونیستی و هدف نه چندان پنهانش برای برقراری یک امپراطوری در خاورمیانه، تمام توان خود را بر علیه استقلال و جنبش های ملی این کشورها بکار بست. آمریکا با استفاده از جریانات اسلامی به عنوان ابزاری برای اعمال سیاست های خود با بنیاد گرایان سعودی و اخوان‌المسلمین علیه رهبر ملی‌گرای مصر جمال عبدالناصر، که در صدد پایان دادن به سلطه انگلیس و سلاطین عرب بود، عهد مودت بست. هدف دیگر دستگاه‌های امنیتی آمریکا و انگلیس برانداختن نخست وزیر منتخب و دمکراتیک ایران دکتر محمد مصدق بود که انگلیسی‌ها را از نفت ایران خلع ید کرده بود.  دولت آمریکا هم چنین با اسلام گرایان پاکستان، الجزیره و سودان عهد مودت بست که جنگ‌افروزی در افغانستان نیز پرهزینه ترین خطای تاریخی آن بود.

سیاست مداران آمریکا که مشغله فکریشان کنترل منابع نفت جهان و شکست اتحاد جماهیر شوروی بود، متوجه شمشیر دو لبه ای نبودند که داشتند علیه نیروهای ترقی خواه بکار میبردند. رئیس جمهور آیزنهاورو وزارت خارجه اش که از کاربرد بنیادگرایان اسلامی به عنوان سلاحی برنده علیه اتحاد جماهیر شوروی دچار وجد و سرور بود، «سعید رمضان»  نظریه‌پرداز و سازمانگر اصلی اخوان‌المسلمین در سطح جهان  را به کاخ سفید دعوت کرد. او که داماد حسن البنا بنیاد‌گذار اخوان‌المسلمین بود، به سراسر جهان عرب مسافرت کرده و شعبات سازمانی اخوان‌المسلمین را پایه‌گذاری کرده بود و سابقه قتل شمار زیادی از سیاستمداران ملی و ترقیخواه مصر ، از جمله یک نخست وزیردر آن کشوررا در پرونده خود داشت، و به هنگام آمدن به کاخ سفید، در سال ۱۹۵۳ ، سازمانش غیر قانونی اعلام شده بود. واشینگتن از نادیده گرفتن سابقه تروریستی اخوان‌المسلمین خوشنود بود چرا که اهداف ژئوپلتیکی آمریکا را بر آورده می‌کرد.

آیزنهاور قبل از پایان دوره ریاست جمهوریش، با وجود این که اسلام‌گرائی افراطی بخشی رسمی از سیاست خارجی عربستان شده بود و هیئت‌های تبلیغاتی دینی را به سراسر جهان می فرستادند، اتحاد با عربستان را تحکیم بخشید. «اتحاد جهانی اسلامی» و «سازمان کنفرانس اسلامی» را در سال‌های  ۱۹۶۰ بر پا کردند. به دنبال آن «مجمع جهانی جوانان مسلمان» در سال ۱۹۷۲ را تاسیس کردند، که شعبه آمریکایی آن بوسیلع «عبداله بن لادن» در شهر «فالزچرچ » در ایالت ویرجینیا اداره می‌شد، و بعدا تحت بررسی «اف بی آی» قرار گرفت .

در طول دوره‌های ریاست جمهوری جانسون، نیکسون و ریگان نیز با تائید این که اسلامگرایان کلید پیروزی در جنگ سرد هستند کمک های نظامی به عربستان افزایش یافت، و به ویژه در زمانی که برژنسکی مشاور امنیت ملی کارتر پیشنهاد مسلح کردن بنیادگرایان افراطى در افغانستان را با هدف ایجاد ویتنامی دیگر برای شوروی در افغانستان نمود، این کمک ها به اوج خود رسید. در ماه ژوئن سال ۱۹۷۹ کارتر فرمانی را امضا کرد که طبق آن می بایستی به طور پنهانی به گروه های اسلامی اسلحه داده می‌شد، تا شوروی را به تله افغانستان بکشاند، و این قمار موفق شد یعنی ( شوروی در این دام افتاد) . در یکی از گسترده‌ترین عملیات های پنهانی «سیا» که از طریق سازمان امنیت ارتش پاکستان انجام می‌شد، می‌بایستی در نهایت ۳۵ هزار اسلامگرای افراطی میان سال‌های ۱۹۷۹-۱۹۸۹ آموزش داده می شدند، با پول عربستان، کمک پاکستان، و زیر نظر «سیا»  مسلح می‌شدند. رهبری این مجاهدین در دست «اسامه بن لادن» بود که رونالد ریگان او را به عنوان «جنگنده راه آزادی» می‌نامد. وقتی که در اواخر سال ۱۹۹۸ ، یعنی زمانی که القاعده چندین حمله به تاسیسات آمریکایی کرده بود، از برژنسکی در باره خطری که این بنیادگرایان بوجود آورده‌اند پرسش شد،  او  با سرسختی جواب داد: ” وجود برخی مسلما نان عصبانی در مقایسه با انداختن شوروی در باتلاق جنگ و ایجاد یک ویتنام برای او چیزی به حساب نمی آیند، از این ها بعنوان اهرم استفاده میکنیم و بعضی وقتها برایمان کمی مشکل هم ایجاد میکنند. از نظر تاریخ جهان چه چیزی اهمیت دارد؟ طالبان یا فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی”؟

 

از مبارزان آزادی تا دشمنان مردم

در این جنگ موفق نیابتی چند میلیارد دلاری، که با پشتیبانی مالی دولت‌های ریگان، بوش و شرکایشان، یعنی عربستان سعودی، سازماندهی شده بود، ده‌ها هزار جنگنده افراطی اسلامی با تعصبات دینی و با هدف جنگ مقدس برای بیرون راندن متجاوزین «کافر» شوروی  از یک کشور اسلامی، به افغانستان سرازیر شدند . حمایت سازمان سیا از طریق کمپ‌های آموزشی در پاکستان و تهیه پیشرفته‌ترین تسلیحات در جهان از سیستم‌های ماهواره‌ای شناسایی گرفته تا مواد منفجره پلاستیکی، موشک‌های ضد هوائی «استینگر» و … انجام گرفت. پادشاهی سعودی مخالفان درونی خود را به بهانه «دفاع از اسلام» خاموش کرد. بن لادن بعنوان مبارزترین جنگجوی آموزش دیده دنیا که به توانائی خود برای به زانو در آوردن یک ابر قدرت ایمان داشت ، به یک قهرمان تبدیل گردید…….

با افت مبارزات ( بویژه درافغانستان )  درسال۱۹۸۸ بن لادن تصمیم به گسترش جهاد در چچن، بوسنی، سودان و اریتره گرفت. در این زمان القاعده شکل گرفته و ثبات یافته بود و از منابع مالی عربستان استفاده می کرد. پس از عقب نشینی شوروی، جنگ داخلی در افغانستان شروع شد و رئیس سازمان اطلاعاتی عربستان سعودی،  «ترکی الفیصل» بدون معطلی تصمیم به حمایت گسترده مالی از یک جناح یعنی گروهی از طلبه‌های  بنیادگرای دینی  گرفت.

اما هنگامی که پس از اشغال  کویت توسط عراق در سال ۱۹۹۰، عربستان به آمریکا اجازه  حضور همیشگی نظامی در کشورش را داد، اسامه بن لادن بر علیه پادشاهی سعودی و حامی اصلی اش یعنی ایلات متحده آمریکا، که از نظر القاعده یک نیروی نظامی خارجی بود که مقدس‌ترین مکان‌های اسلامی را اشغال کرده است ، وهمچنین  تشدید نارضایتی از برخورد با فلسطینی‌ها و همزمان تلاش برای تحمیل احداث یک خط لوله امریکائی از طریق افغانستان، اعلام جهاد داد. بعد از ان دیگر معلوم بود که دیر یا زود، امکان ضربه زدن  دشمنان در سرزمین خودمان (امریکا) فراهم خواهد شد.

درس‌هائی که باید آموخت

اما از آنچه که گذشت بسیار می تون آموخت . نیروهایی که ما فکر میکردیم می توانیم در جهت منافع خود علیه ” دشمنانمان” بکار گیریم و پس از آن دورشان بیندازیم، و هرگز دوباره آنها را نبینیم، جان گرفتند و زنده شدند. سیاست‌های کوته‌بینانه و خودخواهانه‌ای که توسط  امثال برژنسکی و جورج بوش تحمیل شد نه تنها در قضاوت تاریخ به شکست محکوم شدند بلکه  چنین سیاست‌هائی باعث ناامنی فعلی ما شده است. آیا از هم پاشیدن اتحاد جماهیر شوروی که باعث بوجود آمدن یک شبکه جهانی تروریستی نظیر القاعده شد، ارزشش را داشت؟ حمله یازده سپتامبر ریشه در دیدگاه نادرست و اطلاعات ناکافی و سطحی ما از پروراندن نیروهای مهلک مذهبی بنیادگرا داشت. اشغال عراق نه تنها این کشور را به ویرانه‌ای تبدیل کرد بلکه موجبات استقرار القاعده را در کشوری بوجود آورد که پیشتر از آن هرگز حضوری در آنجا نداشت . سپس این نیروها تبدیل به یک دولت اسلامی به ظاهر شکست ناپذیری همچون «داعش» بدل شدند. کجاست آن عقل سلیم سیاسی که از رهبران کشور انتظار داشتیم ؟

اگر شما کاری را بر علیه دیگران انجام می‌دهید که آن را علیه خودتان دوست ندارید و عکس العمل آن به خود شما بر می‌گردد، شما حق اعتراض ندارید .

بدترین گناه این است که ما تمام مردم یک منطقه را  برای اعمال یک گروه که خودمان کم و بیش باعث بوجود آمدنشان بوده‌ایم بدنام و سرزنش کنیم. یک دست کردن همه مسلمانان  به عنوان  دشمن، یک عمل بزدلانه، نفرت انگیز و یک فرصت‌طلبی خطرناک سیاسی است . و به نوبه خود کاری غیراخلاقی است .  امروز اخوان‌المسلمین مانند نمونه قرن بیستمش نیست. اگر الان رئیس جمهور بتواند بین ” تروریست‌های رادیکال اسلامی” و یک میلیارد و شش صد میلیون پیروان اسلام، که دومین مذهب بزرگ در دنیا است تمایز قائل شود ، آنگاه او خواهد توانست رهبری در جهت پذیرش مسئولیت ما به عنوان یک ملت را در مورد صدمات دهشتناکی که بر جهانیان وارد کرده‌ایم،  به عهده گیرد . این اولین قدم ضروری در جهت خنثی کردن تهدیدهای امنیتی ماست. ما به فوریت نیاز به اعلام و اذعان حقیقت داریم تا قبل از اینکه به نقطه بدون بازگشت برسیم .

جلیل – داریوش

منبع : http://www.counterpunch.org/2017/03/10/the-secret-to-our-nations-security/ [1]

 


Article printed from The Union Of People's Fedaian Of Iran: http://www.etehadefedaian.org

URL to article: http://www.etehadefedaian.org/%d8%a7%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d9%85%d9%86%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7

URLs in this post:

[1] http://www.counterpunch.org/2017/03/10/the-secret-to-our-nations-security/: http://www.counterpunch.org/2017/03/10/the-secret-to-our-nations-security/

Copyright © 2011 Etehade Fedaian. All rights reserved.